codebazan

چت روم

چت روم رماندونی ۴۷

بیشتر بخوانید »
رمان گرگها

رمان گرگها پارت ۱۲

۳۳) به مسعود چیزی نگفت و تماسو قطع کرد.. با کمی خجالت به من نگاه کرد و گفت _اصلا باورم…

بیشتر بخوانید »
چت روم

چت روم رماندونی ۴۶

بیشتر بخوانید »
رمان گرگها

رمان گرگها پارت ۱۱

۲۹) روزها میگذشتند و من و کامیار طبق قراری که گذاشته بودیم رفتار میکردیم.. اون برای صبحانه و ناهار و…

بیشتر بخوانید »
رمان صیغه استاد

رمان صیغه استاد پارت ۱۹

    سریع به سمت آشپزخونه رفتم براش قهوه درست کردم روی میز گذاشتم نگاهم به صورتش افتاد هنوزم عصبی…

بیشتر بخوانید »
چت روم

چت روم رماندونی ۴۵

بیشتر بخوانید »
چت روم

چت روم ۴۴

بیشتر بخوانید »
رمان گرگها

رمان گرگها پارت ۱۰

۲۷) کامیار بدون حرفی رفته بود بالا و نگار جون هم نزاشته بود من برم.. گفته بود تو به حرفای…

بیشتر بخوانید »
رمان ترمیم

رمان ترمیم پارت ۶۰

  نمیدانم عصبانی است یا ادایش را درمیآورد، اما دلم آرام میشود. روحم از تلاطم می افتد. شوق رقص دارم……

بیشتر بخوانید »
رمان گرگها

رمان گرگها پارت ۹

۲۶) صدای منیره و نگار جون رو میشنیدم که تو آشپزخونه بودن و منیره صبحانه حاضر میکرد.. ولی من نمیتونستم…

بیشتر بخوانید »
رمان

رمان گرگها پارت ۸

۲۳) تا ظهر چیزی نمونده بود ولی خبری از کامیار نبود.. منم بهانه ای برای بالا رفتن نداشتم.. رفتم پیش…

بیشتر بخوانید »
رمان

چت روم رماندونی ۴۳

بیشتر بخوانید »
رمان

چت روم رماندونی ۴۲ (شبزده ها)

بیشتر بخوانید »
رمان

چت روم رماندونی ۴۱

بیشتر بخوانید »
چت روم

چت روم رمان دونی ۴۰

چت روم رمان دونی ۴۰

بیشتر بخوانید »

کدبازان

بستن