codebazan

رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۹۲

 

نمی دونستم به خاطر این همه حساسیتی که روی من داشت بخندم یا گریه کنم.
داشت از الان واسه چیزی غصه می‌خورد که هنوز اتفاق نیفتاده بود و شاید حتی هیچ وقت هم اتفاق نمی افتاد گفتم
یه نگاه به خودت بنداز میدونی چند سالته؟
کسی نشناسدت فکر میکنه که یه بچه ۱۵ ساله ای…
تو دنیا میلیون ها نفر جراحی می کنن این که چیزی نیست برای همه پیش میاد .
دستمو گرفت منو به سمت تخت کشیده و روش نشوند
_ تو با همه فرق می کنی، تو لیلی هستی؛ تو مال منی ،تو جون منی ،من میمیرم اگه بخوان تنتو رو زخمی کنن من میمیرم لیلی.
بهش گفتم
زایمان طبیعی این قدرا هم راحت نیست تو فکر می کنی که بچه طبیعی به دنیا بیاد من اصلا اذیت نمیشم؟
اگه جراحی بشه حداقل ایکه درد نمیفهمم اما برای به دنیا آوردن بچه باید چندین ساعت عذاب بکشم درد بکشم .
میدونی درد زایمان چقدره؟
از این حرفا به قدری ناراحت شده بود که صورتش کاملا توهن رفته بود کلافه موهاشو چنگ زد
_ یعنی اشتباه کردم که بچه خواستم؟
من فقط دوست داشتم ازتون بچه داشته باشم یه بچه ای که مادرش تو باشی و پدرش من.
نمیخواستم اذیتت کنم نمیخواستم تو درد بکشی .
عجب آدمی بود متحیر بهش خیره شدم
کی فکرشو میکرد امیر که این همه زیر دست داره و با یه حرفش همه بله قربان گوش هستن
که وقتی داد میزنه و عصبی میشه آدمای دورو برش به خودشون می لرزن اینطور راجع به من مهربون باشه ؟
خودم هم باورم نمیشد با خنده رو بهش گفتم باورم نمیشه تو همون
امیریهستی که روز اول دیده بودمت باورت میشه ؟

لبخندی زد
_من همونم امیرم هنوزم خیلیا ازم حساب میبرن هنوزم یه لشکر آدم وقتی اسم من میاد خودشونو خیس می کنن اما نه برای تو…
تو زندگی منی
کسی هستی که به خاطرش از همه چیزم میگذرم خودت و با بقیه مقایسه نکن باشه؟
شاید بهترین تصمیم برای من این بود که کمی منعطفتر باشم در مورد این آدم
این همه عشق و علاقه ای که به من داشت هیچکس تونست داشته باشه.
با صدای زنگ گوشیش از فکر و خیال جراحی من بیرون اومد

تماس و جواب داد
نمیدونم پشت خط کی بود و چی بهش میگفت که کم کم صورتش داشت توی همه می رفت بالاخره از جاش بلند شد و با صدای بلند گفت
_ میکشمتون عوضیای زبون نفهم من چی بهتون گفته بودم؟
چه گوهی می خوردین که تونستن فرار کنن؟
میدونی اگه پاشون به جایی برسه چه اتفاقی برامون میفته ؟
تک به تک تکشون رو میخوام یکیشونم جا نمیندازی میفهمی که چی میگم؟
اگر نه میام سراغ زن و بچه خودتون اونا رو به جای دختر را برمیدارم.

ترسیده روی تخت دراز کشیدم همین الان داشتیم در مورد این که کارشو ول بکنه حرف می زدیم ولی اون الان داشت در مورد فرار کردن دخترا اینطوری واکنش نشون میداد انگار این آدم قرار نبود عوض بشه وقتی تماس قطع کرد و به سمت من چرخید با منب روبرو شد که با نفرت بهش نگاه می کردم به دستش و بهسمتم دراز کرد که پس زدم و گفتم
همین الان داشتی بهم قول میدادی از این کثافت کاریا بکشی بیرون اما چی شنیدم؟
عکس العملت برای فرار کردن اون دختر های بدبخت!
تو میخوای اینطوری کار تو بزاری کنار منو بچه گیر آوردی امیر؟
فکر می کنی منم از اون دخترای ساده ام که هیچی نمیفهمم؟
تو که خوب میشناسی منو قسم میخورم اگه پاتو از این گندکاریا نکشی کنار بالاخره یه روزی با این بچه از اینجا میرم میرم جایی که دستت بهمون نرسه تو منو خوب میشناسی…
کلافه به زور دستمو تو دستش گرفت
_ یه لحظه بهم فرصت بده لیلی من نمیتونم همین الان یهویی وقتی زنگ میزنه بهم میگن تمام قراردادها داره بهمیخورده به خاطر فرار کردن دخترا بگم عیبی نداره بزارین برن.
باید مثل همیشه باشم نمیتونم یه دفعه بکشم کنار میدونی چه بلایی سرمون میاد؟
من نمیخوام اتفاقی برای تو بچمون بیفته فرصت بده ک کم کم میکشم کنار
هر چیزی که تو بخوای میشم همونی که تو میخوای فقط حرف رفتنو نزن هیچ وقت حرف رفتن نزن من همه این کارارو بخاطر تو می کنم وقتی تو میگی میخوای بری دلم میخواد زمین و زمان آتش آتیش بزنم اگه بری از من یه دیوونه زنجیری میسازی حرفاشو زد از اتاق عصبی بیرون رفت نمیدونستم باید بهش اعتماد کنم یا نه اما چاره‌ای جز اعتماد نداشتم .
دستمو روی شکمم گذاشتم آروم با پسرم حرف زدم
بهش گفتم که پدرش داره اذیتم میکنه بهش گفتم که باباش عوض نشه مجبورم بردارمش و برم.

