codebazan

رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۶۳

* * * * * *

#لیلی

انقدر گریه کرده بودم که حس می‌کردم چشمام دیگه نمیبینه..
حنجره‌م می سوخت و قلبم داشت از سینه میزد بیرون. تا حالا چند بار توی خطرناک ترین ماموریت ها تا پای مرگ رفتم اما وحشت امروز رو هیچ وقت تجربه نکردم.
دوباره با گریه داد زدم
_لعنتیا کاری بهش نداشته باشین!
هیچ کس صدام و نمیشنید. اصلا براشون مهم نبود.
چشمام و بستم و دوباره یاد اون اتاق لعنتی افتادم.
هنوز از درد کشیدن دندونم فکم درد می‌کنه. فقط یه دونه دندونم و کشید که همون لحظه خبر آوردن یه نفر وارد اینجا شده و درست وقتی امید توی دلم زنده شد فهمیدم گرفتنش و بدتر از اون دستور مرگش و صادر کردن.
حسم بهم می‌گفت اون آرش بوده که خودش و تا اینجا رسونده.
اما الان… اگه بلایی سرش بیارن.
بازم چشمه ی اشکم جوشید.
روزی که ازم خواستگاری کرد فکر میکردم تا ته دنیا با همیم. خوشبخت میشیم.
بچه دار میشیم. نمیدونستم اونو ازم میگیرن و منم تا آخر عمرم تبدیل به یه عروسک میشم که. ..
با باز شدن در اتاق از ترس تمام تنم جمع شد.
همون مرد روز اول بود. با دیدنم نگاه وحشتناکی بهم انداخت و درو بست.
به سمتم اومد…

با اخم گفت
_یکی اومده دنبال تو…
خودمو نباختم و گفتم
_بهت که گفتم. من شوهرم پلیسه خودمم همین طور. همتون و مثل سگ پشیمون می‌کنم.
لبخند محوی زد و گفت
_زیاد خوشحال نشو. طلوع فردا رو نمیبینه.
ترس برم داشت. جلو اومد و گفت
_می‌خوام بدونم چه طوری به اینجا رسیدن؟
با لکنت گفتم
_کاری باهاش نداشته باش!
ابرو بالا انداخت
_بذارم بره که کل اینجا رو لو بده؟
_نمیده. بهت قول می‌دم.
خندید و گفت
_تو ما رو احمق فرض کردی؟
نا امید نگاهش کردم که گفت
_اگه تا الانم زنده نگهش داشتم واسه خاطر این بوده که مطمئن بشم کس دیگه ای از جامون با خبر نیست ولی مقور نمیاد.
جلو اومد و گفت
_برای همین تو باید ازش حرف بکشی..می برمت ببینیش اما اگه دست از پا خطا کنی…جلوی چشمت می کشمش!
تند سر تکون دادم که به سمتم اومد.
بلندم کرد و روی ویلچر نشوند.
بعد از کلی تلاش دیگه میتونستم دست و پامو تکون بدم اما نمی‌خواستم که اونا بفهمن.
هر چند هنوز هم راه رفتن برام مثل مرگ بود.
از اتاق بیرون رفتیم. عمارت خیلی بزرگی بود و پر از نگهبان. آرش اشتباه کرد تنها پا تو همچین جایی گذاشت.
در یه اتاق و باز کرد و فرستادم داخل.
ناباور پلک زدم.
عوضیا دست و پاهاش و با زنجیر بسته بودن. سرش پایین بود.
با شک نگاهش کردم که سرش و بلند کردم.دهنم باز موند. من فکر میکردم آرش اومده دنبالم اما…
آرمین اینجا چی کار می‌کرد؟

