codebazan

رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۸۹

 

# لیلی

روبروی امیر نشسته بودم و داشتم با تلفن حرف می زد.
این که قبول کرده بودم من اینجا کنار همین آدم باشم به خاطر کسایی بود که برام عزیز بودن و این بچه ای که توی شکمم .

هنوز بهش حرفی در مورد بچه نزده بودم اما این طور که منو تحت نظر داشت و صبح تا شب جلوی چشمش نگهم می داشت معلوم بود خیلی زود قراره پی ببره که چه اتفاقی افتاده و داره به آرزوش میرسه .
آرزوی داشتن یه بچه از من…

فکرو خیال آرش داشت دیوونم میکرد دلم براش تنگ شده بود دلم برای این چند روز زندگی عادی که داشتم تنگ شده بود .

کاش دوباره ارش برنمیگشت که الان که باز ازش جدا نشده بودم اینقدر قلبم بی تابی نکنه.

تو فکر و خیال غرق بودم که دست امیر جلوی روم تکون خورد ومنو به خودم آورد.
نگاهمو بالا گرفتم به صورتش خیره شدم امیر سابق نبود چشماش درست شبیه روزای اولی بود که باهاش آشنا شده بودم ترسناک بود عصبی بود اون آدم سابق نبود.

دیگه داشت باورم می شد که واقعاً وقتی دیدم از عشق عاشقی می زده حق داشته.
اون موقع رفتارش باهام زمین تا آسمون با الان فرق داشت الان میره راست میاد گوشه کنایه میزنه منو با پیش کشیدن حرف آرش عذابم میده.
_ به چی داری فکر می کنی ملکه من؟
تو فکرت تو خیالاتتم داری به شوهرت خیانت می کنی؟

کلافه گفتم:
دوباره شروع نکن من واقعا حال و حوصله این حرفا تو ندارم چند روزه داری منو سر میدونی من بهت گفتم تا ابد تا وقتی که زنده ام پیشت میمونم تو فقط از آرش و آرمین و زنش بگذر و بیخیالشون شو …
اونا رو به خاطر من نباید اذیت کنی امیر.

آروم خندید به مبل تکیه داد و گفت:
_ دیگه چی؟
باز داری خودتو فدای عشقت می کنی! که شوهرت از خیانتت بگذره؟

از جام بلند شدم و به سمتش رفتم کنارش روی مبل نشستم و گفتم:

انقدر نگو خیانت من چند روزی که پیش آرش بودم فقط توی خونش موندم هیچ اتفاقی نیفتاد منو اون موقع هم زن تو بودم خودت خوب می دونی من چه عقایدی دارم‌
درسته که دل خوشی ازت ندارم اما اهل خیانت نیستم.

وقتی آرش از من خواست که باهاش دوباره باشم من بهش گفتم که زن توام و تا وقتی از
ت طلاق نگیرم نمیتونم به هیچ رابطه ای فکر نمی کنم .
پس انقدر کلمه خیانت به زبون نیار.

دستشو جلو آوردو صورتم و نوازش کرد و گفت:

_میخوام باورت کنم مثل قبل که باورت کرده بودم اما میدونی من آدمیم که خز خیانت حالم به هم میخوره.
هرچقدر توضیح بدی برای من همون ادم خائن هستی.

کلافه از جام بلند شدم و با صدای بلند گفتم:
عوضی اگه من اون ادم خائنیم که تو فکر می کنی چرا نمیکشیم راحتم کنی؟
چرا بیخیال من نمیشی؟

از جاش بلند شد و بهم نزدیک شد.
از پشت منو بغل کرد دستاشو دور تنم پیچید و سرش روی سرشونه ام گذاشت و گفت:

_ من از تو نمیگذرم از عذاب دادن تو لذت میبرم برنامه‌ها برات دارم لیلی…
قدر روزهایی که داشتی رو ندونستی الان برای ابراز پشیمونی دیره؛ اما فکرشم نکن که بخوام تو رو از جلوی چشمام دورت کنم تو جات همیشه همینجاست جلوی چشمای من …

سعی کردم از راه احساس وارد بشم و باهاش حرف بزنم که بتونم قانعش کنم.

دستمو روی دستش گذاشتم و گفتم بیا گذشته رو فراموش کنیم هر اتفاقی که افتاده بینمون رو فراموش کنیم اگه بهم قول بدی از اونا بگذری منم خبری بهت میدم که میدونم همیشه منتظرش بودی….

انگار که کنجکاو شد من از خودش فاصله داد به سمت خودش چرخوند نگاهی به چشمام کرد و گفت:
_ اول خبر تو بده اگه واقعا این طوری که تو بگی باشه حتماً خواسته تو رو برآورده می کنم .

شونه ای بالا انداختم ازش دور شدم با خنده ی مصنوعی گفتم:

اینطوری نمیشه؛
معامله کردن رو از خودت یاد گرفتم هر وقت از اونا گذشتی منم حرفی که می خوام و بهت میگم.
تنهاش گذاشتم و به سمت اتاقم رفتم میدونستم فکرش درگیر میشه و بالاخره میاد سراغم…

هیچ وقت فکر نمی کردم بخوام خودم این خبر رو بهش بدم اما الان پای کسایی وسط بود که برام مهم بودن باید برای نجات دادنشون هر کاری میکردم .

توی اتاق خواب روی تخت نشستم اطراف نگاه کردم می دونستم توی این اتاق چند تا دوربین کار گذاشته و ریز بریزه کارامو زیر نظر داره.
برای همین جلوی آینه نشستم موهامو شروع کردم به شونه کردن با خیالی راحت که انگار من اینجا توی آرامش محضم…
موهامو شونه کردم شروع کردم کمی آرایش کردن.
رژقرمزم برداشتم باید کاری می کردم که بتونم مثل سابق کمی نرمش کنم تا به خواستم برسم.

کارم که تموم شد جلو پنجره رفتم و کنارش نشستم انگار که داشتم یه فیلم بازی می کردم و می دونستم تنها بیننده این فیلم کسی نیست جز امیر…

#لیلی
تا شب توی اتاق موندم و بهش فرصت دادم با خودش کلنجار بره موقع شام از اتاق بیرون نرفتم به خدمتکار گفتم اشتها ندارم.
میدونستم این کارام کنجکاو ترش می کنه و بالاخره اونو پایه معامله میکشونه.

تمام این مدت هیچ خبری از امیر نبود و بهم سر نزده بود حتی سراغمو نگرفته بود حتی وقتی گفتم برای شام پایین نمیرم هیچ عکس العملی نشون نداده بود .

این نشون میداد که فکرش درگیره میدونستم اگر کسی عاشق یکی باشه به این سادگی ها هم نمیتونه عشقشو فراموش کنه.
اگر امیر واقعاً اونطوری که میگفت عاشقم بود پس برنده ی این بازی بدون شک من میشم.

