codebazan

رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۴۷

 

* * * * *
#لیلی
عصبی از این طرف به اون طرف میرفت.
با خشم داد زد
_یعنی چی که هیچی؟به خونه ی من تیراندازی شده…به خونه ی من… اگه لیلی طوریش میشد چی؟
همه معنادار نگاهم کردن. سرمو پایین انداختم…
از روی دوربین ها فهمیدیم یه ماشین سیاه بوده که پلاک هم نداشته.چهار نفر توش بودن که هر چهار نفرشون نقاب داشتن.
آرش یه سری دستورات به همشون داد.
بعد از رفتنشون کلافه کنارم نشست و گفت
_دارم دیوونه میشم کار کی میتونه باشه؟
نگاهش کردم و گفتم
_کار امیره…اون به من گفت ازت دور باشم اما من…
بغلم کرد
_هیش…!
پسش زدم و کلافه گفتم
_بفهم دیگه آرش. هر بار با همیم بعدش یه اتفاق بد میوفته. اگه دیشب یکی از اون تیر ها به تو می‌خورد…
نفس عمیقی کشیدم تا گریه م نگیره.
بلند شد و عصبی گفت
_فکر کردی من نمی‌فهمم؟فکر کردی وقتی صدای شلیک اومد من چه حالی شدم؟از ترس اینکه بلایی سرت بیاد مردم لیلی. از فکر اینکه برای همیشه از دستت بدم دیوونه شدم.عذابم نده تو رو خدا…اونی که داره با جفتمون بازی می‌کنه رو پیدا می‌کنم تو این مدتم ازت می‌خوام خونه ی بابات بمونی و نیای سر کار.
چشمام گرد شد
_تو حالیته چی میگی؟ من کارم و ول نمی‌کنم خودتم میدونی.بعدشم با این کار خانوادمو در خطر نمیندازم.
منم مثل اون با لحن مطمئنی گفتم
_اونی که داره باهامون بازی می‌کنه رو با هم پیدا می‌کنیم.
لبخند محوی زد. لیلی هیچ وقت جا نمی‌زد.
* * * * * *

#هانا
با لبخند محوی به آیلا زل زده بودم.ظرف یک هفته آرمین وسایل این خونه رو عوض کرد. البته جز اتاق مشترکمون…
خودش اونجا می‌خوابید و منم توی اتاق آیلا می‌خوابیدم. این طوری احساس امنیت بیشتری می‌کردم.
توی حیاط رسما یه پارک درست کرده بود و یه پرستار برای آیلا و سه تا خدمتکار و یک باغبون هم استخدام کرده بود.
همه چی به روال سابق برگشت الا رابطه ی ما… انگار هر روز که می گذشت از هم دورتر می‌شدیم.
موبایل توی دستم لرزید. با دیدن اسم مهرداد تماس و وصل کردم
_جانم داداش؟
به جای صدای مهرداد صدای عصبی میلاد توی گوشم پیچید:
_هانا تو کجایی؟ خونه ی اون عوضی؟
ناباور پلک زدم و گفتم
_اومدی ایران؟
_آره… انقدر دروغ تحویلم دادین که طاقت نیاوردم و اومدم. الانم با مهرداد داریم میایم تو رو از اون عوضی پس بگیریم.
هول شده گفتم
_نیا…به خدا آرمین یه بلایی سرتون میاره نیا…

***************************************************

_تا کی میخوای از اون عوضی بترسی؟اون حق نداره شما رو به زور اونجا نگه داره.
کلافه شدم.آرمین کلی نگهبان جلوی در گذاشته بود، کلی دوربین…پرنده پر می زد بهش خبر میدادن و بدتر از اون اینکه شرکتش خیلی به خونه نزدیک بود.
نالون گفتم
_نیاین اینجا…
عصبی گفت
_وسایل خودت و آیلا رو جمع کن تا پنج دقیقه دیگه رسیدیم.
تماس و قطع کرد.. بلند شدم… حالا باید چه خاکی توی سرم می‌ریختم؟
می ترسیدم. از هر اقدامی می ترسیدم. از اینکه آرمین دخترم و ازم بگیره می ترسیدم.
هنوز توی شک بودم که صدای داد و بیداد به گوشم خورد.تند به سمت در دویدم و رو به نگهبانا گفتم
_باز کن درو.
خشک نگاهم کردن و یکیشون گفت
_تا آقا دستور نده نمیشه
صدای مهرداد و از پشت در تشخیص دادم. داشت با نگهبانای اون طرف دعوا می‌کرد.
با عصبانیت داد زدم
_باز کن این درو…
فقط نگاهم کردن.چشمم به اسلحه ی دور کمرشون افتاد و تو یه حرکت یکی از اسلحه ها رو کشیدم و چند قدم رفتم عقب و گفتم
_باز کن این درو!

***************************************

نگاهی به هم انداختن و درو باز کردن.
مهرداد با دیدنم یقه ی نگهبان جلوی درو ب
ول کرد و گفت
_حاضر شو هانا… تا آرمین نیومده با میلاد برو…
درمونده گفتم
_پیدامون میکنه.
محکم گفت
_اجازه نمیدم…آیلا رو بردار و باهاش برو.
خبری از میلاد نبود…با اشاره ی ابروی مهرداد حدس زدم میلاد یه جای دیگه منتظرمه.
سر تکون دادم و اسلحه رو انداختم و به سمت آیلا که روی تاب بود دویدم.
پیادش کردم که غر زد
_عه… من میخواستم بازم بازی کنم.
دنبال خودم کشوندمش و گفتم
_دو دقیقه حرف نزن آیلا…
_مسابقه ی سکوته مامانی؟
سر تکون دادم که خوشبختانه ساکت شد.
با دیدن نگهبانای در پشتی آه از نهادم بلند شد.
قبل از اینکه ما رو ببینن کنار کشیدم..
خم شدم و کنار گوش آیلا چیزی گفتم که چشماش برق زد و به سمت نگهبانا دوید.
دو دقیقه ی بعد جلوی اون در از هیچ نگهبانی خبری نبود.
با ذوق آیلا رو بغل کردم و محکم بوسش کردم
_قربونت برم که انقدر تو بازیگری ماهری!
درو باز کردم و میلاد و دیدم.
آیلا تند از بغلم پرید پایین و داد زد
_بابایی!
به سمت میلاد دوید و میلاد هم دلتنگ بغلش کرد.