مرد منو همون جا گذاشت و از اتاق بیرون رفت.
با بهت گفتم
_تو این‌جا چی کار می‌کنی آرمین؟
سرفه ی خشکی کرد و گفت
_گیر پلیس بازیای اون مفت خور افتادم.
صدام لرزید و با گریه گفتم
_اینا یه بلایی سرت میارن آرمین…منو… با من..
وسط حرفم پرید
_میدونم می‌خوان باهات چیکار کنن آرشم میدونه!چون دلم واسه سگ بازیای اون سوخت اومدم پی تو وگرنه داشتم با زنم حال میکردم اینجا.
متاسف لب گزیدم و گفتم
_آرش دیوونه شد نه؟
با طعنه خندید و گفت
_دیوونه که بود حالا باید به زنجیر ببندنش!
_کجاست چرا نیومد؟
معنادار نگاهم کرد. حس کردم با نگاهش داره بهم یه چیزی میگه. منظورش و خیلی خوب گرفتم. از اونجایی که صحبتامون زیر نظر بود نمی تونست حقیقت و بگه.
برای همین با تاخیر گفت
_گیر افتادیم دیگه باید قبول کنی که تبدیل میشی به یه عروسک واسه خالی کردن کمر یه مشت روان پریش… منم که میمیرم بچه هام یتیم میشن.
چشمام گرد شد و گفتم
_بچه هات؟
کم جون خندید و سرش و به دیوار تکیه زد و گفت
_فکر کردم واسه این یکی دیگه پدری می‌کنم. الان می‌فهمم انگار من از بچه داری فقط به درد تولید کردنش میخورم.
تو اون لحظه خندیدم و گفتم
_تبریک میگم.
سر تکون داد و گفت
_اگه میدونستم اینجا پام گیر می‌کنه یه بار دیگه یه دل سیر بغلش میکردم.
تلخ لبخند زدم. حداقل من خیلی خوب میدونستم آرمین تا چه حد عاشق هاناشه

🍁🍁🍁🍁
🆔 @romanman_ir

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫169 نظرها

  1. سلام رمان استاد خلافکار کانال تلگرام داره یانه اگه داره بگذارید روسایت یابفرستید برام بی زحمت

  2. ادمین برادر بگو
    چرا رفت
    چرا دیگه نیست
    چی شد
    میشه توضیح بدی
    چرا هیچی نمیگی
    خوب بگو دیگه
    🥺😔😔🥺😔🥺😔

  3. آیلین جان من برعکس شما از وقتی این۲نفر دیدم وشناختم عاشقشون شدم این کارشناسان مسائل ماوراطبیعه هم مثل ما هستن فرقشون فقط تو تخصوصشون هست که رو همچین مسائلی تحقیقات کردن مثل مشاغل یکی دکتره یکی مهندس یکی آرایشگره یکی خیاط یکی کارگردان یکی هم عکاس یکیدهم مدل یا م•ا•ن•ک•ن••••••• تازه تو ج•م چندسال پیش یه برنامه یجورایی مستند نشونمیداد به نام؛ پلیسهای ماوراءطبئیه که همین جور آدمهای متخصص انواع همین مسائل{ جدیدا به خودشون میگفتن پلیس) میرفتن ویلا عمارتهای قدیمی یا حتی تاریخی و یا مکان های عمومی مثل فروشگاها•سینما•پارکینگ•رستوران و••••••••••••••••••••• و مردمی که چیزهایی عجیب میدیدن و میترسیدن بهشون کمک میکردن(این یکی جدید بود مثلن شاید مال۲۰۱۰تا ۲۰۱۳•۲۰۱۴) همین ۶ماه یا۱سال پیش هم یه برنامه مشابه تو* م•ن•و•ت•و پخش میکرد••• بگذریم امروز فیلم جوکر نصفه نیمه دیدم تلویزیون داشت پخش میکرد• الان ج•م داره یسری سریالهای جدید میزاره الان که میدونم درس داری وقت سریال دیدن زیاد نداری عزیزم اما تابستون حتمن حتمن حتمن نگاه کن😉😀😁 قشنگ🤗😙😚😍😘 من الان خودم دارم یسری سریال کره ای هم میبینم اما زیاد جدید نیستن شاید۲۰۱۷ البته جدید درحده سال ۲۰۱۹هم دیده بودم زبان اصل بخوای لیستش بهت میدم تابستون ببینی🤗

    1. نیوشا جانم ممنون میشم تو پارت بعدی لیست فیلماتو برام بگی… چشم حتما سعی میکنم ببینم… ولی من برعکس شما تا میفهمم قضیه جدیه سعی میکنم دنبالش نرم تا کار دستم نده….

