رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۷۴

 

#لیلی

و بعد لب های داغشو به لاله گوشم چسبوند و گاز ریزی گرفت که تند به عقب هلش دادم و گفتم
_حالم ازت بهم می خوره امیر…این روش جدیدت برای انتقام گرفتنه؟
چهره مظلومی به خودش گرفت و گفت
_نه عزیزم…من فقط ازت یه بچه می خوام،بچه ای که پدرش من باشم و مادرش تو…این کجاش آخه شبیه انتقامه!
پوزخندی زدم و دهن باز کردم تا چیزی بگم اما این اجازه رو بهم نداد.
با لحن جدی گفت
_بهت قول میدم اینبار حواسم خیلی به تو و بچمون باشه و اجازه نمیدم کسی صدمه ای بهتون بزنه، از جمله اون جناب سرگرد!
_من با حرفای قشنگ قشنگ تو خر نمیشم امیر…اینقدر ازت بدی و بی رحمی دیدم که خر نشم،این همه دختر…اگه دلت بچه می خواد می تونی با یکی از اونا روهم بریزی.
یه تای ابروش رو بالا انداخت و گفت
_مشکل جنسی منو فراموش کردی؟تنها کسی که می تونه منو به اور**سم برسونه تویی نه یه مشت ج*ده کثیف.
دست به سینه ایستادم و با آرامش خاطر گفتم
_من دیگه اشتباه گذشته رو تکرار نمی کنم و تو هم نمی تونی منو مجبور کنی امیر چون اهرم فشاری نداری…دفعه قبلم اگه زیربار اون خفت رفتم فقط به خاطر آرش بود.
در جواب حرفام لبخند مطمئنی زد.
از اون لبخنداش بود که نشون میداد یه نقشه ای داره.
_مطمئنی که هیچ اهرم فشاری ندارم؟!

داره بازیت میده لیلی…حرفاش رو باور نکن.
امیر دستش به آرش نمی رسه…اون فقط این حرفو زد تا تورو وادار کنه خواستش رو انجام بدی.
مطمئن سرمو تکون دادم که محکم مچ دستم رو گرفت و از اتاق بیرون رفت.
بدون هیچ اختیاری دنبالش کشیده میشدم.
خودش رو به یکی از اتاقای طبقه پایین رسوند و پشت در ایستاد.
همین که دره اتاق رو باز کرد چشمم به جسم نیمه جون لیلا افتاد که دست و پاش به تخت بسته شده بود.
گیج و منگ به لیلا زل زده بودم که سرشو کنار گوشم آورد و پچ زد
_خواهرت برعکس تو خیلی احمق و سادس.

#هانا

****************************
تاکسی؛مقابل خونه قدیمی من و آرمین از حرکت ایستاد.
با حسرت نگاهی به دره خونه انداختم و بعد کرایه تاکسی حساب کردم و پیاده شدم.
به سمت دره خونه قدمی برداشتم و مقابلش ایستادم.
با استرس دستمو به سمت زنگ خونه دراز کردم و فشردمش.

فقط خدا به خیر بگذرونه!
حاضرم آرمین هر چه قدر می خواد کتکم بزنه اما اجازه بده کناره آیلا بمونم.
نفس عمیقی کشیدم و منتظر ایستادم اما خبری نشد.
دوباره زنگ خونه رو فشردم که اینبار صدای قدم های کسی از پشت در بلند شد.
به سختی آب دهانم رو قورت دادم و به در خیره شدم.
صدای قلبم که دیوانه وار می تپید،کلافم کرده بود و استرسم رو بیشتر می کرد.
بالاخره در باز شد!
با باز شدن در؛ ترسیده به آرمین که بین چهارچوپ در ایستاده بود و داشت غضبناک نگاهم می کرد زل زدم.
با این نگاهش بیشتر دست و پام رو گم کردم و اصلا فراموش کردم چی می خواستم بگم!
لب های خشکم رو تر کردم و دهن باز کردم تا چیزی بگم که ناگهان صورتم به شدت سوخت و به یک طرف خم شد.
_این به خاطر دروغی بود که بابت حامله بودنت بهم گفتی.
اشک توی چشمام حلقه بست.
حقم بودش!
دستشو بالا برد و خواست سیلی دیگری نثارم کنه اما با دیدن اشکام دستشو پایین آورد و محکم مشت کرد.
با بغض گفتم
_آرمین…به خدا مــ…
بلند داد زد
_خفه شو هانا…فقط خفه شو…گفتم اگه پاتو بزاری اینجا خونت رو میریزم،نگفتم بهت؟
فقط با ترس سرمو تکون دادم.
سرشو جلو آورد و توی صورتم عربده زد
_کی من به حرفی که زدم عمل نکردم که این بار دومم باشه؟

 

#هانا

با التماس گفتم
_هر بلایی خواستی سرم بیار…کتکم بزن هر کاری خواستی بکن اما منو از آیلا جدا نکن،بزار پیشش باشم آرمین…من بدون اون رسما میمیرم!
پوزخندی زد و بی رحمانه گفت
_آیلا به همچین مادر هرزه ای نیاز نداره…اگه ادعای مادریت میشه چرا وقتی داشتی زیره اون مرتیکه ناله می کردی به فکر دخترت نبودی؟
دستی به چشمای نم دارم کشیدم و گفتم
_داری اشتباه می کنی…من با اون رابطه ای نداشتم.
_می خوای برم عکسات رو بیارم؟
متعجب لب زدم
_کدوم عکسا!
توجهی به سوالم نکرد و با فک منقبض شده ای غرید
_ببین هانا با زبون خوش گورتو گم کن برو چون حالم داره از ریختت بهم می خوره…با این اشکا و مظلوم نمایی ها هم نمی تونی چیزی رو پیش ببری.

چه قدر ترسناک و بی رحم شده بود.
انگار واقعا قصد این رو داشت که آیلا رو برای همیشه ازم دور کنه.
با حرص اشکای سمجم رو پس زدم و گفتم
_من آیلا پس میگیرم…حالا به هر قیمتی که شده.
پوزخند زد
_اوکی عزیزم…هرکاری می خوای بکن،اصلا بزار خودم یه راهی جلوی پات بزارم!می تونی بری شکایت کنی هر چند که جرمت خیلی سنگینه و امکان نداره دادگاه آیلا رو به تو بده مخصوصا اگر من عکسات رو که لخت توی بغل اون مرتیکه بودی؛در حالی که شوهر داشتی به دادگاه ارائه بدم کارت خیلی سخت تر میشه!
دستامو محکم مشت کردم…من واقعا هیچ شانسی نداشتم.
وقتی دید حرفی ندارم که بزنم پشت در رفت و خواست درو ببنده اما لحظه اخر پشیمون شد.
نیم نگاهی سمتم انداخت و گفت
_درضمن من دارم ازدواج می کنم هانا…بالاخره آیلا به یه مادر نیازه داره که بالای سرش باشه.

 

#لیلی

****************
ناخوداگاه به سمت لاله قدم برداشتم که بازوم رو گرفت و تند دره اتاق رو بست.
به سمت خودش برم گردوند که دستمو بالا آوردم و خواستم مشتی حواله صورتش کنم اما دستمو توی هوا گرفت.
بلند داد زدم
_خیلی پست فطرتی امیر…خیلی آشغالی…چرا دوباره خواهرمو قاطی این ماجرا کردی!چرا دزدیدیش؟مگه من برای انتقام گرفتن کافی نیستم؟آخه لعنتی،آخه عوضی تو مگه قلب نداری…تو مگه انسانیت نداری…من که هستم…من که جلوت وایستادم و تو راحت عذابم میدی…چرا دیگه پای خواهرم رو وسط می کشی؟!
برعکس من که داشتم مثل اسپند روی آتیش جلز و ولز می کردم؛ اون خیلی ریلکس و خونسرد گفت
_اولن که من لاله رو ندزدیدم،اون خودش دوباره به سمت من اومد البته حقم داره هاااا…عاشقه،قلبش رو به من باخته و کنترلی رو رفتارش نداره…دومن من هنوز بلایی سرش نیاوردم که اینطور داری کولی بازی در میاری…خواسته منو که انجام بدی می فرستمش ایران پیش بابا جونت!