بعد از شام دیگه تقریبا وقت خوابیدن بود توی دلم کمی نگران بودم و می ترسیدم که نکنه اشتباه کرده باشم اما نباید هیچ خطایی میکردم .
لباس خواب سفید رنگی برداشتم و با لباسام عوض کردم و روی تخت دراز کشیدم .
شروع کردم به شمردن مطمئن بودم امشب؛ شده حداقل امشب میاد به این اتاق و کنار من میمونه .

شمارشم زیاد طول نکشید که در اتاق باز شد و من آروم چشمامو بستم با دیدن من که انگار خواب بودم آروم در و بستم آهسته به سمت تخت اومد کنارم روی تخت نشست و موهای سرم آروم نوازش کرد و گفت:

_ کاری می کنی فکرم درگیر بشه و خودت اینطوری راحت میخوابی! انصاف نیست ملکه ی من.

خم شد و روی پیشونیم و بوسید دیگه مطمئن شدم که دیگه از من متنفر نیست و هنوزم من همون لیلی سابقم براش .

از جاش بلند شد اهسته لای پلکام باز کردم و دیدم که داره لباساشو در میاره.
شلوار ورزشی پاش کرد با بالاتنه ی برهنه کنارم روی تخت دراز کشیدو از پشت بغلم کرد .
منو به خودش فشار داد.

الان دیگه وقتش بود چشمامو باز کنم پس لای پلکام و باز کردم با حالت خواب الودی بهش نگاه کردم و گفتم:
کی اومدی !
دستش ستون سرش کرد و خودش را بالا کشید و گفت :
_الان اومدم راحت خوابیده بودی انگار

آره ای گفتم نگاهم کرد و گفت:
_ نمیخوای در مورد حرفی که ظخر زدی بگی؟
به سمتش چرخیدم و گفتم:
من شرط گذاشتم و تو ادم معامله‌ای امیر.
معامله رو قبول کن تا منم حرفم بزنم.
هیچی حرفی نمیزد انگار مردد و دو دل بود نمیدونست خبرم چقدر قراره حالش خوب کنه مطمئن بودم اگر می دونست تردید نمی کرد.

دستمو بالا بردم و آروم ته ریشش و با انگشتم نوازش کردم و گفتم:

من و تو دیگه به هم وصلیم هیچ جوره نمی تونیم از هم جدا بشیم حتی اگه عشقی بهت نداشته باشم.

بهم نگاه کرد و منتظر ادامه حرفام شد
لبخندی روی صورتم گذاشتم و گفتم من و تو شاید به ظاهر از هم خیلی دور باشیم اما یه نقطه اتصال مشترک داریم…
درسته که تو به زور منو مجبور به ازدواج کردی
درسته که مجبورم کردی به این اتفاقی که افتاده اما الان هر دوی ما توی این اتفاق سهیم هستیم…

امیر خودش را بالا کشید روی تخت نشست دستمو کشید مجبورم کرد مثل خودش بشینم صورتمو با دستاش گرفت و گفت
_برو اصل مطلب لیلی چرا کشش میدی؟

از این همه عجله امیدوارتر شدم دستشو گرفتم و آروم روی شکمم گذاشتم و گفتم:

من و تو دیگه تنها نیست من حامله ام دستش روی شکمم خشک شد چشماش بی اندازه گشاد شده بودند و دهنش باز مونده بود که انگار غیر قابل باور ترین اتفاقی که ممکن بود رو شنیده .
دیگه وقتش بود من سکوت کنم و اون به حرف بیاد.

دستشو روی شکم حرکت داد و گفت :
_تو که با من بازی نمی کنی لیلی؟

سرمو تکون دادم و جواب دادم:

در مورد هر چیزی هم باهات بازی کنم در مورد بچه نمیتونم همین الان میتونی دکتر بیاری یا یه تست بگیری و مطمئن بشی من هرچی گفتم واقعیت بوده.

آب دهنشو پایین فرستاد و من بالا و پایین شدن سیبک گلوشو دیدم .

این مرد عاشق بچه بود و به قول خودش اونم عاشق بچه ای که از من باشه.
دستم روی دستش گذاشتم روی گفتم :
من خبری که دوست داشتی و بهت دادم تو باید کاری که من ازت خواستم انجام بدی وگرنه هیچ وقت هیچ وقت نمیتونی منو بچه تو ببینی….
🍁🍁
🆔 @romanman_ir

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫376 نظرها

  1. ادمین جان اگه میشه به نویسنده های رمان ها بگو که یه تایم مشخصی رو اعلام کنن برا پارت گذاری مثلا دو روز در میون ساعت چند یا هر هفته چه ساعتی.الان ما هی میایم تو سایت میبینیم خبری نیست همش علافیم اینجوری.انقدرم پارتای کوتاه نزارن خب:/
    تا به جای حساس میرسه تموم میشه…

      1. خب مغناطیس توی درس ۱۰ علوم هشتم اشاره به القای مغناطیسی ، طرز تشخیص قطب های آهن ربای نعلی ، میله ای ، تیغه ای اشاره داره ، موتور الکتریکی و در نهایت مولد الکتریکی و در آخر نیروگاه های برق آبی طرز استفاده از انرژی در موتور الکتریکی و مولد و تفاوتشون .
        و فرق بار الکتریکی و مغناطیس هم هست .

      2. میخاستم شکل و جهت گیری دوقطبی ها رو تو مواد دیا مغناطیس تحت تاثیر میدان قوی بدونم، تو کتاب نیست، تو اینترنتم شکلای قلمبه سلمبه میاره…

  2. کافیه بارون بیاد دلم هواتو میکنه دوباره
    من دلم بارون میخواد گریه زیر بارون چه حالی داره
    چتر که میبینم یاد چتریات میفتم
    موندنی نبودی من اینو قبلنم میگفتم
    باروون کاش بهش بگی که تنهام بی اوون
    عشقمو خودت بهم برگردون
    آخ نگو که زیره چتره بارووون
    اگه تا خوده صبح بباره که این دل خاموش نمیشه
    تو باشیو باروونو من وای چی میشه چی میشه
    نباشی نمیشه نمیشه نمیشه
    چتر که میبینم یاد چتریات میفتم
    موندنی نبودی من اینو قبلنم میگفتم
    باروون کاش بهش بگی که تنهام بی اوون
    عشقمو خودت بهم برگردون آخ نگو که زیره چتره باروون بارووون