    1. بحث فیلم که شدازاین جن گیروچیزامن عاششششق سوپرنچرالم هرچندواقعی نیست یه فیلمیم هست فکرکنم خانه تسخیرشده هیل یاهیم یاهین😂نمیدونم ولی حتماحتمافیلم paresite روببینین کره ای بچه هااین فیلم حتی نامزداسکارم شده محشره وایکینگ هاهم خیلی خوبه آیوربی استخوان من😢

      1. آفرین.
        من دارم رو مخ خواهرم کار میکنم بره انسانی.ولی خیلی چغره لا مصب.آخه مشکل اینه خودشم نمیدونه چی میخواد!!!

  4. آیلین اینوگزاشتم گفتم دلت خواست خواهرم همه گوشیادارن آموزششوداشته باش😂به نام خدا…گوشه کیبوردیه چیزی نوشته به اسمsymاونوکه بزنی یه چندتاشکلک مثل اینا+×÷=%_€£¥₩()*&^/$#@!میاداین مال۱/۲توبالای همون کلیدکه نوشته بودsymیعنی۲/۲رومیزنی واین میاد¿¿¿¿¿دیگه تموم😄

  5. من فکر میکردم فقط برای من میزنه درحال بارگیری چقد من فوش دادم ب نت فکر میکردم مشکل از اونه و گوشی بی صاحب من 😁😁😁😁

  6. اینبار شعر نمیزارم سه تا از بهترن جمله هایی که آویزه ی گوشم کردمو بهشون اعتقاد دارمو میگم

    ۱) به راهی که اکثر مردم میروند شک کن چون اغلب به جای فکر کردن تقلید میکنند .از متمایز بودن نترس ،انگشت نما بودن بهتر از احمق بودن است
    ۲)هیچگاه نه به کسی بخندید ونه قضاوتش کنید،هرگز نمیدانید،شاید روزی شما هم درهمان شرایط قرار بگیرید.
    ۳)ما دنیا را از پنجره باورهایمان می بینیم.بنابراین هرآنچه راکه در دنیا بیرون خود مبینیم،خود ساخته ایم

    1. به به آرام جونی آفرین بهت🤗
      راستی برد پرسپولیس رو بهت تبریک میگم عشقولیییی😍😚❤💛🧡💜💓💔💕💖💋💗💟💚💛🧡🧡💜💕💕💔💋💋💋💋💋

      1. ممنون عشقم .درس داشت بازیو ندیدم ،فقط هر یه ربه صدایه داده بابام میومد .اصن نفهمیدم چی خوندم

  7. سلام بچه ها خوبیدهمگی ؟؟
    من ی چندوقتی نیستم اومدم ازتون خداحافظی کنم
    درضمن ازاده ازدستت ناراحت نیستم عزیزم بالاخره نه من تورو میشناسم نه تومنو طبیعیه

          1. آدمین بیا آقایی کن عکس این چیزای خوشمزه رو هم بردار من هر ثانیه چشمم به اینا میفته آب از لب و لوچم سرازیر میشه 😋😋😋
            وای خدا نوتلا😋😋😋😋

              1. ممنون ادمین جووون .ببخشی من فضولی کردم هااا.
                همیشه فکر میکنم تو هم مثل شخصیت های توی رمانی
                یه مرد هیکلی وچهار شونه
                خوشگل با یه اخلاق تخس دوست داشتنی .