از وقتی که امیر رفته بود ۲۴ گذشته بود.
۲۴ساعت کامل خونه نیومده بود از امیری که من میشناختم این کار بعید بود خیلی هم بعید بود شب موقع خوابیدن سختم بود خوابیدن عادت کرده بودم به نشستنش کنارم حرف زدن و نوازشاش صحبت کردنش با من و پسرم …
شب سختی گذرونده بودم دروغ چرا نگرانشم بودم که نکنه اتفاقی براش افتاده باشه صبح سراسیمه که از خواب بیدار شدم و کنارم ندیدمش بیشتر نگران شدم وقای که برای ناهار برنگشت دیگه واقعا داشتم از نگرانی دیوونه میشدم….

#لیلی
هیچکس ازش خبر نداشت یعنی من با هیچ کسی ارتباط نداشتم که ازش بپرسم تنها کسانی که دور و برم بودن خدمه ب خونه بودند که هیچ وقت نمی فهمیدند امیر کجا قراره بره با کی میخواد ملاقات کنه یا حتی کی برمیگرده…
گوشیش خاموش بود و من از خودم عصبی بودم که چرا اونطوری باهاش حرف زدم!
اصلاً اشتهایی برای خوردن نداشتم امروز ناهار نخورده بودم و الان شام.
تمام فکر و ذکرم پیش امیر بود که یه روز گذشته اصلاً سراغ منو نگرفته بود پشتش یه چیزایی داشت یه چیزایی که اصلا خوب نبود…
حسی بهم می گفت قراره یه اتفاقی بیفته یا خبرهای بدی داشتم اما دلم نمی خواست این احساسات و باور کنم دیگه کم کم داشت گریه ام می گرفت اگر یه روزی توی گذشته بهم میگفتن یه زمانی میرسه که تو از نگرانی امیر گریه می کنی واقعا خندم میگرفت اما الان به حدی نگرانش بودم که گریه هم دیگه دست خودم نبود روی تخت نشسته بودم خیره شده بودم به دیوار خدا خدا می کردم امیر برگرده خونه …
انگار که خدا دعاهام و شنید که در اتاق باز شده وقتی سر چرخوندم امیر و درست روبه روم دیدم انگار که کل دنیا رو بهم داده باشند به سختی از جام بلند شدم و به سمتش رفتم و ناخودآگاه بغلش کردم نگرانی با آدم خیلی کارا میکنه مثل اینکه احساسات درونی تو که داری پنهون می کنی رو می کنه…

امیر انگار از این کار من تعجب کرده بود چون دستاش کنارش خشک شده بود و حتی بغلم نمیکرد.

بالاخره ازش دل کندم و کمی ازش فاصله گرفتم این بار محکم با مشت روی سینش کوبیدم و گفتم
خیلی نامردی کجا بودی تو؟
گفتم حتما یه بلایی سرت اومده یه اتفاقی افتاده خجالت نمی کشی که یهو میزاری میری نمیگی اینجا من میمونم و تردید و نگرانی که چی شده و کجا رفتی؟

ناباور به منی که اینطور داشتم بی تابانه گلایه میکردم نگاه میکرد انگار منه جدیدی که خودمم ازش متعجب بودم برای اونم متحیر کننده بود بالاخره بازوهامو با دستاش گرفت و منو آروم سر جام نگه داشت و گفت

_من اینجام برگشتم آروم باش..