*******************************************************

درو بستم و به سمتشون رفتم.نگاهم کرد. با یه دست آیلا رو نگه داشت و با دست دیگه منو بغل کرد و کنار گوشم گفت
_خوبی؟
بی اختیار اشکم جاری شد و گفتم
_نه
نگاهش هم از روی اشکام سر خورد و گفت
_تموم شد.
آیلا رو صندلی عقب نشوند.سوار شدیم.
آیلا با ذوق گفت
_میریم خونمون پیش سهیل؟
میلاد سر تکون داد و گفت
_آره عشق بابا میریم خونه.
استارت زد که آیلا لبهاش آویزون شد
_اما من که با آرمین خدافظی نکردم.
میلاد سرزنش گر نگاهش کرد و گفت
_دیگه اسمش و نمیاری. اون آدم خوبی نیست.
آیلا با سر تقی جیغ جیغ کرد
_نه خیرم خیلی خوبه.. من که عاشقشم!
عصبی ماشین و راه انداخت و درست همون لحظه ماشین آرمین پیچید توی کوچه و راه میلاد و سد کرد.
چشمام و بستم. بدبخت شدم… این بار دیگه بهم رحم نمیکنه و دخترمو ازم می‌گیره.
آرمین از ماشینش اومد پایین و نگاهش مثل شمر به میلاد و من افتاد.
میلاد پیاده شد.آیلا با اون صدای بچه گونش گفت
_مامان من میشه بزرگ شدم با آرمین ازدواج کنم؟به نظرم خوووووووشتیپپ مرد دنیاست.
با سرزنش نگاهش کردم که دیدم با دهن باز زل زده به روبه رو…
رد نگاهش و دنبال کردم که دیدم میلاد روی زمین افتاده و آرمین پاش و گذاشته روی سینه ش و اسلحه رو درست به سمت سرش نشونه رفته.
تند از ماشین پیاده شدم و داد زدم
_آرمین چیکار میکنی؟

******************************************

صورتش از خشم می لرزید… طوری کبود شده بود که مات موندم میلاد صدادار پوزخند زد و گفت
_بزن دیگه منتظر چی هستی؟آیلا هم چهره ی واقعی تو میبینه برای اون همیشه یه قاتل عوضی میمونی…
با این حرفش آرمین منفجر شد و چنان نعره ای زد که چند قدم رفتم عقب.
با خشم چند بار به هوا شلیک کرد و داد زد..وحشت زده خودم و جمع کردم. واقعا ترسناک ترین آدمی بود که توی عمرم دیدم.
میلاد بلند شد و خون روی لبش و پاک کرد.
از ترس قالب تهی کردم.نفس زنون اسلحه رو پایین آورد و چنان به میلاد نگاه کرد که مطمئنم داشت نقشه می‌کشید چه طور بکشتش!
نگاهش از روی میلاد سر خورد روی من…عصبی غرید
_آیلا رو ببر تو!
خشکم زده بود. میخواست منو آیلا بریم که میلاد و بکشه؟
_مگه کری؟

با صدای دادش تکونی خوردم. آیلا رو از ماشین در آوردم. داشت گریه می‌کرد…
در خونه رو باز کردم و کنار گوش آیلا گفتم
_تو برو بالا توی اتاقت پیش خاله منم میام.
با ترس چسبیده بود بهم. با هزار وعده وعید فرستادمش تو ولی خودم نرفتم…
برگشتم سمت آرمین و گفتم
_میلاد تو برو!
_بدون تو؟ من اومدم دنبالت اون وقت تو…
حرفش با لگدی که آرمین توی سینش زد قطع شد.
جیغ زدم و به سمتش رفتم که آرمین بازوم و کشید و منو پشت خودش نگه داشت و داد زد
_گه خوردی اومدی دنبال زن من حروم زاده

 

🍁🍁🍁
🆔 @romanman_ir

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫278 نظرها

  1. رمانش عالیهههه خیلی خوشم اومد ولی اگه میشه بیشترپارت بزارید
    ادمین جان لطفابین این همه نظرتوهم ی چیزی بگو اصلاهستی؟؟؟🤣🤣🤣

  2. من رل دارم ینی داشتم هنو دارم ولی باهم حرف نمی زنیم قهرم باهاش یه ماهه حرف نزدیم ایشون دانشجو هستن و شیرازن و کلی دور من هنوز اینور پلی به اسم کنکور موندمTT

    1. اهاااان میدونی چیه لی لی جون ؟ مشکل همینجاس ک رل داشتن مشکلای خودشو داره ک از قضا همین قهر و دعوا و حرص دادن به همدیگس اصن همون بهتره ک رل نداشته باشی با خیال راحت میگیری میخوابی زندگیتو میکنی بدون هیچ دردسر و فکر و خیال

      1. اره دیقیقا همون کلی باهم جنگ اعصاب داریم از وقتی دانشجو شده انگار اصلا تحویل نمی گیره فک کنم یه دختر شیرازی مخشو زدهTT

      2. آره بابا اززندگی سینگلی لذت ببرین چیه این کارا؟!؟!؟…. مدیونید اگه فکر کنید دلم خواست!!.. پیف پیف!…

        1. اره واقعا فکر بدی نیس میدونم تهش باخته اما حداقل یک روز هس ک خوش باشی و الان نمیدونم من احمق چرا رل نداشتم و ندارم با خودم به نتیجه نمیرسم

      1. آجی چی گفتی نبینم حرف دوس پسربزنی ها من به غیرتم برمیخوره باهمه ی دخترای گروهمون خواهرای من
        نبایدباهیچ پسری دوس بشن خخخخخخ شوخی کردم ولی دختر بایدفقط باشوهرش دوست باشه نه بایه پسر
        پسرتاوقتی که نیادخواستگاریت نباید باهاش دوس بشی اینم نصیحتی از طرف داداشتون

      2. ببین اصلا رل نزن همه ی پسرا یکی بهتر ببینن اون قبلی و می زارن کنار.حتی اگه یارو رو دوست داشته باشی برای ایسگا کردن هم خوب نیست چون مسافتی توی این خط اصلا با هیچ پسری دوست نشو من کسی و میشناسم که زن و بچه داره با هزار تا دختر دوسته هیچ پسری آدم نیست
        البته بی احترامی نشه به خوب ها که توی این گروه هستن
        ادمین نزنی بکیشمیون یهو🥺

      3. عزیز من تو زندگیت یه بار رل بزن ک اونم آخرش به ازدواج ختم بشه
        البته دیگ رل و دوس پسر معنی نداره کلا همه رلا مث زن و شوهر با هم تو یه خونه زندگی میکنن من اصن موندم اینا آیا خانوده ای چیزی ندارن ///؟؟؟!!!
        نمونش ک خودتونم شاید تو اینستا دیده باشین کیو میگم .

  3. دختر ترک چجوریاس همتون همو میشناسین
    ن باو میگم ک من خیلی ترکا رو دوس دارم چن وقت پیش ی شارژ ۱۰ تومنی ی تبریزی اشتباهی واس خطم فرستاده بود زنگید شارژ رو بگیره هیچی دیگ باهم رفیق شدیم. نمیدونم فامیلی شاهین چیه ازش نپرسیدم ولی میدونم اسم خواهرش شقایق و مامانشم خیاطه ….

    ستایش دخترم ن داداش . اگ بخاطر نزنگیدن بخام بدبخت شم همون بدبخت بشم بهتره

    1. خوبه دیگ ما ترکارو دوس دارین…….. فقط یه عیبی ک داریم اینه ک بخاطر
      آبو هوامون ک سردو خشکه یکمی فقط یکمی هااا بد اخلاقیم
      جالبه اسم خواهرشو میدونین اونوقت فامیلیشو نمیدونین!!؟؟
      والا منم تا اون حدی نمیشناسم فقط اینو میدونم ک طلا فروشی داره

  4. ادمین گلی نمیشه یکم بیشتر کنی پارت هارو💋💋♥️♥️♥️♥️💋💋♥️💋♥️💋♥️💋♥️💋♥️💋♥️♥️💋💋♥️♥️💋💋♥️

  5. سلام یاس عزیز من فکر میکردم قدت کوتاه باشه صورت گردو تپلی موهای کوتاه پسرونه پوست سفید و عینکی باشی البته برای همین گفتم کاملا اشتباه حدس زدم

  6. بد بختی ینی فردا امتحان زیست داشته باشی اونم ای جانم تستی باشه و از اون سوالات خوشگل موشگل خانم نعمتی ..!!😠😠😠🙁🙁🙁🙁🙁

  7. اخر دختر ترک ی رفیق دارم ب اسم شاهین واس ماکوعه یکیم واس تبریز اسمش اسیه از وقتی با اینا رفیق شدم عاشق ترکا شدم مخصوصا اسیه وقتی میگ عشگم بشدت دلنتگشونم شمارشونم دارم ولی این غرور لعنتیم نمیزاره بشون بزنگم. واس این چالشتون میتونم بگم ی خواهر دارم کپی خودمه دوقلوایم ۲۰ ساله از اراک هر دو دانشجو رشته روانشناسی

    1. عععع چه خوب ک از ترکا خوشتون میاد والا اکثرا فارسا ما ترکارو مسخره میکنن یا اصلا از ما خوششون نمیاد درسته ک ترکا هم از اونا خوششون نمیاد ولی من خودم اینطوری نیستم
      و میشه فامیلیشونو هم بگین شاید بشناسم یکی به اسم شاهین حسنخانی میشناسم شاید اون باشه ?