            1. ههههه همتون بمیرین فقط من ادمینو دیدم (دروغم نمیگما)وقتی ایدیشو دارم عکساشم میبینم🤣🤣🤣

          2. مسعود (ادمین)داداچ
            مراقب باش ویروس کرونا نگیری .اونوقت کی رمانارو بزاره سایت ؟؟؟
            کلا همگی مراقب باشید الّا یاسی ؛یاسی اگه گرفت ،حقشع 😉😉😉😉😋😋😋

          3. وااای بگو دیگه زیر لفظی میخوای
            بگووووووو
            بگووووووووو
            بگوووووووووو
            بگووووووووووووو
            بگوووووووووووووو
            بگووووووووووووو

      1. ادمین جون ی خواهشی دارم
        لطفا پارتارو زیاد کنید
        بخدا اینطوری پیش بره رمانه دلو میزنه
        دیگه کمتر کسی پیگیر رمان میشه با نویسنده حرف بزن
        مخاطبا دارن کمتر میشن بیشتر ب اموات نویسنده دورود میفرستن این نظر شخصی منه

        1. خب برو سرچ کن آهنگ های اسپانیایی جدید خخخخخخخخ
          یه آهنگ ژاپنی هست که خیلی قشنگه ولی نمیدونم اسمش چیه
          این آهنگ رو تیتراژ آغازین فصل اول انیمه دفترچه مرگ گذاشته شده که اگه کاملشو بشنوی بد نیست یعنی به نظر من قشنگه

    1. شلش کن شایع…. پرواز علی یاسینی…. خرچنگ مرداب حبیب… کل اهنگای محسن ابراهیم زاده و مسیح ارش که هبچوقت خز نمیشن….عقل و عشق و حس خوبیه شادمهر….. لالایی علی زند وکیلی….

    1. سلاااام بچه ها ،خوبین ؟؟؟؟
      نه نمردم ولی نزدیک بود بمیرم …
      😔😟😢😭😣😖🤯😫😳😩🥺😲😶😱😨😰😥😓😭😭
      خدا خیرت بده نویسنده این لولیتا رو از کجا آوردی ،،دیروز رفتم سرچ کردم درموردش خوندم از ترس رو به موت بودم حتی جرات نمیکنم تنهایی دستشویی هم برم ….

      1. منم بخاطر همین تو پارت قبل آمپرم ترکید از ترس قالب تهی کردم هنوزم که هنوزه میترسم بخوابم شبا بیدارم نگهبانی میدم روزا که همه بیدارن من میخوابم🤦‍♀️🤦‍♀️😑🤐
        من همیشه بقیه رو میترسوندم حالا نویسنده محترم ی جوری ترسوندتم که از سایه خودمم میترسم
        حالا میفهمی اونی که تو پارت قبل گفتم چیه😅😅

    1. آیلین جونم نترس همه این وسایل ت•س•خ•ی•ر شده تقریبا بیشتراشون توسط جن•گیرها یا ک•ش•ی•ش• ها📿📖⛪🕯/پدرهای ر•و•ح•ا•ن•ی یا مادر•••/ یا حتی خوده این۲ کشفوضبط و تو خونه این زنو شوهره جمع آوردی شدن اونم تو امریکا /اگر conjuring1• احضار۱ دیده باشی نشونمیده که آقای اِد یه آقایی رو آورده تو یکی از اتاقهای خونش و اون اشیاءعجیب نشونمیده بهش /
      این ۲نفرهم کاملن نوستالژی کلاسیک قدیمی هستن مال دهه۶۰یا۷۰ میلادی هستن (یعنی اون زمان این۲تاشاید۳۰•۴۰ساله بون• دقیق یادم نیس تو اینترنت دوباره نگاه میکنم میام میگم) اون آقای اِد/واقعی/ فکرکنم شاید ۱۰•۱۱سال پیش فوت شده•دقیق یادم نیس• اما خانم لورن فکرکنم یکی دو سال پیش تو سن ۹۰ سالگی فوت کرد•• اماهنوز که هنوز فیلمهای مربوط به اینا داره ساخته میشه🙂☺😉😀😁😃😄😅😆🤗😂😎😋😊 چون؛هنرپیشه بازیگراشون/بازیگر این۲تا/ یکی دو سال از مادره من کوچیکترن••