نفس نفس میزدم و اشکم صورتم خیس کرده بود خودمم نفهمیده بودم کی گریه ام گرفته سرشو خم کرد و روی پیشونیم رو بوسید و پیشونیش به پیشونیم چسبوند و

_ آروم باش من حالم خوبه برگشتم دیگه جایی نمیرم تنهات نمیزارم اگر می دونستم اینطور بی تابی می کنی ناراحت میشی هیچ وقت نمی رفتم باورم نمیشه تو برای من نگران بودی.
انگار الان تازه به دنیا اومدم انگار برای اولین بار زندگی داره بهم لبخند میزنه چی از این بالاتر که تو نگران منی؟

دستاش بود پس زدم عقب رفتم و روی تخت نشستم تازه به خودم اومده بودم که چه کارا که الان نکرده بودم خجالت میکشیدم نگاهش کنم از این که اینطور نگرانیم براش رو کرده بودم و دستم جلوش رو شده بود خجالت میکشیدم .
روی زمین زانو زد دستامو که روی پاهام بود گرفت و گفت
_ خوبی چیزی خوردی؟

گفتم نمی تونستم چیزی بخورم ترسیدم اتفاقی برات بیفته دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو با کمی بالا گرفت و گفت
_ نگران من شدی تو مگه از منمتنفر نیستی؟

چنان ناامیدانه اینو پرسیده بود که نگاهم و درست به چشماش دادم و بهش خیره شدم و گفتم
نفرتی که بهت داشتم هیچ وقت فکر نمیکردم یه روزی تموم بشه نمیدونم حسی که به تو دارم به خاطر پسرمه یا نه اما الان دیگه از اون تنفر گذشته خبری نیست درست وقتی به گذشته فکر می کنم توی قلبم عذاب وجدان میگیرم که چرا هنوز ازت نفرت ندارم اما الان تو پدر پسر منی پدر بچه ی هستی که توی شکممه چطور میتونم از پدر بچه ام نفرت داشته باشم وقتی باید تا آخر عمرم کنارش زندگی کنم؟

دستشو روی شکمم گذاشت و آروم زمزمه کرد
_ پسرم نیومده من مدیون خودت کردی
نفرتی که از من تو دل مادرت بود و از بین بردی.
مدیون توام پسرم تا همیشه..

🍁🍁
🆔 @romanman_ir

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫491 نظرها

  1. سلام برو بچ …خوبین همه ؟ سرحالید؟!…..ماشالا من نبودم دو ساعت هااا ترکوندید …چرا وقتی من هستم کسی نیست؟!!

  2. خانم ادمین چطوری تو یه روز از ۶۰ کیلو رسیدی به ۵۶ کیلو؟؟؟یاسی به نظرم تو اعتراف گیری هات راز موفقیتشو بپرس احتیاجمون میشه

    1. دیدمش
      قادر و باران
      ایسگایم بچه ها
      قادر خودتی داری این کار و میکنی ما دست از سرت برداریم من میدونم
      این میگه ۵۶ تو میگی ۶۰ خودت نباشی فامییلتون رو اوردی
      بگه من زن اینم خلاص

  3. قادر و باران؟؟؟؟؟؟؟؟
    .
    .
    .
    ادمین سرکاریه؟؟؟؟
    .
    .
    من ظرفیتم تکمیله ها الان!
    .
    .
    جدی جدی خودشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    .
    .
    .
    ای خداااااااااااااا
    .
    .
    .
    من دیگه رد دادم….

    1. منم رد دادم بقران
      اون مرصاد
      این ادمین
      اون زن ادمین
      اون از گروه
      اون خودم و آزاده
      خدایا به دادم برس
      خل نشم صلوات 😑

  4. سلام رمان یعنی متفاوت درک کردن نه همه رمانا مثل هم شدن..جذابیت ندارن..این رمان جذابیتش ازبین رفته خیلی کش دارشده بی مزه…

  5. سلام سلام همگی سلام
    حالا این وری سلام
    حالا اونوری سلام
    خوبین آقایون و داداشا
    خوبین گوگولیای عمه آخ عمه فداتون بشه 😂😂😂😂😂

    1. سلام ازاده جون
      ط خوبی
      حالا چرا عمه؟؟!دلت هوسه فوش کرده عمـــــــــــــــــــه
      خوبه عمه باشی و عمه ی ادمین باشی
      نچ نچ نچ
      ادمین تو این چن روز اخیر روح عمه جانتان بسی بسیار مستفیض شدن
      گناه کبیره به جان خود نخر برادر جان

        1. نهههههههههههههههههههههههههه
          واقعاااااااااااااا
          آزاااااااااده
          چی میبینم 😮
          تو هم همونی رو فکر میکنی که من دارم فکر میکنم 😢
          .
          .
          جدی جدی خودشی 😮

        2. واااااااای اسمت چیه زن ادمین
          b یعنی چی ؟؟؟
          بهار
          بهنوش
          بهنواز
          باران
          بنفشه
          بهاره
          بیتا
          چیه اسمت
          .
          .
          .
          خدا لعنتت نکنه ادمین که اینکارو با ما میکنین😭

  6. جناب ادمین شما میدونی من چجوری رمان ترمیم رو از توی تلگرام پیدا کنم ؟؟؟؟هرچی میزنم میگه چنین گفت و گویی وجود ندارد …

