رمان نبض سرنوشت

رمان نبض سرنوشت پارت۴۱

کلید انداختم و در رو باز کردم . همینکه رفتم تو با بوی غذایی که تو کل خونه پیچیده بود…

بیشتر بخوانید »
رمان خان زاده جلد دوم

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۲۵

  از وقتی که از شیراز راه افتاده بودیم من گوشیم خاموش کرده بودم نمیخواستم اهورا اگر زنگ بزنه جوابشو…

بیشتر بخوانید »
رمان صیغه استاد

رمان صیغه استاد پارت ۷

  تیر خلاص و ضد و از آشپزخانه دور شد. الان حتی جمع کردن این میز برای من سخت بود…

بیشتر بخوانید »
رمان نبض سرنوشت

رمان نبض سرنوشت پارت۴۰

لبخندی خجولی زدم و گفتم : خودت که شرایط رو بهتر میدونی حالا عیب نداره ببنیم کی وقت کنم، میرم…

بیشتر بخوانید »
چت روم

چت روم رماندونی۹

چت روم رماندونی

بیشتر بخوانید »
رمان عشق تعصب

رمان عشق تعصب پارت ۶۷

  _ فردا باید بریم خونه ی عمو گویا باهامون کار داره ! متعجب شده بودم چون بابا بهم گفته…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۱۳

۱۳.۱ ❤️به نام خداوند جان وخرد❤️ ⚡🔥⚡🔥⚡🔥 ۱۳.۱ استاد پس از پایین داستانش بلند شد . ورکرد سمت بچه هاوگفت:…

بیشتر بخوانید »
رمان صیغه استاد

رمان صیغه استاد پارت ۶

  عینکش و برداشت و توی ماشین گذاشت و گفت _ قرار نیست مادرت چیزی بفهمه… همراه هم وارد ساختمان…

بیشتر بخوانید »
رمان نبض سرنوشت

رمان نبض سرنوشت پارت۳۹

آروم کلیدمو در آوردم و درو باز کردم . کفشامو تو جاکفشی گذاشتم . پاهام دبگه جونی نداشت انقدر راه…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۱۲

به نام خداوند لوح و قلم حقیقت نگار وجود و عدم خدایی که داننده رازهاست نخستین سرآغاز آغازهاست 🔥⚡🔥⚡ ۱۲.۱…

بیشتر بخوانید »
رمان نبض سرنوشت

رمان نبض سرنوشت پارت ۳۸

بعد رفتن ماهان فرانک یه نفس راحتی کشید و گفت : انقدر که من از این میترسم از بابام نترسیدم…

بیشتر بخوانید »
رمان صیغه استاد

رمان صیغه استاد پارت ۵

    میخواستم منو تنها بزاره درسته که خوب بود راضی بودم از رفتنش اما همه دخترا شبی که اولین…

بیشتر بخوانید »
رمان خان زاده جلد دوم

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۲۴

  انتخاب باتوعه یا از زندگیش حذف شو و برو برای همیشه راستش و بخوای من و اهورا قبل این…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۱۱

♥️به نام خالق هستی♥️ ۱۱.۱ که به ثانیه نکشید موبایلم روشن شد. -الو….. سلاممم برخانم بی معرفت…خوبی …. با لبخند…

بیشتر بخوانید »
چت روم

چت روم رماندونی۸

چت روم رماندونی

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا
بستن