codebazan

رمان عشق تعصب

رمان عشق تعصب پارت ۷۶

  _ بهتره درست صحبت کنی بهار هیچ میفهمی چی داری میگی ؟! نفسم رو با عصبانیت بیرون فرستادم دیگه…

بیشتر بخوانید »
رمان عروسک

رمان عروسک پارت ۱۱

  و بعد سنگینی نگاهشو حس کردم. من هم با ارامش به سمتش برگشتم و نگاهش کردم. -بازی دوست داری؟…

بیشتر بخوانید »
رمان گرگها

گرگها پارت ۲۵

۶۹) دو روز بود که کامیار بازم رفته بود تو جلد سرد و بیتفاوتش.. نه به اون شبی که نوتلا…

بیشتر بخوانید »
چت روم

چت روم رماندونی ۹۳

بیشتر بخوانید »
رمان صیغه استاد

رمان صیغه استاد پارت ۲۶

  _اینجا چه خبره یعنی کسی توی خونه منه؟ گیتی ناتوان بهش زل زده بود و هیچ حرکتی نمی تونست…

بیشتر بخوانید »
رمان عروسک

رمان عروسک پارت ۱۰

  نیم نگاهی به سمتم انداخت و به راهش ادامه داد که عصبی دستشو کشیدم و گفتم : -شهریاررررر ایستاد…

بیشتر بخوانید »
چت روم

چت روم رماندونی ۹۲

بیشتر بخوانید »
رمان گرگها

رمان گرگها پارت ۲۴

۶۶) دیگه داشت از چشماش آتیش بیرون میزد.. نتونستم خنده مو نگه دارم و زدم زیر خنده.. با حرص گفت…

بیشتر بخوانید »
چت روم

چت روم رماندونی ۹۱

بیشتر بخوانید »
رمان سکانس عاشقانه

رمان سکانس عاشقانه پارت ۸۳

  _ کم تو و مامانم خونه منو تو شیشه نکردینا … اصلا عشق و دوست داشتن رو از شما…

بیشتر بخوانید »
رمان عروسک

رمان عروسک پارت ۹

  به در که رسید، قبل از باز کردنش به سمتم برگشت و گفت : -پیراهنمو بپوش تا ببرمت خرید.…

بیشتر بخوانید »
رمان صیغه استاد

رمان صیغه استاد پارت ۲۵

    حصاره بازوهاش دور تنم کمتر نشد و دوباره زمزمه کرد _قبل از اینکه بیام اینجا پیشش بودم به…

بیشتر بخوانید »
چت روم

چت روم ۹۰ (دقیقه ۹۰ به یاد مارادونا RIP)

بیشتر بخوانید »
چت روم

چت روم رماندونی ۸۹

بیشتر بخوانید »
چت روم

چت روم رماندونی ۸۸

بیشتر بخوانید »

کدبازان