  7. سلام ادمین بیزحمت به نویسنده بگین رمانو کش ندن رمان اولاش خوب بود الان اخراش کش میده…پر تخیل شده..حوصله بر شده..
    بد شده رمان..همش زوم شده رو لیلی زیادی رفتار امیر واحساساتش تخیلی شده..مرد بی منطقیه…
    قصد جسارت ندارم فقط یکم واقعیت باید گفته بشه زیادی تخیلی شده

        1. ارهواسی از واجبات و فرائض دینی مهم در اسلام محسوب میشه ادمین تو که نمیخوای مرتکب گناه کبیره بشی
          .
          .
          .زشته عیبه گناه نکن جواب بده

  8. یااااااا ابلفضلللللل
    دوساعت اینجا نبودما
    ترکوندین اینجا رو
    چنتا عضو جدید داریم
    خوبه هانا هس از عضو جدیدا پذیرایی کنه

      1. ممنون عزیز دلم من عالیم حال شما چطوره خسته نباشید رمانتون عالیه و جای تحسین داره این رمان یکی از بهترین رمان آبی که خواندم

            1. واسه من درسا خوبه آخه دبیرامون هرروز آزمون میگیرن ازمون الان خداروشکر کتابامون رو به اتمامه🙃
              تو چی هانا جون راستی چه رشته ایی هستی؟

              1. خوبه خداروشکر…من کلاس ..امتحان پدرم در اومده اما الان ساعت کلاسم تغییر کرده برا ماه رمضون و بعضی کتابام تمام شده…علوم انسانی گلم

    1. داداش ساشا اول مچکرم که رمانمو خوندید…بعد میلاد پدر هاناست و فرهاد دشمن پدر هاناست دشمن قدیمش ..

      .اگه سوال دیگی هم بود در خدمتم…

      1. 😂راستشو بخوای من به زور از خونه میرم بیرون زیاد حوصله ندارم …کجای یاسوج هستید البته اگه دوست داشتی بگو ابجی..

                1. وای وای وای عضو جدید عضو جدید عضو جدید😂😂😂😂
                  سلام داداش علی عضو جدیدی خوشبختم🖖 بچه ها بیایین عضو جدید اومده😂

                1. نه من شیرازیم آیلین تبریزیه یاسی یاسوج پریسا قم آزاده تهران فاطمه بوشهر هانا رو نمیدونم کجاییه تینا هم گرگانیه….
                  از پسرا هم مرصاد اصفهان ساشا شهرکرد آرشام گرگان ادمین تبریز
                  بقیه هم نمیدونم یادم نمیاد🙃

                2. اهاااان همون که با شلوار کردی و دستمال یزدی و دمپایی المتراش و کلاه پهلوی رو سرشه😃😃😃
                  وای نگو با اون سبیلاش
                  ایلین وقتی همون موقع سر کوچه نشونم دادیش همون یک دل ن صد دل عاشقش شدم😍😍

  9. ادمین خان کمک
    توی قسمت ثبت نام نام کاربری میزنم AVA اسم رو میزنم AIDA اینجا که میام اسم رو میزنه AIDA حساب کاربری رو حذف کردم دوباره ثبت نام کردم AVAو AIDA رو جابجا زدم بازم میزنه AIDA دوباره پاک کردم هردوتارو زدم AIDA الان کلا اینجا نه اسم میزنه نه پروفایل رو میاره، چرا؟؟؟؟

    1. آوا جون اسمی که اینجاست و ما میبینم همون نام و نام خانوادگی هست نام کاربری فقط برای وقتی هست که میخوای بیای تو پیجت
      پس وقتی میری قسمت ویرایش پیجت نام کاربری رو هر چی همون اول بوده و زده بوده میمونه تو فقط میاونی نام رو تغییر بدی
      اگه هم که کلا قاطی کردی به ادمین بگو پیجات رو حذف کنه از دوباره ثبت نام کنی

      1. گویا شما هم نفهمیدی من چی گفتم خیلی واضح که …
        اینی که گفتی قبول من میگم چه نام کاربری یا نام ……اه اه خودمم قاطی کردم

      2. ببین فاطمه جان من نام کاربری رو زدم آیدا و نام رو زدم آوا ولی اینجا همون آیدا میاد حساب کاربری رو پاک کردم این هارو جابه جا زدم یعنی نام کاربری رو زدم آوا و نام رو زدم آیدا ولی باز هم میزنه آیدا …
        ذهنم کف کرد …
        الان هر دو تا رو زدم آیدا حالا تا ببینم خدا چی میخواد …

        خسته شدم …😂😂😂😂

    1. وای وای یاسی یکی بود داشت کشتی میگرفت بعد مدال توی گردنش بود با هایپ و پفک عکس گرفته بود😂😂😂
      آیلین فکر میکرده این ادمینه

    2. آیلین خانم چیشده
      .

      .