با نفرت گفتم
_حالم ازت بهم می خوره.
لبخند محوی زد و لپم رو کشید و گفت
_عزیزم اینقدر تلخ نباش دیگه!به این فکر کن که پس فردا قراره مادر بشی ملکه ی من.
زهرخندی زدم و زمزمه کردم
_من تسلیم خواسته تو نمیشم امیر.
_باشه اشکالی نداره هر طور مایلی…اما فکر کنم خواهرت خوشحال بشه اگه من پدره بچش باشم.
با حرص دستامو مشت کردم.
چه قدر بی رحم تر از قبل شده بود!
انگار همون یه ذره انسانیتی که توی وجودش قرار داشت توی این مدت از بین رفته بود.
با درد چشمامو روی هم فشردم و لب زدم
_خیلی نامردی.
_من نامرد نیستم لیلی دارم یه راه حل جلوی پات میزارم تا لاله نجات بدی و خودت بشی مادره بچم.

🍁🍁🍁🍁
🆔 @romanman_ir

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫259 نظرها

  1. در قفل می شود
    دستم زود تر از مغزم عمل می کند
    اجازه ی ترس نمی دهد
    اجازه ی مکث نمی دهد
    مغزم را متقاعد می کند که وقتش فرا رسیده
    بس است زندگی کردن
    بس است تحقیر و توهین
    من می روم
    دنیای پست و ظالم را از زنده بودن خودم منع می کنم
    خداحافظ….
    دکاروس

  2. من تموم می کنم امشب این تاریکیه محض را
    خون از رگ هایم چکه میکند امشب
    تیغ می کشم لحظه به لحظه دست هایم را
    دیوانه می شوم در کسری از ثانیه
    جنون آمیز می شود رفتارم در دقیقه ای
    سایه ی روحم مرا تعقیب می کند
    …. امشب تمام می شود ، صبر کن ….
    دکاروس

  3. ( اینو دوستم هیوا نوشته بود برام فرستاد منم گذاشتم اینجا، دوست داره نظرتونو بدونه، کامنتارو میخونه من جاش جواب میدم، مرسی)
    ای که مرا خوانده ای، راه نشانم بده
    یا لطیف،
    ای سراسر هرآنچه که هست،
    ای که بعد از هزاران توبه بشکسته باز هم می طلبی مرا،
    سراسر وجودم آرامشی می طلبد از جنس لطافت ذات تو…..
    یا حکیم،
    ای که هستی و ما از جهل، نیستت می کنیم،
    هر بار که خواندمت، چیزی طلب کردم،
    گفتم یاری ام بده،گفتم هوایم را داشته باش،
    گفتم فلان چیز را بده،گفتم فلان کار را بکن…
    لیک هم اینک دریافته ام
    که باید به حکمت تو اعتماد کرد.
    حکمتی که در دریافت ما نمیگنجد،
    چیزی را رقم خواهد زد که در باور ما نگنجد،
    من با بینش کوتاهم
    چیزی را میطلبم که میاندیشم تکاملم در آن است.
    تو با حکمت بی پایابت
    چیزی را رقم میزنی که حقیقتا کمال در ان است.
    یا رحیم،
    ای که رحمتت گشوده است بر خواسته های اندیشیده من،
    دریافته ام
    که تمنا بر رحمتت به خواسته های بی پایانم ،
    بی رحمی است که نیمه زمینی وجودم،با خودم میکند،
    در یافته ام
    نباید بطلبم و بعد دست به تمنا بلند کنم،
    دریافته ام
    تنها باید لبخند بزنم و به حکمتت مطمئن باشم.
    دریافته ام
    روا نیست هر دم بگویم (خدایا برمن رحم کن)( خدایا بر من عطا کن)
    دریافته ام که حکمتت را بیش از هر چیز باید دوست بدارم…
    یا حکیم،
    هر انچه که حکمت کمال اندودت است،همان.
    یا حکیم،هر انچه که حکمت است ،حکیمانه تقریر کن…

  4. بچه ها میخوام اسممو عوض کنم هی AZ ننویسم به نظرتون چی بزارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اخه زهرای خالی داریم

    1. اقیون عزیز سایت روز زن که تموم شد رفت و ولی کافیه روز دختر یادتون بره بهمون تبریک بگین اونوقته که دیگه میایم براتون 😎😎

  5. بچه ها میگم یادتون نیست تو کدوم پارت بود ویژگی های ظاهری خودمون رو توصیف کردیم ؟ من یادم نمونده میخوام الان دوباره برم بخونم.

  6. تبریک میگم روز مردو به آقایون سایت
    دلتنگ غروبی خفه بیرون زدم از در
    در مُشت گرفته مُچ دست پسرم را

    یا رب به چه سنگی زنم از دست غریبی
    این کلّه ی پوک و سر و مغز پکرم را

    هم وطنم بار غریبی به سر دوش
    کوهی است که خواهد بشکاند کمرم را

    من مرغ خوش آواز و همه عمر به پرواز
    چون شد که شکستند چنین بال و پرم را

    رفتم که به کوی پدر و مسکن مألوف
    تسکین دهم آلام دل جان بسرم را
    (استاد شهریار)

  7. روز سوسک کشان بی سنگر !
    اشغال دم در گذران بی ادعا !
    شوفر تاکسی های بی حقوق !
    کت و شلوار پوشان بی اتو و دکمه !
    شیران بی غرش و دندان !
    جوراب پوشان قانع !
    جارو کنان و شیشه پاک کنان استاد ، بند بازان نصب پرده !
    بچه لوس های مامانجوناشون !
    خر و پف کنان سلب اسایش !
    این فوتبال دوستان همیشه ادعا بی تحرک !
    اخبار گوش کنان تکراری
    روشنفکران بروز واسه خواهراشون !
    😓😓
    بسه یا بازم بگم ؟؟؟؟
    .
    .
    .
    خلاصه و خلاصه روزتون مبارک دوستان عزیزم ،مرصاد و سورن و ساشا و سجاد و ارتان و ادمین گلی و …..
    امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشین 😍😘

  8. امروز بعد مدت ها کامنت ها رو خوندم و کلی خندیدم خخخخ
    خوبه یه جایی هست فانتزی هاتونو خالی میکنید
    منم یه مدت عاشق یکی از هم کلاسیام بودم ….قرار بود برم خاستگاریش ولی بهم خیانت کرد منم اونقدررر گریه کردم ااونقدرررر غصه خوردم خخ
    حالا منم دلداری بدین

  9. روز مرد رو تبریک میگم اول از همه ب همسری خودم پدر گلم داداشام بعدم ب آدمین گل گلاب داداشای گلم مرصاد سجاد میلاد ساشا آرتان سورن عزیز ک امسال بابایی هم شده و همه پدر ها و برادر های عزیز برو بچ سایت.