  3. سلااااام به همه خوبید چقد دلم براتون تنگ شده بود
    ادمین جان خوبی سلام
    دخترااای خوشکل سایت امیدوارم موفق باشید این همه درس و تلاش برای اینده ی شما هس درسته خستگی داره شب زنده داری داره و صبح بیدار شدن داره درکتون میکنم منم این روزا رو گذروندم
    هنوز هم دارم میگذرونم ولی بایکم تفاوت شما مدرسه میرید و من دانشگاه ولی مطمعن باشید به اون چه که میخواید میرسید فقط باید تلاش کنید عاشقانه عاشقتونم دخملای خوشگل

  4. ادمین همه رمانایی که تو سایت میزاری اینهمه کامنت دارن
    یا فقط ماها اینجا رو ترکوندیم؟
    ککا خیلی مخلصیم😎

    1. نه فاطمه فقط اینه…
      ولی دوران اوجمون ۵۰۰ تا کامنت میزاشتیم…
      یادش بخیر عکس داشتیم!
      .
      هعییی…
      بعد دوسال این رمانم تموم شه…

  5. ادمین چرا کامنتم رو تایید نکردی ها ای بابا داداقادر نمی دونستم ناراحت میشی از این حرفم شرمنده

  6. خخخ اره نفس…
    منم همین فکرو کردم ولی وقتی جواب میده ینی هست دیگه!
    شایدم یه ربات گذاشته جاش هی میگه:
    من مو ندارم
    من مو ندارم
    من مو ندارم!

  7. قادر دادا خوبی میگم دادا دم آخر راستشو بگو واقعا مو نداری بیا جون من اصلا یه بیوگرافی از قیافه ای خودت بگو برامون دم آخری دیگه این رمان تموم بشه هم دیگر رو نمی بینیم قادر راستشو بگو خوب دادا

  8. فک کنم ادمین کارس کرده که خودش تایید بشه؟🤨
    مث چت روم راستی چرا نیستین هیچ کدومتون
    مرصاد هم که باز مث پیام بازرگانی اومدو رفت😂

  9. یاسی جون و ایلین جون و بقییههه بعد از این رمان کجا همو ملاقات کنیم طاقت دوری هیچکدومتون رو ندارررممم😢😭

    1. تینا عشقم هر رمانی بجا استاد خلافکار گذاشتن همونجا کامنت میزاریم 😍
      یا هم اونقد میایم رو مخ ادمین رژه میریم که یه چت روم بزنه 😉

  10. ادمین چه طوری تصمیم گرفتی زود زود تایید کنی؟؟
    .
    مثلا میری دستشوری با خودت لب تاب میبری؟
    .
    ادمین چرا موهاتو بالا نمیزنی.. بزن بالا….

          1. خخخخ آیلین از بس سرش غر زدیم
            ازبس بش مشکوک شدیم
            ازبس یروز میگیم تایید کن نیستس چراااا
            یروز میگیم تایید نکن زیادن
            اونم پشت لپتابش از بس موهاشو کشید همه ریختن
            البته غم دوری ما هم پیرش کرده ریزش مو گرفته حتما
            اخـــــــــــــــــــــی
            الـهـــــــــــــــــــــــــــی
            کرک و پر بچم ریختههه😔😐

          1. اره دماغش از بغل خوبه ولی از جلو یه نمه پهنه ..
            موهاشم جوری میگفت کچلم با خودم فکر میکردم یه تار مو بیشتر نداره وقتی عکسشو دیده پیش خودم گفتم ای تو روح این بشر نباشه این که از منم بیشتر مو داره 😐
            دادا قادر چشاتم خوبه ولی عینکتو عوض کن از این گرد ها بزن بیشتر بهت میاد 🤓😜
            داداش قادر خودمونیما ولی لامصب چه پوست سفیدی داری 😤😜
            خخخخ

  11. یاسی خانم شماکه گفتی اومدین جواب اونو ندادم اگه زنگ طبقه دوم می‌زدیم خودم جواب می دادم یه کیک می پختند براتون که انگشتاتونو باهاش میخوردین آخه دستور پخت کیک های کافه خودم می دم البته یه مشکلی هست زنم از کیک های من خوشش نمی یاد نمی دونم چرا شاید شما خوشتون بیاد

    سلام دادا سورن خوبی کوچولوهای عمو چه طورن چیکارا میکنی بادوقلوها
    .
    .
    .
    .
    آرشام تولدت مبارک انشالله به قول استاد سجاد آرزوهات واست خاطره شن

    1. اااااا
      پس زنگو اشتباهی زدیم 😐
      اونی که پرتمون کرد بیرون هم سهنده ***** بودش 😂
      اشکال نداره داداش
      فردا هماهنگ میکنیم با بچه ها باز میایم در خونتون ، سرکوچه تون 😉😉
      .
      .
      هعععععی باشه ساشا خودت کیک درس کن ولی فقط درس کن که ما مث اونبار سر از پا دراز تر برنگردیم 😢😢
      قربون دستت حالا که میخوای درس کنی شکلاتی درس کن 😍 کیک ساشا پز چه شود 😋😋
      راستی ساشا
      واسه ناهار و شام هم نمیخواد زیاد تو زحمت بیفتی
      ناهار به قرمه سبزی و شکم پر رضایت میدیم
      واسه شام هم پیتزا ، لازانیا ، جوجه ، حالا هر کدومش که خودت راحتتر بودی 😅😅
      .
      .
      خب ساشا اگه اوکی که با بچه ها فردا یا پس فردا راه بیفتیم اگه نه هم که دیگه خبر از تو ما همیشه آماده ایم 🤗🤗

      1. ساشا ینی اونی که در باز نکرد تو نبودی؟؟؟؟
        اون که زنگ زد به پلیس کی بود؟؟؟؟؟
        به یاسی گفتم نزنه هااا
        دیگه آزاده و نفس حرام کردن شیر شونو
        آیلین که دیگه رد داد
        سرش و زد به دیوار
        منم دارم آب خنک میخورم

        1. یاسی من اصلا مظلوم واقع شدم
          دیدی😭😭😭😭
          آرشام داداش تولدم نزدیکه جبران میکنی
          مسخره بازی درنیاردید از همتون انتظار سوپرایز دارم
          شماره کارت بخواید میدم
          کادو ها رو هم پست میاره
          دیگه چی میخواید؟؟؟؟

      2. یاسی من بیام دنبال تو پریسا و آزاده و آیلین هم به هم نزدیکترن خودشون بیان😂
        فقط چه رنگی میخوای بپوشی باهات ست کنم🤣

      1. خواهش آرشام داداش
        .

        .
        .
        خانم ها جوابتونو تو چت روم دادم برید اونجا بخونید نوع کیک رو نگفتئن گردویی باشه باساده شکلاتی یا کاکائویی کدوم تو چت روم بهم بگین

  12. در نبودم که چه شده است که امد و که رفت…

    عمو ادمین شما خوبین؟!
    .
    منکه براتون ی عکس فرستادم چرا نزاشتید پارت گفتید میزارید گفتید هانا نیست دیگه بیخیال نه؟!