  8. سلام
    ادمین میشه بگی چرا کامنتای منو نمیزاری مثلا اون کامنت قبلیم
    ببخشید اگه خطایی از من سر زده

    1. ااا من فکر کردم ینی عزیزم.. خخخ… ولی تهش ضد حال خورد کاش تارا و پاتریک ازدواج میکردنمیرفتن مکزیک…

  9. مرسی آیلین منم ازهمون رمان گفتم بعدتودیکشنری زده آبنبات پرتقالی آخی ولی فکرکن چه قشنگ به عشقت بگی آبنبات پرتقالی هرچندکه پاتریک عاشقش نبودولی بازم قشنگه

  10. ادمین گفتی نویسنده تدریس عاشقانه داره تواینستاپارت میزاره هنوزبه پارت اینجانرسیده که بزاری؟؟؟؟

  11. ادمین یه چیز میگم توروخدا جواب بده… خیلییی کنجکاوم بدونم الان تو چه حالتی هستی…. توضیح بده لطفا … وگرنه از فضولی میمیرم….

      1. خو من الان رو شکمم خوابیدم…. تو اتاقمم…. دستم زیر چونمه …. پاهامم تکیه دادم به.دیوار….همش احساس میکنم با کت شلوار نشستی پشت لپ تاپ…. البته وقتایی که ضد حال میزنی احساس میکنم با زیرپوش سفید رکابی و شلوار کردی سبز(پاچتو کردی تو جوراب لوزی لوزی توسی) دراز کشیدی…. دنبال جمله مفید و مختصر میگردی…. بگو حالتت چیه دیگه… لطفااا…

          1. آدمین تو رو خدا جواب منم بده ….
            خیلی کنجکاوم ببینم چه لباسی پوشیده بودی ؟؟؟.!!؟!؟

            و اینکه تا حالا شلوار کردی پوشیدی ؟؟؟!!؟!؟!؟

  12. وااای بس ک زیاد نوشته بود من خوابم برد
    من ک میدونم اخر رمان چرتو پرت تحویل میده ولی نویسنده یکم خلاقیت و تفکر ب خرج بده جای دوری نمیره
    خدایی تو چندسالته چرا اینقد عقده داری رابطه جن***س/ی رو خشن بیان کنی

  13. ینی اگ ارمین بمیره من از خوندن این رمان کناره کیشی میکنم😜
    ولی جدی اگ ارمزن زبونم.لال بمیره هیچ وخ نویسنده رو نمیبخشم
    ولی بچه ها من درباره این عروسک لولیتا ک تحقیق کردم چیزی سر در نیاوردم واقن ینی هستن کسایی ک اینکارو کنن؟
    سوال پیش اومد ????

    1. عیی هیچکس لولیتاروسرچ نکنههههه به خداازاون روزاصن …نگم برات خیلی وحشتناکه بعدشم اونوقت کی اینارومیبره دشوووییی بیچاره هاکه خودشونم نمیتونن بگن لعنتی خیلی ذهنمواشغال کرده

    2. اره عزیزم منم خیلی تحقیق کردم و فهمیدم که هستن چنین آدمایی تازه بعضی از دختر پسرا به خواسته خودشون عروسک میشن 😳🤯

  14. نویسنده جان میخوای همینم ننویسی میترسم از فشاری که به مغزت میاری سلول‌های مغزت یاتاقان بزنه آخه به اینم میگن پارت😬😐

  15. آدم میادتواین سایتاحالش بهم میخوره ادمین محترم میشه بگی آخه ازبین این رمانخوناکی ازطاسی وسط کلش رنج میبره که این عکساروگزاشتی اصن کی اینقدرکچلیییییییییش زشته عقیلی

    1. واااای سایان من شیش ماهه دارم به ادمین میگم این کله های کپک زده رو برداره… به حرفم گوش نمیده فقط میگه خوشگلن تو چشم نداری ببینی!….

