codebazan

رمان گرگها

رمان گرگها پارت ۱۰

۲۷)

کامیار بدون حرفی رفته بود بالا و نگار جون هم نزاشته بود من برم.. گفته بود تو به حرفای صد من یه غاز کامیار توجه نکن و بمون..
ولی من واقعا تو فکر رفتن بودم.. اگه اونطوری که خودش میگفت واقعا مزاحمش بودم، حتی یک دقیقه هم نمیخواستم بمونم..
ولی مادرش اجازه نداد برم و بلاتکلیف نشستم توی هال پیش منیره و نگار جون..
برای ناهار پایین نیومد و مادرشم به منیره گفت لازم نیست صداش بزنی، غذاشو ببر بالا همونجا بخوره پسره قدرنشناس..
مادر کامیار زن فوق العاده یی بود که بخاطر یه غریبه به پسرش خودش غضب کرده بود.. عدالت چیزی بود که هر کسی تو ذات خودش نداشت و این زن روز به روز منو بیشتر شیفته اصالت و صفات خوبش میکرد..
عصر هم شب شد و روز تموم شد ولی نه کامیار اومد پایین نه من رفتم بالا.. قرصهاشو میدادم منیره میبرد بالا براش و میگفت در اتاقشو بسته و چراغا خاموشه..
از اینکه هنوزم دلم براش میسوخت تعجب میکردم.. اون مرد سنگدل و بی احساس دل سوختن نداشت..

ساعت ۲ شب بود که تلفنم زنگ زد.. تک زنگ بود و من از تعجب شاخ درآوردم وقتی دیدم شماره کامیاره..
هم دلم از خوشی قیلی ویلی رفت که بالاخره صدام زده، هم اینکه نگران شدم که شاید حالش بد شده باشه..
سریع از روی تخت بلند شدم و یه تیشرت سفید روی تاپم پوشیدم و رفتم بالا..
چراغ اتاقش روشن بود ولی من دیگه غلط میکردم بدون کسب اجازه برم داخل..
از توی سالن صداش زدم، گفت
_بیا تو

رفتم توی اتاقش.. دستاش توی جیب شلوار گرمکنش، تکیه داده بود به دراور و گویا منتظر من بود..
_زنگ زدین آقای کیان، کاری داشتین با من؟
_بشین
اشاره کرد به صندلی مقابل میز توالت.. صندلی رو کمی کشیدم عقب تر و نشستم..
همونطوری مثل شمر ذی الجوشن وایساده بود بالا سرم و نگام میکرد..
_حرفایی که مامانم گفت راست بودن؟
_بله
_چرا اینکارو کردی؟.. مگه من کس و کار توام؟
_نه خوب ولی.. من..
_من چی؟.. حرفتو بزن
تصمیم گرفتم تته پته نکنم و همه چیو بهش بگم، گناه که نکرده بودم..
_آقای کیان من بطور تصادفی شما رو توی بیمارستان دیدم و از آنجاییکه از ظاهرتون معلوم بود مثل بقیه بیمارها نیستین، کنجکاو شدم که چرا اونجایین.. پرس و جو کردم و فهمیدم بیمار روانی نیستین و فقط حمله های عصبی دارین.. فکر کردم که میتونم کمکتون کنم.. یعنی در واقع دلم خواست که بتونم شما رو از اونجا بیارم بیرون
با دقت داشت به حرفام گوش میکرد..
_چرا؟
نمیدونستم چی جوابشو بدم..
_نمیدونم
_نمیدونم که نمیشه.. بالاخره یه هدفی داشتی که خونه زندگیتو ول کردی اومدی خونه یه دیوونه
_شما دیوونه نیستین، این چه حرفیه
_تو از کجا میدونی دیوونه نیستم؟.. مگه وقتی حمله عصبی بهم دست میده منو دیدی؟
_ندیدم ولی میدونم دیوونه نیستین.. من حس میکنم
_با تکیه بر احساساتت اومدی خونه یه مرد روانی شب و روز موندگار شدی؟.. تو دیگه چه دلی داری

مسخره م میکرد یا جدی بود نمیدونم.. جوابشو ندادم..
_پدر و مادرت چطوری قبول کردن که دختر جوونشونو بفرستن برای پرستاری یه مرد دیوونه؟

دیگه نتونستم حرفاشو تحمل کنم و از جام بلند شدم و محکم گفتم
_ببینید آقای کیان، اولا که مدر و مادر من به من اطمینان دارن و میدونن کار اشتباهی نمیکنم.. دوما به خودتون انگ دیوونگی نزنین.. خودتونم مثل من میدونید که مشکل شما قابل حله.. شما به توجه و آرامش احتیاج دارین تا حالتون بهتر بشه.. نه اینکه توی آسایشگاه بین به قول خودتون دیوونه ها بمونین و داروهای قوی و مضر آرامبخش بهتون تزریق بشه
_شما دکتری اونوقت؟
لعنتی مسخره م میکرد ای خدا..
_بله دکترم، حرفیه؟
فهمید که دیگه عصبانیم کرده و اون یکی روی لیلی ستوده رو میبینه بعد از این..
رفت نشست روی تختش.. من هنوز سرپا بودم..
_خانم دکتر من اگه نخوام شما معالجه م کنین کیو باید ببینم؟
پاهاشو انداخت روی هم و تکیه داد به تاج تخت..
چقدر جذاب بود لعنتی.. چه ژستی داشت با اون قد بلند و قیافه مغرورش..