  10. بچه ها اگه کسی چیزی گفته من شرمندم حوصله هیچی ندارم… خواهش میکنم از خونه نرید بیرون و اگر کسیم خواست بره نذارید مسافرت نریددد به کی قسم بخورم اماری که صدا و سیما از کشته ها میده دروغه من تو بخش بودم خیلیارو علت مرگ رو کرونا نیزنن عفونت ریوی اپنه انسدادی و انفولانزا رد میکن که امار پایین بمونه دارم از غصه دق میکنم که این چبزارو میبینم من هرکسیو میبینم و میشناسم بهش میگم نره از خونه بیرون شمام همین کارو بکنید

    1. ممنون که تذکر دادین آقا مرصاد…
      تا بوده همین بوده ،سره مردم بدبختو شیره مالیدن :(:(:(
      اصن حدود ده روز قبل از انتخابات مجلس یه نفر تو قم بر اثر کرونا مرده ،اما قضیه رو رسانه یی نکردند تا مردم برای انتخابات بیان بیرون،اگه همون موقع اقدام میکردند این وضع اینقدر وحشتناک نمیشد…

    2. دقیقا راهی که من در پیش گرفتم اقا مرصاد
      البته به هر کس میگم با کمال پر رویی میگه به تو چ دلمون میخوااد مواظبیم
      واقعا رییس بیمارستان ما هی میگه مردم شریف شیراز مردمم شریف شیراز
      شیرازیا بندگان خدا هر روز زلزله دارن بندگان خدا اشکشون در اومده

  11. ادمین, این روز پدر هم رسید و تو هنوز, نه زن داری نه بچه… هعییی… حداقل واسه سال جدید یه اقدامی بکن من روحم شاد شه!…

  12. ایلین من جواب سوال ۷ و میدم
    عاقبت وی در این دنیا و آن دنیا چیزی فرا تر از جهنم است . و سوزاندن آن در ماهیتابه بسیار بسیار واجب و نسوزاندن آن کار حرامی است که‌ غذایی درد ناک به همراه دارد پی کدامین یک از قدرت های خوانندگان رمان را انکار میکنید . هاااااااااااااااااااااااااااان

  13. سلااااام به همه هنرمندان و بقیه دوستان سایت واقعا شعراتون قشنگن زینب جان مثه همیشه فوق العاده نوشتی
    دوستان عزیز اقاااایون و ادمین جااان روزتون کلی زیااااااد خیلی زیاااد مبارک باشه امیدوارم پدرهای نمونه و همسرهای یدونه باشید
    همیشه عشق و محبت در کنار خانواده اتون احساس کنید ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

    1. وووو مرسی گل خوشگلم!منم همین طور عشقم امیدوارم هر لحظه ی زندگیت سرشار از انرژی مثبت و شادی باشه:)

    2. هنرمندان خوب اومدی ترانه جون 😄😃😀😊☺️😉😚😗😙😜😝😛😋😆😇 من عاشقشونم😘😍💘💞💖💕💓💗💔❤️💙💋💌🙌✌️👌👍🌾🌿🍂🍃🍁🌺🌻🌹🍀🌷🌸💐🌼

  14. پاسخ سوال۲:
    جدایی سجاد و آزاده به علت حسودی و متلک های عده ای که چشم خوشبختی این دو گل نوشکفته رو نداشتند صورت گرفت

  15. بچه ها من خواستم از فاز غم دربیام بیرون, و به مناسبت تدریس و آموزش مجازی, سوالای امتحانی رماندونی رو براتون میفرستم:
    ۱- ادمین که بود و چه کرد؟ ( بارسم شکل)
    ۲-جدایی سجاد از آزاده به چه علت و با همدستی چه کسانی صورت گرفت؟
    ۳- شعر بهتر است یا شوهر؟
    ۴-آیا مرصاد عضو عجایب هفتگانه است؟( با ذکر توانایی ها)
    ۵-دختری که آهنگ امید می نواخت کجاست؟
    ۶- مکاتب ayliinism ، yasism ، و parisism را توضیح دهید.
    ۷- عاقبت نویسنده رمان استاد خلافکار چه شد؟ آیا سوزاندن او در ماهیتابه جایز است؟
    ۸- عملکرد سازمان SAYPAMZY را چگونه ارزیابی میکنید؟
    S= ستایش, سجاد, ساشا
    A= آیلین, آزاده, آرام
    Y=یاسی, یاس
    M= مرصاد, مرجان
    P= پریسا, پری
    Z= زهرا, زینب
    .
    … شاد و پیروز باشید…

      1. اخی عزیزم ببخش والا تعداد تازه واردا زیاد بود, نتونستم بنویسم, قدیمیا رو نوشتم… خار چیه, گل نانازمی عزیز…

    1. وای تو روحت دختررررررررررررر عالیییییییییییییییییییییییییییییییییی خخخخخخخخخخ من یکی که ۱ میشم اونم به خاطر اینکه سوزوندن نویسنده رو جایز میدونم

    2. وااااای آیلین خدا خفت نکنه😘😂😄😃😀😊☺️😉 تو باید بازیگر فیلم•سریالهای کمدی بشی والا خیییلی استعداد داری

      1. پاسخ سوال ۱:
        ادمین انسانیست که از جانب خداوند خلق شد
        تا وظایف خود را در جهت دعوت گمراهان به *سایت رمان دونی* و عاقبت بخیر کردن رستگاران ،انجام دهد
        🚫کپی از چهرهء وی پیگرد قانونی دارد

      2. ممنووونم نیوشا جان، نه بابا منکه طنزم افتضاحه ولی یه رفیق دارم اسمش هیواست، خییلی نویسنده خوبیه همیشه هم تو مسابقات ادبی مقام میاره، تازه با این سایت اشناش کردم، حالا چنتا از متناشو میزارم براتون….منم که میرم سیرک، سریال رام نمیدن!!…

        1. چقدر عالی امیدوارم دوستت در آینده واقعن یه نویسنده• یا سناریست(فیلمنامه نویس) خوب و قابلی بشه شما هم درمورد خودت منفی فکرنکن شاید دیدی زدو خودت هم یه کمدین مثل آقایون; ماهی صفت یا ریوندی و••••••• یا بازیگرفیلمهای کمدی شدی عزیزم😃😀😄😊☺️😉😘

  16. هانا میتونه تو اون کشور از میلاد به جرم تجاوز شکایت کنه خیلی عجیبه اینکارو نمیکنه اون عکس ها هم جرمه

    1. دوست عزیز من پارت/قسمت/ قبل بود فکرکنم، از شما سوالی پرسیدم•. و اینکه شما میگی هانا بره از میلاد بخاطر ت•ج•ا•و•ز شکایت بکنه. چند وقت پیش وقتی هانا با کمک داداشش و میلاد دوباره فرار کرد از دست آرمین برگشتن خارج و بعد از چند مدتی آرمین اومد چنان وحشیانه در خونه هانا کوبید اومد به زور تو خونه که انگار وارد/ با عرض پوزش/ اسطبل خونه خودش شده و چنان ع•ر•ب•د•ه و دادو هوار میزد و جاروجنجال و بلبشو به پا کرده بود و همش هانا رو با چیزای مختلف از جمله دخترش تهدید میکرد••••. من هم دقیق همین گفته بودم که ; مگه اونجا شهره هرت چرا دختره نمیره کلانتری پیش پلیس شکایت کنه