      1. همه اینطور نیستنا من کلی دوست فارس دارم که افتخار می کنن با من دوستن راستش من زیاد ترکی بلد نیستم بعضیا می گن مایه ننگه کاملا متوجه می شما ولی موقع حرف زدن مشکل دارم ولی بالاخره لحجه ترکی رو دارم و بهش افتخار می کنم چون نشون می ده اصلات پدری من چیه و اصلا ازش ناراحت نیستم
        اخه می دونین بعضی از همشهری های ما سعی می کنن کنار مهمونای فارسمون جوری رفتار کنن انگار اصلاتا فارسن و لحجه ندارن و تازه خجالتم می کشن

        1. ارومیه ای ها اونطورین یجوری فارسی حرف میزنن انگار اصالتشون هم فارسه واقعا ک متاسفم براشون داش باشلانااا….!!!!!

          والا ما چون نزدیک مرز ترکیه هستیم هر هفته دوبار میریم ترکیه و من بعضی وقت ها با دوستام ترکیه ای حرف میزنیم اصنم مایه ننگ نیس اتفاقا زبون سختیه هر کسی نمیتونه یاد بگیره

        2. کسایی که سعی میکنن خودشونو با کلاسو شهری نشون بدن از همه داهاتی ترن من خودم ترک نیستم ولی واقعن عاشق ترکام

    2. دقیقااا اخلاق منم همینه وقتی یه دوستم به من زنگ نزنه اصلا غرورم اجازه نمیده ک بهش زنگ بزنم
      و البته اینم بگم غرور خیلی خوبه البته تو این دوره زمونه دختر باس مغرور باشه و سنگین ولی متاسفانه خیلیا اینجوری نیستن و نمی گم و اصن شیطون نباشه چرا اتفاقا خوبه ولی تا یه حدی خوبه

  8. نه تو رو خدا دوباره این بچه رو از باباش جدا نکنید😑😢 واقعا چه قدر سخته که بچت به یکی دیگه بگی بابایی…. پس کی می خواد آیلا بفهمه آرمین باباشه؟!
    با هانا هم دیگه حرفی ندارم😑 هر وقت عقلش برگشت سر جاش باهاش آشتی میکنم..

  9. چرا من نظرمیذارم ولی واسه خودم نمیان چرا عایا؟؟ برا شما هم نمیان😂😂😂

  10. ای بابا فک کنم فقط من کسیا نمیشناسم😐🤔همه هم دیگه را میشناسن ماشالا چقدرم حرف زدین😁

  11. دوستان عزیز با کمال پوزش ولی
    زااااااااااااااااااااااااااااااااارت باباییییییی چی میگه دیگه ؟!!!؟ :|:|:|:|:|:|
    من جای ارمین باشم یه لحظه هم هانای شتی رو زنده نمیزارم زنیکه ازبک جغوز
    ارمین بدبخت فلک زده دیگه چه خاک و گل و شن و ماسه ای سرش بریزه تا توئه الاااغ دست از لجبازی برداری
    پوووووف کلی فحش دارم ولی اینجا نمیشه گفت

      1. خخخخخ😂😂
        حالا چون اصرار دارین باش
        فقط قول دادین چشمم نکنینا 😐😐

        قدم فک کنم ۱۶۷یا۸باشه ۵۳کیلوام موهامم تا شونمه کوتاه کردم چن روز قبل. موج داره(همون فر فری خودمون😂😂اما خو فراش بزرگه)دیگه چشمام درشته ومدل اهویی😐 ابروهام دخترونست لبامم برجستست که بهترین عضو صورتمه بینیمم معمولیه نه انقد خوشگل که همه فک کنن عملیه نه زشته درکل از مال همه فامیلامون بهتره😂😂صورتمم سبزست یکم اما دوس داشتم بیشتر سبزه باشم☺☺
        (میگن تا حدودی شبیه مایده هژبریم ولی بنظر خودم اصن نیستم:/ )

        1. حالا بیا وسط جونم جونم .حالا حالا .غییییییییییییییییییییر ازتوووووووووووووووووووووو و غییییییییییییرررررررررررررر اززززززززززززززز تووووووووووووووووو کسی را مپرستم خخخخخخخخخخخ

          1. دل دسته تو و مسته تو و بسته به جااااااننننم ازززز عشقتتت حیرررررااااااااااانم….. دیوانه و دیوانه و دیوانه و مستممم……. غیر از تووو…….

  12. چقد کم این مهراداد دیگه ششورشو داره درمیاره هانام که از اون بدتر اقا بمون پیش شوهرت دیگه احمقه به خدا

  13. فارسی خواهشان!
    من حوصله ی پیام دادن نداشتم ولی توی هر پارت نظراتتون و دنبال میکردم
    بعدش همه اینجا ۱۷ ساله هستن منم ۱۷ ساله از قم
    رشته ی انسانی
    خواهرا و برادرا لطفا جواب اون یکی پیام مو بدید
    مرسی

  14. چالشتون خوب بود تصوری که ادم از اسم و مدل حرف زدن کسی داره خیلی فرق داره من که از آزاده ویاس و ایلین یه تصویر ذهنی دیگه داشتم الان فهمیدم بهتره من فکر نکنم

  15. میشع خواهش کنم رمان قدرت دریای من رو تو این سایت بذارید آخه میگن رمانش خیلی قشنگه ممنون میشم

    1. دو قطعه عکس ۳*۴ کپی از همه صفحات شناسنامه و همچنین کارت ملی اجازه والدین و در صورت تاهل کپی عقدنامه
      همه رو در قالب یه پک پست میکنی برای ادمین یا هم میتونی همه رو اسکن کنی و ایمیل کنی
      با تشکر

  16. نه نه نه نه…. خواهش میکنم هانا دوباره فرار نکنه. واقعا دلم برای آرمین دیگه داره میسوزه🖤 هانا خیلی بد شده. به جای اینکه بیاد بشینه و منطقی فکر کن و به آرمین حق بده داری اینجوری دیوونه بازی در میاره، و هر دوشونو عذاب میده. میلاد😤 این مگه زن و بچه نداشت؟🤔😒😒😒 چرا با هانا ازدواج کرد؟ خدایا دارم دیوونه میشم..

