codebazan

رمان زندگی شیرین و مبهم من

رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۱۵

❤️به نام خداوندجان آفرین. حڪیم سخن درزبان آفرید.❤️ ۱۵.۱ همون موقع صدای از اون ور خط شنیدم. -اههـــــــــــــــــــــــــه !سپهرداد منم…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۸

♥️به نام خداوند جان وخرد♥️ ۸.۱ جلوی در کتونی های آل استارم را در آوردم وبه داخل رفتم . نگاهی…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۷

به نام خدا ♥️🔥❤️🔥 ۷.۱ آهانی گفت ومشغول صحبت شدیم . وارد تهران شدیم . «پایتخت » پایتخت ایران .…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۶

۶.۱ ♥️به نام خداا♥️ ❤️🔥♥️🔥 همون موقع آقا جونم همه مارو صدا زد . همه ی ما کنار پدر هامون…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت۵

۵.۱ به نام خدا با این حرفش همه خندیدم وبه نشیمن رفتیم . اینبار منو سپهرداد وهیراد روی یک مبل…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من۲

  منتظر بابا شدیم تا ماشینش رو پارک کنه. بابا ماشینش روکنار ماشین های عمو اینا پارک کرد و به…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

زندگی شیرین ومبهم‌من۱

  ♥به نام خداوندی که نزدیکتر از رگ گردن است♥ رمان :زندگی شیرین و مبهم من نویسنده :نسترن ژانر:مبهم .عاشقانه.طنز.اندکی…

بیشتر بخوانید »

کدبازان

بستن