  17. ووووو بچه ها میبینم فضای شاعری همه گل کرده آقا مرصاد اون دو بیت شعری هم که در جواب اون متن نوشتین عالیییییییی بود حالا من میخوام یه شعر دیگه بذارم از خودم
    امشب تا صبح در دلم ویران است
    وز غم عشقت قلب من حیران است
    شاید که لبم باده به خود ندیده باشد
    ولیکن هوشیاری ز سرم پریده باشد
    امشب تو هستی در آغوش من
    تو می خوانی آواز در گوش من
    در این شب حرام است اشک به چشمان من
    چنگ زده این دل و جان به فرمان من
    صدای تو امشب شده باده ام
    قسم دین و ایمان به تو داده ام
    دگر قطره اشکی نماند به من
    چرا نیستی عاشق همانند من؟
    خطا و گناه کرده ام من تورا
    قسم می خورم برده ام من تورا
    ببین شد زمستان شب موی من
    ببین خشک شد عطر خوش بوی من
    ببین لرز دست مرا
    ببین چشم مست مرا
    ببین نور چشمم شب چشم من
    ببین شعله ی آتش خشم من
    صدایم شده بغض ابر بهار
    مکن از من مست خسته فرار
    مگر من ضلیخای عاشق نبودم؟
    مگر دل مجنون را نربودم؟
    شیرین نبودم از برای خسروی فرمانروا؟
    نشدم من بیژن بیچاره را حاجت روا؟
    پس چرا بحر دیدنت باده بنوشم؟
    مگر من عاشق حلقه به گوشم؟
    تا کی سرابت بشود همدمم من؟
    تا کی بدوم تا که شوی مرهم من؟
    من بیچاره در آغوش غمت جان می دهم
    من بحر تو مروارید و مرجان می دهم
    دگر ماه هم رفت و نیست
    دگر شاهد عشق من جست و نیست
    حالم خراب است تو آسوده باش
    بره این جوان مریضت تو غمگین مباش
    بره ناتوان قلب من سنگ و سنگین مباش
    دگر پیکر خسته ام جان ندارد
    بدان عشق تلخم در این لحظه پایان نداند
    #زینب
    نظرتونو لطفا بگین بهم

  18. اقا مرصاد اوضاع قرنطینه شده های بیمارستان شما چطوره
    مال ما بد تراز بد امروز تازه شیراز زلزله هم اومد .اعصاب تمام پرسنل به هم ریختس .نصف پرسنل هم نتیجه ازمایششون مثبت شده بندگان خدا

    1. وایی افتضاححح حدود هزارتا مشکوک به کرونا بستری ولی به خاطر عدم دسترسی به کیت تشخیص خیلیا فقط بسترین پرستارا و دکترام که افتضاح دارن زحمت میکشن و کار میکنن کمبود لباس قرنطینه و… واقعا فقط خدا رحم کنه به همه…

    2. خدا قوتتون بده شمام تو بخش قرنطینه ای یا نه ؟؟
      چندتا از رفیقای من گریه کردن دلشون برای زن و زندگیشون لک زده بود شما ببین دیگه چقدر فشار روی یه مرد باید باشه که اشکش در بیاد کاش میشد خودم یه تنه جا همشون بمونم…

      1. واقعا ما ازشما ممنونیم خیلیا قدر جامعه پزشکی وکادر درمانو نمیفهمن مااز همینجا به همه شما خسته نباشید میگیم
        ممنون اززحماتتون🙏🙏🙏

      2. بیمارستان ما اونایی کههه انکال بودن هم دیگه دست به کار شدن یه روز در میون جاهامونو عوض میکنیم .پدرمون در اومد . وقت یکه بنده های خدا رو که وقتی نمی تونن تنفس کنن میبینیم بغض میکنیم
        دیگه بحث از دلداری دادن به ما ها و مریضا گ..شته
        خدا قوت.اقا مرصاد عزیز

        1. خدا قوتتون بده شمام تو بخش قرنطینه ای یا نه ؟؟
          چندتا از رفیقای من گریه کردن دلشون برای زن و زندگیشون لک زده بود شما ببین دیگه چقدر فشار روی یه مرد باید باشه که اشکش در بیاد کاش میشد خودم یه تنه جا همشون بمونم…

        2. خسته نباشی عزیز دل برادر من میدونم چقدر سختته و واقعاا چیزی برای گفتن ندارم جز اینکه اجرت با خدا ارتان عزیزم

          1. مرسی اقا مرصاد عزیزم
            دیگه انجام وظیفمونه و چیزی هست که قسم خوردیم تا اخرش پاش باشیم
            بچه های پزشکی هسته ایی خیلی ازیت میشن بنده های خدا مخصوصا اینکه با رادیو اکتیو هم کار میکنن

            1. ازیت میشن؟؟؟مطمئنی؟؟؟تو این اوضاع پرستارا اینقد بیکارن؟؟میمیرید اینقد با اسم این بدبختا بازی نکنید؟؟؟اون همه فیلم و ویس الکی پخش شد حالا خودتونو پرستار جا میزنید ؟….واقعا که…و یه سوال اینکه رادیواکتیو چه ربطی به ویروس داره؟ما هنوز اینجا رو نخوندیم خخخ میشه توضیح بدین؟

              1. دوست عزیز کسی خودشو جای پرستار و دکتر جا نزده جهت اطلاع شما و رادیو اکتیو یه ماده سرطان زاست جهت اطلاع و خیلی بیمارانشون نیاز به مراقبت دارند و یک سرما خوردگی ساده یاعث یه عمر پشیمونی براشون میشه خواهشا قضاوت بیجا نکنید من با رتبه ی ۸۰۰ دانشگاه علوم پزشکی شهرستان فسا اوردم و این چیزی که من گفتم اگر کمی مطالعه داشته باشید متوجه میشید دیگه نیازی به خوندن نیست و درس و اینا نداره

      1. نه اما بعضی هاموون مث من که از قبل انفولانزا داشتیم اره با این لباس فضایی ها به قول شما هستیم

        1. وای جمیعا دعا کنید من امسال کنکورمو خوب بدم به جمعتون ملحق شممممم،کیف میکنم درباره‌ی بیمارستان حرف میزنیددد:))

        2. اقا ارتان ، دور از جون نمیترسی تو هم مریض بشی ؟؟؟

          من اوایل خیلی میترسیدم ولی الان میگم بیاد منو بکشه تا راحت شم 🙁

  19. میبخشید اشتباه شود ( اینا رو با سریالها اشتباه گرفتم😂😃) منظورم از فصل کتابهای دیگه این رمان بود فکرکنم استاد مغرور و عروس استاد بود•

  20. بچه ها دوستان عزیز• من این رمان نیمه ناقص خوندم فصلهای قبلش رو هم نخونده بودم بنابراین درجریان خواهر لیلی نیستم• چرا اینقدر نگران خواهرش که با امیر نَپلکه مگه خواهرش بچه۱۴•۱۵ساله هست [ البته الان دیگه واقعن من نمیدونم بچه به کی میگن تو بعضی رمانها دخترهای ۱۴•۱۵ساله رو با افتخار زوری شوهر میدن••••😵😯😳 / این خواهر لیلی چه ۱۵ساله باشه چه ۲۵ ازشواهد اَمر خودش عاشق امیر شده بوده ( امیر اونو بخاطر انتقام ندزدیده که بهش ت•ج•ا•و•ز بکنه خوده دختره با میل و خواسته قلبی خودش خواسته که••••••• ) . پس این لیلی نباید عصبانی بشه و حرص بخوره مگر اینکه خدایی ناکرده حسودی میکنه 😬😯😕😐 و خودش هنوز عاشق امیر باشه•••• و نتونه کسی رو باهاش ببینه حتی خواهر خودش رو . مگرنه که اَصلن تو کَت من یکی نمیره که به جدا کردن دختری که عاشق یه پسر• مردی هست بگن فداکاری و ازخودگذشتگی• (آیا این نوع جدیدی از فداکاری؟!؟! که من خبر ندارم• )

  21. نویسنده؟مخ امیر تو فصل قبل پوکید…حالا این به درک چرا دخترا رو انقدر بدبخت و ضعیف نشون میدین؟لیلی هم دیگه ما رو دیوونه کرده آخر سری قبل زن آرش میشد و تمام…هانا وآرمینم که دیگه هیچ!این قسمت عکس ل*خ*ت تو بغل یکی دیگه هم تو همه رمانا هس یه ذره به مغزت فشار بیار لدفا!