  16. ولی من ناراحت نمیشم اگه برای آرمین اتفاقی بیفته هانا از دست این مرد وحشی نجات پیدا میکنه عین شوهر ملی میمونه

    1. دوست عزیز منم با شما موافقم✌👍👌🤘 یعنی در اصل اون اوایل اومده بودم/چندوقت پیش/ تو پارت یکی از رمانها •دقیق یادم نیس کدوم رمان• گفته بودم که متاسفنه تو یسری از این رمانهای آنلاین که چندین سال دارم میخونم
      (البته کتاب رمان چاپی هم خوندم ازخیییییلی سالها پیش چهارم•پنجم دبستان تا الان گاهی میخونم)
      شخصیتهای( پسر) داستان• قصه/ بعضی رمان آنلاین ها/ مثل سام درخشانی تو سریال• بامن بمان و میلاد کی مرام تو فیلم• ملی و راهای نرفته اش•••• هستن تازه نویسنده عزیز به این آقایون خییییلی هم افتخار میکنه😳😵😨😱 و به نظرم رمانهای چاپی شخصیت های معقول و نرمال بیشتری داره•••

    1. 🤗😇😘😍😚😙❤ من هم قبلن خیییییییییییییلی میترسیدم اما الان یکمی شجاع شدم کمتر میترسم• من هم یسری از اینهایی که گفتی رو دیدم (تابستون پیش بود فکرکنم) راهبه روهم دوبله تو م•ا•ه•و•ا•ر•ه دیدیم اما چون نصفه شب بود پدربزرگم خیییلی خوابش میومد ما مجبور شدیم تلویزیون خاموش کنیم😕😯😓😉😀😁🤓 بعدن برادرم چون زبانش عالیه☆ خودش زبان انگلیسی دانلود کرد دید من هم یکمی/مثل پیام بازرگانی میرفتم•میومدم😀😁/ دیدم چون زبانم خوب نیس حوصلم زیاد نکشید• اما یچی بگم آبجی من عاشق شخصیتهای( واقعی؛ لورن و اد وارن همون ۲محقق اسرارماوراءطبیه و مدیوم یا جن•گیر هستم که این داستان قصه های ا•ج•ن•ه 👻💀☹ و ش•ی•ا•ط•ی•ن👿👺👹 و روح های خبیث پلید👻😱💀 و خونه های* ت•س•خ•ی•ر•ش•د•ه 🏚 از روی سرگذشت این۲نفرساخته شده )

      1. من ترجیح میدم باور نکنم ایناواقعیته!…. اخر فیلما وقتی عکسای واقعیشونو نشون میداد… من هفت تا سکته رد کردم… ووووییی خیلی بد بود… داداشمم فهمیده بود میترسم شبا میومد یهو عروسکمو پرت میکرد رو پتوم!… من از ترسم نمیتونستم سرمو بیارم بیرون ببینم چه خبره!… تاصبح می لرزیدم…. وای هنوزم میترسم…

      2. آقا جالب شد
        از این به بعد این فیلم ترسناک ها رو بیشتر معرفی کنید ما هم ببینیم، من راهبه و دلقک هم دیدم.
        راستی رمان ترسناک (همین جنی ها) میخونید؟ اگه میخونید باید بگم محله ممنوعه و هیچکسان رو هم بخونید قشنگه

        1. رمان ترسناک نه نمیخونم ولی یه مجموعه ۱۵ جلدی تالار وحشتو خوندم, اونم خوب بود…. فیلمم فقط اونایی که گفتمو دیدم با انابل ۱، ۲،۳ دوستم فیلم حلقه رو دیدیه میگه خیلی ترسناکه ولی من ندیدم…