    1. ادمیـــــــــــــــــــــــــــــن تو رو جون کفگیر ننت
      انقده بروز نکن
      من سر کلاس ریاضیم
      یک ساعت صبر کن برو غذاتو بخور حمومی بکن یه خاکی بزن تو سر من
      ولی انقده زود زود تایید نزن
      من ادمین دو روز پیشمو میخوااااااااااااام😭😭😭😅😅😅😅

      1. وای ادمین فاطمه راس میگه بعد یه قرن و اندی رفتم سراغ این کتابها اونم تو نمیزاری دو کلمه بخونم 😤
        برو یکم استراحت کن یکی دو ساعت دیکه بیا 😭

          1. اااا
            داداشمو اذیت نکنیییییییییین…
            یاسی
            فاطمه
            صاف بشینین ببینم!
            ادمین هر وقت دوست داشتی بیا!..

          2. ای جااان الهییی دلم کباب شد ادمین یکم سخن بگو داداش بعدشم ارشام راست میگه ویرایش پروفایل رو درس کن پروفایل بزاریم دیگ

    1. بچه ها کامنت جدید میزارین همین اخر بزارین من هی از اول یکی یکی میخونم اخه ۲۳۵ کامنتهههههه
      من یه پام تو کلاسه شیمی
      یه پام اینجا
      داداش قادر لدفن پیام جدیدا رو یه بلایی سرش بیار که از اون قبلیا متمایز بشه یجوری که ما تشخیص بدیم متشکر و سپاس فراوان

      1. جونمی جوووون
        اخ داداش قادر دمت گرم ، بخدا هر چی دعای خیره میاد پشت سرت 🤗 کم مونده پاشم برقصم 😉
        ولی جان عزیزت مثل دیروز به سرم نیار هنوز دارم اب قند میخوری 😓

        1. خخخخ یاسی شکر خونت میره بالا اونوقت من باید ببرمت دکترا
          مرسی ادمین داداش دیگه هممچن فهمیدیم اخرای کنار هم بودنامونه هعی روزگار هعی
          ادمینم اینو فهمیده دلش واسه ما کباب شده
          کرک و پرام ریــــــــــــــــخت😐😿

  13. مُهِم نیس پُشت سَرمون چی میگن مُهم اینِ ک تو رومون جُرعت نَدارَن حرف بزنن👌🏿✋🏻 , حسم بهم میگه داغونم شمارو دیگه نمیدونم 😃🖤

  14. ι ∂ση’т яєgяєт му ραѕт,
    ι נυѕт яєgяєт тнє тιмє ι нανє ωαѕтє∂ ωιтн тнє ωяσηg ρєσρℓє.. 🎐 واسه گذشتـه پشیـمون نیستـم،

    به خاطر زمـانی که واسه آدمهـای اشتبـاهی
    تلـف کردم پشیـمونـم

    1. داداش ما فارسی و به زور بلدیم
      خارجی هم به خاطر رهبر جو گرفتتش گفت یاد بگیرد
      ول کن بابا
      بگو فارسی شو پا میخونیم

        1. منم همینطور. فکر می کنم کل خاطرات بچگیم با آهنگ بود . رپ های گاناش کلا بخاطر صداش اصلا رو اعصاب نیست

  15. I hate that I love you
    Don’t want to, but I can’t put
    Nobody else above you
    I hate you I love you
    I hate that I want you
    You want her, you need her
    And I’ll never be her

    1. متنفرم از اینکه عاشقتم
      نمی خوام ولی نمی تونم
      کسی رو بالا تر از تو ببینم
      ازت متنفرم عاشقتم
      متنفرم از اینکه می خوامت
      تو اون رو می خوای بهش نیاز داری
      و من هیچ وقت اون نمی شم
      ترجمه اش 😁

    1. ما تلاش می کنیم احساساتمون رو پنهان کنیم ولی فراموش کردیم که چشمامون حرف می زنن
      Quote ادگار آلن پو خیلی باحاله البته این نیست

  16. سلام دوستان عزیز…
    خوبین خوشین؟
    گرچه افراد زیادی نمیشناسم اینجا امیدوارم همه شما خوب و سلامت باشین…
    .
    .
    و کیمیا جان عزیزم معرفی میکنی گلم
    و بقیه که جدید اومدن خوش اومدن…

  17. در ادامه به توضیح ندارد اما این بار هم به صورت کامل با رم لپ های مختلف موجود است به همین سادگی با ما همراه با راهنمای سایت تبلیغات و نیازمندی ها و سریال های خارجی در دنیا است و این کار باعث شد این درگیری ها اخیر با این کار باعث شد این درگیری های خیابانی و در نهایت این سایت در مورد نظر بدهید تا حالا به بعد هم ما در تماس تلفنی با رهبران جهان به شمار می‌آید یا شاید برای برخی افراد را جذاب‌تر می‌کند و در نتیجه این تحقیق نشان می دهند تا دایی در زندگی اش در برج العرب در محمود اباد غرب تهران و کرج و حومه دمشق و ادلب

    1. به خبری که هماکنون به دستمان رسید توجه بنمایید
      فردی به علت خرذوق شدن دار فانی را وداع گفت

      اجی پری اخه انقده ذوق البته حقم داره ادمین از بس حرف نمیزنه نمیزنه وقتی یه کلمه هم حرف میزنه همه هنگ میکنن میرن افق محو میشن 😂😂😂😂😂😂😂

    1. ادمین نمیری تو
      برو یه نیم ساعت دیگه بیا کامنتارو تایید کن دیگه
      یه روز نمیاد یه روزم دیگه ول کن نیست
      سرم گیج رفت بقران
      تا الان سه بار بالا پایین کردم کامنتارو …

      1. موقعی که من هستم ادمین نی
        حالا که من درگیر فراگیری علم بودم ادمین اومده یکساعتم بوده هی کامنت تایید میکرده
        هعی روزگار هعی
        راسی یاسی گفتی اهل یاسوجی؟؟
        بوشهریا و یاسوجیا زیاد رفت و آمد دارنا تا حالا اومدی اینورا؟؟؟
        من که تابستون پارسال اومدیم شهرتون اتقده خوش گذشت مخصوصا سی سخت😍

        1. اره فاطی اومدم ، من خیلی بوشهرو دوست دارم کلی هم دوست بوشهری و برازجونی دارم …
          اره فاطی سی سخت خیلی خوبه 😍 دفعه دیگه خواستی بیای خبرم کم بیام ببرمت جاهای توپ
          آبشارمون هم خیلی خوبه 😍من دو روز یه بار اونجا پلاسم