  17. آخه چراانقدرکم…بنظرم هرشب نزارید بهتره..اینجوری بهمون توهین میشه…یعنی مانمیدونیم فرق پارت با ۴خط چیه که میگیدهرشب براتون پارت میزاریم

  18. جا داره یه تشکرم بکنیم از ادمین💫💝
    مرسی واقا برا پارت گذاری و جواب دهیت❤
    الانم که هرشب میزاری دمت گرم 💥

  19. این نویسندم رسما مارو علاف کرده 😑😑
    کاری به کوتاهی پارتا ندارم درجریانم مخش اب گرفته کارنمیکنه ولی ناموصا بیخود کش میده اخه این خزعبلات چیه سرهم میکنی😐😐نه اتفاقی نه هیجانی ن هیچی…خودشم میفهمه برا همین بیماری هانا رونمیگه رو زرزرای لیلی اسکی میره از اونورم که امیر رو پادرهوا نگه داشته…
    نویسنده خسته نباشی واقا انقد فک میکنی ربات صلیبی مغزت میترسم پاره شه😒😒

  20. موووااافقم: قبلا هم گفتم ۱۷ سالمه, مثل اکثر ترکا بور میباشم, موهامم تا کمر, قد۱۶۷, وزن: اخرین باری که وزن کردم فک کنم ۶۲ کیلو بودم, رنگ پوست:سفید… در ضمن تو بدترین شرایط زندگیمم همیشه میخندم… واقعیتو گفتما, نگید از خودش در آورد!!..

    1. اسمم زهرا از ماکو
      قدم ۱۶۴ وزنم ۶۰
      رنگ موهامم طلایی و تا کمرم میرسه
      خداروشکر بینیم کوچیکه لبامم قلوه ای هس
      اما از همه بیشتر رنگ پوستم رو دوس دارم و بشدت سفیده ۱۸ ساله
      چشامم درشته و رنگش عسلی

      1. من هم اسمم زهراس
        قدم ۱۶۸ وزنم ۶۰
        رنگ مو و چشم ابرو مشکیم چشما ی درشت با مژه های بلند
        موهام تا وسطای کمرمه لخت لخت
        لب وبینی متناسب با صورت تقریبا گردم
        پوستمم سفیده و خیلی خیلی کم مایل به گندمیه چون به صورتم دست نزدم :)
        ۱۷و نیم ساله
        از ایلخچی از شهرستان های تبریز ^_^

    2. سلام منم ندا ۱۵ سالمه نامزدم دانش اموز دهم تجربی هستم
      رنگ پوستم سفید لبام صورت یچشام قهوای عسلی دماف کوچیک موهام بلند سیاه مایل به قهوه ابروهم نازک و بلند
      اهل مرند

      1. با توجه با ویژگی های ظاهری که خواهران عزیزمون داشتن منم ۱۸۵قدمه بسی خوشتیپم چشام آبی تیله ای دماغم عین عروسک ته ریش هلو بازوها رو بیا ببین موهام بور لخت….دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه…اها چالم دارموو خیلی خوش اخلاق و جنتلمن و از این قرتی بازیا خخخخخخخخخخخ وای ننه تازه دکترم هستم بعله

          1. خب بچه ها حالا ک قیافه و تیپ و .. اینارو گفتیم حالا بگین تا حالا رل داشتیم یا دارین لطفا همه بگه
            من خودم تو فاز را و اینجور چیزا نیستم تا حالام ک رل نداشتم در کل از پسرا خوشم نمیاد همشون یه ….

          2. نه بابا منم اهل این حرفا نیستم ما اگه دوست پسر داشتیم که نمینشستیم بیست و چهار ساعت رمان بخونیم!!… میرفتیم با خود کیس چت میکردیم …

        1. بخخخدا میخاسم بیام بنویسم پس این چشم ابرو مشکیا که تو خیابونن همشون منم که کامنتارو خوندم دیدم پیشی گرفتی😂😂😂😂

          1. اخه منو چه به رل .هیچ جوره تو کتم نمیره با پسر دوست باشم
            اونجوری که از دوستام میشنوم و رمان خوندم خیلی انتظارشون زیاده .اقا والسلام زیاد از پسر جماعت خوشم نمیاد ولی تو این جا همه رو به عنوان داداشام قبول دارم

  21. بچهههههههههههههههههههههههههههههههههههه هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا .بیاین یه چالش بذاریم هر کسی بیاد ظاهرشو تو صیف کنه تا وقتی پیامارو میخونیم تو ذهنموت تجسم کنیم با اون جزعیات. در هر صورت از قد سن شکل ظاهری رو باید بگید ا گه میخواید .هر کی موافقه پس بنویسه .ممنونم ازتون

    1. با نام خدا
      قدم ۱۵۲ (قدم کوتاست مگه نه؟)
      چشمام درشته و رنگش قهوه ایه مایل به مشکیه
      صورتم گرده و یکم سبزست(یکما یکم)
      ابروهامو که ببینید فکر میکنید برداشتم آخه زیرش تمیزه و پیوندی نیست و بخاطر همین روز اول مدرسه معاونو مدیر بهم گیر دادن با سندو مدرک ثابت کردم دماغم که یه خورده قوز داره ولی زیاد معلوم نیست آخه عینک میزنم اونم گرد و چادریم
      کلا نه اونقدر که بگم خیلی خوشگلم نه اونقدر که بگم زشتم ولی همه از چشمام و ابروهام و مژه هام تعریف میکنن
      خلاصه خدارو همیشه شکر میکنم

      1. راستی یادم رفت چال رو گونه دارم البته هر دوتاش موهامم پسرونه کوتاه کردم قبلا عین این قدیمیا تا زیر زانوم بود رنگ مو هامم خرماییه
        با اینکه بعضی مواقع شوخم در عین حال زود رنجم کسی بهم زور بگه گریم میگیره

    2. من مائدم از نیشابور
      ۱۷ سالمه
      چشام مشکیه موهام هم مشکی_قهوه ای تا پایین تر از کمرم هس
      دماغم که الان باد داره شبیه گوجه شده
      لبامم متوسط در کل صورتم گرده بیشتر اجزا صورتم هم گرده
      گونه چپم هم چال داره
      رنگ پوستم هم سبزه اس
      قدم ۱۶۶
      وزنم ۵۶
      خودم از خودم راضی ام نظر بقیه هم در مورد تیپ و قیافه ام برام مهم نیس😃😉

      1. منم اسمم یاس هست متولد ۸۲٫۱۱٫۲۰ رشت زندگی می کنم.
        قدم ۱۷۲هست وزنمم ۷۰
        چشم و ابرو مشکی ام دوستام بهم میگن شبیه خمارا هست 😂
        دماغمم پارسال شکست😭مجبور شدم عمل کنم موهامم بلنده دوروزه که تهش رو رنگ کردم 😬
        رنگ پوستمم نه سفیده ن تیره
        گندمیه
        رشتمم تجربیه

    3. منم اسمم زهراست بیست و چهار سالمه متاهلم ی گل پسر نازم دارم . قدم صد وپنجاه و نه وزنم ۶۰ کیلو چون تازه زایمان کردم ی کم خپلم 😂. صورتمم فوق العاده گرده و لپو هستم ابروهام مشکی و هشتی چشمام مشکی و دیگران میگن قشنگ بینیم تقریبا گوشتیه اما ب فرم صورتم میاد لبامم قلوه ایه موهام مشکی بود ک جدیدا رنگ کردم قهوه ای شده قدموهامم تا پایین شونه هامه