  17. رو دیدیم نمیدونم دقیق چه سالی بود شاید۹۰•۹۱بود یا۹۲•۹۳ بحرحال همون حوالی بود که فیلم آنابل۱ رو دوبله تو؛ ج•م نشونداد بعدش ماهم رفیتیم تحتوی بقیه فیلمهاشو در آوردیم از جمله🏰🏚👀 👣😳😵😨😱👿👹👺👻💀 همون احضار و•••••••••(من تو اینترنت هم دنبال همون م•د•ی•و•و• م یا جن• گیر های واقعی که این فیلمهارو ازروی داستان زندگی اون۲ ساختن گشتم؛اِد و لورن وارن این۲نفر شخصیتهای واقعی هستن ) از ژانر وحشت بگذریم الان یه سریال ترکی تقریبن جدید دوبله اومده که من خودم فکرکنم یک سال پیش زبان اصل شاید ۵تا۸قسمتش دیده بودم ؛ کلاغ سیاه توی دوبله فقط بهش میگن کلاغ من تقریباشاید۵تا۸ از بازیگراش قبلن تو سریالهای دیگه دیده بودم•

    1. ت امو (به زبون اسپانیایی ینی عاشقتم), من انابل و جن گیر و احضار و راهبه و اویجا ترسناک ترین فیلمایین که دیدم, کری هم بد نیست بیشتر چندشه…. ولی بعد دیدن هر کدوم تا یه هفته از سایه خودم میترسیدم…. مخصوصا از تابلوی تو اتاقم میترسیدم از توش ناون در بیاد!… خیلی بدبود از ترسم به هیچکسم نمیتونستم بگم!…. ولی کلاغو ندیدم, سریال وقت میگیره گذاشتم برا تابستون….

      1. منم ندیدم این کلاغ رو آن شاءالله تابستون ولی اینه رو تعریفش رو شنیدم رفتم ببینم، همون سر دو دقیقه اول برگشتم دیگه ندیدمش. از اولش چندش و با خون و خون ریزی شروع شد.این کری چیه داستانش؟

        1. هانا جان خیلی خلاصه بخوام بگم داستان یه دختری به اسم کریه که یه نیرو عجیب داره و وقتی عصبانی میشه دست به کارای چندشناکی میزنه!… البته خودشم رنج میبره از این موضوع… مثلا یه تیکش با مامانش دعواش شد بعد کل چنگالای خونشونو کرد تو گلوی مامانش!…

  18. بقول خودشوووون هووووووووووف فعلن از خوده رمان میگذرم آیلین جوم پاردون آبلا {البته منظوره من خواهر کوچیکه بود😉😀😁🤗😇😘😍 ) من تازه ادامه نظرهای قسمت قبل دیدم😕 فیلم خیییلی جدید که تازه ندیدم فقط ما چند روزه اومدیم خونه فامیل پدرم پریشب داشتیم کانجرینگ۱• احضار میدیدیم یعنی در اصل م•ا•ه•و•ا•ر•ه گذاشته بود قبلن برادرم دانلود کرده بود اما ما
    دراصل اول با آنابل آشنا شدیم بعد فیلمهای مرتبط با اینها{اد و لورن وارن و○••••)

  19. یعنی اگه بعد از اینکه این ماجرا تموم شد ارمین بره ببینه هانا نیست وااقعا باید نویسنده رو به رگبار بست

  20. خوب این که دیگه واضحه هاناآرمینوتعقیب کرده بعدزنگ میزنه پلیس اونام میان تویه جای حساس اینارونجات میدن بعدمیرن خونه ونویسنده یه چرت وپرت دیگه میندازه به جونشون تمام

      1. بابا ادمین به خداااااااااا خیلی کمه پارتاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااات اه توروخدا زیادش کن

  21. چی همین قدر فقط؟؟؟؟؟؟؟؟خیلی کم بود😲😲😲😲😲😲اخ که دلم میخادکله اون نویسنده رو بکنم اینقد ی ملت و زجر کش نکنه😬😬😬