  22. یکی ب من توضیح بده که امیر اصلا چطوری زندس؟ یعنی گلوله که خورده به مخش الکی بوده؟ بعدهم که نبضشو گرفتن نفس نکشیده تا مرده به نظر بیاد؟؟ مخم قاط زده هر احتمالی که میدم با زنده موندن امیر جور در نمیاد
    حالا اینا هیچی میلاد چطوری ارمینو که اینقد قویه رو ناپدیدش کرده؟؟
    و چرا هانای الاغ همه چیو به این ارمین خر زود باور نگف؟؟
    از این طرفم امیر فکر کرده بچه اب و دوغه که راحت به دست بیاد؟؟؟🤔🤔🤔😐😐😐 لیلیم دیگه شورشو در اورده بابا ابجیت بره بمیره به جهنم اونکه حرفهای خوبی بهت نزد پس بمیره بهتره دختره خنگه انگار😐😐😐
    درضمن ارمین یهو از تو قبرش سر ۲ روز زن پیدا کرد ؟؟ والا منکه بدجور گیج شدم😑😑😑
    خیلی سوال دیگم دارم که مبهمه ولی اینا اصلین ادمین جان ممنون میشم اگه سوالامو به نویسنده برسونی تا حداقل تو پارت بعدی چندتاشو جواب بده و بهتر پیش ببره و همچیو پنهان نزاره 😊😊🙂🙂

  23. وااااییی باورم نمیشهههه آرمین مجوز گررررفت…. آررررمییییییین… واییی داررررررم میمیرررم از خووووشحااااالیییییی…. آرررمیییین،۲AF جووووونم…..

      1. آرمین ۲AFM خواننده و رپره.. خیلی دوسش داررم وای باورم نمیشههه…. رزا اونو نشنیده بودم… عجب؟؟…

    1. ارهههه😍😍😍😍
      ولی یکی از شوک های این هفته خبر دستگیری رونالدو بود که پاسپورت جعلی استفاده کرده بود:/اون دیگه چرااا؟!

      1. خخخ نه این خواننده رو خیلیبیشتر دوست دارم… پنج سال بود منتظر مجوز بود…ولی فک کنم مجوز رپ ندادن بهش… حیییف…

  24. یعنی خدایی هیچ سایتی
    این سایت نمیشه !!!
    هم بانظمه
    هم طراحیش قشنگه
    ممنون ادمین خیلی زحمت میکشی
    همه با هم بگیم
    سپااااس 🎉🎉🎊🎊

  25. آیلین جون و ترانه جون• خواهش میشه 😘😄😃😉🙌 حالا آیلین جون گفته بودم من از بچگی فیلم سریال میدیدم چه ایرانی چه خارجی {کُره ای و ترکی و امریکایی و••••••• ) اون جواهری درقصر و امپراطور دریا و جمونگ نوجوون بودم{۱۲•۱۴) نشونمیداد آنچنان هم قدیمی نیستن. من سریالهایی دیدم با قدمت خیییییلی بالاتر مثل سالهای دور از خانه/اوشین/ و جنگجویان کوهستان. الان هم که خییییییییلی سال طرفدار ایناهستم { از وقتی هم که م•ا•ه•و•ا•ر•ه اومد یجورایی بیشتر فیلمهای دوبلش دیدم😍😀😘😃😉

    1. وااای فراموش کردم بگم ما راهنمایی بودیم/ بغئیرازفیلم•سریالهای تلویزیون/ یک سریال کره ای خیییلی محبوب شده بود بین دوستان و همکلاسی هام ; پسران برتر از گُل{که بعدن نقش دوم پسر سریال شود لیدر گروه محبوب من یعنی دابل اس ). دوستام سی دی هاش رو دزدکی میاوردن مدرسه به هم قرض میدادن 😘😃😀☺️😉
      اون موقع اینترنت اینقدر پیشرفته و به وفور نعمت در اختیار همگان نبود••. اول دبیرستان هم که رفتیم فیلمهای های امریکایی ; های اِسکول و توآی لایت. همینجوری معروف شده بودن و دوستام فیلمش به هم قرض میدادن•••

        1. نیوشا جانم… پسران برتر از گلو دیدم… اصلا یادم نبود, البته کلا پنج قسمتشودیدما!!… ولی توایلایت و های اسکول میوزیکال که عاالین.. فک کنم یه های اسکول کره ای هم هست که من ندیدم…

          1. عزیزانم ایناهمه فیلم سریالهای زمان راهنمایی و اول دبیرستان من بوده😄😃😀😊☺️😉.
            الان از روی همون پسران کشورهای مختلف نسخه ساختن اولیش مال ژاپن یا تایوان بود بعد کُره • حالاهم چین•هند•ترکیه• جدیدترین هم امریکا

              1. واییی دابل اس
                من فقط اکسو رو دوست دارم
                راستی نیوشا میدونستی که آهنگ تیتراژ شروع شدن سریال پسران برتر از گلو(ورژن کره ای) بکهیون و دی او و چن از اکسو خوندن

                1. خیر آزاده جون تازه شاید یکی ۲سال اخیر متوجه شدم• بعد یعنی اینا از قبل دیپلم/ یعنی راهنمایی و دبیرستان/ هم کارموسیقی میکردن /میخوندن😲😦😵😟😧😮😬😐😕😯😶😑/ حداقل میزاشتید مهره دیپلمتون خشک بشه بعد😲😕 درست ایناامثال اینفینیت و اِکسوو برای شماها اووپا محسوب میشن(که شاید۷•۸و••••• ازتون بزرگتر باشن ) اما برای امثال من بچه هایی هستن که ۲•۳سال تا چند ماه از من بزرگترن اون سوهون هم سن من فقط چندماه از من بزرگتره ( یاد استابول ظالم افتادم; اون جمره به ندیم میگفت بچه••• من نگاه کردم هر۲شون هم سنن یعنی تو یه سال به دنیا اومدن حالا با اختلاف چندماه😉☺️😊😀😃😄😘) بگذریم••• من کلن یجورایی بیشتر هنرمندان رو دوستدارم اما تو بحث موسیقی کُره یجورایی اولین گروه هایی که شناختم ; سوپرجونیور و Ss501 بودن و اونا اوپای امثال من محسوب میشن😄😃😀😊☺️😉😍😘. اما یچیزه دیگه متاسفانه از وقتی هم که اون فیلم ازبروبچ اِکسوو پخش شود من یجورایی عصبانی یا بهتره بگم ناراحت و دلگیر شدم ازشون این همه ایرانی مخصوصن; دختر بچه های راهنمایی و نوجون های دبیرستانی تو کشوره ما عاشق ایناهستن و همش اوپا•اوپا 😘😍 میکنن بعد اینا میان مَتلک بار دخترهای ایرانی میکنن 😕😐😬😯😮😧😦😟😲😵😥😖😢

    1. سعلاممممممممممم.خوبی؟خبر که هیچی:| شصت هزار تا مشق معلممامون واسمون میفرستن صب تا شب فقط مشق مینویسم و شبکه آموزش دارم خانوم شرایی رو میبینم:|||||||||
      از بس تعطیلی خوردیم مشقامو فرستادم به معلمم تا ببینه هر چی فک می کنه منو یادش نمیاد:|||

    1. خخخخخ ماشاءالله ههممون هنرمندیم گرد هم آمدیم فقط نویسنده ی رمان هنرمند نیست پرتش کنید بیرون خخخ
      من با اینکه شعر مینویسم ولی هیچی سر در نمیارم چون وزن و اینارم بلد نیسم ولی شعرت به دلم نشست آفرین امیدوارم هی بهتر و بهتر بگی

      1. نه همونم مرسی ممنون این شعر رو خودم زیاد تحویل نمی گیرم چون توی حدود ۱۰ سالگی نوشتم یکم ایراد داره ولی من شعرتون رو خوندم اتفاقا وزن ، قافیه ، معنی و حفظ قالب شعرتون معرکه بود جدی میگم استعدادتون رو بیهوده نگیریم شما ارزشمندین

        1. ای جانم!مرسی جیگر جان!بعد به نظرم تو ده سالگی این شعر خیلی خوبه من ده سالم بود می رفتم تو کوچه با پسرا فوتبال!