      .
      یاسی خانم خوب کاری میکنه نباید بگه ایول داداقادر خوب کاری میکنی
      یاسی خانم راستی شما ازکجا فهمیدین قادر میخواد زن بگیره
      .
      .
      .
      .
      .
      داداقادر راستی زن گرفتنتم مبارک باشه انشاالله زندگی خوب خوشی با خانم تون داشته باشی دادا

      1. ساشااااااااااااا
        اینقدر بچه رو از راه بدر نکن ، ما خواهراشیم ، به ما نگه به کی بگه 😞
        .
        .
        دو شب پیش رو مخش اسکی رفتم ، خودش گفت میخواد زن بگیه

          1. سلام این رمان کی تموم میشه داره الکی کش میده نویسنده، داره واقعا الکی میشه رمانه، و حوصله ادم و سر میبره کلافه شدیم…چند پارتش همش مال لیلی واون همسر بی منطقشه…..

          2. سلام بچها اااا نویسنده رمانش خیلی بد داره میشه چرا همش زوم شده رو لیلی…تمومش کن نویسنده محترم.حالم یجورشده از این رمان.ازبس الکی کش میده نویسنده

        1. یاسی خانم خوب دیدم شما همه رفتین تویه گروه داداقادرم تنها مونده من اومدم پشتیبانی دادا و کردم

          .
          .
          فاطمه خانم من کاسه های شما رو شکوندم عذر میخواهم
          .
          ..
          .
          قادر دادا تورو جدت قسم بگو ببینم میخوای زن بگیری

            1. آرشام اینجا ندادیم که ما یجای مخفی داریم از بین پسرا فقط مرصاد و ساشا میان تازه آیدیمونو دادیم بعد که دخترا اومدن تل شماره دادیم😂😂😂

              1. نه دیگه مثلا شما پسرها میگید ممد داداش دستم به خشتکت
                ما دخترا میگیم کبری خواهر دستم به دامنت
                اوکی؟؟؟؟

  10. ادمینننننن
    نهههههههههههههههههه
    .
    .
    بگوو که اون نیستییییییییی
    .
    .
    بگووووووووووو
    بگوووووووو
    بگووووو
    بگوو
    .
    .
    وای چرا اینجوری شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    نفس؟
    یاسی؟
    ای خدااااااااااااااااااااااااااااااا
    .
    .
    .
    و دیگر هیچ…

    1. ادمین جواب بده لطفا🙏
      کفش قهویی.تیشرت مشکی با خط های سفید.عینک.پیرهن طوسی.نیمرخ یااااا
      پفک و هایپ.مدال طلا تو گردن و درحال کشتی گرفتن کدومش خودتییی لطفا بگو اولی یا دومی

      1. ادمین…
        بیوگرافیت اینه هیچوقت نگو خدا بهم پُشت کرده شاید تو برعکس نشستی!………..)))
        عشق ورزش کشتی(برای من هیچکس شبیه تو نیست)یا این
        بگو توروخدا جواب بدیااا🤗

  11. فاطمه جان هم این از اسم نفوذی خوشم اومد هم اینکه رمانم مرتبط با این اسم هستش گلم ..
    .
    .
    . نظری هم داشتی بگو ابجی

    1. عزیزم رمانت خوبه
      ولی من برای این گفتم که چون،بعدش کامل شد بعضیا میخوان کاملشو دانلود کنن با رمان هم نام تو قاطی نشه

          1. بخوبیت عزیز دلم خودت خوبی؟ وای ابجی روی چهار تا کلاس دارم دیگه جزو و بقیش بماند اره عزیزم من الان پنج روزه روزام اگه خدا قبول کنه زود میگذره بدبختی لبام خشک شده خیلی

  12. دادا قادر مبارک باشه فهمیدم قصد زن گرفتن داری
    خانم های سایت ادمین تنها گیر آوردین دارین تخلیه اطلاعاتش میکنین
    یاسی خانم یعنی قدرت اعتراف گرفتنتون قابل تحسینه شما باید تو ساواک کار می کردین

    1. قادر دادا کجایی پس چرا کامنتمو تایید نمیکنی
      راستی ادمین دادا من دیگه با ایمیل زنم می یام گفتم که بدونی

    2. سلام ساشا
      چطوری
      حال و احوال
      .
      .
      شکست نفسی میفرمایین داداش 😂😂😂
      وای ساشا خود ادمینو نمیگی استاد اسکی رفتن رو مخه ، خیلی سرتقه🤣

      1. اره بخدا راست میگم…
        اونی که من دارم اینطوریه..
        خدایا اخه چرااا؟؟؟
        نفس برات میفرستم ببین همونه؟

    1. اه بابا نیستش که ازش بپرسم
      نمیدونم آیدین کجاست
      دیشب تا ۳ و ۴ بیدار بودم نیومد
      چشمام ترکید

  13. ادمین جون عزیزت جواب منو بده فقط. این دو تا رو توصیف کن نمیخواد بزاری پروفت😂
    قدش حدودا چنده؟؟
    چشماش چه رنگیه؟
    اگ خواستی لباشم توصیف کن😂😂😂

  14. یاسی جانم یه مدت بیخیال شو بعدا دوباره ادامه میدی به نظرم!
    الان ادمین زده جاده خاکی…
    ولی خب میدونی چه حسی دارم؟
    حس گوسفندایی رو که میخوان قربونی کنن قبلش بهشون آب میدن!
    الانم ادمین داره باهامون حرف میزنه ، چون فک کنم قراره بعدا نباشه….