    4. داداش راشا اگه خواستی تو ام بگو بشناسیمت.خو من قدم ۱۶۵ هستش وزنمم ۴۰ کیلو هستش /میدونم خیلی نسبت به وزنم لاغرم ولی باور کنین هر چی میخورم چاغ نمیشم/ رشت زندگی میکنم ۱۶ سالمه .موهام خرماییی طلایی و مشکی قاطیه وتا وسط کمرم هست/رنگ نکردم/ پوستم سبزست ولی زیاد سبزه نیس .چشمام همه میگن درشته مزه هام بلنده و رنگ چشمام قهوه ای سوخته اس اخلاقمم که خیلیییی شیطونم و خیلی میخندم ولی سگ بشم هیچ کسو نمیشناسم.لبام گوشتیه بزرگه .وتنها بدی که راضی نیستم دماغم یکم غوز داره که تا دوسال دیگه از شرش راحت میشم .اصلا حجابی نیستم برعکس با شوار و تیشرت میرم بیرون

      1. راشا؟؟ یاد فیلم هندی افتادم!!.. دو سال دیگه میخوای دماغتو بکنی آبشش در بیاری؟؟؟ …. شیطون اونوقت با کجات تنفس میکنی؟؟… وویی روم به دیوار!!…

    5. به نام خدا هستم یه ساله که دوسالمه از کوچیکی بزرگ شدم 🤟😁
      ن جدی اسمم مبیناس چشمام سبزعسلیه همه میپرسن چه رنگیه ولی خودمم نمیدونم بر اساس موقعیت تغیر میکنه موهام بوره ن خیلی ولی فرن ابروهام پیوسته دماغمم اوکیه قدمم۱۶۴ سنمم ۱۸/۵
      یه لحظه حس این بهم دست داد انگار دارم همسر یابی میکنم😐😐😐🤣🤣🤣🤣🤣

      1. 😂😂😂😂😂😂😂👌👌👌👌👍
        دقیقا منم همین حس رو دارم😂😂😂
        .
        .
        یه سوال استقلالی هستی؟
        آخه قلب ابی داری💙

        1. این قلب آبی ربطی به اون نداره 😊ولی ی زمانی استقلالی بودم الان دیگه حتی نمیدونم این تیم وجود داره یا ن و در بی خبری به سر میبرم😁😂

    6. به نام خدا هستم یه ساله که دوسالمه از کوچیکی بزرگ شدم😁
      ن جدی اسمم مبیناس جذاب ترین عضو صورتم چشمامه سبز عسلیه همه میپرسن چه رنگیه ولی خودمم نمیدونم براساس موقعیت تغیر میکنه دماغم اوکیه راضیم ازش😂موهام بوره ن خیلی ولی فرن بازم ن خیلی و اندکی تا مقداری بلندن😐قدم ۱۶۴ سنمم ۱۸/۵ پوستمم سفیده و شر وشیطونم
      یه لحظه حس کردم دارم همسریابی میکنم😐🤣

    7. من اسمم یاسی ، یاسوج زندگی میکنم ، متولد ۸۰
      قدم ۱۷۰ ، وزنم ۵۶، صورتم گرد و پوستم سفید چشمام بزرگ و مشکی و مژه هام پر و بلند دماغم کوچولو موچولو ، لبام قلوه ای وَ موهام بلند و مشکی …..
      و البته خیییلی شر و شیطون 🤣🤣

    8. من قدم ۱۶۸وزنم۷۰هستش صورت گردی دارم چشام درشته البنه یکم ابرو هام هم هشتیه ویکمی چهارشونم همین رنگ چشام هم قهوای روشنه
      خخخ اخ زمانی که پردیسم زنده بود میگفت عاشق چشمای درشتمه یادش بخیر

      1. ببخشیداا ولی فک کنم قدتون به عنوان پسر خیلی کمه و وزنتون نسبت به قد زیاده به فکر رژیم باشین بهتره البته بازم خودتون هر جور دوس دارین ولی من واس خاطر خودتون میگم

        1. دختر خوب به مردم چیکار داری مگه قد ادم دست خودشه؟ اصلا کی گفته همه باید نی قلیون باشن کی می خوایم از این تابو های مسخره دست بکشیم زندگی مردم به هیچ ربطی نداره همین که گلیم خودمونو از اب بکشیم بیرون واسه هفت پشتمون بسه

          1. عزیزم اگه دقت کنی میبینی ک گفتم بازم هر جور خودتون دوس دارین اما من ک حرف بدی بهشون نزدم تازه واس خاطر خودشون گفتم
            اقا ساشا اگه ناراحت شدین ببخشین منو ولی منظور بدی نداشتم

        1. خوب من ۱۴ سالمه اسمم ملیکاس و دخترم ک متنفرم و رنج میبرم از دختر بودنم و این حس از وقتی متولد شدم باهام بود بعد اینکه مشهدیم و قدم ۱۷۳و وزنم حدود یک سال میشه وزن نکردم اما ۴۵ کیلو بودم و خیلی لاقر و قد بلندم موهام همیشه کوتاه بود تا دوسال قبل ک بلند کردم ولی تاقت نیاوردم و الان کوتاس بعد اینکه پوستم سبزی براقه و چشام قهوای روشن لبام هم معمولی واینکه از اشنایی باشما دوستان خوش حالم

          1. چرا اینقدر انرژی منفی میدی به خودت عزیزم
            جنسیت تو چیزی نبوده که تو توی اون نقش داشته باشی
            نمیدونم چرا بدت میاد از جنسیتت ولی اینو یادت باشه که خیلیا دوست دارن جای تو باشن 😊

          2. درست حق با شماس اما نمیتونم با جنسیتم و زندگی کنار بیام برا همین اصلا اینده و حال برام مهم نیس فقط چون مرگ دست خودم نیس زندم او مجبورم زندگی کنم به همون خدایی که بش اعتقاد دارم همین الان حاظرم جام با اونایی که ارزو دارن این من باشن عوض کنم و اینکه برای دوس نداشتن جنسیتم خیلی دلیل دارم اما اینجا جای گفتن نیس بعدم بی خیال بابا این ی بحث مسخرس که هیچ وقت با هاش بجایی نرسیدم جز افسوس خوردن

        2. ببخشداشتباه تایپی شده خواستم بنویسم ۱۷۸زدم ۱۶۸ببخشید اون روز سرکارشیفت بودم داشتم مینوشتم که اشتباه شد نه من بیشتر استخونیم ازلحاظ چربی زیادچربی ندارم استخون بندیم پره هرکی میبینم میپرسه چندکیلویی میگم۷۰تعجب میکنه میگه بهت نمی یاد

  22. سلام ادمین خسته نباشی
    خب هرشب میزارید خیلی کمه
    بعد من ی چیزی برام خیلی سواله!
    پسرای بالای ۲۰ سال هم رمان میخونن
    والا یا پسرا دنبال قرارن یا دارن ایسگا میکنن یا دارن درس میخونن یا دارن کار میکن اصلن یا ذهن جور درنمیاد!!

  23. بخدا دیگه دارم دیوونه میشم چرا اینقدر کم؟ بابا داستان رو تمومش کنید دیگه خیلی دوست دارم ببینم آخر ارمین و هانا چی میشه؟ البته آخرای رمان های ایرانی رو میشه حدس زد ارمین و هانا مثل قبل عاشق هم میشن.