          1. ای جاااااان چشـــم
            تو هم هر وقت خواسی بیای این ورا یه ندا بده بیایم دربست در خدمت باشیم اجـــــــــــــــــــی

      2. 😂😂😂😂😂یاسی تو کتک میخوای؟؟؟
        ترو خدا برو کنکور تو بخون
        من با جای تو استرس گرفتم
        تو داداش من و میخوای
        اینقدر با کتاب میزنه تو سرت تا درس بخونی
        هروقت هم نفهمیدی میاد چهارتا کتاب کار قطور بر میداره تا اون موقع مغز داشتی دیگه نداری

  18. چه خوب😀 آیلین جون پس توهم مثل من رمان هم زیاد دوستداری مثل فیلم• آهان یادم اومد اون رمانهایی که گفته بودم اسمشون یادم نیس خلاصه یکیشو نوشتم اسمش:پناه بود•
    آیلین اگرمنظورت استادحبیب باشه که ایشون برای ما فرقی بابقیه اساتید مثل؛ ویگن•عارف• سلیمان(سُلی)• ابراهیم(اِبی)• سیاوش و○○○○○○○ ندارن ما همشون دوست داریم♡ یادش بخیر ما پنجم دبستان بودیم یکی از دوستان اسبقم{دوست صمیمی) عاشق آهنگ ترانه های محمد پسراستادحبیب بود•
    اون آهنگ ترانه هایی که از علیرضا گذاشتم گفتی خاطره داری منظورت همون اولین آهنگ که اسم رمان هم هست
    بود* رمان و ترانه قرارنبود••• 🤔

    1. فدا سرت نیوشا جان
      .
      ارره منکه عاشق و معتاد رمانم!
      .
      ویگن و عارف و ابی رو خیلی دوست دارم منم.. اره همون حبیب منظورمه(خرچنگای مرداب و مرد تنهای شب، عااالین)…
      .
      رمانم بله قرار نبودو گفتم…البته جلدای بعدیشم خوندم…

      1. مادر من عاشق ترانه ایران بانو
        من هم دیالوگم شده یسری وقتها میگم؛ من زن تنهای شبم😕😯🤐😉😀😁😎

        عزیزم من یسری رمان میخوام معرفی کنم یسری رمانهای هما پوراصفهانی هم بینشون اما یکی ازرمانهاش هست که فصل سوم•چهارم چندتادیگه از رمانهاش* روزهای بارانی توش قرارنبود هم هست•••

  19. ای جاااانم فاطمه…
    عزیز دلم اومدم، بالا گفتم درسا سنگین شده…
    بیا بغلم!….
    این رمانم آخراشه تموم شه باری از رو دوشمون برداشته میشه!…

    1. فداتشمممم اجیم
      اره گفتی درسا و اینا منم تازه فارغ از امتحان عربی ام
      این کامنتو زودتر از ک تو بیای گذاشته بودم واس همین بعدش دیدم تشریف فرما شدی

          1. واااااای داداش قادر جووونم
            یعنی اینقد دوستمون داری ، که بخاطر دوریمون پارت اخرو نمیزاری 😍😍
            قربونم بری اینقد نریز تو دلت بگو بهمون که بی ما میمیری (البته دور از جون )
            😂😘😅😍

          2. خخخ ینی دربست نوکرتیـــــــــــــــــــــــم دااااااش
            نکن انیطوری با مـــــــــــــــــــــــا
            خودش داره میگه دلش واسه میتنگوله😂😂
            غصع نخور داداشی تو پارت اخرو هم بزاری ما همون پارت اخرو سالها میترکونیم
            تو فقط دنبال تخم کفتر باش بشکون بخور زبونت وا شه داداشی😂
            یکم بحرف لدفن تا از سخنان گهر بارتون لذت مند شویم

              1. یاسی پیگیری کن چنتاشو پیدا کن پولشو میارم دم خونتون ازت میگیرم برم بدم دم خونشون این روزای اخر زبونش واشه بچم😂

    1. کاااار ؟؟؟
      چی هستش اینی که گفتی ؟؟؟
      بیا دادش
      بیا که هر کی کار داشته باشه من در بیکاری به سر میبرم و اینجا پلاسم ، با خودم بحرف ☺

  20. سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
    همه ک خوبین انشالله؟؟
    جدید کیا اومدن در نبودم😂😬

    1. سلااااااااااااااااااااام یاس عزیزم
      من که خوبم
      تو چطوری عزیزم
      خوب و خوشی
      دلم برایت تنگ گشته بود خواهر 😍😘

  21. وای این نویسنده چه حوصله ایی داره من دیگه داره حالم بهم میخوره چرا رمان رو این همه کش میده خدایا به نویسنده عقلی وبه ما صبری عنایت فرما🤲

  22. اجیااااااا دااااااداااشا
    آیلینمون نیـــــــــــــــــــــــــــست
    کوجاااااااااااااس
    چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا نیستش
    این پارتو کامتت نذاشته کهههههه
    چش شده
    خبری مبری ندارین ازش
    دلم تنگولید براش باو

      1. پریسااااااااااااااااااااااااااااا
        .
        دختره ی بوووووووووووق!
        .
        تو کمبود منو حس نکردی؟؟؟
        فاطمه، یاسی، نفس ، زهرا بیاید بگید بدون من چی کشیدین!…
        مرصاد که بیمارستانه!

        1. نفــــــــــــــــــــــس عمیـــــــــــق
          عه نه شرمنده اجی راس میگه دیگه پریسا ما دیگه تو خونمون کمبود ایلین پیدا کرده بودیم اگه تا یکساعت دیه نمیومد دکترا ازمون قطع امید میکردن
          البته جزو قطع امید شدگان هستیم
          مخصوصا از طرف خانواده😂

        2. وای آیلین نبودی همش سراغتو میگرفتم حوصلم نمیکشید بیام سایت ببینم نیستی😉
          ندیدین من این پارت کمتر کامنت گذاشتم بخاطر نبود آیلین😅

  23. ﮔـــــﺮﯾﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕــــــﯿﺮﺩ…
    ﻭﻗﺘـــــــــــﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ…
    ﺁﻧﮑــــــــــــــــﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ..
    ﻣﯿﻤﯿــــــــﺮﻡ..
    ناديده ام ميگيرد
    و ﻣــــــﻨَــﺖ ﺩﯾﮕَﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﮑِــــــﺸﺪ..

    1. در واقع ارزشمند دونستن یک انسان بی ارزش ارزش انسان رو بی ارزش میکنه و ارزش اون رو کم ارزش تر و بی ارزش تر از ارزشمند بودن اونها 😅
      ( خودمم نفهمیدم چی شد)

        1. 🤐🤐🤐
          گور باباش
          اون با یکی دیگه خوشه یه جای دیگه
          تو اینجا زانوی غم بغل بگیری
          برو بابا
          بهش فکر میکنی اگر داداش داری اسم اون و از دیوار مغزت بنداز پایین ی اسم دیگه بزار جاش
          گور بابای همشون

          1. خِیلےطول میڪِشہ
            تا قَلب چیزی رو بفَهمہ
            ڪًِھ مغز
            خِیلےوَقته میدونہ:)
            ناعادلانه ترین قانون:اینک فراموش بشی.ولی نتونی فراموش کنی
            فراموش کردن سخته عزیزم

            البته اگ متن های من اذیتت میکنه میتونم دیگ هیچ متنی نذازم.

            1. میدونم
              فراموش که نمیکنی
              همه ی حرفاش یادته
              به خدا میخوام درس بخونم تمرکز ندارم
              به دیوار نگاه میکنم چت هامون یادم میاد
              ولی وقتی فک میکنم با یکی دیگه خوشه
              خوشیش آروزمه با من خوش نبود حالا با یکی دیگه خوشه
              حالا به تو میگم باید سعی کنی
              بسپریش دست قسمت مغز سیاهت
              نه بابا بزار نوشته هات قشنگه ان
              ما دخترا خودم و دلداری میدیم 🤣🤣🤣🤣🤣

              1. منم شبیه تو شدم هر کاری میکنم یاد اون میفتم.
                اره راس میگی ما دخترا تنها کاری که از دستمون بر میاد دلداری دادن.

  24. دوستای گلم آزاده یاسی آیلین پریسا کیمیا گلی زینب فاطمه ترانه و همه آبجی های گلم آدمین گل آقایون سجاد ساشا مرصاد سورن آرتامیلاد و بقیه ک یادم نمیاداول از همه سلام. بعدم دلم براتون تنگ شده بود خیییلییی کیمیا جان خواستم بهت بگم آفرین ک تو این سن کم شروع ب نوشتن کردی من مشغلم ی کم زیاده فرصت نکردم رمانت رو بخونم ولی اینجوری ک بچه ها میگن انگار گل کاشتی آفرین بهت. داداش ادمین عزیزم مرسی ک انقد زود زود پارت میدین. همه تون رو دوس دارم عشقای من ب امید شکست کرونا و خوشبختی هانا و آرمین

    1. ممنون زهرا جان مرسی بچه ها لطف دارن . واقعا درکتون می کنم داشتن یه بچه کوچیک چقدر وقت آدم رو می گیره . همین داداش من مثل علی ورجه اینور اونور میره 😂😂😂😂

    2. سلااااااااااااااام زهرا جانم…..
      کجا بودییییییییییی،؟
      مرررسیی قربونت….
      خودت خوبی،؟ آریا کوچولوم؟
      منم اهنگ پرواز علی یاسینی رو خییلی دوست دارم…

        1. اره یاسی من میرم پشتم بیا !…
          مدیونید فک کنید دیوانه ایم!….
          .
          .
          دیدمت از دوور….
          خسته بود پاهات…
          تا نگات کردم…

      1. سلام آیلین عشق من. خوبی فدات بشم؟ والا زیر سایت بودم باورت نمیشه از صبح ک پامیشم انقد میدوم ک شب عین ی جنازه ام آریا تمام انرژیمو گرفته ماشالا دندون در نیاورده بعد میخواد راه بره😆😆😆. پامیشه قد مبلا و میزا و کابینت ها و میزتلویزیون ی لحظه مراقب نباشم ب پشت سر میخوره زمین و بووووومممم….. صداش هفت تا کوچه اون ور تر میره. اصن فرصت نمیکنم کامنت بذارم فقط رمان میخونم و میرم.
        آره خوشگلم اونم قشنگه تو فلش ماشینمون هستش البته ن ب قشنگی تو

  25. عه من تاحالا علی یاسینی رو ندیده بودم عاشق ترانه انگار ن انگارشم جون میده برا قردادن. این روزا ک ما تو قرنطینه ایم همسری سرکاره آخرشبا میاد من و آریا تنهاییم باهم. همین آهنگی ک گفتم رو با صدای زیاد میذارم و خل و چل بازی در میارم آریاهم میمونه نگاه من میکنه و از خنده ریسه میره😂😂😂😂

    1. سلام ابجی زهرا
      چطوری عشقم
      حال و احوال
      بخدا اینقد دلم برات تنگ شده بود که نگو 😍😍😘
      اریا چطوره
      بجا من ببوسش کوچولو موچولو رو 😙😙

      1. سلام عزیزدلم حالت خوبه؟ منم خوبم قربونت برم. الهی فداتشم‌منم دلم برات ی ذره شده بود مرسی ک ب یادمی نفسی. آریاهم خوبه ممنون سلام داره خدمتت دستتم میبوسه😘😘😘

  26. وااای کیمیا عین دهه۵۰•۶۰صحبت میکنی من خودمم بدتر ازاونا هستم😉😀😁 {کلن به نظره من نسلهای گذشته تادهه۶۰•۷۰ یچیزه دیگه بودن○ من بچه•نوجوون های الان زیاد نمیتونم درک کنم زیادباهمه شون نمیتونم ارتباط بگیرم دنیا عوض اون زمانها ما یه خدایی ناکرده یه حرف میزدیم /که زیادم الان بدحساب نمیشه/مادر می گفت زشته عیب بده کسی نشنوه آبروریزی میشه•• پدرمیزد تو دهنمون به قول سریال خنده بازار؛ ما پامون جلو بزرگترهادراز نمیکردیم الان میبینی بچههای۸•۹و•••••••ساله چشماشو درشت میکنه سرش هوا میکنه باچه اعتمادبه سقفی یه حرفی میزنه که مثل منوو و اون۲۸•۲۹ساله سرخوسفیدوسیاه میشیم•••• برگهاوپر هامون میریزه😳😵😨😱 اگراین حرفارو اون زمانهای قدیم بچه هامیزدن فلک رو شاخش بود•》و●●●●●●●●●●●●●●

    1. خخخ راستش نیوشا من با اینکه ۱۴ سالمه زیاد بروز نیستم 😂😂😂
      من دختر خالم که چهار سالشه آهنگای بیلی آیلیش رو همه رو حفظه بعد من تازه دو ماه پیش فهمیدم بیلی آیلیش کیه 😂😂😂😂

  27. سلامی مجدد😹
    ساشا من مشکلم حل شد اگ ایدی چیزی دادی دستت درد نکنه

    بقیه هم خوبین دیگ انشالله😹😹

        1. هیچی این دکتر معروفی
          با این زبان مون خونم و کردن توی شیشه
          ای الهی همشون آتیش بگیرن
          حواسم هست نمیفته