  26. باران و برف بارید
    خاک به دورمان رقصید
    چرخید و چرخید
    زمزمه ای در اتاق پیچید
    پنجره صدایی شنید
    صبح سیاه بود و یک اشک چکید
    خواب و بیدار بود ولی پرید
    آخر لمس دستانت را ندید
    توده ای مشکی دید
    عاشقی دید که می خندید
    دست یار گرفته و می پرید
    اما….
    ناگهان آن کابوس رفت
    پاشد از روی تخت
    سیاهی گرفت دور چشمانش را
    خراب کرد دوباره آن عشق ویرانش را

  27. ادمین خییلی بدی خیییلی بدی خییلی بد

    حداقل بگو چرا کامنت هامو تایید نمیکنی ؟؟؟؟
    کار بدی کردم ؟؟؟
    چیز بدی گفتم ؟؟؟
    از دستم ناراحتی ؟؟؟

  28. وااااای خدا این نویسنده کرونا نمیگیره بمیره بخدااا حس میکنم یه بچه ۱۳ساله داره رمان و ادامه میده کاملا مشخصه اصلا رمانو نخونده فقط داره یه چیزای چرت و پرتی تحویل ما میده واقعا نمیتونم درکش کنم فازش چیه این نویسنده قبلی یکم بهتر بود این کلا خربکاری کردلیلی بیشعور هم خودشو عقل کل میدونه تو هر بحثی دخالت میکنه تو هرکاری که بهش ربط نداره پا میزاره

  29. بچه ها ۶ خواسته شیطان در ازای ۶۰۰۰ سال عبادتشو میدونین ؟.. برا من خیلی جالب بود… حتما درموردش تحقیق کنید…

  30. یک لبخند تلخ زدم ،
    خدایا ؟!
    دلم قدری اعتراف می خواهد..
    امروز فهمیدم
    شیطان بهانه است…
    بهانه برای اینکه در مقابلت، از این حجم از گناه، شرمنده نشویم…

    1. آیلینم آبجی جون حس شیشمم میگه امروز سرحال نیستی و اون دخمل شیطون و پرانرژی امروز کم حوصلست. چی اذیتت میکنه عشقم آبجی زهرات بمیره.

      1. بله عزیزم درست حدس زدی…مشکل مهمی نبود, حل میشه ایشالا. ببخشید اگه ناراحت شدین…
        ممنونم نفس جانم و آرام عزیز…

        1. قربونت برم عزیزدلم کارب نکردی تو تاج سر منی آیلین قشنگه 💋💋💋 ایشالا ک هرچی زودتر بازم سرحال و پرانرژی باشی

  31. آدمی که یک روز فریاد می زند:
    خسته ام!…
    مدت ها قبل از آن،
    منتظر شنیدن یک خسته نباشید ساده بوده است…
    آدمی ناغافل می زند زیر گریه،
    بی شک
    از مدت ها قبل
    یک بغض سنگین را با خود،
    به این طرف و آن طرف می برده…

  32. می گفتند:
    تنها چیزی که همه ی درد هارا درمان میکند،
    عشق است…
    پیدا بود که هنوز
    مبتلا نشده بودند…

    1. آیلین کجا چت روم گذاشته کامنت میذاری یعنی کدوم سایت من باید بیام؟؟؟ لطفا آدریشو دقیق بده
      تنکییو

    1. بحث اینه که
      ۱ : داداش اقا ساشا عاشق یه دختر بوده که یه سوء تفاهم پیش اومده اونم یکی خوابونده تو گوشش الان دختره جوابش رو نمیده اونم کاسه چه کنم چه کنم دست گرفته و ر*ی*د*ه به اعصاب ساشا
      .
      ۲ : بحث چرت و پرتی رمان ، مثل همیشه .
      .
      ۳ : Az عاشق یه پسره بوده که الان با دوستش نامزد کرده
      .
      ۴ : بچه ها همه شاعر بودن و ما خبر نداشتیم الان هم دارن شعراشون رو مینویسن و بقیه نظر میدن
      .
      ۵ : اقا سجاد دیگه بقیشو خودت بخون

      1. مرسیی اخبار دقیق😂👌
        ۱٫ عیب نداره ساشا جان جوون و جاهل ایشالله ختم به خیر میشه
        ۲٫ 😑
        ۳٫ اوه. واقعا متاسف شدم 😔
        Azعزیز اینده خوبی در پیش داری و درگیر حاشیه ها زیاد نشو
        ۴٫ من که ادبیاتم همیشه داغون بوده 😂
        ۵٫ مرسی ازت یاسی جان که مختصر همه رو گفتی😂

  33. AZ غصه نخور، یه مدت بگذره یادت میره…. بهش فکر نکن… ایشالا موقعیت های بهتر… هرچند میدونم چقدر درد داره…

    1. ممنون عزیزم
      ولی میدونی دوباره این زخم تازه میشه چون باید برم عقدشون وباچشمای خودم بدبختیموببینم وببینم که عشقم داره بادوست صمیمیم ازدواج میکنه

    2. بادوستم مثل خواهر بودیم همه چیزوبهم میگفتیم ولی اون موضوع به این مهمی رو به من نگفته بود من بهش گفته بودم ی نفرودوست دارم ولی قط اسمشونگفته بودم
      ازطرفی نمیخوام چشمم دنبال شوهردوستم باشه

      1. خیلی تو موقعیت سختی هستی, درکت میکنم… نمیدونم واقعا چی باید بگم؟؟.. ببخشید…امیدوارم حالت همیشه خوب باشه… آدم وقتی با خدا دردودل میکنه خیلی سبک میشه… حال منم بعضی وقتا بد میگیره… هعییی..

    1. خدایی نویسنده با چه اعتماد به نفسی مینویسی آخه😑لیلی هم که هر دقیقه عاشق یکیه و با عطر همه هم تحریک میشه حتما دوباره عاشق امیر میشه

        1. دادا میلاد خوبی جوابتو پارت قبلی دادم خوندیش یانه

          آزاده اجی می بینم خیلی خودتو میگیری کسی چیزی گفته بهت که دیگه محل نمی ذاری

          1. آره
            ولی ازت دلخورم داداش پارت ۷۲ اصلا محل سگم بهم نذاشتی
            آزاده فک کنم بابت درگیری لفظی با آقا نمیدونم اسمش مرصده یا مرصاد داشت
            میخواست دیگه نیاد ولی الان تو سایت دیگه با دخترا چت میکنه

            1. ای بابا دادا میلاد من نمی دونستم کع تویی بعدم یه چیزی میگم ناراحت نشی یه موقع ولی آزاده اجی نکنه خودتی داری جای میلاد حرف میزنی خخخخ
              اگرمن اشتباه گفتمه ببخشید ناراحت نشی ها اخه کنجکاو شدمه
              ولی جداازاین حرف ها دادا میلاد ناراحت ازاین نشناختمت دادا چه خبر راستی روزت هم مبارک باشه

  34. خب مگه خود لاله نیومده طرف امیر پس بزار ازش حامله شه مشکلش چیه خود کرده را تدبیر نیست ولی این ارمین و هانا دیگه شورشو دراوردن

    1. آره بابا آخه یکی نیست بگه لیلی انگل تو چیکاره ای ب قول لر های سمت ما تو گَپ گوری؟ 😂😂 بعدم زهراخاتون گل حالا ک تقبل کردی شر و ور های ترنم ک* مغزو ادامه بدی اقلا فصل های قبل رو ی نگاه بنداز اسم خواهر لیلی لیلا نیست لاله ست گل من. من ک دیگه انقد رمان برام چرت شده ک دیگه فقط دارم ادامه میدم ک این ی سال و نیم زحمت و وقتی ک صرف این رمان چرت کردم هدر نره و گرنه برا همیشه فراموشش میکردم. حیف از سایت ب این خوبی و ادمین ب این زحمت کشی ک ی سری نویسنده ها دارن وجهش رو خراب میکنن. هلما و استاد ب تمام معنا فصلی کار میکنه پاییز ی پارت ده خطی زمستون ی پارت بهار یکی و تابستون یکی چقدرم ک چرت شده دلبر استاد ماهی ی پارت اوووه خدا میدونه این دوتا قراره کی تموم شن .

