رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۱۳

۱۳.۱ ❤️به نام خداوند جان وخرد❤️ ⚡🔥⚡🔥⚡🔥 ۱۳.۱ استاد پس از پایین داستانش بلند شد . ورکرد سمت بچه هاوگفت:…

بیشتر بخوانید »

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۱۲

به نام خداوند لوح و قلم حقیقت نگار وجود و عدم خدایی که داننده رازهاست نخستین سرآغاز آغازهاست 🔥⚡🔥⚡ ۱۲.۱…

بیشتر بخوانید »

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۱۱

♥️به نام خالق هستی♥️ ۱۱.۱ که به ثانیه نکشید موبایلم روشن شد. -الو….. سلاممم برخانم بی معرفت…خوبی …. با لبخند…

بیشتر بخوانید »

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۱۰

♥️به نام خداوندی که از رگ گردن به ما نزدیکتر است♥️ ۱۰.۱ با اورژانس استاد رستمی را راهی بیمارستان کردن…

بیشتر بخوانید »

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۹

♥️به نام خداوندی که نزدیکتر از رگ گردن است♥️ ۹.۱ وبا هم خداحافظی کردیم . (حورا) با صدای های که…

بیشتر بخوانید »

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۸

♥️به نام خداوند جان وخرد♥️ ۸.۱ جلوی در کتونی های آل استارم را در آوردم وبه داخل رفتم . نگاهی…

بیشتر بخوانید »

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت۵

۵.۱ به نام خدا با این حرفش همه خندیدم وبه نشیمن رفتیم . اینبار منو سپهرداد وهیراد روی یک مبل…

بیشتر بخوانید »

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۴

۴.۱ ♥️به نان خدا♥️ 🔥♥️🔥❤️🔥 به سمت ماشین بابا حرکت کردم هنوز چند قدمی نرفته بودم که دستم رو کسی…

بیشتر بخوانید »

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۳

  به سمت لپم رفت وگاز محکمی ازش گرفت. خودش میدونست من از گاز بدم میادا ولی عمدا همش منو…

بیشتر بخوانید »

رمان زندگی شیرین ومبهم من۲

  منتظر بابا شدیم تا ماشینش رو پارک کنه. بابا ماشینش روکنار ماشین های عمو اینا پارک کرد و به…

بیشتر بخوانید »

زندگی شیرین ومبهم‌من۱

  ♥به نام خداوندی که نزدیکتر از رگ گردن است♥ رمان :زندگی شیرین و مبهم من نویسنده :نسترن ژانر:مبهم .عاشقانه.طنز.اندکی…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا
بستن