رمان استاد خلافکار پارت 105 - رمان دونی
رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۱۰۵

 

سریع پیاده شدم و در سمت امیر و باز کردم دستاشو گرفتم و سعی کرد کنارم بزنه پسم بزنه اما نتونست به خودم جرات دادم خودمو توی بغلش انداختم و محکم بغلش کردم و بهش چسبیدم گفتم

تو رو خدا نکن اینطوری میمیرم تو رو خدا نکن اینطوری خواهش می کنم.
میخوای برم؟
بخدا میرم دیگه ام جلو چشمت نمیام هیچ وقت …

صدای تپش قلبش زیر گوشم احساس می‌کردم داشت قفسه سینش می شکافت و می خواست بیرون بزنه .
تپش قلبش شدت که گرفت نفس هاش که تند تر شد آروم اما با همون عصبانیت غرید
_تو غلط می کنی جایی بری بی کس و کاری که بخوای بری ؟
تو حق داری که بری اصلا؟
درسته تو جونمو گرفتی ولی خوب میدونی حق نداری هیچ وقت ازم دور بشی هیچ وقت لیلی….

به عمارت خودمون برگشتیم باورکردنی نبود اما توی این تایم ۳ ساعته شیخ و تمام آدماش از اونجا رفته بودن.
خدمتکارهای قدیمی با دیدن ما خیلی خوشحال شده بودن.
امیر با وارد شدن به عمارت به سمت اتاق کارش رفته بود و در قفل کرده بود نمیخواست با من حرف بزنه و دیگه هیچ میلی به دیدن پسرمونم نداشته انگار!

هانا و آرمین همراه ما به عمارت اومده بودن وقتی اتاقش رو بهشون نشون دادم آرمین دست من وگرفت یه گوشه کشید و گفت

_نگران نباش همه‌چیز حل میشه!

دلم میخواست مثل آرمین خوشبین باشم اما هیچ کسی امیر و بهتر از من نمی شناخت میدونستم وقتی از چیزی عصبی بشه اونم اتفاقی مثل اون اتفاقه شوم دیگه حالا حالاها حالش خوب نمیشه .

پشت در اتاق کارش نشسته بودم و جرات داخل شدن نداشتم.

انگار که پشت در اتاق کارش چادر زده باشم به در تکیه داده بودم و چند ساعتی می شد که منتظرش نشسته بودم تا اجازه ورودم و خودش صادر کنه.
در اتاق که باز شد سریع از جام بلند شدم و با دیدن من پشت در اتاق با تعجب فقط بهم خیره موند و گفت
_هنوز اینجا نشستی؟

سرمو پایین انداختم و گفتم

مگه جایی جز اینجام دارم این همه منتظر شدم که برگردی که خدا تو رو دوباره به من بده الان داری خودتو از من دریغ می کنی؟
باهام حرف نمیزنی؟
نگاهم نمیکنی؟
میدونم خطا کردم اما مجبور بودم امیر تو برای من این کارو نمی کردی؟

میدونم بدتر از اینا رو می کردی اگه من تورو نمیشناسم چرا بهم خورده میگیری؟
چطور باید می‌نشستم و دست روی دست می ذاشتم تا اون دستگاهارو از تو باز کنن؟
دیگه نفس نمیکشیدی اگه این دستگاه رو برمیداشتن الان کنارم پیشم نبودی چطور میتونی انقدر بی رحم باشی با من؟
با منی که فقط تنها خواستم برگشتن تو نفس کشیدن تو بود از کنارم گذشت تا میخواستم باز ناامید بشم از بخشیده شدنم با دیدن رفتن امیر به سمت اتاق خوابمون ناامیدی پر کشید و رفت سراسیمه پشت سرش رفتم و وارد اتاق شدم توی اتاق به من زل و گفت

_خوبه که دستی به هیچ چیزی نزدن خوبه همه چی سر جاشه .

روی تخت نشست و من پایین پاش روی زمین نشستم و سرمو روی زانوهاش گذاشتم و گفتم
منو میبخشی؟
امیرمیگذری از من ؟

میترسیدم ؛میترسیدم بگه نه دیگه نمیبخشمت دیگه نمیخوامت اما وقتی دستش روی سرم نشست موهامو نوازش کرد انگار که نفس کشیدنم برگشت انگار جون گرفتم گریه ام گرفته بود از اینکه بخشیده بود منو از اینکه لمسم می کرد از اینکه دیگه نمیخواد از جلوی چشماش برم سرم با دست کمی بلند کرد و به صورتم خیره شد و گفت

_هر کس دیگه ای جای تو بود دلیلی نمی بخشیدمش

از زندگیم مینداختمش بیرون ولی تو ملکه ی منی …
لیلی من مجنونم

مجنون هر کاری هم که لیلیش کنه نمیتونه ازش بگذره و این نقطه ضعف من در مقابل توعه.