  24. 🤨😶😐اینقد که کم میذاری یه وقت کمرت رگ ب رگ نشه عزیزم.
    خیلی زشته ک ادم یه روز صبر میکنه بعد میبینه هیچ چهار پنج جمله رو میای با فاصله مینویسی که فقط پر کنی .
    خدایی خیلی چرته

  25. با نیکا موافقم واقعا کسشر شده این اواخر درس مثه ادم بنویسین خو یکی این یکی اون خانزاده باو بخدا کسی مجبورتون نکرده بود قلم دست بگیرین قبلنا قلم دست گرفتن حرمت بالاتری داشت نه الان که هر چرت و پرتی میشه رمان و هر قلم بدستی نویسنده

    1. آیلین خانم بامزه ننجونه منم میدونه ادمین درسته نه آدمین ولی کیبرد خود به خود کلماتی که تو زبان فارسی نیست رو عوض میکنه اگه نمیدونستی اینو به مغزت اضافه کن

  26. خواهشا انتقادات رو به نویسنده منتقل کنید که اگه نمیتونه رمانو درست ادامه بده لااقل دیگه ننویسه نرینه تو رمان

  27. رمان که مسخره و بی سرو ته شده پارتها هم که اندازه طول قد یه شیپیشم نیس به جای ارمین و هانا هم که یک سره راجع به اسکول و مونگول مجنون مینویسی این چه وضعیه واقعا من نمیدونم این نویسنده ی گرامی چیکار داره میکنه فصل اول رمان خوب بود و بخاطر اون من اصن فصل دوش رو شروع کردم ولی هرچی میگذره داره احمقانه تر و مسخره تر میشه
    هیچی معلوم نیس مشخصه خوده نویسنده نمیدونه داره چی بلغور میکنه
    ماهم که اسکول وایسادیم تا قلم فلج و تنبل نویسنده به چرخه یه چس پارت بنویسه و آدمین گرام هم بعد از کلی تاخیر پستش کنه
    واقعا نمیدونم چی باید گفت قبلا سعی میکردم انتقاداتم و درحد یه شوخی بگم ولی انگار آدمین عزیز این انتقادات رودمنتقل نمیکنه یا اگر هم میکنه نویسنده گرام اصن به یه ورشم نی و همون کسشرای خودشو مینویسم احساس میکنم فقط دارم نت مصرف میکنم برای بالا آوردن این سایت و خوندن پارت های تخمی تخیلی رمان استادخلافکار
    تازه بالا ۱۰ رو قسمت ارسال دیدگاه کلیک کردم ولی میگه تکراریه دیگ‌هات مرسی که نمیزارید حرف حق رو بزنیم
    واقعا متاسفم براتون من یکی دیگه این رمان کسشرو نمیخونم امیدوارم بقیه از خوندن توهمات فضایی نویسنده لذت ببرن

    1. ﻣﻨﻢ ﻣﻠﯿﮑﺎﻡ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺑﻪ ﻣﻞ ﻣﻠﯽ ﻣﻠﯿﮏ ﺑﻌﻀﯿﺎﻡ ﺑﻬﻢ ﻣﯽ ﮔﻦ ﻟﯽ ﻟﯽ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯿﺪﻡ ﻟﯽ ﻟﯽ ﺻﺪﺍﻡ ﮐﻨﻦ
      ۱۸ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺯﻧﺠﺎﻧﻢ
      ﻗﺪﻡ ۱۵۱ ﮐﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﮐﻮﺗﺎﻫﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺗﻮ ﺑﻐﻠﯽ ﺑﺎﺷﻪ
      ﻣﻌﻤﻮﻟﯿﻢ ﭼﺸﻢ ﺍﺑﺮﻭﻡ ﺑﺪ ﻧﯿﺲ ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺍﺯ ﻟﺐ ﻭ ﺩﻣﺎﻍ ﺷﺎﻧﺲ ﺍﻭﺭﺩﻡ ﭼﻮﻥ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﮔﻦ ﺩﻣﺎﻏﻢ ﺍﻧﻘﺪ ﮐﻮﭼﻮﻟﻪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻋﻤﻠﺶ ﮐﺮﺩﻡ
      ﻣﻮﻫﺎﻡ ﺳﯿﺎﻩ ﺳﯿﺎﻫﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺳﯿﺎﻫﻪ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﯽ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﻪ ﺍﯼ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ
      ﺗﺎ ﮐﻤﯽ ~ﺍﯾﯿﻦ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺷﻮﻧﻪ ﻣﻪ ﻭ ﻣﻮﺝ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺴﺖ
      ﮐﻢ ﻭ ﺑﯿﺶ ﺷﯿﻄﻮﻧﻢ ﮔﺎﻫﯿﻢ ﺧﺠﺎﻟﺘﯽ ﻣﯽ ﺷﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﻭ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﯾﻢ ﺍﮔﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻮﺩ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﻭ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻭ ﺍﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﻧﺪﻧﻢ ﻟﺬﺕ ﻣﯽ ﺑﺮﻡ
      ﻓﻌﻼ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﻧﻢ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻡ ﻧﻤﯿﺮﻡ:ﻧﻤﯿﺮﻡ:d

  28. رمان که مسخره و بی سرو ته شده پارتها هم که اندازه طول قد یه شیپیشم نیس به جای ارمین و هانا هم که یک سره راجع به اسکول و مونگول مجنون مینویسی این چه وضعیه واقعا من نمیدونم این نویسنده ی گرامی چیکار داره میکنه فصل اول رمان خوب بود و بخاطر اون من اصن فصل دوش رو شروع کردم ولی هرچی میگذره داره احمقانه تر و مسخره تر میشه
    هیچی معلوم نیس مشخصه خوده نویسنده نمیدونه داره چی بلغور میکنه
    ماهم که اسکول وایسادیم تا قلم فلج و تنبل نویسنده به چرخه یه چس پارت بنویسه و آدمین گرام هم بعد از کلی تاخیر پستش کنه
    واقعا نمیدونم چی باید گفت قبلا سعی میکردم انتقاداتم و درحد یه شوخی بگم ولی انگار آدمین عزیز این انتقادات رودمنتقل نمیکنه یا اگر هم میکنه نویسنده گرام اصن به یه ورشم نی و همون کسشرای خودشو مینویسم احساس میکنم فقط دارم نت مصرف میکنم برای بالا آوردن این سایت و خوندن پارت های تخمی تخیلی رمان استادخلافکار

  29. وای خدایا شکرت بالاخره نویسنده از لیلی نوشت بر خلاف بعضی از عزیزان من دوست دارم نویسنده در کنار هانا و ارمین از لیلی هم بنویسه نویسنده جون تو رو خدا از لیلی بیشتر بنویس اخه این یه ذره انصافه واقعا

  30. وای خدایا شکرت بالاخره این نویسنده عزیز از لیلی نوشت دیگه داشتم می مردم بدونم بقیش چی میشه درسته بعضی از عزیزان از لیلی و داستانش خوششون نمیاد اما من واقعا دوست دارم نویسنده در کنار هانا و ارمین از لیلی هم بنویسه تا بدونم اخرش چی میشه و چند وقتی رو که صرف خوندنش کردم هدر نره نویسنده جون تو رو خدا از لیلی بیشتر بنویس خواهش میکنم .