نگاهم افتاد به عکس گاندی که روی روی دیوار اتاقش بود.. سبک و سلوک مهاتما گاندی رو دوست داشتم و کتابهایی در موردش خونده بودم..
برگشتم بهش نگاه کردم و گفتم
_آقای کیان، گاندی میگه انسان غرق که بشود میمیرد.. چه در دریا، چه در رویا، چه در دروغ، چه در گناه، چه در خوشی، چه در کینه و انتقام.. من به حرفش چیزی اضافه میکنم و میگم انسان اگر در غم و تنهایی هم غرق شود قطعا میمیرد..
با کنجکاوی نگاهم میکرد و انگار توجهش جلب شده بود بهم..
_شما خودتو غرق کردین تو غم و غصه ها و ترسهاتون.. یه دیوار بتنی کشیدین دور خودتون و نمیزارین کسی دستشو دراز کنه به تنهاییتون.. به من اجازه بدین کمکتون کنم.. خواهش میکنم بزارین پرستارتون باشم و هر چی که از دستم برمیاد انجام بدم.. هم بخاطر خودتون هم بخاطر نگار جون

کمی همونطوری با چشمای سیاه سردش نگاهم کرد و بعد دستاشو توی هم قفل کرد و گفت

۲۸)
_از خط قرمزای من رد نمیشی.. زرت و زرت پانمیشی بیای بالا به هر بهونه ای.. صبر میکنی تا خودم صدات کنم.. نزدیکی بیش از حد ممنوعه.. خوش ندارم هی ببینمت.. برام خط و نشون نمیکشی و پررو نمیشی.. اگه اوکیی با اینایی که گفتم بمون اگر نه صبح جمع کن برو
آخ که دلم میخواست خفه ش کنم ولی حیف که ادب و متانت دست و پامو بسته بود.. چاره ای جز قبول شرطهاش نداشتم..
_باشه هر طور که شما بخواین ولی منم شروطی دارم
_تو نمیتونی شروط داشته باشی
_میتونم.. شمام باید بخاطر مادرتون بیشتر بیایین پایین و همراهیش کنین.. منم به این شرط، شروط شما رو قبول میکنم وگرنه با حمایت نگار جون تو این خونه میمونم و به خواسته های شمام عمل نمیکنم

تو چشماش یه رد خنده دیدم ولی مطمئن نشدم..
از روی تخت بلند شد و گفت
_میتونی بری
این یعنی قبول کرده بود، چون نه نگفت و من خوشحال از نتیجه این راند رفتم پایین..

Ebham

کوله باریست پر از هیچ، که بر شانه ماست، گله از دست کسی نیست، مقصر دل دیوانه ماست...

‫714 نظرها

                    1. چون خوشم نمیاد ،زیاد ازش سر در نمیارم.
                      بهش گفتم فاطمه ایدیشو می خواد اونم گفت.
                      دیگه نمیدونم مشکل کجاست

  1. نه بسته ام به کس دل
    نه بسته کس به من دل
    چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
    ستاره ها نهفته
    در آسمان ابری
    دلم گرفته ای دوست
    هوای گریه با من…
    .
    تا شب

    1. عزیزم بخاطر علاقه زیادی که مومو به من داره من جز نفراتی ام که خودش شخصا بهم پیام داده😂😂😂😂

  2. پوووووووووووررررریییی و دوشکا برید بخوابید شیفت ما دیگه گذشته میبینمتون فردا صبح ساعت ۸

    شبتون بخیر دوستان گل منم برم شیفت

  3. چخبرا امروز دلبرا؟
    .
    .
    مارال اخرش میترسم من و مومو بخوره!😑
    .
    .
    ممد دقیق بگم چی دعا کنم؟ آدرس دقیق بده زود اجابت بشه😂

        1. جوننن تو فقط پیدا کن…

          دیدی چه حسودن به ما تبریک نگفتن…

          مارال امروز داخل گروه مدرسمون یه دعوا هایی بود من کیف میکردم من هیی دعوا رو بیشتر میکردم😂😂😂

  4. سلام مائده جونممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
    چطورییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

        1. خیلی خوش گذشت،کلا رفیق هایی دارم از خودم دیوونه تر،باهاشون هرجا بری خوش میگذره،دیگه چ برسه ب مشهد🥺

    1. خخ با دوستام بودم نمیتونستم چیز زیادی واسش بخرم‌،یه تسبیح خریدم و یه روان نویس ک دور از چشم رفقا مخفف اسم خودم و خودش رو روش حک کردن
      این شکلی
      Mhmd,Mhdse