خودم رو بالاتر کشیدم منو روی پاش نشوند سرم رو روی شونه اش گذاشتم و گفتم میدونستم منو میبخشی با اینکه میترسیدم ولی ته دلم امیدوار بودم میگفتم امیر از من نمیگذره امیر منو میبخشه.

اخماش توی هم بود هنوزم عصبانی بود اما حرفاش دلگرم کننده بود.

می خوام بریم از اینجا به کشوری که توگفتی ترکیه اونجا زندگی میکنیم یه زندگی جدید می خوام هر اتفاقی که تو این خراب شده افتاده رو فراموش کنم می خوام به زندگی برگردیم هر دوتاییمون حتی شده به خاطر پسرمون.

اما قبلش اینجا یه خورده حساب هایی دارم که باید حلش کنم نگران نباش ده روز نمیکشه کارامو کردم از صورت اخموش کمی واهمه داشتم پس نگاه ازش میدزدیدم با دلهره پرسیدم

منو بخشیدی مگه نه ؟

حرفی نزد هیچی نگفت فقط لباش روی لبم گذاشت
چقدر دلتنگ این بوسه بودم چقدر دوستش داشتم چقدر دلم این مرد می خواست

مدتها بود که از من دور شده بود و من لحظه شماری میکردم تا چشماش رو باز کنه تا هر چی که اون میخواد همون بشه فقط برگرده منو روی تخت خوابوند روی تنم خیمه زد به سمت لباسم رفت با نگرانی گفتم برات بد نباشه؟
اخمی کرد و گفت

_ با تو هیچی برای من بد نیست من با تو به کام مرگ میرم این که نهایت لذته

🍁🍁
🆔 @romanman_ir

750 دیدگاه

  1. yasi یه مدت نبود داشتم امیدوار میشدم داره واسه کنکور میخونه ولی اینطور که شواهد نشون میده هر کاری میکرده جز درس خوندن
    خخخخخ

    1. ایلینننننن یه خبر بهت بدم باقلوااا😂
      یاسییی پس از تلاش فراوان به کمک ددی جونش گوشی رو از مامیش گرفتههه از این پس مجددا به تل بازگشته و به فعالیت خود ادامه میدهد😂
      اخبار شبانگاهی!!!
      تا دیداری مجدد بایییی😂

        1. ای بابا حالمو گرفتی اصلا(چه حرفا)
          مگه بهت نگفتم گمشو اون پروکسی رو دان کن بخدا وصل میشه تو اینو که نشونت دادم دان کن
          بعدم گمشو بیا انقد هعی هعی نکن😐😂

  2. آیلین (۲)
    چقدر خوب که از دهم شروع کردی متاسفانه من این اشتباه رو کردم و کنکور۹۸ به این اااااااااسووووونی رو از دست دادم
    موفق باشی عزیزم انشالله نتیجه زحماتت رو ببینی و به رشته و دانشگاه دلخواهت برسی

    1. سلامممم سلامممم خوبیننن چخبررر . والااااا ایلیننننن چه بگومممم ای گوشی ما دیه هاسی ناز میکنههههه . مرسیییی داداش علیساااا . ایلینننن جونممممم دکترررررر جاننننن سلامممممم رسونددد وگفت بهت بگمممم براتتتتت یه خرس گنده و۱۰۰رز قرمز یه بسته شکلات میخواست بیاد تبریزاااااا دیه نذاشتممممم بیاد میخواست تا روز دختر برات بیارش گفتمممم نههه نمیری. ایلین یادم بنداز درآینده یه تست بازیگری بدم .

    1. اه اه نگو فاطمه…منم شک کردم به این دوتا.
      از بی رِلی هستش دا…
      بیاین آستین بالا بزنیم دیگه چیکار کنیم…دارن تلف میشن!
      فامیل که دختر مختر نداریم تک دخترم🤷🏻‍♀️
      دوستامم رل دارن…پیدا کردم با پیک میفرستم داداشا😅💕

    2. ایلییییییین من رل چ میخوام واسع خودتون میبرینو میدوزیینن / / / ////////////////////////////////////////////////////////////// فاطمه خواهرکم چرا ب جنسیتم شک کردی گل؟ وایسا ببینم الانه بت خبر میدم😂😂😂

  3. این همه وی پی ان هست که می تونید استفاده کنید بابا …پروکسی چیه
    بعدم تلگرام باهاش به راحتی وصل میشه …من فکر کنم یه دو سالی میشه ازش استفاده می کنم ( من نه ها مامانم )
    من تلگرام ندارم تلگرام مامانمو میگم ! ولی تو این وی پی ان ها یه چیز میزایی حالیم میشه

  4. هعی یاسی خانوم بی معرفت هعی 😂
    ایلین خانوم (۱)باور کن یه ریگی به کفشت هست 😂
    کیمیا ابجی جان ، از تیمور لنگ به سفید برفی رسیدم ؟هعی هعی 😂😂بهتر این دخترت یکم باز نشسته کن راحت شیم 😁
    میلاد داداش اومدی یه اعلام حضور کنی بری ؟😂شهاب داداش تو خوبی ؟