  15. داداش ادمین عزیزم واقعا عذر میخوام تو بحث شیرین ازدواجتون پریدم. میشه جوابمو برین لطفا؟ چ جوری من میتونم پروفایلم رو تغییربدم؟ بعدا بار اول خواستم عکس پسرمو بذارم چپکی افتاد چ حوری باید درستش بکنم ک اونجوری نیفته

        1. بچه ها تورو خدا اگه کسی میدونه از کجا باید پروفایلمو عوض کنم بگه ب یاسی قول دادم از پسرم رونمایی کنم ببینینش هوش از سرتون بپره😜 پی ببرین یه مادر چقد میتونه ناز و جیگر و عزیز و دلربا باشه که پسرش انقدرررررر عزیز بشه اصن از قدیم گفتن پسر کو ندارد نشان از مادر 😜😜😂😂😂

        2. آخ جووون بالاخره درستش کردم 👏👏👏👏 اینم آقا پسر منه البته اینجا دوماه پیشه الان ماشالا انقد شیطون شده نمیمونه عکسشو بگیرم الان خیلی ناز تر و تپل تر شده راستی من اسممو کردم زهرا جون و گرنه همونم

            1. فدات عزیزدلم خودت گلی 💋💋💋❤ این تو عکسه اگه صدای خندیدن و قهقهه هاشو بشنوی رحم بهش نمیکنی و میخوریش😂😂😂 بعضی اوقات نمیدونم چیکارش کنم گازش میگیرم ولی بازم میخنده😂😂

                1. فدات بشم آخه کی از بچه اونم تپلیش خوشش نمیادایشالا خدا بعدا ی دونه تپل و خوشگلشو بهت بده. آریا پاهاش خیلی تپله ماشالله زیر دکمه تنش میکنم روناش میچسبه به هم دلم میخواد براش بمیرم 🥰🥰😘

  16. من فقط موندم فاز این ترنم چیه، گاهی بدجور مزخرف میبافه، بدتر از اون موندم فاز خودم چیه که از دیروز این رمانو شروع کردم الان که نزدیک صبحه تمومش کردم و منتظر پارت بعدیشم 🤔

      1. سلاااااام داداش قااادر
        چطوری
        خوبی
        خانم ، بچه ها خوبن ؟؟؟
        حال خودتو نمیگی نگو ، کاری ندارم ولی این اخریه رو بگو 🤣

          1. باشه جور کن باهم ببریم در خونشون شاید یهو چشممون به جمال عروس خانم چش صورتی ، فضایی هم روشن شد 😊ببینیم کسی که دماغ و دهن و چشم و لب داره چه شکلیه🤔
            .
            .
            .
            فقط فاطی
            چطور دهن این بشر رو باز کنیم تخم کفتر بشکنیم توش، نمیبینی چقد سرتقه 🤔

            1. خو یاسی اونو دیگه کاویت نباشه یا موقعی که خوابه میریم بالاسرش دماغشو میکشیم بالا دهانش خودش اتوماتیک وا میشه
              یا اینکه یهو از نشیمنگاهش یکیمون نیشگون میگیره تا میاد جیغ بزن و داد و هوار کنه تخم کفتر و میندازیم ته حاقش
              چطوره😁

  17. پررررررییییییساااااا منم بیدارم
    ادمین تو هم بیداری که
    پریسا اینجوری به بچم نگو فردا میخواد روزه بگیره داره دعا و عبادت میکنه
    مگه ن ادمین😉

            1. سلام دوباره من نبودم انقلاب به پا شد قبلنا یه ماه نمیومدم هنوز همون پارت قبلی بود حالا یهو از پارت ۸۹ رسیده به اینجا
              Shame on you :/
              بعدم سلاممم به بر و بچ خودم!
              پریسا بیا یه گزارش روزانه کامل بهم بده ببینم
              نگام تو کامنتا به یه پسر جدید خورد این علی کیست از کجا امده است امدنش بهر چه است
              بعدشم اقا علی اینجا فقط یه ادم جذاب وجود داره اونم منم اینم همه میدونن همه :/
              کی میخاد زن بگیره باز؟؟ چرا من وارد هر جمعی میشم همه مزدوج میشن :////
              بعد کرونا میرم یه دفتر ازدواج میزنم قدمم خوبه ://

              1. 😂 داداش مرصاد بهر امدنش از جوی اب بوده است
                ادمین میخواد زن بگیره بره قاطی مرغا شه
                بابا جذاب😂😂