  31. سلام آقا ساشا و آزاده خانم و هشتک منم ۲۱ سالمه اینجا هم همه همديگرو خواهر و برادر میدونند کسی با کسی سرسری نداره

    1. نمیدونم دخترای این رمان چرا همش تو بغل این و اون لشن یعنی شوهراشون حالشون بهم نمیخوره از اینا؟:|

  32. سلام مریم جون ببخشید که توی پارت های قبل بخاطر جواب دادن به سوالم ازت تشکر نکردم چون این گوشی و سیمکارت مال خودم نیست و مال خالمه و بهش دسترسی نداشتم اما عزیزم این جواب سوال من نبود سوال من این بود سوال من این بود که چطور می تونم رمان دانشجوی شیطون من رو پیدا کنم ؟و تو ادرس رمان دانشجوی شیطون بلا رو دادی که امیر علی و نوراست اما رمان من یه چیز دیگست و درمورد امیر و ساراست که اسم دیگه ی این رمان دانشجوی وروجک من است تو رو خدا اگه کسی دونست کجا من رو هم راهنمایی کنه ممنون.

      1. اگه با منی آزاده , باید بگم من از روش گرده افشانی متولد شدم, یکی از گرده هارو باد از تبریز اورد, اونیکی رو از زنجان!!!…

        1. امیر کجایی که یادت بخیر😂
          بابا دیگه امیرو بیارین تو رمان
          از شخصیت ارمین خوشم میاد
          بنظرم عصبی میشه جذاب تر میشه بچه ام😂❤

        2. گرده افشااااانییییی
          بعله متوجه شدم ولی اگه یکی مثل من منحرف باشه اونوقت میفهمی چه گندی زدی
          خواهررر

  33. وااای چقدر غر میزنید
    ادمین پارتی رو میذاره که توی تلگرام هس
    قبلا سه چهار تا رو با هم میزاشت طولانی بود

  34. سلام چه طورین بچه ها
    راستی جواب هشتک خانم روتوپارت قبلی ندادم الان می دمش هشتک خانم بهم می یاد چندساله باشم بعدم منو آزاده خانم مگه چی گفتیم که شما فکرکردین سنم بالاتر باشه خخخخ فک کنم برا قضیه دخترخاله های آزاده خانم اونو برا شوخی گفتیم بعدشم من همه دخترهای این سایت به چشم خواهر می بینم اگه منم زن داشتم بچم حالا باید دوسه سال از شما کوچک تر بود خخخخخ من اگه حرفی می زنم همش شوخیه به دل نگیرید لطفا
    آزاده خانم ببینید توروخدا همه فک میکنن یه سرسری باهام داریم بابا بخدا آزاده خانم مثل خواهرمه یامثل دخترمه خخخخخ البته جای خواهرنداشتمه

      1. چی رو بدونن آزاده خانم خخخخ
        سرسری که باهم داریم
        البته آزاده خانم شما مثل خواهریمی اگه ببینم یه پسر یاهرکی دیگه اذیتتون کنه اون می دونه ومن همه میدونن بختیاری ها زیادی غیرتی ان
        البته دارم شوخی میکنم ناراحت نشین ابجی

        1. بعله شمام که چقدر ازم دفاع کردید.
          قصد جسارت ندارم این احترامی که واسه شما قائلم برای میلاد و میثم البته میثمو دوست دارم ولی واسه میلاد اصلا قائل نیستم .شمارو مثل برادر بزرگ ترم میدونم داداچچچچ

        2. من یه پویان مختاری میشناسم خداااای غیرته لامصب….😂😂😂😂بختیاریه…..البته به بختیاری ها بی احترامی نکردمااا ولی جمع نبند استاد

          1. دست رو دل من نذارین یه داداشی داشتممممممم گمش کردم عزیز دلمو وایییییییییییییی دعا کنید پیداش کنم داداشیمو

      1. باحالی از خودتونه ستایش خانم ادم اگه شوخی نکنه که باید دق کنه بمیره
        ایلین خانم هشتک خانم یادچی میندازه اتون

        1. منم همیشه نظرم تو زندگی اینه که فقط بخند .من تو فامیل خیلی شیطونم و خیلی معمولا خنده رو هستم ولی اعصابم بریزه بهم مامانمم نمیشناسم

    1. ممنونم ک جوابم و دادین و مثل بعضی ها نیستین حالا بی خی مهم نیستن بعضیا یک اینکه دقیقا برا همون شوخی شما بود دو اینکه خیلی خوبه شاید باورتون نشه ولی عاشق این بودم ک خدا بم داداش بد ک نداد نمیگم بد بینم ن ولی خوب اصلا بی خیال مهم نیس فقط امیدوارم این جوری ک میگین باشه سوم اینکه ن بابا دیگه انقدرم نا امید نشین دیگه اگه ازدواج گرد بودین باید الان ی بچه ۲یا ۳ ساله داشته باشین مگه خودتون عجله داشته باشین خخخخخخخ روم سیا خیلی رکم ببخشی و چهارم اینکه جدا از شوخی من خالم از این خانوما هستن شماره خانواده هارو بهم میدن برا ازدواج اسمش یادم نمیاد از اوناس بعد اینکه اگه بخواین میتونم شماره خونه خالم و بتون بدم هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم براتون

      1. هوی هوی ساشا برا دخترخاله های منه حق نداری به کس دیگه قولشو بدی اصلا 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

          1. بابا دعوانکنید من ارزش دعوا ندارم
            من متعلق به همتونم خخخخخخ همتون خواهرهای منن
            بابامن زن بگیر نیستم بعد پردیسم دیگه کسی رونخواستم ونمی خوام

          1. حالا چرا قسم بعدم دعوا نکردیم که واینکه ممنونم ولی من نیازی به دفاع کردن ندارم شما به دختر خاله های آزاده جون برس خخخخخ

    1. منم بس که این دوتا غمناک و طولانی بود داستانشون و لیلی و آرش اینقدر ضعیف و نسبت بهم بی اعتماد بودند

  35. ادمین چرا پارتاش کمه؟
    مثل پارت قبلی هرشب ادامش میزاری یا نه همین قدره؟
    اگه جواب بدی ممنون میشم

  36. ﺳﻼﻡ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﯾﻪ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺭﻣﺎﻥ ﻧﻮﯾﺴﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ. ﺯﯾﺎﺩ ﺭﺑﻄﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﺎ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﮔﺎﻫﯽ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺣﺮﻓﻤﻮ ﺍﯾﻨﺞ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ. ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﻣﺎﻥ ﺧﻮﻧﺪﻡ ﭼﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﻭﻟﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﻧﺪﻡ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻣﯽ ﺷﻪ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺸﻮﻥ (ﻣﻨﻈﻮﺭﻡ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻫﺎﺳﺖ) ﻣﺮﺩ ﺟﺬﺍﺏ ﻭ ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺮﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﻧﻔﺲ ﮔﯿﺮ ﻭ ﺧﻮﺵ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺑﻮﺩ. ﺍﺳﻢ ﻫﺎﻟﯿﻮﺩ ﺑﺪ ﺩﺭﻓﺘﻪ. ﻣﻦ ﺣﺮﻓﻢ ﺳﻮﺍﯼ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﻨﺴﯽ ﺗﻮ ﺑﻌﻀﯽ ﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎ، ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﻨﺴﯽ ﺗﻮﺷﻮﻥ ﮐﻢ ﺭﻧﮕﻪ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺷﻨﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﻭﻟﯽ ﻣﺸﮑﻞ ﺍﯾﻨﻪ ﻓﻘﻂ ﻧﻮﺟﻮﺍﻥ ﻫﺎﯼ ۱۵ ﺑﻊ ﺑﺎﻻ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ؛ ﮔﺎﻫﺎ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻦ ﮐﻮﺩﮎ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻧﻤﯿﺪﻩ، ﺍﺳﯿﺐ ﺑﺒﯿﻨﻪ ﭼﻄﻮﺭﯼ؟ ﺍﺯ ﺳﻦ ﮐﻢ ﺍﯾﻦ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺷﮑﻞ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯽ ﻧﻘﺺ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﺍﮔﻪ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﻧﺮﺳﻦ ﺩﭼﺎﺭ ﺳﺮﺧﻮﺭﺩﮔﯽ ﻣﯽ ﺷﻦ. ﺗﻮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻻﻏﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﻟﯽ ﺷﮑﻤﻮ ﺗﺸﺮﯾﻒ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻭ ﻫﻤﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩﻥ، ﺍﯾﻦ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﺭﻭ ﺑﻊ ﺭﻭ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﭼﺮﺍ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻧﯿﺴﺘﻢ؟
    ﻧﮑﺘﻪ ﺩﻭﻡ ﺗﻮﻗﻊ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻫﺎ ﻭ ﺍﻗﺎﯾﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ. ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﻣﺮﺩ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﻤﯽ ﺷﻊ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻗﺎﯾﻮﻥ ﺟﺬﺍﺏ ﻭ ﻭﺭﺯﺷﮑﺎﺭ ﻫﺴﺘﻦ ﻭﻟﯽ ﺍﯾﺎ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﻩ؟
    ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﺎﻟﯿﻮﻭﺩ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺩﺍﺭﻥ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭﯾﻪ ﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﭼﻨﯿﻦ ﭼﯿﺰ ﻫﺎﯾﯽ ﻧﺒﺎﺷﯿﻢ.