      1. وای زهرا به خدا خیلی باهوشی اسم آبجی لیلی رو یادت مونده خخ!من اصن یادم نبود
        نویسنده از بس رمانو کش داده دیگه خودشم شخصتارو یادش نمیاد:|

    1. آدم بودن چیز خوبی نیست آدم که باشی باید دل بشکنی. وفا نکنی. بری و تاوان احساست رو از این و اون بگیری‌
      آدم بودن قیمت زیادی داره به قیمت فراموش کردن انسانیت
      آهای اونایی که رفتین و نگاهی به اشک دلمون نکردین
      با شمام عزت زیاد!
      گاهی لازمه حذف بشن بعضی آدمای نصفه نیمه
      ر.خانعلی اوغلی.نویسنده ی رمان نیهان

      1. عههههههههه تا الان یه نویسنده از نزدیک ندیده بودم خخ!
        خوبی؟خوشی؟
        متنتم خوشگله رمانتم خیلی دوس دارم

  35. سلام ممنون بابت پارت ادمین جان
    البته پارت کم بود ولی چون دیگه جذابیت نداره من خودمو درگیر نمیکنم و فقط وقت هاییی که سر میزنم(هفته ای دو بار) هرچی باشه میخونم و صحبت بچه ها.زینب جان شما هم خودتو اذیت نکن
    دیگه بدتر از این هفته ای دوباره مثل رمان دلبر استاد .
    نویسنده قبلی خیلی خوب بود رمانش ادمو جذب میکرد اما از وقتی نویسنده عوض شده خیلی بد شده قشنگ معلومه توانایی نوشتنو نداره بازم ادمین سایت خوبه که با اختلاف یک یا دو روز میذاره سایت هایی است که اختلاف یک هفته ای دارند یا اینکه اصلا نظم در پارت گذاری ندارند البته سایت های معروف مثل رمان دونی هم هست که خوب باشه.

  36. من واقعا نمیفهمم فاز نویسنده چیه!کله پوک اگه نمیتونی جمش کنی ازت خواهش می کنم دیگه ادامه نده به خدا ماهم اعتراض نمیکنیم.آخه این چه وضعشه؟این از اون میلاد آشغال که یهو پرید وسط رابطه ی هانا و آرمین و گند زد به کل رمان اینم از اون لیلا مغز فسفری خنگول مگه این عاشق همکلاسیش نشده بود؟آخه لیلا هر چقدرم گاگول باشه غیر ممکنه باز بیاد عاشق این تف سر بالا بشه!رمانت خیلی طولانی و مزخرف و تکراری شده!باز برگشتی سر خونه ی اول که امیر برای انتقام این دو تا خواهر و دزدیده بعد لیلی پتروس جونی واس خواهرش تن به هر کثافت کاری میده!حالا این وسط دنیل و پروانه رو کجای دلمون بذاریم؟:|||||||||||||||||

  37. این دیگه چه پارت کوفتی بود سه روز تون شده چهار روز بعد چهار روز این چس مثقال پارت رو گذاشتین

  38. سمیرا جون من پیشنهادم توی این پارت میگم ،گفتم شاید پارت قبلیو نخونی
    به برنامه هایی که از تلوزیون پخش میشه اصلا اعتماد نکن، چون اونا بهت چیزی یاد نمیدن ،فقط یه سری سوال میارن که با یه سری فرمول خاص !!که برایه اون سوالا حل میشه و اکثر مواقع اگه سوال عوض بشه،دیگه فرمول جواب نمیده
    به نظرم درسایه حفظی و درسایی که نقطه قوتت رو خودت بخون و تست بزن
    برای درسایی هم که ضعیفی ،اگه شهرت معلم خوب داره ،کلاس برو.اگرم نداره کلاس آنلاین ثبت نام کن اماکلاسای دبیرایی که معلوم باشه از کجا اومدن

  39. والا اجی آزاده من ندارم شمارشو مگه نه بهش زنگ می زدم بهش میگفتم

    یاسی خانم گاو کی دوقلو زاییده

    پریسا خانم بابت راهنماییی تون ممننون

    مرصاد دادا بی زحمت بیا اینجا جوابمو.بده

    1. خخخخخ جواب همه رو سریع دادیاااا
      ساشا داداش ریده تو اعصابت برین تو اعصابش بگو به من چه
      مرصاد یکی آدمت حساب کرد بیاااا.ساشا فک کنم داره فاتحه میخونه….برای خودش 😂
      آفرین آقا آرتان بزن زیرش آفرین گمشو کات فور اور 😁😂
      آیلین من برم قبرستون مرصاد و میبرم خاااک میکنم.پس الکی نرفتم قبرستون 😂😁

      1. پریسا خانم خدایی من شمارو به قتلم رسونده بودم اینقدر نباید با من لج میبودین اگه مشکلتون با تاریخ تولده تصلا منو دهه پنجاهیی در نظر بگیرین خدایی :/
        راستی اون یکی سایته هم نمیتم اصلا هیچی برام نمیاره نه کامنت مه چیزی خیلی بیخوده هرکس هرچی درمورد من اونجا گفته بیزحمت کپی کن تو یه کامنت اینجا تا بخونم و جوابتونو بدم با تشکر مرصاد :/

        1. مرصاد من تو رو دهه ی ۹۰ شاید فرض کنم و دهه ی ۵۰ نه
          دیگه باز نمیکنم خودت دریاب
          اگه که من و بکشی من میتونم حرصت و در بیارم من نمیدونم کی به تو گفته برو دانشگاه
          خب برو بخون دیگه
          میاد حالا برات
          آقا آرتان خوندم
          خداوکیلی به دل نگیر.شوخی بود جنبه داریاااا

          1. هع اینو یاد بگیر حرف بیخود زدن و بی احترامی کردن با حاضر جواب بودن کامل متفاوته من اگه بخوام میتونم یه شیلنگ بگیرم دستم بشورمت بذارمت کنار ولی نه اینجا جاشه و نه من حوصله و وقت این بحثای بچگونه رو دارم فرق شوخی و جدی و با جنبه بودنم حالیه پس در حالی سعی کن احترام خودتو نگه داری پریسا خانم تا متقابلا احترام هم بهت گذاشته بشه

          1. وای بابا کلا سایتشم مزخرف بود ادمینه هم که کلا درکش نمیکنم چرا حالا گیر دادین به اونجا؟؟

            1. نه بابا چه گیری… اونجا کامنتا احتیاج به تایید نداره, از حال هم باخبر میشیم… ادمینشم آدم محترمیه…ولی یه سریا اعتراض کردن نمیدونم مشکل چی بود؟؟…