      1. یعنی من اگه نویسنده رو ببینم یعنی نمی دونم بزنمش یا بکشمش اخه چرا هانا وآرمینو اینقدراذیت میکنه
        آیلین جان خوبی عزیزم جواب کامنت قبلیت که گفتی من نیستم والا من یکم سرم شلوغه به خاطر همین دیر به دیر می یام شرمنده آیلین جان

  22. ایلین خانم زیاد حرس نخورید مطمعنا نویسنده داستان رو جوری نمی نویسه که بلایی سر شخصیت اصلی داستان بیاد

  23. اهههه گندش بزنه لیلی رو که آرمین رو هم تو مسخره بازیاش شریک کرده.نویسنده جون عزیزت جم کن این داستانو .فقط توروخدا هانا و آرمین بهم برسن

  24. شمع خاموش شد از تندی باد … اثر از سایه به دیوار نماند … کس نپرسید کجا رفت که بود؟ … که دمی چند در اینجا گذراند … این منم خسته در این کلبه تنگ … جسم درمانده ام از روح جداست … من اگر سایه ی خویشم یا رب … روح آواره من کیست کجاست؟! … .* فریدون مشیری*

          1. اوهوم توام هستی
            هرکی شاعره
            توام شاعری ولی نمیتونی به زبون بیاری و بنویسی حرف دل تو
            اوووف چقدر عاشقانه شد 😂😂😂

  25. اخییییی آرمین بیچاررررره من…… تو رو خدا یکیی نجاااتش بده… من دق میکنم اتفاقی براش بیوفته….. وااای.. خدااااا…. بچه ها یه کاری کنییید…. نویسنده یه مو از سر آرمین کم بشه میکشمت… بعدم خودمو میکشم … اه….!

    1. اوووف چقدر زیاد بود
      همش ۲ دقیقه هم نشد
      الان دارم به حرف قرن ۲۱ میرسم
      داداش بسی خوش گفتی
      آیلین به نویسنده باشه اول آرمین و می کشه به خاطر لج با تو

  26. وای خدا چه قدر همه چی قاطی شده…. آرش کجاس ؟ چه نقشه ای دارن یعنی؟ امیدورام آرمین بلایی سرش نیاد. هانا هم ای کاش واقعا باردار باشه. امیدورام داستان جوری بشه که هر چه زوتر مشخص بشه بچه ی ساناز از آرش نیست و یه جورایی همه ی اینا زیر سر اونه تا آرش رو از لیلی جدا کنه

    1. بله حنا خانم راست میگه
      به نظر منطقی میاد که همش زیر سر امیر باشه که بخواد لیلی رو از ارش جدا کنه
      فقط برای من سوال شده مگه امیر نگفت لاله براش یه چیز دیگه است و دوستش داره بعد اون هم که جوری نشون داد که عاشق لیلی شده…
      امیدوارم نویسنده اخرش رو به یه جایی برسونه که همه بفهمند همیشه نشونه عاشق بودن موندن و ساختن نیست
      گاهی رفتن نشون میده عاشق واقعی کیه . اگه عشقی حقیقی باشه عاشق و معشوق بعد جدایی به وصال میرسن
      البته این نظر منه.

      1. نفس جان من فقط وقت جام جهانی فوتبال میبینم.!.. البته تا جایی که بتونم بازیای تراکتور و بارسارو میبینم….

        1. بازی چند روز پیش تراکتور و پرسپولیسو دیدی؟بسیار بازی تماشایی بود.؟من تکرارشم از شبکه ورزش دیدم.

  27. وای خدا خیرت بده
    از اول همین رو می گفتی که ساعت چهار میاد
    از دیشب تا الان مثل معتاد ها هی میام سایت رو نگاه میکنم یه دور خودم و نویسنده و… با فوش مستفیض میکنم، میرم
    مرسی برای خبردهی 🌹😀😊

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کدبازان

بستن