        1. لطف دارید همگی خواهرا،امروز دیدمش میخاستم بهش بدم ولی گفتم شاید درست نباشه،اندکی صبر سحر نزدیک است 😌

    1. عه خوشگلن ک!
      گفتم قشنگن توهم بخونی حال کنی!
      دعات میکنم ممد دعات میکنم من و کشتی با این دعا کردن😐😂😂😂😂😂

  5. سلاااااااااااااااااااااممممممممممممممممممممممممم
    اقامحمدمهدی زیارتتون قبول
    شهاب داداش نسبتا خلم کوجایی فنچ من
    عسلممممممم خوبی عشقم
    پسرگلم عشق مامان کجایی فسقل دلم برات لک زده
    نیکادخترم توچطوری
    تیری جون الکس چطوره خودت خوبی
    داداش قادرسلام خوبی خوشی سلامتی چخبر
    النازم عروس خوشکلم زیبا دلم برات تنگولیده
    کیمی جان کوجایی
    زهراجون خوبی چخبر
    نازی چیکارمیکنی دختر
    ماری چطوری
    گلی چخبر خوبی خوشیئ سلامتی

  6. زن كه شاعر میشود…
    یعنی…
    یک چیزی سر جایش نیست…
    شاید عشق…
    شاید زندگی…
    شاید تو…

    #لیلا_مقربی
    .
    .
    .
    این برا تو مهرناز!

  7. باز هم هوایِ تو…
    چه بی گدار میزند به سر!
    چه بی گدار میزند به شب!
    چه بی گدار میزند به جان…!

    #لیلا_مقربی

      1. نیکا فدات شهه
        داداش یکی یدونه ی منن خوشگل جذاااب
        عشق خوااهر قد بلند مهرربونم
        مهندس درس خون با شخصیت
        اذیت نکن دیگه🥰اصن بیااا بقققققلم ببینم چقدر جدیدا دور شدیم خواهر برادری بیا ببینم

  8. سلام به قاصدک های خبر رسان که محکوم به خبرند
    و سلام به شقایق هایی که محکوم به عشقند
    و سلام به تو که محکوم به دوست داشتنی….

  9. مهرناز جون میتونب بعد از این رمانت میتونی یک رمان واقعی بنویسی ؟حالا زندگی خودت یا یه نفر دیگه اخه رمان های واقعی خیلی کمن و اگه یه نویسنده خوب بتونه یه رمان واقعی بنویسه عالیی میشه تو هم یه نوسنده خیلی خوبی هستی

  10. مهرناز جونم چطوری شاعرم!
    پوری! من میرم مومو بخورتم! 😐😂
    عسل تو چطوری؟ خوبی خوشی؟ دلم تنگشده برات!
    آنی عشخم هنر چی میخونی؟!

  11. مهرناز بانو اونشب من توی قطار بودم اومدم تو سایت پارت جدیدو خوندم،بعدش خوابیدم، توی چت روم صدام زدین نبودم،ب این دلیل بود،عاجزانه پوزش میطلبم

  12. از بیخوابی رو به موتم 😩
    چشمهایم بسته میشود مدام
    گوشی از دستم رها میشود
    کیست که دیر زمانیست اینگونه خواب را از من گرفته، هان؟ 🤔

    1. خب یکم بخواب
      چرا اذیت میکنین خودتونو
      منم از دیشب تا الان کلا ۴ ساعت خوابیدم از صبح تا حالا هم سر کلاسم و سرم تو گوشیه
      الان میتونم ۷۲ ساعت کامل بخوابم
      مهرناز جون جای منم بخواب…

  13. مهری جونم ناراحت نباااش من مثه کوهه اینجام هیچیییم ارزش ناراحتیتو ندارهههه
    پوریا گفتم ولش کننن دیگه
    بچه ها من فعلا بفتم تا شب 😘😘

    1. نه عزیز دل نقل کارم بود یه سال دارم میجنگم که این بشم ولی بعد یه سال بهترین از اونی که همه فکر میکردن داره پیش میره

  14. میگم دوستان همین الان من پی ام که فرستادم سه تا چی اومد روی صفحه به دوتا تیک سبز و یه ضربدر قرمز واسه شماهم همین جوری شد

      1. خواهش عزیزم کاری نکردم
        نمیدونم چرا ولی وقتی ناراحتی زود میفهمم
        دیشب هم خیلی ناراحت بودی
        خودتو ناراحت نکن…
        امشب خودم گوش مخاطبت میپیچونم😂
        شوخی میکنم منکه کاره ایی نیسم

            1. کسی که برای آدم بیشتر از همه مهم باشه حق و قدرت همه چیو داره زهرا
              اصلا جون آدم به جونش بسته ست
              یه کلمه ش میتونه زیر و روت کنه 😳

  15. اشتباهات گذشته رو نمیشه درست کرد پس هیچ وقت خودتو بخاطرش ناراحت نکن ایندتو بخاطر اشتباهات گذشتت خراب نکن اینده خوبی بساز

  16. اقااا داریم به کجا میرییم؟؟؟؟
    یه دختره هم سن منه هم کلاسیمه بعد منوو صااف میکنه تا امتحان بده و تکالیفشو بفرسته همیشههه هم یا عمش مرده یا عموش مرده یا این بیمارستان همشش یه اتفاقی افتاده
    بععد الان استوری کرده از این سینی گرد فلزی بزرگاا هست از اونا که توش یه کاسه چیپس و پفک و اینا با ماااست موسیر دو تا لایف و آب آلبااالووو سه تا استکان و یه بطری بعد این استیکر رم گذاشته🍻
    اخه این ینییی چی الان من باید چه کاار کنم روانی میکنن ادمو نمیزارن درس بخونی

        1. میدونستم خودم بودم، چون اونروز که بهت گفتم دیوونه برای اولین بار یه شعر از خودت ول دادی این وسط😉
          میخواستم خودت بگی که مطمئن بشم
          ما اینیم دیگه شاعر میکنیم همه رو 😁

  17. هر قطره به سوی ماه در جزر و مد است
    هر قاصدکی مسیر خود را بلد است!!
    اعداد اگر چه بینهایت هستند
    مقسوم الیه مشترک یک عدد است!!

  18. هعیییی
    امروز مامانم اومد مدرسه انقد مدیرمون از کلاسمون گله کرد و گفت به مائده بگید با بچه های کلاسشون حرف نزنه خییییلی بچه های بدی ان!
    البته من انقد مظلومم گف مائده خوبه دوستاشون بدن! تازه گف اینستا تلگرام و هر نرم افزاری جز شاد و حذف کنند!
    اسیر شدیم!😨😑

      1. خخخ
        ممددددد من اخرشم وقتی دارم جون میدم تو میای میگی دعا کن بعد بمیر😐😂
        .
        .
        باشه بگو دعا کنه😂😂😂

  19. سلااااام چوطورین پوری من نتونستم جوابتو بدم سایت قاط زده بود
    .
    مائی عخشم من درس میخونم(ارواح عمم) الانم سر کلاس با اهنگ سعید اسایش( کراش دوران طفولیتم)😐✌
    .
    ملی فرزندم بری زندگی برایم بی معنیست تامام

  20. اره مثل خودت پورررییی غیرتین اقای غوله و ماهان شده بودن برزخی نمیشد باهاشون حرف زد فکر کنم فردا بردن داخل خونه خودشون خیلی ناراحتم

  21. من اگر معشوقه تو بودم
    صبح ها
    جای باد و باران را تغیر میدادم
    فصل باران را می آوردم
    بالای خانه مان
    آن درخت کاج را بالا میرفتم
    و روی بلند ترین شاخه اش نامت را روی ابر مینوشتم
    و می سرودم ات!!

    1. خدا نکنه عسل فدای تو داداشی دیروز دیدی رفتم مهمون گیرمون اومد دیگه همین جوری کارو بار ولی ماهان این قدر به منو محدثه چی گفت اخه دوتا پسر اون خانوادا ادمو می خواستن بخورن

        1. خخخ
          سلام
          ای بد نیستم یه چشمم باز یکی بسته یه دستم مداد اون یکی برگه امتحان و در آخر لعنت میفرستم به معلمان عزیزم، 😂
          تو خوبی

  22. راستی مارال یه جایی گفته بودی این عکس پارت قشنگه، اونموقع نتونستم جوابتو بدم، آره منم خیلی دوستش دارم قشنگه شاید برای پارتای بعدیم بزارم گاهی

    1. راستی مهرناز من گفتم وسط صحبتتون دخالت نکنم ولی امیدوارم آروم بشی تو روحیت خیلی حساسه ولی در عین حال عاقلم هستی، خودتو اذیت نکن، این مسئله هم سوتفاهم بود که شما حلش میکنین

      1. آره حلش کردیم مرسی
        البته تو در جریان قبلش نبودی برای همینم میگی من خیلی حساسم ولی اگه توام جای من بودی ناراحت میشدی، تموم شد دیگه حرفشو نزنیم گند زد به اعصابمون

  23. عزیز دلم فکرتو رها کن تا آروم بشی حتما اونطوری نیست که فک میکنی ناز من…منم میبوسم نازنینم شبت آروم خانوووم…
    .
    آره مارالی خیلی سخته انشالله خداحفظش کنه برام.مرسی ازدلگرمیت عزیزم…منم رنگیی که نسترن گفتو میپسندم هم آرایش هم لباس..حتما به توام خیلی میاد..رنگای گرم وخنثی روهم دوست دارم…

    منم از وجود تو خوشحالم گلنازی
    خانم
    دوستان منم باید برم نگرانم
    .
    به خدا میسپارمتون شبتون خوش همگی.

  24. مهرناااز!!!!
    چرا رفتتتت ؟!! چی شد آخه؟؟!!!
    بیا عزیزم .چرا قلب مهربون تو اینقدر حساس شده ناز مهرم؟

    1. هیچی ریحانی ولش کن اشکال از منه که فکر میکنم همه باید مثل خودمم به چیزی که براشون مهمه ارزش بدن و حواسشون باشه
      ولی انتظار نابجایی بوده
      شبت بخیر ریحان جونم محمدت هم که نیومد ایشالا بعدا باهم بیایید میبوسمت 😘

  25. محمدم نظامیه مارالی…
    .
    گلناز جانم اونیکی ریحانه جان همنام خوشگلم شیرازیه و۱۹سالشه ری مینوشت ومخففای دیگه اسمشو…
    بقول دوستان اون تکه و یچیزدیگه ست…خخخ
    .
    من ۲۳سالمه عزیزم وبختاری هستم
    .

  26. نت وایفای قط شد.تابسته گذاشتم طول کشید
    ..
    دوست که دارم بیاد .فعلا که خودمم زا براه کرده یذره دیر کنه قلبم دیوانه وار توسینه م بیقرارمیشه…کاش کار ش مرتبط به تحصیلش بود.من آخرش دیونه میشم….

  27. نه هستم عزیزم چشمام بین اینو اونوره یوقت بیاد من متوجه بشم. آره نامزدیت مبارک باشه چه پسر گلیم هست من واقعا کیف میکنم از دیدن احساساتتون بخدا باورتون نمیشه ازته دل میخندم از تکیه کلاماتون که بعضیاش واقعا شنیدنیو جذابن.خخخخخخخخخخخخ

  28. اوه نسترن مرسی من عاااشقتم عزیزکم فعلا محمد نیست من عاااشق همه م به قول خنده روی لبای قشنگش هخخخخ
    .
    مارالی چشم حواسم هست یادم میمونه.اما اگه بدونی اون چقدددر قدر منو میدونه اون بینهایت جدی وبینهایت مهربونه…

            1. مهرناز من نمی فهمم مشکلت با من چیه؟
              وقتی من کامنت میذارم تو جواب نمیدی منم باید بیام قهر کنم بنویسم شب خوش؟ 😐
              روان منو بهم نریز خواهشا

              1. من همیشه اولویتم تو بودی
                غیر ممکنه جوابتو نداده باشم
                ولی خوب میبینم که متقابل نبوده
                خوش باش کیفتم خراب نکن
                خارج میشم از سایت دیگه پیام بدی نمیبینم
                خدافظ

                1. اولویت منم تو بودی و هستی ولی نمی دونم چرا این شکلی می کنی از سر شب برای یه شوخی ساده این شکلی رفتار می کنی
                  وقتی می بینم یه بار می نویسی تایید بکن اهمیت نداره بعد می نویسی نکن پشیمون شدم منم مسخره تو نیستم
                  متقابل نبوده؟ اگه نبوده من اینجا چیکار می کنم پ؟

                  1. چون تو گفتی اوکی باش منم به نسترن گفتم پشیمون شدم کامنتای تیردادو برار باشه برام
                    اشتباه کردم به حرفت گوش دادم اوکی شدم؟ این کجاش مسخره شدنه؟
                    من مسخره تو شدم که با اینکه ازت دلخور بودم چون گفتی اوکی باش برگشتم و باهات حرف زدم ولی دیدم هنوزم حواست به من نیست و اشتباه کردم که بخاطرت برگشتم
                    اینجا چیکار کردنتم معلومه اگه دلیلش من بودم جوابمو سریع میدادی مثل من نه اینکه بعد از بیست دقیقه و بعد از سب بخیر گفتن من جواب بدی
                    هر چی دیگه خیلی طول دادیم میرم فعلا

                    1. یعنی فقط با همین یه جمله ای که گفتی کامنتای تیرداد باشه برا من
                      من باید می فهمیدم تو اوکی شدی؟
                      حواسم هم اتفاقا به تو بود اگه نبود انقدر برات طومار نمی نوشتم
                      اوکی پ اگه دلیل اومدن توام من بودم باید از همون اول می گفتی از من ناراحت شدی و دلیل ناراحتیت هم منطقی می نوشتی حرف می زدیم با هم
                      قرار نی تقی به توقی بخوره گند بزنیم به شخصیت طرف

                    2. نه فقط با کامنتای تیردادو بزار برای من باید اوکی میشدی نه
                      بلافاصلا ازت پرسیدم رمانو میخونی یا نه که بدونی باهات حرف زدم و اوکی شدم چون تو خواستی
                      ولی وقتی میبینم بعد ار بیست دقیقه که اینجا منتظرم منو ببینی، ولی نمیبینی و سرت گرم صحبته دیگه چی بگم؟

                    3. اتفاقا دیدمت ولی منم مطمئن نبودم که با منی یا نه وقتی یه دقیقه قبلش میگی دیگه با من حرف نزن بعدش میای همچین سوالی رو می پرسی من فکر کردم که با من نیستی اگه می خواستی اوکی شی باید برام همون زیر کامنت می نوشتی
                      و دلیل اینکه ناراحت شدی از اون شوخی رو
                      ببین، فقط نباید توی روابط به فکر خودت باشی اینجا ظرف مقابلی هم وجود داره

                    4. اولامن به تو کی گفتم با من حرف نزن؟!!!
                      دوما من روی اسم تو ریپلای کردم چطور مطمئن نشدی با توام؟
                      سوما چون طرف مقابلی برام وجود داره منم دلخوریمو گذاشتم کنار و فقط بخاطر تو برگشتم که گفتی حالمونو نگیر
                      ولی تو گرفتی، اونم دوبار پشت سر هم مرسی واقعا

                    5. وقتی جوابمو نمیدی وقتی می نویسی دیگه کامنتاش رو خودت تایید کن به من ربطی نداره من خودم میگیرم منظور طرفو
                      جوابتم ندادم چون وقتی یکی این شکلی قبلش می نویسی بعدش باید بیاد بگه فلانی من باهات اوکی شده حالا این سوالمو جواب بده بعدم سوال تو می پرسیدی روابط فقط انتظار داشتن از بقیه نی گاهیم باید درک کرد طرف مقابلو

  29. خدا نمیری الهی مارال باشه چشم با ذره بین عین شمسی خانم گل چین میکنم ازبینشون یه خوبشو سوا میکنم خخخخ

  30. تنها آقای شب گرد که رفته پس الان اگههه آقامون اومد باکی بحرف؟!

    بین ما خانوما معذب میشه بچم.الهی فداش بشم خخخخ
    آره مهرناز یبار خیلی کوتاه اومد.زیاد بااینجور محیطا جور نیست بقول خودش حالش تو مجازی فقط با من خوبه …بقیش بی معنیه …روحیات کاری تاثیر میزاره دیگه

  31. واقعا من باید طرز درس دادنمو عوض کنم
    فردا پس فردا داداشم بره مدرسه ازم فرار میکنه
    ولی واقعا منم اگه بچه بخواد درس رو یاد بگیره با جون و دل بهش یاد میدم شوخی میکنم و به موقعش هم جدی میشم ولی امان از بچه هایی که نخوان درسو یاد بگیرن و حواسشون پرت باشه
    اگه کسی به فکر ایندش باشه باید از همون اول خودشو آماده کنه
    ولی این پسر عمم همیشه از دست من عاصی بود اون درس دادنا مال چند سال پیش بود…
    ولی فردا پس فردا داداشم خوست بهش درس بدم باید یکم شوخ هم باشم

    1. داداشم من که برم دانشگاه تازه میره کلاس اول
      خیلی حال میده درس بدی بهش
      ولی باید یکم طرز درس دادنمو عوض کنم
      من خودم خیلی شوخم ولی نمیدونم یه مدته چم شده
      یه بنده خدا بهم میگف خیلی وحشتناک چت میکنی آدم ازت میترسه😂
      من اگه چیز خنده داری ببینم تا یه روز بعدش هر موقع اون صحنه بیاد تو ذهنم تا یک ساعت بهش میخندم دوستام این اخلاقم میدونن ولی یه مدته بد چت میکنم

  32. چشای خوشگلت قشنگ میبینه ناز مهر من…
    قربون چشمات بشم گل نسترنم که گریون شده برامن ببخش عزیزم منم برات از هرچیزی بهترینارو میخوام گلکم♥

    مارالی محمد سه تاداداش بزرگتر داره همشون متاهلن…بعد عروسی حسابی چشو گوشمو باز میکنم اگه بود چشم
    خخخخخ…الان اگه بیاد بخونه گوش منو میپیچونه

  33. سکووت نکنید جو رو صمیمی کنین ببینم محمد بیاد وات میتونم راضیش کنم بیاد اینحا یا نه!!!
    .
    شاید یا نه شد خخخخ
    تلاشمومیکنم

  34. فدای تو ناز مهربون من مرسی که خوندی نازدونه

    شوهر تبریزیمم خوبه مارالی سلام میرسونه دوره ودلتنگشم دختر شیطون خخخخ…
    نسترنم عجیب به دلم میشینی خیلی وقته خواستم بهت بگم نشد…
    البته قلب من باهمه مهربونه وهمه رودوست داره زیااااد

    1. ریحانم توهم عجیب به دلم میشنی وقتی داستان زندگیت رو خوندم اینقدر گریه کردم که نگو….

      ولی وقتی فهمیدم با اقا محمد اشتی کردین از ته دل خوشحال شدم …

      انشالله همیشه خوشحال باشی…

      وقتی کامنت هات رو میخونم حس خوبی پیدا میکنم…

      😍😍😍😍😍😍😍

    1. نمیشه که مارال جان
      با تعریفایی که آقا تیرداد میکنن و میگن که تاراجون موقع درس دادن میگه کدوم رنگ رژ بهم میاد باید متوجه شن که کارشون اشتباه هست ایشونم دارن وقت میزارن برا درس دادن به خواهرشون
      تو اگه به خواهرت درس میدادی میگف کدوم رژ بهم میاد باهاش قهر میکردی میرفتی خودت هم آشتی کنی؟
      البته این نظر شخصی منه شاید آقا تیرداد یا شما برین آشتی کنین گلم

      1. سلام زهرا جان..

        نظر شخصی من اینه ..

        میگفتم بزار بعد درس برات میگم..

        یا میگفتم بزار برای بعد درست..

        ولی اقا تیردادم خودشون بهتر میدون..

        وهرکس یه نظری داره..

        1. سلام
          آره عزیزم ولی نظر من اینه
          من اگه خواهر یا برادر داشتم و تو سنی بودن که موقع درس دادن بهشون اینجور رفتار میکردن کاری میکردم که متوجه کار اشتباهی که انجام داده بشه
          ولی بازم هر کس یه نظری داره
          مثلا من تو خانواده همه میگن تو اصن معلم نشو
          پسر عمم خیلی شرو شیطونه چنبار اومد من بهش درس بدم ساکت و آروم نشسته بود بعدم به عمم میگف زهرا خیلی عصبانی بهم درس میده😂عمم هم میگف دستش دردنکنه…
          خلاصه اخلاق من اینه

          1. درسته سخت گیری خوبه …

            ولی باید یکمم شوخی کرد ..

            نباید زیاد جدی باشی…

            مثلا اگه معلم شدی روز اول جوری خودتو نشون بده که ازت حساب ببرن …

            ولی کم کم سوخی کن کلاس رو جمع دوستانه کن…

            اینجوری بهتره😊😊😊😊

            1. کلا معلم که نمیشم ولی به نظرم فکر خوبیه
              دانش آموز باید یکم حساب ببره
              منم آنچنان جدی نیسم
              کلا اینجا چت میکنم جدی هستم؟

        1. ببین من اوکیه برام اگه اوایل درس همچین سوالی بپرسه باهاش شوخیم می کنم ولی وقتی بعد هشتاد بار توضیح دادن ازش می پرسم فهمیدی باید یا اره بگه یا نه پرسیدن این سوال هیچ معنی نداره
          اگه یه بار این کارو می کرد اوکی بود ولی الان سه هفته اس دارم بکوب باهاش کار می کنم
          وسط درس بدون اینکه هیچی بگه میره سر گوشیش بعد خنده کنان میاد لپمو می کشه و در میره 😐😑
          الانم قهره منم از توی گوشیش بلاک کرده به قول خودش تنبیه بشم سرش داد نزنم🤦‍♂️

            1. کجای این تارا باحاله؟ الان اومده در یخچال رو باز کرده غذاها رو درو کنه فکر می کنه همه خوابن کسی متوجه نمیشه😐😑

                1. چی چی رو نرم ولش کنم الان یخچال خالی شده الانم یه چیزی می خوره یه فحشی هم زیرلبی به من میده 😐

                    1. یه فحشایی میده چشمای من که پسرم گرد میشه
                      از ساعت ۱۲ نصفه شب شروع کرده به خوردن 🤦‍♂️ داره فیلم ترکی هم این وسطا می بینه اشک می ریزه اسکل

                    2. ببین اگه بدونه الان گفتی اسکل میکشت من شرط میبندم..😂😂😂

                      دخترا بیشتر پسرا فحش بلدن ..

                      دمش گرم خوشمان امد😂😂

                      بهش بکو فیلم ترکی زمهریر ودرخانه من رو بزن هرجایی رو ببین😂😂

                    3. خب اسکله دیگه فیلم که گریه نداره
                      می شینه هفتاد ساعت واسه یه شخصیت فیلم عر میزنه بهش هم چیزی بگی میگه تو بی احساسی تیری 😐🤦‍♂️

                1. تارا روزا میگه من رژیم دارم من گیاه خوارم بعد نصفه شبا یواشکی میاد سر یخچال هر چی داره نداره می خوره 😑😐
                  مچش رو هم که بگیری قهر می کنه

                    1. من مشکلی ندارم باهاش فقط بهش میگم بیخود کلاس رژیم نیا واسه ما
                      خودم دیدم نصفه شبی مثه خرس گریزلی حمله می کنی به یخچال اونم
                      با دمپایی میفته دنبالم تیام هم که از این دوس دختر به اون دوس دختر😑😐🤦‍♂️

                    2. اوکی میبینم که کامنت روی کامنت مینویسی و جواب منو نمیدی
                      خودت خواستی یه چیزی بگم وگرنه من با سکوت راحتتر بودم و الانم پشیمونم که ازت چیزی پرسیدم
                      الانم شما رو با بحث جذاب یخچال تنها میزارم
                      شبتون بخیر

                    3. گفتم که دیگه نیازی به جوابت نیست
                      نیاز به مخاطب گفتنتم نیست
                      نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
                      برو حرفتو برن
                      رفتم

                    4. چه دلیلی داره این شکلی قهر کنی؟ واقعا توی ذهنم نمی گنجه وقتی من کامنت می ذارم تو جواب نمی دی منم باید این شکلی اکت کنم؟

                    5. گفتم که من ممکن نیست جواب تو رو ندم
                      الانم با اینکه خودت خواستی باهات حرف بزنم اوکی شدم و روت ریپ زدم که حرفتو زمین نندارم و حالمون گرفته نشه
                      ولی دیدم اصلا انگار نه انگار حتی کامنت منو نمیبینی و پشت سر همم داری جواب میدی به همه
                      ولش کن اعصابشو ندارم اصلا بحث کنم سر چیزی که هردومون میدونیم جریانش چیه
                      قهر هم نیست ناامیدیه متاسفانه
                      دیگه جواب نده که برم

                    6. من از اول منتظر توام امشب اصلا حال خوشی نداشتم ولی چون به تو گفته بودم میام اومدم منتی هم نی ولی وقتی میبینم یه جوری رفتار می کنی انگار باید من اون کسی باشم که توی ذهن توئه یه شوخی بکنم یعنی شخصیتم…هه
                      خب منم ادمم وقتی جوابمو نمیدی منم نمیدم اونم سر یه چیز به این بی اهمیتی
                      قهر می کنی منم اعصابم نمی کشه
                      الانم بجای این که بری میتونستی بمونی مشکلمون رو حل کنیم

                    7. اتفاقا موندم که مشکلمونو حل کنیم ولی دیدم اونی که به اصطلاح مخاطبمه در دسترس نیست امشب
                      بیخیال کاریه که شد کاش نمیشد ولی آبی که از لیوان دیخت دیگه نمیشه جمعش کرد منم وقتی مودم به این شدت بیفته دیگه درست نمیشه
                      پس بهتره برم
                      برای آخرین بار شب خوش مخاطب سابق

                    8. اره موندی پ چرا جواب نمیدی این موندن نی منم خوشم نمیاد بخاطر یه چیز به این بی اهمیتی اعصاب خودمو خودت بهم ریخته بشه
                      گفتم که توی روابط کمال گرایی نمی ذاری طرف جمله از دهنش در بیاد منظور رو برای خودت حلاجی می کنی و قضاوت می کنی
                      بعدم که….

                    9. موندم ولی جواب نمیدم؟
                      چرا نمیگیری؟ هی میگم موندم و برات نوشتم و منتظر جوابت شدم تو جواب ندادی نه من
                      اونیم که بخاطرش ناراحت شدم تقی به توقی خوردن نبود
                      عصری من دقیقا اون صحنه رو برای نیکا توضیح دادم تو گفتی سانسورش کن طوری گفتی که رفتم پاک کردم نوشتمو
                      بعدش میام سایت میبینم به توضیحی به مراتب بازتر از توضیح من نوشتی بزار باشه باهاش حال میکنم!!

                    10. من جواب کامنتم رو میگم اگه اون رو جواب می دادی الان این شکلی نبود
                      اون رو هم نوشتم بات شوخی کنم وگرنه همچین پسری نیستم که شخصیتم رو بخاطر همچین چیزی زیر سوال ببرم
                      فکر کنم خودت تا الان فهمیدی
                      اونم می تونستی بگی بهم از اول منطقی و رو راست نه احساسی و از روی کمال گرا بودن
                      مشکل من اینه نه اون اوکی؟

                    11. چطور میتونستم جواب کامنتتو بدم وقتی گفتی تایید نکن؟
                      کامنتی که تایید نشه نمیشه ریپ زد روش
                      جوابشم دادم ولی چرا میگی ندادی نمیدونم
                      اون مورد شوخیت رو هم نخولستم بمونم توضیح بدم چون واضح بود چرا ناراحت شدم
                      تو که تیزی تو که مغز متفکری نفهمیدی چرا ناراحت شدم؟ فهمیدی ولی …. بیخیال
                      الانم ببندیم پرونده این مساله رو و بریم بخوابیم
                      البته ت
                      اشتباه گفتم تو بمون من برم بخوابم
                      فعلا

                    12. منو نپیچون چطور قبلنا کامنت گذاشتم تایید نمی کردی بعد جوابشو می دادی؟
                      اینم یکی از همونا
                      شوخی رو هم کردم برای تو ولی فکر کنم شوخی را با جوی بودنم اشتباه گرفتی
                      اره همه چی رو خودم گرفتم ولی نیازه که تو هم توضیح بدی چون توی رابطه هر دو طرف نیاز دارن توضیح بدن و درک بشن
                      اما توی رابطه ی ما این یه مورد یه طرفه شده
                      تو بری منم میرم شب خوش

                    13. جواب دادممممم ندیدی؟
                      برم دنبالش بگردم نشونت بدم
                      باشه مخاطب دیگه بیخیال، انقدر فک زدی که از دلم درآوردی
                      مرسی که بیخیال دلخوریم نشدی و انقدر گفتی و گفتی که بالاخره دلم باهات صاف شد
                      اینم فراموش نکن که من فقط بخاطر تو کلا تو این سایت میام نه تنها شبا بلکه همیشه
                      خودتم اینو میدونی پس شک نکن که چی هستی برام

  35. سلااام شب بازها…
    .
    عه عه شعر به اون قشنگیو اونجا نوشتم کوووچ کردین اینجا…شعرم مظلوم واقع شد بی انصافا..

    مارال جان یطوری گفتی شوهرتون یطوری شدم دختر…خخخخ
    .
    لطف داری توعزیزدلم….فدای گل نسترن