    1. سلام مجدد به برادر سجاد
      چطوری ؟؟
      خوب و خوشی ؟؟
      رفیقت حالش خوب شد یا هنوز داری پرستاری میکنی ؟؟؟
      .
      .
      .
      سجاد یه سوال میپرسم درست و درمون جواب بده
      دانشگاه ها که تعطیله
      زن و بچه هم که نداری
      پس چیکار میکنی که نمیای اینجا
      اینو به من بگو برادر
      اَه مث پیام بازرگانی میاد و میره

      1. یه نفس بگیر عزیز
        مرسییی شما خوبی
        کمی تا اندکی خوبه😹😹
        زندگی میکنم😹
        کمی درس میدیم
        و فیلم میبینم😅😹

          1. میترسه بخواد شیرینی بده 😐
            برادر من نخواستیم شیرینی اگه خبر مبریه بفرما تا پاشیم واسه تو هم یه قر بدیم که رفتی قاطی مرغا 😉

                1. وااا یادت نمیاد؟؟؟
                  من میخواستم دیگه از در بالا برم بپرم پایین
                  که پلیس خبر کردی
                  آیلین اینقدر به خودش زد
                  میخواست به توام بزنه

                2. آدرس رو اشتباه رفته بودین اونجا خونه بابام بود باید زنگ طبقه دوم و می زدین من خونه خودم بودم اونم که زنگ زد پلیس سهند بود نمیشناختون به خاطر همین

              1. اره ایلین توپ توپم
                الان که دارم کامنت میزارم با دخترا تو خیابونیم صدای اهنگم تا اخر ما هم داریم قر میدیم 🤗
                ولی برگشتنی باید محاکمه بشیم که ماشینو بی اجازه برداشتیم ☹

            1. یاسی خانم چرا اخه رگتو می زنی
              نفس خانم وابجی آزاده حالا خواهریتونو یه چیزی نه آخه مگه مادرمین که شیرتونو حروم کردین برام زنگ طبقه لالا رو می زدین خودم می بردم تو ن کافه خودم البته الان به خاطر کرونا بسته است

      2. موفق باشید پریسا خانوم😹🙌

        نفس خانوم آروم باش😐😹

        نه ساشا جان. به قول معروف من دم به تله نمیدم😹😹

        نه یاسی خانوم خبری نیس😹🙌

        ممنووووونم آیلین خانوم

        و درواقع (یاد آهنگ تتلو افتادم😹)
        زوده واسه ازدواج دوستان😹🙌

  28. ببخشید اگه یه سوال کنم مسخره ام نمی کنین ؟ علی یاسینی کیه ؟ خواننده اس ؟ یا مدله ؟
    شرمنده من چند سال از بقیه عقب ترم

    1. سلام. نه چرا باید مسخرت کنیم؟ اتفاقا دوستای منم تا قبل از اینکه با من دوست بشن نمیشناختنش. آره خواننده هس و نسبتا معروفه ولی خودم عاشقشم⁦♥️⁩

      1. عه چه جالب . من زیاد از موسیقی ایرانی سرم نمیشه در واقع آهنگی گوش نمیدم که بخواد سرم بشه 😂

    1. په نه په فقط خودت پسری مرصاد و سجاد ومن وسورن
      آرشام خوبی داداش خودت و معرفی کن من ساشا ۲۸ساله امه وشما

      1. ماشالله الان دارم پی میبرم ک چقد کوچیکم ی حسی بهم دس داد
        داداش ک چ عرض کنم بابا هم نمیتونم صداتون کنم😂😂

        1. راحت باش داداش
          پدربزرگ صداشون کن
          .
          .
          .
          ولی ارشام خودمونیما بیچاره ها اینقد که تو گفتی پیر نیستن دیگه ، تازه اول جوونیشونه ، فقط از شانس بدشون گیر یه مشت دهه ۸۰ افتادن

      2. سلام به همه بروبچ امیدوارم همگی سالم باشین. بعد از قرن ها بلاخره از منم یادی کردین گفتم بیام اعلام حضور کنم😂 میبینم که یه پسر دیگع به جمعمون اضافه شد🙂خوش اومدی داوش😊

        1. به به به داش سورن جون خودم 😍
          چطوری ؟؟؟
          حال و احوال ؟؟
          قدم نورسیده ها مبارک عزیز خواهر ، ببخشین که زودتر تبریک نگفتم 😊
          نی نی کوچولو ها چطورن ؟؟
          بجا من بگیر ببوس و گازشون بگیر 😍😘

          1. مرسی آجی یاسی ماهم خوبیم خانومم سلام میرسونه😂
            همین که یادشون بودی خیلی خوشحالم کردی😊هردوتاشون خوبن کپی برابر اصل خودمن😂انقدم شبیه همن که خودم یوقتایی اشتباه میگیرمشون😶😂

          1. سلام آجی آیلین کچل برای چی اخه؟😅اینجا همه چیی خوبع در کمال آرامش با دوتا کوچولوهام و عشقم سر میکنم😃 هنوزم موها دارم 😁

            1. آرع دیگه خانوما فقط حاله هم جنساشونو میپرسن ما مردا کلن بوقم نیستیم😑😐😄این چند روز انقد بخاطره بچها بی خوابی کشیدم که دیگه توانایی فکر کردنم از دست دادم😶اینا چرا اینجورین؟ روزا همش خوابن شبا بیدار تا صب😑مادوتا رو دیوانه کردن😶

      1. اه خوب شد گفتی آرتان و سورن نیستن؟؟؟؟
        نکنه آرتان کرونا گرفته؟؟؟
        سورن هم فک کنم زنش زاییده پی اونه
        اه قرن ۲۱ هم نی اون و دیگه خبر ندارم

    2. پ ن پ فقط تو مذکری ،
      اخه تو اسماشونو هم نمیبینی که دارن کامنت میزارن 😊
      بیا داداش بیا که باید ببرمت پیش یه چشم پزشک 😐

        1. خخخ خو آرشام ککا حتما بودی که اینجا هم بت گفتن
          انقده ضایع بازی در اوردی اینجا هم ازت فهمیدن یکم غرور یکم روشن بینی لدفن

              1. ایلین عشقم ماری براش خیییلی سنگینه یهو میبینی رفت تو فضا دیگه بر نگشت 😮
                بچه مردمو معتاد ماری نکن خواهرم ☹
                داداش تو همون سناتور ضخیم و کاپیتان شکلاتی بکش ، جوابگو هستن برات 😉

        2. ارشام داداش
          تو کور بودی ننداز گردن ما بیچاره ها خخخخخ
          یادت نیست یه بار عینکت شکسته بود خوردی به دیوار سرت هم شکست ها یادت نمیاد 🤔

              1. ابجی گفتی پارسال جمعه یاد اون اهنگ قدیمیه پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیااارت افتادم خخخ