              1. خخخخ نفس خانم خون خودتو کثیف نکن دنیا دوروزه که یه روزشم ما خوابیم
                ایلین خانم سر چی اعتراض کردن دقیقا کسی بهتون بی احترامی که نکرد ؟؟؟

                1. نه… اعتراض سر چت کردن بود که آقای آقاپور چت روم زد, واقعا لطف کرد… بی احترامی هم نه… حل شد…

                2. چه عجب یکی صداش دراومد؟!
                  فک کردم من خیلی غیرعادی ام وبقیه عادی…خیلی ممنون مبینا جان از اعلام حضور و تذکرت…
                  بچه هااااا…!!!!
                  اینقدر کارتون مزخرف وتهوع آوره که حتی آدم رغبت نمیکنه بهتون تذکر بده,یعنی در حد یه تذکر زبونی هم نیستین کوچولوها…
                  با خاطره جمع,به این خاله زنک بازی هاتون ادامه بدین,چون این ادمین شیر برنجی که من میبینم,بی خیال تر از این حرفاست که بخواد به چهارتا فنچ حرفی بزنه…
                  اصلا اگه میخواست چیزی بگه,تا حالا گفته بود…
                  در واقع کارتون اینقدر بچگانه هست که براش مهم نباشه چی می بافین بهم…
                  خوش باشین:-X:-X:-X
                  آقاپور عزیز,تو هم تینقدر خودتو اذیت نکن,فشار میاد به چند جات,یه طوریت میشه,خونت می افته گردن ما)))این حرفا رو زدن که من الان کپیش کردم

        2. مرصاد فعلا که اونا ****به ما …
          میگن شما پنج تا چشتون دنبال علی اقاپوره و اون به شما محل نمیده …
          یکی نیست بگه اخه این علی اقاپور چی داره که ما بخوایم مخشو بزنیم 😅

    2. گاو بابابزرگم 😂😂
      گاو سهندو میگم دیگه ☺☺
      تا حالا نشنیده بودی 🤔🤔
      .
      . بعدم ساشا داداش از تو بعیدی میرینه به اعصابم یعنی چی ؟؟
      ادب لطفا اینجا خانم رفت و امد میکنه 😂😂😂😂

    3. سلام داداشم چطوری شرمنده یه مشکلاتی پیش اومده شاید مجبور بشم برای پایان نامم برم بخشای قرنطینه کرونا درگیر این کارا بودم
      ببین داداش! سهند رسما گند زده اینو همه میدونیم ولی خب اگه به یه دختر الکی تهمت زده بشه و طرف قهر کنه یه نکته مثبته که یعنی اون خانمم به داداش سهند حس داره وگرنه اصلا براش مهم نبود سهند چی فکر میکنه
      بعدش من با دختر خالم صحبت کردم گفت اگه این اتفاق تو دانشگاه یا تو یه جمعی افتاده صد درصد اگه توی همون جمع حل بشه مثلا یه معذرت خواهی جانانه با گل و چیزایی که دخترا دوست دارن خب ماجرا به احتمال ۹۰ درصد حله ولی الان چون دانشگاها تعطیله این امکان نداره صد درصد .
      ولی خب هدیه برای خانما همراه با معذرت خواهی همیشه کارسازه و اینکه قول بده تکرار نشه و قبل از هرکاری بشینه با طرف صحبت کنه و اینکه تاکید کنه که من فقط چون تورو دوستت دارم روت حساسم و ازین حرفای عاشقانه که وارد جزءیاتش نمیشم !!!
      و اینکه سلایق دخترا تو کادو کاملا متفاوته مثلا دخترخاله من عاشق کتابه ولی اون یکیشون که نامزده عاشق طلا و اینجور چیزاس سعی کنه چیزی بخره که طرف حس کنه واقعا برا سهند مهمه
      دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه چند دقیقه تنفس :/

      1. راستی داداش اگر قصدش جدیه واقعا بهتره به اون خانم بگه چون اونجور که من فهمیدم برای دخترا خیلی مهمه که بفهمن بازیچه طرف نیستن اگر همه چیزم جدی تر جلو بره هم سهند از حس ایشون مطمعن میشه هم دختره اینطوری اگر خانواده دختر از نظر روابط دختر پسر بسته هم باشن ، سهندو ایشون راحتتر میتونن رفت و امد داشته باشن و به شناخت کافی از هم برسن و اینکه اینم به سهند بگو
        خربزه و عسل هر کدومشون هم شیرینن هم خوشمزه و هم پر از خاصیت اما کنار هم خوب نیستن پس قبل از هرچیزی تو انتخابش دقت کنه و با تصمیم قاطع جلو بره که خدای نکرده نه سهند و نه اون خانم تو رابطه دچار اسیب نشن

        1. مرصاد دادا همه دارن میگن نرید از خونه بیرون تو میخوای بری تودل مناطق کورنایی پایان نامه اتو بزار برا بعد کرونا خطرداره راستی بابت راهنماییت هم ممنون بهش گفتم توصیه هاتو و قضیه رو به مامان وبابام گفتم که سهند عاشق شده حالا قراره مامان زنگ بزنه به مامان ترنم باهاش حرف بزنه
          دادا بابت همه چی ممنون

  40. ای خدا خسته شدم از دست لیلی.خسته شدم از دست آرمینو هانا. از دست این رمان که انقدر کش دار شد.این کرونا کجاس تا خودم برم بگیرمشو خلاص بشم

    1. همین و بگو
      این لیلی چی داره که همه میخوانش
      اه
      این هانا هم گمشه بده خودش زندگی کنه بچه و سرخر میخواد چکار
      من بودم نهایت استفاده رو از خارج میبردم خاااک تو سرش

    2. منم دنبالشم ولی پیدا نمیشه نفس خانم.البته تو بیمارستان ما پر هست ولی نمیزارن بدون تجهیزات بریم تو بیمارستان اوضاع افتضاح هست

  41. این شعر تقدیم ب آبجی ها و داداش های گل سایت و ادمین عزیز زحمت کش:
    میشه سنگین و بسته گلوم
    تو وقتایی ک هستی پهلوم
    توچی داری ک انقد سریع
    پیشت قلبم میشه بستری
    تویه الماس نابی پر نوره دلت
    چقد بد داره میچربه بهم زور دلت
    تویه لحظه تا پلکامو زدم زودی روهم
    تو تیکه پاره های قلبمو دوختی ب هم
    بمبه….. این عشقی ک افتاده ب جونم آتیشش تنده
    این موهای مشکی چشمای وحشی دلمو برده… دلمو برده
    بمبه…. این عشقی ک افتاده ب جونم آتیشش تنده
    این موهای مشکی چشمای وحشی دلمو برده… دلمو برده.
    تولای مزه های زندگیم شیرین ترین طعمی
    ی جایی توقلبم رفتی ک خودت نمیفهمی
    تو یه موجی ک میشوره دلو تسکین دردامی
    تو آخرین سلاحه واسه جنگیدن با ترسامی
    تویه الماس نابی پر نوره دلت
    چقد بد داره میچربه بهم زور دلت
    توی لحظه تا پلکامو زدم زودی روهم
    توتیکه پاره های قلبمو دوختی ب هم
    بمبه… این عشقی ک افتاده ب جونم آتیشش تنده
    این موهای مشکی چشای وحشی دلمو برده… دلمو برده

      1. ن مرصاد جان از سن و سال ماگذشته رپ گوش دادن 😂😂😂 ولی درست حدس زدی ترانست خوانندش هم سهراب پاکزاده پیشنهاد میدم دان کنین و گوش کنین ب نظرم خیلی قشنگ و آرامش بخشه.

        1. سلام زهرا خانم این چه حرفیه دل باید جوون باشه که از شمام جوونه مرسی از پیشنهادتون حتما گوش میکنم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن