codebazan

رمان گرگها

رمان گرگها پارت ۹

۲۶)

صدای منیره و نگار جون رو میشنیدم که تو آشپزخونه بودن و منیره صبحانه حاضر میکرد.. ولی من نمیتونستم از اتاق برم بیرون.. نمیدونستم الان باید چیکار کنم، به من گفته بود که برم، منو توی خونه ش نمیخواست و من هرگز دوست نداشتم از کسی که حضورمو نمیخواد آویزون بشم..
تصمیم گرفتم برم، من برای بهتر شدن کامیار اینجا بودم نه اینکه بیشتر عصبیش کنم و مزاحمش باشم.. بلند شدم و با ناراحتی شروع به جمع کردن وسایلم کردم..
دلم خیلی پر بود و اشکم هر آن ممکن بود بریزه ولی لبمو گاز میگرفتم و دوست نداشتم گریه کنم..
کتابامو از کتابخونه برداشتم و گذاشتم توی ساک.. در همین حین نگار جون اومد تو اتاق و با دیدن وسایل و کتابا با تعجب نگام کرد..
_چیکار داری میکنی مادر؟
به زور بغضمو فرو دادم و گفتم
_دارم وسایلمو جمع میکنم که برم
دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم و اشکام جاری شد..

_آقا کامیار دیشب گفت برو.. نمیخواد بمونم
چشماش از تعجب گرد شد و اومد جلو بغلم کرد گفت
_تا وقتی خودت نخوای هیچ کس نمیتونه به تو بگه از اینجا بری.. این پسره دیگه شورشو درآورده

بعدشم رفت توی هال و پایین پله ها وایساد و بلند داد زد
_کامیار خان.. بیا ببینم پایین
صدایی از کامیار نیومد.. خبری هم نشد ازش..
_کامیااااار.. میدونم میشنوی.. منو با این پاهای چلاقم نکشون بالا.. بیا پایین سریع
یکم بعد دیدمش که سلانه سلانه از پله ها اومد پایین..
منو اصلا نگاه نکرد و بیحوصله رفت پیش مادرش گفت
_چی شده مامان؟.. نمیزارین یه ساعت راحت باشم.. این بود اون آرامشی که میگفتی تو خونه بیشتر از تیمارستانه؟

_چرا به لیلی گفتی بره؟.. این دختر بخاطر تو زندگیشو ول کرده اومده از جنابعالی پرستاری کنه اونوقت تو هر روز یه فیلم براش بازی میکنی؟.. خجالت نمیکشی؟
به سردی به من نگاه کرد.. مقابل در اتاقم وایساده بودم و منتظر بودم ببینم چی میگه..
_خجالت چرا مادر من؟.. من حال نمیکنم که پرستار داشته باشم، برای این باید خجالت بکشم؟.. بعدشم چرا میگی بخاطر من؟ ایشون کارشون پرستاریه، من نباشم یکی دیگه.. تازه یه بیمار دیگه مسلما خوش اخلاقتره و حقوق بیشتری هم بهش میده

عجب آدم سنگدلی بود این کامیار.. چه راحت چیزایی میگفت که دلمو میتونست بشکنه.. ولی چیزی نگفتم، خوب حق داشت که حق انتخاب داشته باشه..
مادرش با شنیدن حرفاش رفت نزدیکتر بهش و گفت
_لیلی پرستار نیست کامیار.. حقوقی هم از من نمیگیره.. اون فقط بخاطر تو اومده چون معتقده میتونه کمکت کنه.. ولی نمیدونم تو لیاقت این محبت خالصانه شو داری یا نه.. شک دارم

با حرفای مادرش حالت نگاهش عوض شد.. حتی دیدم که آب دهنشو قورت داد و با ناباوری به من نگاه کرد.. سرمو انداختم پایین و رفتم تو اتاقم، دلم نمیخواست بفهمه اینارو ولی دیگه نگار جون عصبانی شده بود و گفته بود..

(دوستان امروز یه پارت دیگه هم میزارم، این پارت اختصاصی بود، بخاطر کوتاه بودنش از راه دور مستفیضم نکنید😁)

Ebham

کوله باریست پر از هیچ، که بر شانه ماست، گله از دست کسی نیست، مقصر دل دیوانه ماست...

‫424 نظرها

  1. خیلی وقته دیگه بارون نزده
    رنگ عشق به اين خيابون نزده
    خيلي وقته ابري پرپر نشده
    دل آسمون سبکتر نشده
    مه سرد رو تن پنجره ها
    مثل بغض توي سينه منه
    ابر چشمام پر اشکه اي خدا
    وقتشه دوباره بارون بزنه
    خيلي وقته که دلم براي تو تنگ شده
    قلبم از دوري تو بدجوري دلتنگ شده
    بعد تو هيچ چيزي دوست داشتني نيست
    کوه غصه از دلم رفتني نيست
    حرف عشق تو رو من با کي بگم
    همه حرفا که آخه گفتني نيست
    خيلي وقته که دلم براي تو تنگ شده
    قلبم از دوری تو بدددددددجوری دلتنگ شده….

  2. بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست
    بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست
    روا بود که چنین بیحساب دل ببری
    مکن که مظلمه خلق را جزایی هست
    مخاطب خاصم

      1. دیشب حالم گرفته بود گریه داشتم گریه ام نیومد تنها چززی که به ذهنم اومد بر دل نشسته بوود
        رفتم اون پارتای جدایی خوندم یه دلل سیرر گریه کردم😂😂😂
        دمت گرم خیلییی دوستت دارم اونقدرر زیاد که اگه بفهمیاااا سرت گیج میره

        1. وااای نیکایی فدات بشمممم من
          چقدر تو مهربونی عزیز دل من😍
          منم که خودت میدونی چقدر دوستت دارم و برام مهمی عروسک😘
          منم با قسمتای جدایی بر دل نشسته گریه کردم خاک تو سرم خودم نوشتم خودمم گریه کردم 😂چقدرم هیزم که فقط برا مهراد گریه کردم 😁

  3. سلااام مارالیی
    چطورری عشقم؟؟؟
    عییی بابا گیر دادین به استخررااا
    بابا تا بود این دوتا تو سر کله ی هم میزدن بعددد اون پسره اسمش چی بود رقیب و دشمن ارشام بود بعد با اون رفتن تو اون ویلاهه بعد یسری بدبختی اونجا کشیدننن بعدم رفتن تو اون روستاهه بعد ازدواج کردن بعدم ارشام خبرش اومد تا پنج سال دلارام با خیال این زندگی کرد بعدم که این یارو ارتامو دید که همون ارشام بود بعد قلبش به داستان رفت بعد هم یسری بدبختی دیگه بعدم بچه دار شدن
    نهههه شما الان استخرشوو به من نشون بدین

    1. سلام بر نیکای هنرمند
      بابا ی شب دختره لباس ناجور میپوشه بعد آرشامم تو استخره بعد پیرمرده میگه منو تحریک کنین بعد آرشام و دختره داغ میکنن بعد آخرش آرشام دختره رو میبره زیر آب …..
      دوستان ببخشید😁

                    1. با منی؟ رو من ریپ نزدی مطمئن نشدم

                      در ضمن مارال الان دیدم نوشتی مهرناز پاک کن
                      اگه میخواستم پاکش کنم تاییدش نمیکردم

    2. نیکا تو رمان سانسور شده خوندی
      راستی نیکا ی بار همه ی هنراتو بنویس: تیراندازی، خطاطی،نقاشی،آشپزی،پیانو،زبانم که میخونی، تدریس هم میکنی…
      راستی خوب شد زدی تو دهن اون …

      1. ای بابا ادمو خجالت زده میکنی مارالی
        تیراندازی یه زمانی کیک بوکسینگ اون تو دهنی ام از اتار همین کیک بوکسینگه
        خطاطی به صورت حرفه اییی نه ولی اره یه کمی
        نقاشی خودکار رنگ روغن آبرنگ مداد رنگی ام کار کردم😁آشپزیو از مادربزرگم یاد گرفتم در حد کوفته تبریزی و قورمه سبزی همیین بیشتر نه چون این دوتارو خیلی دوس داشتم😁
        پیانو هم هیی یه دینگ دینگی میکنم زبانم که اگه خدا بخواد تا سال دیگه ایلتس بگیرم (اینو برام دعا کنید چون یه کم سست اراده تشریف دارم)تدریسم فقط آبرنگ و خودکار و با یههه نفر رنگ روغن
        بعلههه😁😁

  4. آسمان شبهاى پاييز،
    حسابش با همه ى شب ها فرق دارد..
    “شب بخير”ها!
    بغض میشوند در آسمان..
    بوى خاک باران خورده ى اول صبح
    حكايت از همين دارد!

    #علي_قاضي_نظام
    شبتون آرومِ آروم 💙💫
    خوش باشید☺

  5. مائده گلی دعا واستجابت که پیش شماست که توشهر نور هستین…
    .
    چشم من همیشه دعاتون میکنم.این چند روز همش نذری پزون داشتیم.بیاد تک تکتون بودم و هستم همیشه…اتفاقا بقول دوستان دعام همیشه اجابت میشه خخخ

  6. ناز جانم گفتی امشبم پارت میزاری دوباره مرسی قشنگم…نشدم عیب نداره.خودتو خسته نکن بزار برا فردا یه پارت حساااابی بنویس♥
    .
    .
    راستی میتونی راهنمایی کنی من چرا نمیتونم ثبت ناممو کامل کنم همش میگه مجاز نیستید….پرو فایل را بروز رسانی کنید!!!

    1. آره عشقم پارت میزارم امشب
      ریحانم برا منم یه مدت اینجوری بود اصلا نمیشد عکس بزارم ولی ادمین درستش کرد
      یه پیام بنویس براش مخاطبت ادمین باشه خودش میاد میخونه ما تایید نمیکنیم پیامتو، شاید درستش کنه

  7. پارت بعدی کو؟
    این پارت حدودا عصر گذاشته شده
    فقط همین؟!!
    از خواب بیدار شدم وسایلم و جمع کردم دعوا شد؟!

  8. اقا شبتون خوچچچچچچچچچچچچچکل و با کلی خواب های عاشقونه و فرنچ کیسی با کسی که دوسش دارین.
    شب بخیر را نباید تایپ کرد
    شب را باید زل زد در چشمانش
    دستی کشید لای موهایش
    و هرم نفس هایش
    و آن وقت گفت:
    شــــــــب بخیـــــر!!

  9. سلاااااااااااام
    چطورین جذابای لعنتی
    نسترن تو چطوری
    رمان گناهکار استخر داره اونم چ استخریییییییی
    استاد مهرناز ی دنیا شرمنده که همراهی نکردم ولی در عوض با مامانم تا ۴ صبح درد و دل کردیم

    1. سلاااام مارالیییی
      دیگه غایب نشیا
      جات خالی بود تو جمع شبزده مون
      امشب باش
      آرهههه چه استخری جوووونز 😂
      خوب کردی مامانا عشقن

  10. هر جا وتو هر رشته ای که هستی موفق باشی عزیز دلم مائده جانم..کار خوبی میکنی اول علاقه وبعد استعداد خیلی مهمه گلم…هرکدوم مکمل اون میشه پسو پیششم فرقی نمیکنه…فدات شم من دنیا روبهم میدی اگه این لطفو کنی دلبرکم.خوش اومدی گلناز عزیزم

    1. مرسی ریحان! دعا کن به شغل مورد علاقه ام برسم و از این سردرگمی خلاص بشم!
      خواهش میکنم خوشگل خانومی

  11. عزیز دلی تو نیکایی….سلام وصد سلام به روی ماهت گل نسترنم
    .
    خخخ خیلیم خوب اسم پسرمو رایان میزارم…
    .
    راستی این جریان اونجا چیه که میگین ؟؟؟!!!اسمو فامیلو همه اینا پیداست وآنلاین بودنمم؟!!آخه من ثبت نامم کا مل نشده هنوز انگار چون هرکار کردم نشد پروف بزارم.

    1. مرررسی خوشگلمم
      اونموقع که گفتی خیلی هیجان انگیز بود چون از شانس من یه نفررم دور ور من حقوق نخونده😶

  12. مااائده جانم تو نبودی میخواستی حقوق بخونی بیای کار آموزم بشی؟!!یا نیکا جون بود؟؟
    .
    غصه نخور گلکم دادش من پنج سال بزرگتره و۲۸ساااالشه متوجه نشد من کی رفتم دانشگاه.اما در عوضش محمد از اول دبستان تا ترم یک دانشگاه خط به خطش باهام بود تا همین چهار سال پیش…خدا رو شکر که اومد…
    راستی چه سعادتی داری که درجوار امام رضایی.یا امام رضا

    1. میخواستم برم انسانی!
      ولی چون به چند شغل علاقه داشتم که هر کدوم تو رشته متفاوتی بودن دیگه خانواده گفتم ریاضی بیشتر به خصوصیاتم یاد و رفتم ریاضی!
      نه ناراحت نشدم ولی ازش بعید بود من و با این قد هنو بچه بدونه!
      منم باید برم برا خودم عشق پیدا کنم مراقبم باشه!
      اره ولی فعلا که دور امام رضا رو شلوغ کردن ما فعلا از دور سلام میدیم! برات دعا میکنم رفتم صحن

  13. تیرداد تیری صدات کنم ناراحت میشی؟
    با تارا تونم آشتی کردی حتما بیارش!
    تیام تون و که حتما بیار آشنا بشیم😂😂😂

          1. میدونی نسی هرجا میرفتم میگفتن عههه این امیر قبلا عشق من بودااا
            دیگه باید یه تصمیمی بگیرم😂
            ولی دام نمیاد پر بشه دوسش دارم!😐😂

    1. من با بروس لی و ژان کلود وان دام و مایک تایسون و هالی فیلد و سیلوستر استالونه بزرگ شدم میخواستی آپارکات بلد نباشم؟ هه… 💪👊

  14. واییییی
    من مردم!
    داداش بزرگم اومد بغلم کرد بوسم کرد دید دادم درس میخونم گف چی میخونی بعد یه نگاه به کتابم انداخت گف شیمی ۲؟؟! مگه کلاس چندمی؟ دوم دبیرستانی ینی؟
    گفتم نه سوم دبیرستانم!
    شوتم کرد وسط پذیرایی گف چه زود بزرگ شدی! فک میکردم هنو یه ۲ ۳ سال دیگه تا کنکورت مونده!😐😂
    من سرم و بکوبم تو کدوم دیوار؟!

      1. خخخ
        اره والا داداش خوبیه!
        میگه من هیچوقت شیمی نخوندم از شیمی فقط میدونم فلز گرما میده!😑😐
        بهش میگم یه درسی رو نمیفهمم چیکار میکنی میگه نمیخونمش تو هم نخون!😂

    1. نزن تو دیوار دردت میاد نمیتونی واسه من دعا بکنی!!
      یه مشت بزن تو دیافراگمش درجا میوفته.(فقط جوندار بزنی نه عین این فلجا بزنی دردش نیاد)

      1. پوری من و دیوونه میکنی توووو!😂😂😂😂
        دعات میکنم ننه😂😂
        گناه داره داداشم! یه تار از موهاش کم بشه دیوونه میشم!😅

      2. پوریا این چیزارو بهش یاد ندههه
        ادم با برادرش این رفتارارو میکنه؟؟؟
        ولی خوب برادر تو استسناس هرکار دوس داشتی بکن

    2. مائده اگه می خوای بری مهندسی کامپیوتر باید مغزت امادگی داشته باشه مهم ترین درسش مبانی برنامه نویسیه باید اول از c یا C++ شروع کنی بعدم جاوا و پایتون

      1. داداشم کامپیوتر میخونه یه چیزایی میفهمم از اینا
        اول دوست دارم مهندسی پزشکی قبول شم بعد مهندسی کامپیوتر!
        مرسی از راهنماییت🌷

    1. تیرداد
      ۲۷
      تهران
      رشته م مهندسی پزشکی شاخه ی بیوالکتریک
      شغلم توی شرکته تجهیزات پزشکیه برنامه نویسی هم می کنم
      یه خواهر دارم و یه برادر
      دیگه چی بگم؟

      1. داداشت زن نداره؟😂😂😂😂
        با مهرناز چجوری آشنا شدی؟
        سامان کیه؟ چرا مهرناز بهت میگه سامان؟😕

          1. مهرناز!
            من فصول نیستما
            کنجکاوم!
            شمام از کنجکاوی من سو استفاده میکنید من و میزارید تو خماری!😕😕

          1. به به چه سن قشنگی داره داداشت! اسمش چیه؟😂😂😂
            .
            .
            جدی شغلت و راس گفتی؟
            برای رسیدن به مهندسی پزشکی چقد باید درس بخونم؟
            رو کدوم درسام بیشتر تمرکز کنم؟
            یخورده راهنمایی کن اگه میشه… مرسی

            1. تیام
              .
              اره رشته م مهندسی پزشکی بود
              از من می شنوی مهندسی پزشکی گزینه ی اخرت باشه چون بازار کار خوبی نداره و درسا هم خیلی سخته مهندسی پزشکی یه ترکیبی از مهندسی برق و شیمی و یکم هم کامپیوتره ( بستگی به زیر شاخه ات داره )
              مثلا مال من بیوالکتریک بود و خیلی شبیه به مهندسی برق بود.
              روی درسای علوم تجربی ( زیست ) و ریاضی باید تمرکز کنی چون رشته ات ریاضیه تمام تمرکزت باید روی ریاضی باشه‌.
              از این لحاظ میگم بازار کار خوبی نداره چون رشته ی بیخودیه توی ایران به درد نمی خوره
              حقوق خوبی گیرت نمیاد
              اما مهندسی کامپیوتر بازار کار محشری داره و جای پیشرفتش خیلی بیشتر از مهندسی پزشکیه
              در کل رک میگم وقتت رو تلف رشته ای نکن که سخت باشه و اخرش هیچی گیرت نیاد

              1. مرسی واقعا بین مهندسی پزشکی و کامپیوتر مونده بودم!
                داشمم میگه بیا کامپیوتر خودم هوات و دارم ولی بازم میگه خودت تصمیم گیرنده ای!
                برای من درآمد خیلی مهمه دوس دارم در آینده حقوق بالایی داشته باشم دستم بره تو جیب خودم!
                برای رشته کامپیوتر باید چجوری بخونم؟
                دولتی بهتره یا ازاد؟

  15. اره مهرناز تا هفت هستم بعدش آزمون دارم😭😭😭

    پوریا گفتی آنلاینم بخدا فردا چهارتا امتحان دارم الان بیکار شدم اومدم سری بزنم ..

    اون وقتم اومدم تا کامنت هست تایید کردم ولی رفتم..

  16. آقا تیرداد تو رو خدا انقدر مهرناز جونو گیج نکنین
    اونم میاد مارو گیج میکنه
    یروز میگه اسمش سامانه یروز میگه تیرداد
    نه اینکه فضول باشم بخوام اسم واقعی یا چیز دیگه ای از شما بدونم ولی منم گیج شدم
    مهرناز جونو اذیت نکنین دیشب میگین من به این مظلومی…😂

    1. نه من تیردادم
      کسی هم که اذیت می کنه مهرنازه نه من
      خب واقعا هم مظلومم دیگه پیر می کنه ادمو این مهرناز جونتون 😂

  17. مهرناز جان ببخشید من دیشب یدفعی رفتم…

    بابام اومد اونم سوپرایزی ذوق زده شده بودم …
    دیگه دور هم نشستیم اینا..
    بعدم خوابم برد شرمنده!

  18. سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
    ولی دل به پاییز نسپرده ایم

    چو گلدان خالی، لب پنجره
    پُر از خاطرات ترک خورده ایم

    اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
    اگر خون دل بود، ما خورده ایم

    اگر دل دلیل است، آورده ایم
    اگر داغ شرط است، ما برده ایم

    اگر دشنه ی دشمنان، گردنیم!
    اگر خنجر دوستان، گرده ایم!

    گواهی بخواهید، اینک گواه:
    همین زخم هایی که نشمرده ایم!

    دلی سربلند و سری سر به زیر
    از این دست عمری به سر برده ایم

  19. رمان اسپاکو هم قشنگه
    دیازپام هم بهش میگم
    ولی جلد دومش شده ترکیب چنتا رمان نویسنده
    رمانای اسپاکو و دیازپام

  20. مهرناز!
    چجوری هنو نفهمیدی این اونه یا نه!؟
    اگه من بودم خودم و به خورد مومو میدادم!
    احسنت به صبرت!😂😂😂

    1. واای نپرس مائده این آدم انقدر باهوش و مارمولکه که با اینکه حتی شناسنامه شم دیدم بازم میتونه با بازیاش منو به شک بندازه که خودشه یا نه😂

          1. واه واه
            مگه میخوای چی بگی؟
            باید بگی خانومم این و اومدی تو صورتم فدا سرت!
            یکی دیگه بزن اینور صورتم!
            😂😂😂

            1. نه شرمنده من از این لوس بازیا حالم نی
              بزنه می خوره قانون طبیعته 😂..عجب
              ولی سعی می کنم اروم بزنم

              1. مخاطب من رفتنی شدم
                شب میبینمت
                منم لوس بازی دوس ندارم تصمیمم عوض شد یه آپارکات میزنم تو چونه ت ناک اوت میشی حالا که جوابت این بود
                خدافظ 😒👊

                    1. به من میگی جوجه کوچولو؟ 😡
                      شب حسابتو میرسم میپرم رو کله ت خفه ت میکنم دونه دونه موهاتو میکنم
                      منتظرم باش
                      الانم واقعا دیگه رفتم

                  1. آخ عزیزم
                    😂😂
                    شما برادرش هستین با شما شوخی نکنه با کی شوخی کنه
                    من به شخصه داخل خونه فقط صدای امیر حسین درمیارم با اینکه خیلی ازش بزرگترم

                    1. منم باهاش شوخی می کنم ولی روی درسش باهاش شوخی ندارم
                      وقتی وسط درس ازم می پرسه رژلب صورتی بهم بیشتر میاد یا قرمز من چی بگم اخه 😐😑🤦‍♂️

          1. شما همون سامانی؟
            بعدشم قبلا گفتی سوال دارم بپرسم پرسیدم جواب ندادی!
            طفلی تارا !
            داداشش خشکه!
            همه چی رو خودش باید تشخیص بده!
            بابا یخورده لطافت مهربونی آبجی فرشته اس😎

            1. سامان😂😂😂
              من تیردادم
              کی؟ بپرس تا بگم
              من کجام خشکه؟ داداش به این خوبی باید بره شکر خدا رو بکنه
              لطافت و مهربونی به موقعش وقتی سواستفاده می کنه داستان عوض میشه

              1. تو خوبی خوب کجا بره😕😕😕
                من قبلا دوس داشتم داداش ۲۷ ۲۸ ساله داشته باشم
                بعد شما باید برم دور داداش ۲۱ ساله خودم بگردم!😂
                .
                .
                تارا تونم بیار اینجا بهش نصیحت نکنم😂
                زیاد بوزن سوالام الان انگشتم خسته اس بعد میپرسم😐😂

                1. فعلا باهام قهره باهام حرف نمی زنه میگه سرم داد زدی😑 می دونه تنها کاری که نمی کنم منت کشیه منم عکسشو گرفتم موقعی که اخم کرده بود استوری گذاشتم 😂

  21. دریافتی که من از رمان ای ایرانی داشتم اینه که پسر مغرور و خوشتیپ که رئیس هست عاشق دختر لجباز میشه
    بعدم یه پیام بازرگانی برا دختره و پسره میاد از هم جدا میشن تا بعد که می‌فهمن چی شده بوده اولش و اشتباه کردن
    آخرشم یکیشون تصادف میکنه حافظشو از دست میده و همه رو یادش میاد جز عشقش
    وقتیم حافظشونو به دست میارن با هم زندگی میکنن
    تمام…
    هر چی رمان خوندم یا اربابی بوده یا ایجور
    بخاطر همین دیگه خیلی سمت رمان نمیرم…😟

  22. بهترین کتابی که تو زندگیتون خوندین چی بوده؟
    .
    من: پاپیون
    داستان وافعی مردی که به ناحق محکوم به حبس ابد با اعمال شاقه میکننش و اون ده بار اقدام به فرار از زندان افسانه ای وسط جزیره میکنه آخرشم پیر شده بود که موفق به فرار میشه بالاخره

    1. کافکا در کرانه
      صبحانه در تفانی و صداهای دیگر ترومن کامپوتی
      پیرمرد دریا همینگ وی
      جستارهایی درباب عشق آلن دوباتن
      😁😁

  23. مهرناز من میگم تو استاد فرنچ کیس هستی میگی نه.
    بیا اینم نمونش تنها سکانسی که از اون رمان یادت مونده همون صحنه استخر بوده.

  24. نفسم

    نفسم

    نفسم

    نفسم
    🏃🏃🏃🏃🏃🏃🏃🏃
    *
    *
    *
    واي نفسم!
    *ببخشيدنفسم گرفته
    ☺☺☺☺☺☺☺
    آخه دويدم
    تااولين نفرى باشم که، ربیع الاول رو بهتون تبريک ميگم*اخه حضرت محمد(ص) گفتندهرکس پایان صفر رامژده دهد بهشت براوواجب است
    .
    .
    .
    چطورید خوشگلام؟

        1. بی تو تنها خالی ام از زندگی
          دست هایم مملو از درماندگی
          چشم هایم محو نگاهت می شود
          لب هایم محو صدایت می شود

                    1. مخاطب با اون کامنت قبلیت که گفتی اگه فرشته بودم بازی نمیساختم بدجور دلم گرفت..
                      یه حس بدی بهم گفت تو آخر این بازیو به ضرر من تموم میکنی و ناراحتم میکنی میگی همش بازی بود شوخی بود یا شایدم مثل آرتیست فیلم گیم حالمو بگیری آخرش 😢

                    2. زیادی خیال پردازی مخاطب
                      راهی رو که شروع کردم تا تش میرم قرارم نی فرشته یا شیطان بشم

                    3. نه مخاطب اون ایموجی از اون حالتای گریه موقع خوشحالیه
                      من تیکه نمیندازم میدونی که هر چی تو دلم باشه میگم
                      دعوام کردی الان؟ 😢

  25. مهرناز جون مث رمان بر دل نشسته خیلی جذابه❤️
    داستانش تازگی داره برام
    بعدر از رمان گناهکار این دوتا رمان قشنگترین رمانایی بود که خوندم
    اول گفتم گناهکار چون رو دستش پیدا نکردم
    ولی این دوتا رمان هم عالین

  26. چرا هیشکی نیست؟
    عسل من الان هستما همش میگفتی تایید کننده ای نیست وقتی من میام بدو بیا
    مارال کجاییییی تو
    شهااااب
    سااایه توام که غیب شدی

              1. وای ایکس من عشق منه مخصوصا اون آخریه یه موتانتی بودش که غیب میشد روی سد و یهو پیداش میشد لوگانو میزد داغون میکرد خیلی قوی بودش خیلی خوشم میومد

                  1. آخه تو مگه چند سالته باو میگی جوون بودم😁
                    من خودم جوون بودم نگاه میکردم ولی تو همچی میگی گاهی میترسم ۵۰ سالت باشه و رو نکنی

  27. دوشکا بخاطر اینکه خون ازش رفته تو این کار برادر چه سر ها که نشکست چه زخمی ها که نشد فک کردی دوشکا کم الکیه ؟؟؟؟

  28. اما با احترام به نظرات همه ی دوستان من فکر میکنم اینجا صفحه ی مختص به رمان باشه خیلی بهتره …اینکه فقط نظرات وپیشنهادات مربوط به رمان اینجا ثبت بشه …حیفه چت و رمان قاطی بشه اینجا…رمان خاصیه صفحه شم باید خاص خود رمان باشه….
    و جای رومم جدا..تشکر 🌹

    1. ریحانی جونم الناز میگه وقتی تعداد چت روما زیاد میشه و تعداد رمانها کم، صدای اعتراض اعضا درمیاد، گفت بهتره زیر همین پارت فعلا بچتیم وگرنه منم نظرم مثل خودت بود و چت رومو ترجیح میدم

            1. تونستی امروز یکم بخوابی؟ منکه رو به موتم از بیخوابی
              الانم داشتم به زور پارت جدید مینوشتم یه لحظه به دلم افتاد بیام اینجا یه سر بزنم دیدم دلم مثل همیشه اشتباه نکرده که دستمو گرفته و کشیده این سمت 😄

                1. بازی تخصص توعه😁
                  من خیلی وقته کنبود خواب دارم شاید دو ماهه که جبرانش نکردم و احساس میکنم سیستم ایمنی بدنم داره ضعیف میشه از بیخوابی

  29. سلام وعرض ادب خدمت به خوشگلای سایت…
    .
    نازجانم پارت امروزم هرچند کم اما همینشم عالی بود داره بوهای خوبی میاد از ادامش همینطور باجادوی قلمت پیش برو گلم…
    .
    .
    موفق باشی قشنگ خانم

  30. عسل به نظرم نیکا جای من و تو اموزش دیده اینطوری ضربه میزنه!!خخخخخ
    دعا کن رخ نمایان نکنی میخورمت.دعا کردی یا نه؟؟
    اره عسل رمان خوبیه ولی الهامی هم ازاون پارت ۲۹ رئیس مغرور من بگیره بد نیست ماشالله خودش استاده.

        1. آخه بنظرت وقت دارم چیزی بخونم، برای رمان خودم وقت ندارم، از بیخوابی رو به موتم، رندگیم از روال خارج شده😣تو میگی رمان بخون 😫

              1. برادرو که میدونیم

                والا کار نمیزاره شب که شیف بود تا ۶صبح از صبح هم دارم کار میگنم یا همه اش بخاطر پورییی اینجام یه دقیقه نخوابیم همه اش قهوه می خورم

  31. دوشکا جونم این جوری افراد از بیشعور هم اون ور تر هستن فقط دلشون می خواد غیبت کنند به زندگی خودشون هم که نمیرسند

  32. پوری!
    دعات کردم😐😂
    البته از دور هنو نرفتم حرم😕
    چطوری عسل؟
    نیکا خوبی؟
    آنی کو؟
    الناز خوبی نبودی دلمون تنگ میشد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کدبازان

بستن