              2. به به سلااااااااااام داداش مرصاد
                چطوری
                حال و احوال
                باز کجا غیب شده بودی
                .
                مرصاد ، جدی خوشتیپ بودی ها ، هیکلو نگااا😉

  18. اخیییییییییی تروخدا زود به زود بزار بقیشو لطفا این حجم از خوب بودن این داستان مجنونمون نکنه صلوات

    1. واااااای که واقعا عالیییه من که عاااااشقششششم♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

  19. ادمین چطوری داش
    میبینم ک هیشکی نی و فقط داری کامنتای منو تایید میکنی
    خب چخبرا
    کاروبار چطور
    با کروناز خانوم چی میکنی
    خانومتون خوبن الحمدالله
    خودنواده چطورن
    ننه،و نوه،و نتیجه هاشو چطورن
    هووووووم؟؟؟؟؟؟

  20. به به بچه ها سلام
    میبینم ادمین داره کم کم نم پس میده
    یاسی بچم گناه داره خو شاید دوس نداره بگه…..گناخکی😢
    یاسی پرسیدی برازجونیم سوالی چیزی داشتی!!!!؟؟؟

  21. بچه ها حالا من نمیدونما….
    ولی ترکا به خاطر شرایط آب و هوایی و… معمولا سفید و بور هستن…
    خانم خوشگله هم شاید اینطوریه دیگه…

    1. ایلین این حرفت صحیح ولی خب بعضیاشونم رنگ پوستشون ژنتیکیه

      .
      .
      .
      اینقد از این حرفا بدم میاد که میگن جنوبیا سبزه ان و شمالیا صد در صد سفید فابریک مث خوزستانیا و بوشهریا و بندر عباسیا
      ولی خداییش اینجوری نیس الان مث خونواده ی ما ژنتیکی سفید پوستیم

          1. منکه درگیر امتحاناتم همچنان….
            اصلا نمیدونستم ماه رمضونه!
            پارسال ۱۸ روز گرفتم امسالو نمیدونم ببینم چی میشه….

    2. میگم ایلین اجی چجوری میشه که شماها میتونید عکس بزارید ونام کاربری و.. داشته باشین؟خییییلی خیییلی کنجکاو شدم بدونم

      1. فاطی باید بری قسمت منو همینکه بالاس بزنی ثبت نام ، وقتی ثبت نام کردی نام و نام کاربری داری راحت میتونی توی صفحه ی خودت یا همون پیجت پروفایل بزاری

            1. خعلی بی ادبی پریسااا میام میزنمتااااا😂
              دختر کجا بود من ب این پاکی معصومی پسر ب این خوبی تاحالا دیده بودی اصن؟؟؟

                1. یاسی چرااااا😭😭😭😭
                  دارم مچ گیری میکنم نکن😭😭😭😭
                  آقا من میخوام منطق بخونم ولی بهم فشار اومده چکار کنم
                  هم هی کلاس هامون ۱۱ و ۱۲ است بی فرهنگا😭😭😭😭

        1. الکی میگه نفس
          نخونش
          به حرفاش گوش نده ، افسردگی میگیری 😅
          .
          من بعد پیشنهاد این بانو دیگه رمان جدید نخوندم 😂

  22. سلام فاطمه جان من زیاد اهنگ های ایرانی گوش نمیکنم و تاحالا هم علی یاسینی گوش ندادم یه معموری دارم که پر اهنگ های ایرانی ولی در دسترس نیست و این اهنگ ها هم نمیدونم از کجا دارمشون ولی به نظرم این چند تا اهنگ به این چیزی که گفتی نزدیکه
    احسان خواجه امیری …..یکی و دارم
    دلی دلی ……. شاهین بنان
    بی سرو سامانم …….علی منتظری
    حس قشنگ …….سینا درخشنده
    تب و تاب ……ایهام
    البته بعضی از اهنگ های علیرضا پویا هم مشابه چیزی که گفتیه…
    اهنگ های ناز داره از ناصر پور کرم و هوای دلیه از میثم ابراهیمی و گندمی از محسن ابراهیم زاده هم یکمی شاده ولی قشنگه
    اهنگ غمگین اگر بخوای اشوان گوش کن بشین پاشون گریه کن ( بعد من ،مغرور ، منو دریاب ، من آدم رویای تو نیستم ، چرا گریه کردم ، حواست نیست ، وای قلبم و …)
    البته شایان به ذکر است که سلیقه هر کسی متفاوته و ممکنه خوشت نیاد ( وای چقدر حرف زدم )

      1. سلام عزیزم
        بیا
        توهم از خودمونی 😉
        ولی اسمتو عوض کن یا ستاره ای چیزی بزار اینجا یه نفسی خوشگل داریم با اون اشتباه میگیریم