              1. داداش ساشا منکه نگفتم زبونم لال پیرین ک اتفاقا سنتون عااالیه ابجی پریسا حرف در دهان مبارک همه گذاشت

  29. پریسا خانم جواب پارت قبلیتون
    من کلا رکم ولی هر چی فک میکنم حرف بدی نزدم ک ابجی یاسی ناراحت شه
    درضمن هیششکی با ابجی یاسی و ابجی ایلین و تینا خانم و. شما چن نفر دیگ نباید بد حرف بزنه 😕😶

    1. فکر کنم بخاطر اون خنگه بود که گفتی ، ولی من که ناراحت نشدم تازه کلی هم خندیدم به جون تو عاشق این صفتم ، یاسی خنگه 😂😂😂

                1. ای جااااااااااااااااااااااااااانم ، چه بچه رکی هم هستی تو 😅
                  .
                  .برو بچه برو بشین سر درس و مشقت این حرفا به تو نیومده 😤
                  ۱۷ سالشه داره برام از خاستگاری دم میزنه ، من هنوز شبا تا صبح باید بیدار بمونم تو گریه کردی شیشه شیرتو هل بدم تو اون دهن گشادت که همه رو از خواب بیدار نکنی حالا اومدی میگی شاید به خاستگاری کشیده بشع نچ نچ نچ نچ
                  😂😂😂😂

              1. ابجی یاسی ینی چی شیشه شیر چیع دیگع بااااز امروز ۱۸ سالم شد خیلیم سنم قانونیه
                شوخی بود باابا خاستگاری چیه

        1. قضیه بد ناموسی شده تینا کمک خواستی صدا بزن بیام کمک
          خجالت نکشی یوقت اینجا بچه ها مث کوه پشتتن
          😄

    1. چی شده آزاده خواهری کلافه ایی
      نبینم غمتو ابــــــــــــــــجی

      راسی بچه ها برای کتاب سال بعدتون الان باید برید تو سایتش ثبت نام کنیدا
      از من گفتن بود
      ستاد ملی خبرگزاری رمان دونی
      جــــــــــــــــــینگ…

    2. نبینم ناراحتی آبجی کوچیکه چیزی شده جوابمو تو چت روم ندادی من فردا شیفتم جوابمو بده بعدازظهر که اومدم میخونم ودیگه نبینم ابجی کوچیکه ناراحت باشه ها

  30. خدایی این مزخرفاتو میخونین ://// برای اولین بار خوندم و حالم به هم به خورد رمان علمی تخیلی فانتزیه اه اه :////
    فرزندانم این دری وریارو نخونین خداوکیلی شاید فکر کنید تاثیری روتون نداره ولی روی ضمیر ناخوداگاهتون تاثیر میذاره و باعث میشه تو موقعیتای مشابه زندگیتون روی تصمیماتون تاثیرگذار باشه رمانم میخونین کتابای خفن دانلود کنین بخونین رمان های جوجو مویز یا هزاران رمان دیگه حداقل وقت میذارین یه چیزیم بهتون اضافه بشه نه تازه اعصاب خوردیم بار بیاره واقعا میگن نوشتن مقدسه ها همینه :////

    1. واقعا باهات موافقم داداش مرصاد من حتی از خودمم بدم اومد که چرا این رمانو دنبال کردم ولی خب یچیزیو که شروع کردمو نمیتونم نصف و نیمه ولش کنم

      امیدوارم هر چه زودتر تموم بشه

      البته اینم بگم نظر شخصی خودمه به نظر دیگران توهین نمیکنم

      ادمین داداش از تو هم ممنون که داری زود زود پارتا رو میزاری البته از نویسنده هم مرسی که زود نوشته

      1. چشه خوبه که فقط گه گاهی شرایطاشون تعغییرمیکنه منضورتون چیه که میگید؟
        اینجوری شماهامیگبد این رمان بهترین رمان دنیاهم باشه عین رمانای بد میمونه یعنی چی
        دوست نداری دیگه نخون اچرا رو علایقه ما دست میزارید
        توهین نکردم فقط گفتم نظرتون ارزشمنده پس براخودتون بزارید
        والااا

    2. شما باید اثر دروغگو از ایزاک آسیموف رو بخونید . اولین بار نام رباتیک از این اثر گرفته شد.
      علمی تخیلی های واقعی رو آسیموف خلق کرد ولی باید این رو هم اشاره کرد که خلق یه اثر فانتزی ، علمی تخیلی واقعا کار سختیه و پردازش صحنه ها واقعا مشکله .

      1. سلااااام بر نفسی خودم
        چطوری مامان ؟؟؟
        حال و احوال ؟؟؟
        .
        .
        نفس اگه این پارتو خوندی یه خلاصه کوچولو بگو بجون ایلین اصلا حوصله خوندنشو ندارم 😥

        1. سلام مامان خوبم ممنون تو خوبی😘
          هیچی بابا چرت بود لیلی به امیر گفت باهات معامله میکنم من یه خبر خوب بهت میدم تو هم دست از سر آرمین و بقیه بردار امیر هم گفت چه خبری میخوای بهم بدی و اینا آخرش لیلی بهش گفت من حامله ام و فکر کنم امیر دیگه کاری به کار اونا نداشته باشه

            1. آیـــــــــــــــــــــــــــلین عخشم کجا بیدی تو
              اخ اخ نگو که با امتحانا کمرمونو شیکوندن

            2. وای آیلین سلام خوبی خوشی رو به راهی 😘 پس موردای جدید گیرت نمیاد یاسی مث تارومار همشونو جمع کرده به منم نمیده😂

    3. یه لحضه حس کردم بابام داره حرف میزنه باهام مخصوصا ک اول گفتی فرزندانم😂
      داداش مرصاد افکارت خعلی شبیه بابامه😀😀

      1. هعییی روزگار در جوانی مرا همی پیر کرد …
        خخخ فاطمه خانم چه کنیم دیگه من هروقت میرم تو فاز نصیحت این “فرزند” میاد رو زبونم یه بارم به مادر گرام گفتم ببین فرزندم با کفگیر زد تو سرم :(
        تینا خانم شمام ماله این حوالی نیستی در هاله ای از ابهام قرار داری اگه جدیدی معرفی کن

        1. به شخصه عاشق مامانت با گفگیرش شدم عمــــــــــــــیقن

          احیانا داداش شما رشتت از شاخه های ادبیاتی نیس
          ادبیات گونه سخن میگویی ککا

    4. باشه
      مرصاد پایان نامه تو چکار کردی؟؟؟؟؟
      تموم شد؟؟؟؟
      میام پاکش کنم؟؟؟
      اگه پرینت گرفتی بیام پاره اش کنم؟؟؟؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کدبازان

بستن