    1. میدونی لی لی جان جدیدا نویسنده ها سعی میکنن همه چیزا رو خیلی مثلا امروزی تر نشون بدن و بخاطر همین خیلی از واقعیت هارو فاکتور میگیرن
      نمونش همین رماناست که یه دختر بالا شهری یا زیر خط فقر اما خوشگل و خوش هیکل با یه پسر خوشتیپ و خوشقیافه که در بعضی از موارد عشق سابقشون بهشون خیانت کرده سد راه همچین دخترایی قرار میگیرن که معمولا آخرش بعد سختی کشیدن دخترا و تهمت هایی که بهش زده میشه ،زندگی جدیدی شروع میکنن اونم با یه بچه !!!

    2. خب هر رمان رده سنی داره البته بعضی ها از روی کنجکاوی بیش تر از سن خودشون رو میخونن ولی از دست نویسنده کاری بر نمیاد چون الان انگار قالب همه شون شده دختر خوش اندام و پسر ورزشکار و س*ک*س وفلان و بهمان

    3. عزیزم نویسنده های ماهر و بهتری هستن که سبک نوشتن اون ها فرق داره هر کی دست به قلمش با دیگری فرق داره من خودم به شخصه یه نویسنده میشناسم که تمام رمان هاش فرق داره و برگرفته از اجتماع اگه رماناش بخونی متوجه تغییراتی میشی

      1. بچه ها رمان اسطوره از پگاه رستمی فر و کیا خوندن؟؟؟؟؟؟ فووووق العادست پیشنهاد میکنم حتما بخونین, همچنین رمان هکر قلب… راستی یه سوال؟ اولین یا بهترین رمانی که خوندین, تو این سبک رمانای ایرانیpdf چی بوده؟؟ ممنون میشم جواب بدین, مررسی

        1. سفر به دیار عشق ،گناهکار،گناهکار بیگناه،بمون کنارم و جایی نرو از بهترین رمانایی بوده که خوندن…بخونیم پشیمون نمیشین

        2. اره رمان اسطوره قشنگه
          همچنین رمان های افسونگر. گناهکار. تقاص زمستان داغ. ازدواج به خاطر برادم ازدواج اجباری
          همه رمان های خانم نیلوفر قائمی فر و هما پوراصفهانی
          واییییییی بچه ها رمان عابر بی سایه رو خوندین یعنی محشر
          یعنی عالیییییی

    4. رمان ایرانی فقط نیلوفر قایمی فر من خیلی رمان خوندم شاید۱۰۰-۲۰۰تا ولی فقط نیلوفر رماناش عالیه چون از خود خود زندگی می نویسه شخصیتاش هم معمولی شاید تک و توک خیلی آس و خوشگل باشن پیشنهاد میدم رماناشو بخوننین چون به جز یه رمانشون بقیه بر بحث اصلی داستان بر اساس واقعیته 

      1. من هرکاری میکنم نمیتونم رمانای نیلوفر قایمی فرو دانلود کنم. همشون پولیه, شما خریدین کتابارو؟؟…

    5. ربطی نداره من خودم پونزده سالمه ولی تا حالا رو من تاثیر نذاشتن بعدم شما خودتون میگید رمان رمان ها همه شون خیالین با دنیای واقعی ما هم فرق میکنن

      1. ﺍﮔﻪ ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﻭ ﺍﮔﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﻓﻌﻼ ﺗﺎﺛﯿﺮﺵ ﺭﻭ ﻧﺸﻮﻥ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﺩﺭ ﺳﻨﯿﻦ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺩﭼﺎﺭ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺑﻬﺮﺍﻧﯽ ﺑﺸﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺪﯼ ﻫﺴﺖ ﺭﺑﻄﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﻫﺎ ﻣﺒﺎﺭﺯﯾﻨﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺧﻪ ﻣﺸﮑﻞ ﻓﻘﻂ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺩﯾﺪ ﺍﻗﺎﯾﻮﻥ ﻫﻢ ﻓﺮﻕ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﮔﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻗﺒﻞ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﺮﮎ ~ﻭﺳﺘﯽ ﯾﺎ ﺧﺎﻝ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﻫﻤﺴﺮ ﻃﻼﻗﺸﻮﻥ ﺑﺪﻥ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﻬﺶ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﻭﻟﯽ ﺍﻻﻥ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺩﺭﺩﻧﺎﮐﻪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺻﻠﻢ ﻭ ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﮐﻨﻢ ﺣﺘﯽ ﻋﻀﻮ ﯾﻪ ﮐﻢ~ﯾﻦ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻢ

    6. واقعا از انتقادی ک داشتی خوشم اومد
      همه حرفات درست بودن
      و اینجور مسائل از ضعیف بودن نویسنده داخل دست به قلم شدن رو نشون میده

    7. به نظر نویسنده دختر یا پسر داستان رو از نگاه معشوق یا معشوقه اش داره توصیف می کنه وقتی عاشق بشی فرد مورد نظر زیبا ترین فرد به نظر می رسه و چون خواننده رمان بتوونه باهاش رابطه برقرار کنه توصیفهایی که به کار می برن کمی اغراق آمیزه همیشه تو فیلمها و تو رمانها از مبالغه برای جلوه دادن داستان استفاده می کنن

  37. ینی این نویسنده رو بگیرم جرش بدم…مغز که نیس فندوقه.یکی نیس بش بگه این چرتو پرتایی که مینویسی فک کردن نمیخاد اینقد طولش میدی… خبر مرگت تمومش کن بره دیگه

    1. صب کو من کنکور بدم دیه خوشگل بیشم بیام بیو بدم عاشکم شی😹😹😹
      گم مشو تا آن موکه 😂😂
      توهمون نیمه ی گمشدمی تو بمون وااسم😹😹
      پ ن:اینطوری که نویسنده مینویسه فک کنم فوق لیسانسمم بگیرم هنو باشیم ایجا:/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کدبازان

بستن