            1. پرسیا خواهر انتظار داری بش عه وا عشخــــــــــــــــــم سلام کجا بودی دلم واست اندازه انگشت کوچیکه ی مورچه تنگولیده بود
              خواهر من جمع اینجا دوستانه و خواهر برادرانه اس اینجوری بهتره😹😹😹

              1. سلام داش علی منم فاطمم ۱۶ سالمه بوشهر
                چرا اینجا پسر داریم ولی خب همه ماشالا درگیر کار و زندگی فعلا در حال حاضر تویی و ادمین تازه و در شرف دومادی

              2. چرا داریم یکیش همسن خودته اسمش مرصاد
                یکیش ۲۸ ساشا
                یکیش ۲۹ سجاد
                یکی ۲۵ سورن
                یکی ۱۸ ارشام
                یکی ۳۳قادر (ادمین)
                .
                .
                .
                برادر منم عشق بچه های اینجا ، یاسی ، ۱۸ از یاسوج😂

  23. ادمییییین چرا زودتر پارت گذاشتی 😭
    ادمین جوابمو بده دیگه ، باشه ، گناه داریم 🙂
    .
    اخه پسر یعنی تو خودت تا حالا کنجکاو نشدی
    حال مارو درک نمیکنی 😭
    بگو اونی که میخوایش چه شکلیه 🙁

        1. منم بودم میگفتم خوشگله نمیومدم بگم اونی که میخوام زشته 😑😑
          .
          چشاش
          لباش
          قدش
          پوستش
          دماغش
          ابروهاش
          وزنش
          سنش
          شغلش
          یه چیزی بگو دیگه😭
          .
          .
          همشو نمیخواد بگی دو سه تا شو بگی کافیه

            1. بابا لامصب حداقل قدشو میگفتی 😑😑
              الان این ۶۰کیلو اگه کوتاه باشه چاقه
              اگه بلند باشه لاغره
              اگه متوسط باشه مانکنه
              .😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑

                1. خخخخ ادمین فک کردم اینا رو ندااااره واااای چ جالب لب داااره
                  واای جالب تر از اون مو و دماغ داره خیلی جالبه مگه ن یاسی

                2. لب و چشم و دماغ دهن که همه دارن داداشم فقط مو هم دخترا همه دارن منظور یاسی اینه همینایی که گفتی چه شکلین😂😂

          1. ادمین تو مگه تا حالا کنجکاویو تحربه نکردی هنننن؟؟؟؟
            پای کنجکاوی وسط باشه اونن واسه دختر ای مساویه با فاجعههههههه

                1. یاسی ادمینو اذیت نکن خو نمیتونه عکس زنش بزاره پروفش یا عکس رمان بزاره همع ببینن 😝
                  خو غیرت داره پسر بابااش😂😁

                1. اره یاسی میخواد توی حس کنجکاویت غرق بشی …فک نکنم ادمین اصلا چیزی بگه اخه به زور دو کلمه میگه..😅😀

              1. توصیف حس الان ادمین
                نشسته رو تختش از یه طرف گوشیش دستشه از یه طرف لپ تابش
                یه فنجون قهوه دستش داره به ریش ما میخنده
                بصورتی که نشیمنگاهش داره یخمک میزنه از بس خنک شده
                عــــــــــــــــــــــــــــــر
                ادمین تو که نم پس دادی یچیزایی رو بقیشو هم بوگو دیه

              2. من فقط موندم فاز این ترنم چیه، گاهی بدجور مزخرف میبافه، بدتر از اون موندم فاز خودم چیه که از دیروز این رمانو شروع کردم الان که نزدیک صبحه تمومش کردم و منتظر پارت بعدیشم 🤔

              3. ادمین ببین هیشکی نی
                حالا وقت نم پس دادنه
                خب خب خب
                سوال اول
                ادمین جان جانان
                نام همسر زیبا روی شما چیست ؟
                اگه اینو جواب بدی جایزه داره ها

              1. نکنه از مریخ اومده یا نه،از ماه اومده😨😨😨😨.
                .
                .
                .واااااو اگه از زحل اومده باشه چـــــــــی
                دشویی لازم،شدم

                هی وای بلایی سر ادمین نیاره
                اونوقت کی بیاد کامنتا رو تایید کنه

            1. ادمین حالا من یچی بلغور کردم تو باید باور کنی 😐😐😐
              اصن هیچ فاجعه ایی قرار نیس رخ بده
              یاسی به این ارومی خانومی چجوری میتونه تو رو منهدم کنه اخه

              1. این ادمین میگه زن گرفتم دست از سرش بردارین بدتر بهش چسبیدین 😂🤐
                ولش کن زن گرفت شیرینی نده
                میرم خونشون و آتیش میزنم

        1. واااااااو دارم چی مبینم
          دوربین مخفیه
          ـ
          ..
          .
          ادمین وزن،رو اشتب گفته بودی که.
          .باران خانوم ادمین جانتون چهار کیلو اضافه وزن زده بهت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن

کدبازان

بستن