    1. به سلام داش علیسا🤚🏻
      ما هم خوبیم،دارم دنبال خونه می گردم تو تهران
      فکر نکنم به خاطر این کرونا خوابگاه بهمون بدن

    2. اوری نایت این مای دریمز ای سی یو ای فیییییییل یو ( شت این مال تایتانیک بود که 😑 چه ربطی داشت کلا B-))
      ایششششششش انقدر زرشکو بهت پرتاب کردم باهام قهر کرده 😂😂😂😂میگه ای ظالم این داداش علیسات گناه داره هر روز یه لقب بهش میدی انقدر منو بهش پرتاب کردی توی کله اش حفره ایجاد شده 😂😂😂😂😂😑
      حالا اگه از سفید برفی ناراضی هستی زیبای خفته هم خوبه ها
      ولی من با سفید برفی بیشتر حال می کنم 😂😂😂😂😂

      1. کیمی میگم من یه دمپایی کاربونی رنگ دارم انشاالله میاد خواستگاری زرشک باهم‌دمپایی پرت کنیم تو سر همه مخصوصا شهاب و علیسا که بشن قرمز رنگ

      2. دستت درد نکنه گذینه هیچکدام نداره ؟😂😂😂😀ببین زرشک خانوم درک کرد من مظلومم 😂😂
        شهاب داداش ، کلا قید خوابگاه و بزن ، این از این .خونه هم که با این قیمت های سرسام اور بعید می دونم بتونی پیدا کنی ، توی خود ارومیه ما دنبال خونه بودیم ، قیمت و می گفت سر ادم سوت بلبلی می کشید ، تهران که دیگه هیچی😕😕
        ابجی نفس والله بعید نیست ، ابجی کیمیا به من لطف خاصی داره لعنتی 😂😂(ناراحت نشیا)
        دستت درد نکنه ایلین خانوم خسته میشیا ، از تبریز تا ارومیه خیلی راهه ، به نظرم نیا منو بکشی ،بیایم با دیدن این قیافه به این جذابی کلا پشیمون میشی 😂😂

            1. من نمی دونم چرا شما کمر بستین به قتل من ؟😂😂😂خجالت نمی کشین ، جوونه به این رعنایی رو می خواید بکشید؟😂

        1. آره واقعا همه بهت لطف میکنن مخصوصا آیلین بدبخت انقد میخواد زحمت بکشه تو این اوضاع بیاد ارومیه😂

        2. برو بابا … هیچکدام رو بذار لب کوزه ابشو بخور …فاطیما زرشک می خواد بترشه 😂😂😂😂😂😂ازش پرسیدم گفت من قصد ادامه تحصیل دارم 😂😂😂😂😂
          من همییییشه به مظلومین لطف دارم داداش علیسا 😂😂😂😂😂😂 والا ! خیلیم دلت بخواد همت کنم دستان بلوری ام رو تکون بدم دمپایی رو با چشمای آب مروارید دارم نشونه گیری کنم سمتت ! والا !
          داداشی اگه دوست نداری سفید برفی و زیبای خفته رو نظرت درمورد حنا دختری در مزرعه چیه ؟ البته بهت باید بگم علیسا پسری در ارومیه 😂😂😂😂😂😂😂😂!
          فکر کنم معقول تر باشه واست نه ؟😂😂😂😂
          ناراحت چی چیه بابا …😂😂😂
          .
          .
          .
          خب چه خبر داداش علیسا ، پسری در ارومیه ؟😂😂😂😂😂

          1. بله کاملا در جریانم ، شما منت بر سر من می گذارید دمپایی را با سرعت نور پرت می نمایید بسیار متشکرم 😂😂😂
            حنا دختری در مزرعه ؟نه واقعا دختری در مزرعه ، به خدا دارم به این حرفت قاه قاه می خندم ، همون پسری در ارومیه خوبه 😂😂
            فعلا خبر خاصی نیست دارم فکر می کنم چه خاکی تو سرم بریزم کارام و درسته تنظیم کنم ، شما نظری نداری ؟

    3. داش علیسا واسه خاطرات یک دانش آموز ی چن باری ب دوستم گفتم گف مینویسه ولی متاسفانه ننوشت
      نمیدانم چ کنم دیگر
      ادمیییییییییییین اگه خواسی حذفش کن از سایت
      من ک وردپرس رو حذفیدم اگه عشقت کشید بحذف

    4. سلااااااام
      چه خبر
      بیاید دیه
      آقا من شهریور مدرسه نمیرمااااا
      بریزید تو خیابونا جون من

      1. اغتشاشگر بریزیم تو خیابون کرونا بگیریم؟!
        خیالتتت راحت فعلااا هیچی معلوم نیست اگه بخواد اینجوری پیش بره صددرصد مدرسه ها باز نمیشه و باید درسامونو از فضای مجازی دنبال کنیم🤩😂
        ولی خب باهات موافقم ماسک میزنیم با دستکش اگه قرار شد بریم مدرسه میریزم تو خیابونا(چه حرفا)😂😂

    5. ااااا راد ، مگه چیکار کردم میگی بی معرفت 😭😭
      دلمو شوتوندی😭

      راستی ، چطور مطوری داداش ، دلم واست تنگ شده بودش ، یه شعر بگو واسه ابجی دلش وا شه 🙁

    1. گور تو گورت آیلین چرا هیچکدومتون تلتون وصل نمیشه😑
      اه از ۱۵ شهریور باید بریم مدرسه من به امتحان مجازی عادت کرده بودم😔

      1. وای نه نفس نگو که من از امتحانای مجازی متنفررررم
        اگه حضوری با‌شه مجبوریم بخونیم حداقل یچی یاد میگیریم
        تو کنکور بلاتکلیف نیسیم

        1. فاطی اینکه درسته ولی خب من هیچی از درسا نفهمیدم من امسال یازدهم بودم که کلا هیچییی نمیفهمم ازش دیگه چه برسه به سال جدید که قراره برم دوازدهم بیشترین ضربه به خودمون وارد شد وگرنه کنکوری ها هم خیلی واسشون خوب شد اگه فهمیده بودم اینجوری میشه جهشی میخوندم که امسال کنکور بدم😂

  5. نه دیگه تا این حد ک به حیاط خونتم سر نزنی اینطوری خدا نکرده مشکل روانی پیدا میکنی
    امروزم طبق بیمارایی ک اومدن یک بیماری جدیدی پیداشده که اسمشو انفلانزای کرونایی گذاشتن ک از کویید۱۹ هم خطرناک تره

    1. 😐😐😐نه جناب من مشکل روانی پیدا نمیکنم …من به خونه نشینی و کله تو کتاب بودن عادت دارم …

  6. موهام رو مخم بود زدم همه رو …بغلاش هم تیغ انداختم شبیه پسرا شدم 😑😐تمام اهالی خانواده مخالفت نمودن ولی زدم دیگه ….احساس سبکی می‌کنم 😂 جو گرفته منو میرم جلو آینه چنگ می زنم به موهام فیگور می گیرم 😑
    مامانم هم چپ چپ بهم نگاه می کنه میگه اینم از دست رفت 😂 من راستش قدیم ندیما با قیچی کاغذ بری خودم موهامو کوتاه می کردم مثه موزیک ویدیو کیتی پری لامصب یک حال می دادا الانم که پسرونه زدم به کش موهام با پوزخند نگاه می کنم 😂😂😂😂😂😂😂
    .
    .
    .
    یااااااسی کدوم گوری بود ؟ دلم خیلی خیلی خیلی تنگ شده بود برات
    آیلین جون ، شوشو ی عزیزت غنیمته غنیمت قدرشو بدون شوهر مثه خاویار شده قدرمو بدونید 😁😂
    قدر زرشک رو هم بدونید 😘😂😂😂😂😂

    1. عزیزم میدونم😃💕
      چه مدلی زدی موهاتو؟؟؟خامه ای میزدی نگا😍😍😍
      رسما دیگه شووَرَم شدی😍😅
      منو پارسال زمستون خَر گاز گرفت قیچی رو برداشتم زدم بعد مثل چییی پشیمون شدم.
      ولی خداروشکر الان از مالِ پارسال هم بلنده،رسما کابوس میبینم که موهامو کوتاه میکنم!😐😐😐

    2. کیمیاااا تو گور خودم جا نشدم ، پریدم تو گور تو ابجی 🤦‍♀️

      من دلم واست تنگ شده بود زیییااااد 😍😘
      بیا ماچت کنم 😢

  7. پایان ترمیم این طوری شد …
    یه اتفاقی افتاد که من نمیدونم …باعث شد مه گل و بها از همه جدا بشن یتدتقتنینقترتقخبخفااباستینقجرنقتیتدک۳ابافخسخیباقکرکتقبحبت…
    بعد مصطفی اومد دختر مو طلایی رو داد به خانواده واقعیش. .. مه گل با بها قهر کرد گفت شرط من برای ازدواج با تو دخترم بود و بس …
    بعد بهار دخترش رو زد زیر بغل رفت دنبال شاپری. ..اونا بهش گفتن یه نفر اومد پول داد بردنش. ..بعد داغون شد ولی بعد با بها آشتی کرد رفت دوباره دنبال شاپری…شاپری رو برده بودن به آستارا ..کثافت بها برده بودتش ولی به مهی هیچی نگفت …بعد دیگه با هم خیلی آشتی شدن …بها خانواده ی مادریش رو پیدا کرد فهمید یه خاله داره و مادربزرگش هنوز زندست …بعدش مهگل به بها گفت گویا خواهر و بردر داره ….بعد رفتن به جایی که خانواده ی مهگل اونجا بودن …بعد آرام خواهر مهگل داستان رو برای مهگل تعریف کرد ..که اینجوری بود : پدر مهگل از خدمتکار زنش خوشش اومده و بعد صیغه کرده اونو ( مهتاب )پدر مهگل یه برادر داشته که خارج پزشکی می خونده و دکتر بوده …به اسم مهیار …نگو این مهیار عاشق مهتاب بوده …بعد باهم فرار میکنن در حالی که مهتاب از برادر مهیار حامله بوده …و مهگل به دنیا میاد …مهیار براش پدری میکنه ولی زمانی که متوجه میشه داره میمیره برای برادرش که پدر مهگل میشه نامه می‌نویسه که مهگل وجود داره… این نامه به دست پدر واقعی مهگل نمیرسه بلکه به دست زنش میرسه ( مادر آرام و سه پسر دیگر)اون هم کثافت به هیچکس هیچی نمیگه تا زمانی که میخواسته بمیره نامه رو میده …اینا پامیشن میرن دنبال مهگل اما مهتاب به جای مهگل ،ساره دختر قصاب رو به جای مهگل به اون ها میده اینا نمیفهمن و ساره و شوهرش رو با خودشون می برن بعدش ساره با شوهرش اختلاف پیدا میکنه و این باعث میشه که شوهرش به همه بگه که این مهگل نیست …و بعد دوباره اینا دنبال مهگل میگردن تا بالاخره پیداش میکنن ……….بعد مهگل پدرش رو می‌بینه ….بعد یه هو میشه دو سال بعد که بهادر و مهگل با هم زندگی خوبی دارن و بهار به بهادر میگه بابادر و یه پسر دیگه دارن که هشت ماهشه و اسمش اردلانه ….و داستان با خوبی و خوشی تمام میشود
    .
    .
    .
    .
    اون تیکه ای که قابل خوندن نیست رو حوصله نداشتم توضیح بدم …ببخشید همین الانشم طولانی شد ولی در اصل در مورد ، خونه عوض کردن مهگل ، فروش خانه پدری ، دروغ مهگل ، زندان رفتن بهادر و دعواهای دوبارشون بود
    .
    .
    .
    دیگه از بس زیاده حوصله ندارم دوباره بخونم ممکنه کلمه ها جابه جا شده باشن صفحه کلیدم عربیه و کلمه ها رو تغیر میده

        1. به نظر جالبه اون وسطا از بیکاری پارتاشو میخوندم ولی بعد اینکه ترمیم تموم شد از کانال لفت دادم حوصله نداشتم شروع کنم از اول بخونمش

    1. داداش میلااااد
      بلاخره گرفتی گمرک کجاست😀😀

      جواب اون سوالتم ، یه هفته میشه نرفتم گمرک ولی برم هم از اون ساعت به بعدش میچسبه 😂😂

  8. سلام دوستان امیدوارم ک خالتون خوب خوب باشه شما جوانای خیلی باحالی هستین ازتون میخوام ک تو خونه بمونین
    من دکتر جراح قلبم ک شغلم هیچ ربطی به پرستاری نداره والانم دارم از بیماران کرونایی پرستاری میکنم
    واقعا دیگه خسته شدیم دیگه نای خودمونم نداریم من سه ماه ک خانوادمو ندیدم پس درک کنید ما رو از خونه بیرون نرید
    با سپاس

      1. اه نگو خسته شدیم از دست کرونا😑
        ارومیه که اولاش همه خیلی مراقب بود ولی الان انگار نه انگار….عادی شده واسشون😐

        1. مال ما هم اولا خیلی رعایت میکردن الان دیگه طوری شده که تو یه هفته ده تا عروسی دعوتی همشم اقوام نزدیک که نمیشه نری

    1. آقا من بعد چهار ماه از خونه رفتم بیرون که اونم بایدمیرفتم چشم پزشکی …ولی توی این چهار ماه شهرمان خیلی عوض شده …اصلا کپ کردم 😂😂😂😂عین این زندانی هایی که تازه آزاد شده باشن با نیش باز خیابون رو نگاه میکردم 😂😂😂تازه حیاط خونمون هم خیلی تغیر کرده …فکر نمی کردم باغچمون اینقدر قشنگ باشه ….از اون جالب تر خورشید بود …😂😂😂😂 کپک زدم تو خونه تورو قرآن رعایت کنید…

      1. گمشووووووو ما عاشقتیم آیلین ( وقته اینه بهم بگی کیمی دخترممممممم بعدم بغلم کنی یه ماسک و دستکش هم بزن کرونا رو رعایت کنیم بعد بغلم کن 😂)
        ستون های رمان دونی بر پایه کامنت های تو استواره 😘😁😂😂😂😂😂
        نفرین آقا گرگه تو شنل قرمزی بر تو باد اگه این شکلی فکر کنی 😁😂😘

              1. جای تو خالی ایلین جونم ، دو روز پیش رفت بودم کوهنوردی 😊
                دیروزم با بچه ها رفته بودم سد ، شنا میکردیم 🥰

                1. مررسیت عشقم 😘
                  هیچی تو کوه راه میرفتیم تو سد شنا 🤣😂

                  نیلو هم خوبه عشقم ، الانم پیشمه و سلام میرسونه 🙂

    1. آیلین عزیزمن وقتی اسمت ومیبینم لبخند میاد رو لبم تو اونقدر خوبی که هیچکس ازت خسته نمیشه(نظر شخصیه منه)

      1. کاملا با تو مخالفم عسل 😂😂
        من ایلین رو میبینم میگرخم😂🤦‍♀️
        ولی چه کنم که دیگه زوووررری عشقم شد 😭🤦‍♀️

  9. خوب بیکارم الان،
    بزار صداتون کنم بلکه ظهور کردین!
    یاسی
    نفس
    آزاده
    پریسا
    ستایش
    الناز
    نسترن
    فاطمه ها
    عسل
    آیلین
    آیدا
    نسترن
    کیمیا
    مارال
    سایان
    نیوشا
    آتوسا
    مائده
    مریم
    فاطیما
    فرنیا
    فرنوش
    راد
    شهاب
    مرصاد
    سجاد
    ساشا
    سورن
    میلاد
    .
    .
    .
    .
    کجایید اخه؟؟؟!

            1. من که همین جام دارم واسه فاطیما شعر می سرایم عذاب وجدان نداشته باشه گلکم….
              خودمم دیگه پاره از تکه کلام گلکم حالم به هم می خوره دارم شکوفه می زنم گلاب به سر و روی همتون 😷
              خودت چطوری آیلین ؟ کار و بار ؟ مادر سایان چطوره ؟ از قول من بهش بگو خیلی بی معرفته بچه اش رو تو غربت ول کرده اومده باهات ماه عسل …
              😂😂😂😂😂😂😂
              لیدیز اند جنتلمن
              خبر رسانی می کنم امروز که من نشستم دارم تایپ می کنم ،
              .
              .
              .
              .
              هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است😁😂😂😂😂😂😂فقط موهامو پسرونه زدم رفت !

        1. یاسی بیزوی بیشعور نموندی خدافظی کنم که اونا چی بود نوشته بودی فک کردم میری دیگه برنمیگردی ااا خوبه اینجا میای😘😂

      1. سفید برفی بالاخره بیدار شدی ؟ هفت کوتوله کجاست ؟ پرنس ویلیام کجاست ؟😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂داداش علیسا دیگه بهت میگم سفید برفی😂😂😂😂😂
        الان توی قصری ؟ یا تو خونه هفت کوتوله ؟؟؟؟

    1. سلام عشقم دیروز هرچقدر سعی کردم سایت باز نکرد میاورد ولی در لحظه آخر لودش کامل میشد صفحه سفید میشد

  10. این رمان یه جورایی حال به حساب میاد من از نویسنده ی گرامی درخواست میکنم داستان رو بر مبنای شخصیت جدید یا اتفاق جدید ادامه به همون طور که میدانید علم در حال هستش پس بیست سال بعد یعنی سال ۲۰۴۰ علم خیلی پیشرفت میکند و ما خبری از آینده نداریم پس از ترنم عزیز درخواست میکنم دیگه اینطوری نکنه
    داشتم کامنتهای پارت قبل رو میخوندم با ادامه داستان مواجه شدم

    1. بابا یعنی چی دیگه تمومش کنین رمانو فقط به خاطر کامنتاش ادامه میدم از روز اولم دارم میخونم و خیلی باحالن مخصوصا آیلین جان و کل کلاش با چند نفر دیگه کلا چالشای باحالی راه میفته که من بعضی وقتا نمیفهمم چی به چیه ولی در حالت کلی باحاله🤭💕

  11. به قول کیمی جون
    اهالی رمان دونی کجایید؟
    همه خوابین من فقط تا ساعت ۱۲ هستم تا فردا صبح هم نیستم یه وقت خبر نگیرید بچه ها من خیلی خوشحالم میخوام خوشحالیم با شما تقسیم کنم بیاید دیگه

  12. من یه کشف کردم بچه ها دیشب کل رمان استاد خلافکار رو خوندم و یه مجهولاتی برام پیش اومد
    پروانه چی شد به نظر من نقش منفی اصلی داستان آرش و دانیال هستن و خودشون رو خوب نشون میدن و امیر هم پلیسه و به نظرش تنها راه به دام انداختن اونا اینکه بد به نظر بیاد و پروانه در قائم کرده تا دانیال مثل یک سگ بدوئونه و به نقشش نزدیک بشه و بگیرتشون تو این بازی داره انتقامشم از بابای لیلی میگیره
    .
    بچه ها تو فصل اول استاد خلاافکار میکنید چی شد لیلی یه عکیش زیر بالش امیر پیدا کرد که امیر یه لبخند از ته دل زده و لایه هم کنارشه مثل اینکه امیر عاشق لاله بوده بعد فهمیده که لاله دختر همونیه که به مادرش تجاوز کرده ولی همیشه عاشق چشمای آبی لاله بوده و وقتی میفهمه چشمای لیلی هم آبی هست یه جورایی ترسناک میشه من واقعا شک دارم این بازی امیر تموم شده باشه چون خیلی سوال برام پیش اومده
    بچه ها به نظر من این رمان ادامه داره بازم در خدمت هم هستیم با فصل پنجم استاد دانشجو
    والا😁😀😂

  13. ای وای ترسیدم فک کردم که خواهرمی ولی دیدم نه نیستی
    راستی بچه ها فرنیا رفت شمال کرونا گرفته بستری شده
    فرنیا جان ار آشنایی با شما خوشبختم
    چند روز پیام ندادم حالم گرفته بود داشتم با خودم کنار میومدم میدونم بود و نبود من برا شما فرقی نمی کنه
    بیشتر از همه دلم برای کیمیا تنگ شده بود اخیرا چیکار میکنی
    برای من یه شعر درباری کودکان کار می نویسی حالم بد گرفته شده

    1. خخخخ….ممنون عزیزم؛ ایشالله خواهرت زودتر خوب شه چون اگه خدای نکرده نباشه اونوقت حسابی دلتنگش میشی ، همین کل کل هان ک زندگیو شیرین میکنن 🙂

    1. ای وای ترسیدم فک کردم که خواهرمی ولی دیدم نه نیستی
      راستی بچه ها فرنیا رفت شمال کرونا گرفته بستری شده
      فرنیا جان ار آشنایی با شما خوشبختم
      چند روز پیام ندادم حالم گرفته بود داشتم با خودم کنار میومدم میدونم بود و نبود من برا شما فرقی نمی کنه
      بیشتر از همه دلم برای کیمیا تنگ شده بود اخیرا چیکار میکنی
      برای من یه شعر درباری کودکان کار می نویسی حالم بد گرفته شده

    2. بابا منو ترسوندی فک کردم فرنیا از بیمارستان داره زر میزنه ولی عشقم از آشنایی با شما بسیار خوشبختم
      بچه بابات نبودنم فرض میخوام چند روزی دانش با خودم کنار نیومدن راستی پایین گفتم که فرنیا کرونا گرفته بستری شده
      من اسمم میدونم بود و نبود من فرقی برای شما ندارد
      دلم برای کیمیا خیلی تنگ شده بود
      میگم کیمی برای من یه شعر درباره ی کودکان کار می نویسی و توش درباره کرونا و نداشن ماسک و دستکش باشه شاید این شعر بتونه حفره درون قلبمو پر کنه چند روز عذاب وجدان گریبان گیرم شده

      1. ای من به قربان تو منم دلم واسه شما ها تنگ شده بود گلک ها 😂😂😂😂😂
        خب بذار یه چیز دهن پر کن بگم واست فی البداهه بگم حست نمی پره که هییییییچ حالت به هم می خوره صبر بنما گلکم 😂😂😂😂😂😂😂😂
        چرا اتفاقا واسه من بود و نبود تو خیللللللللی مهمه دیگه هم از این حرفا نزن که با همون دخترم زرشک ( دمپایی نازنینم ) می زنم تو کله ات 😂😂😂😂😂😂دیگه خود دانی گلکم 😘

  14. پارت قبل بعد اینکع رفتم زیاد ذکر خیرم بود میلاااد عشقم زندگیم زوج زیبام کجاایی دقیقن کجاایی بابا منو تینا زوج نیسیم ک ی دوستی معمولیه جاست فرندییم یااسی خره کجایی چر نیستی ت ندرم چون حوصله فیلتر شکن وصل کردن ندرم ولی روبیکا دارم شما هیچ کدومتون روبیکا ندرین؟

      1. برو گوگل پلی موبو گرام وصل کن من بدون فیلتر شکن تل میرم تازه واتساپ هم هست این روبیکا اصلا به درد نمیخوره

  15. سلااااااااام! بعد هشتاد سال امتحانا تموم شد اومدم …
    از طرف زرشک ، دختر نازنینم هم سلام می کنم .
    سلااااااااام!
    چطورید اهالی رمان دونی ؟
    خانواده ، عیال ، خواهر برادرا چطورن ؟
    عیال های محترمه و مکرمه ی چنگیز خان ساعت هشت شب جمع شین ببرمتون جیگرکی سر کوچه …
    برادر های گرامی هم مواظب زرشک باشن جفتک نپرونه 😂😂😂😂😂
    آیلین یک و دو عیال و مادر نازنینم ، نفس جون سوگلی خودم ، یاسی زیبای خودم ، نسترن جوون خواهر خودم ، فاطمه یک و دو عیال های تنبل خودم دیگه خودتون فاطیما و فاطمه رو تقسیم کنید 😂😂😂😘، مائده ی تبخیر شده ، نیوشای نیست و نابود شده ، الناز دکتر خوبه ی خودم و عیال مهربونم ، مادر سایان خوشگلم که بهم فتحعلی میگه 😂😂😂 ، مارال خواهر خودم ، مارال عیال خودم ، ( چقدر زن دارم من آخه 😂😂😂😂) ، تینا خوشگله که دیر به دیر میاد سر می زنه عیال جوون ، زهرا جان ، هانای نامرئی خودم هانااااااا گمشو بیا وگرنه به تو هم زرشک رو پرتاب می کنم 😂😂😂😂، آتوسا خوشگله ، عسل جان و بقیه ی خواهران و عیال های گرامی 😂
    حالا داداشای گل و مظلوم خودم داداش علیسای مظلوووم که از زرشک می ترسه 😂😂😂رمانتو بفرست داداش زرشک تو راههه 😁😂، داداش شهاب مظلوم که همیشه به توپ و تانک و فشفشه بسته میشه 😂😂😂داداش شهاب زرشک کی به تو پرتاب شد ؟ اگه می خوای الان پرتابش می کنم بگیر که اومد 👠👡، داداش میلاد و داداش علی و داداش آرشام و جناب ادمین و باقی داداش های مظلوم و ترسان از زرشک 😂
    .
    .
    .
    کلام آخر صفحه ی آخر یاسا ی چنگیزی 😂😂😂😂
    دارم مانگا می خونم به شدت حالم خوبه😂😂😂😂 برین شما هم مانگا بخونید این قانون چنگیزه 😂😂😂😂
    خب دستم قلم شد از بس تایپ کردم !
    شاد و پیروز باشید و رستگار …قربون شما کیمیای استوار
    ( شعر رو حال کردید ؟ نه حال کردید ؟؟؟؟ نه حاااال کردید ؟؟؟؟😂😂😂😂😂)

    1. چیشد؟
      منظورت از مارال که زنته منم؟😳
      چندتا مارال داریم اینجا😶
      ولی خدایی فک کنم حرمسرا باز کردی خیلی زن داری😅

      1. آره دیگه تو زنمی 😂😂😂😂دو تا مارال داریم یکیش تو که زنمی اون یکی هم که چندین ساله تبخیر شده خواهرمه 😁😁😁😂😂

    2. سلام به چنگیز خان مغول من خوبم امیدوارم چنگیزخان هم خوب باشه

      .کیمیا جان رمانت عالیه من نگهش داشتم تموم بشه بعد بخونم

  16. آرشام اون موقعه ک کامنت گزاشتی من نبودم
    ن بابا تیکه چیه ما هم جدی گفتیم دیگه نمیای یالا بگی
    کاری میکنی دوباره یاسی بیاد بت بگه به جمع انقراض یافته ها شتافته ایی

      1. شهاب داداش از من میشنوی تهدید این زرشک خانوم و جدی بگیر وگرنه بد می بینی😂
        کیمیا ابجی جان کجایی ؟خبری ازت نیستا ؟بعد بیا به من بگو تبخیر می شی😂
        ابجی فاطیما ، چندبار حالت رو پرسیدم جواب ندادی ، نگو حال احوال نمی کنم 😕
        ابجی نسترن همیشه خوب باشی 😊
        خوب ، ابجی الناز ، پارت و که دارم می نویسم نگران نباش ، ولی هیچی بدتر دمپایی قرمز ابجی کیمیا نیست باور کن 😁
        یاسی خانوم ، اومدی یه سر بزنی بری ؟بد شد که حالا می موندی 😂
        اهان ابجی فاطمه ، این خاطرات یک دانش اموز چی شد ؟ادامه نداره ؟😕
        خوب دیگه دوستان ، اگه سوالی کردید جواب ندادم ، دیگه یادم نیست ، لطفا دلخور نشید

        1. سلام من یکم حالم بده اگه نارحت شدی به من چه اصلا شاید نبودم شاید مردم
          بچه ها بهترین خبر دنیا برای من میدانید چیه فرنیا کرونا گرفته بستری شد هو ها هو ها ها ها ها 😷😷😆😆😂😂

        2. عهههههههههههههههه من که شبانه روز اینجا پلاسم داداش 😂
          مشغول دادن امتحان و کوتاهی موهای هاچین واچین بودم 😂😂😂😂😂
          راستش یکی چند روز تو شوک بودم که چرا دیگه مو ندارم 😂 پسرونه زدم رفت 😂
          ایششششششش زرشک من به این مظلومیه داداش ! خودت باعث میشی بهت پرتش کنم 😂 یهو میری غیب میشی بعد پدیده میشی من تبخیر نمی شم که داداش جان من جامدم تو مایع ای واسه همین تبخیر میشی ( باز چرت گفتم 😂😂😂)
          زرشک دیگه داره بازنشسته میشه داداش جان
          برو شادی کن 😂😁

      2. به به صفا آوردی گلکم ما هم خشنودیم از خوشبختی آشنایی با تو گلکم 😘😂😂😂😂😂😂
        چقدر گل تو گل شد 😂😂😂

      3. سلامممممممممم سلاممممممممممم خوبینننننن تازه دیدممممم پارتتت جدید اومده . ایلینننن خواهررر تو باحال تری هیچ این نفس دانشجو منه منم استادشم دارم بوشهری یادش میدم ولی نفس خانممم گاهی اوقات شیطنت میکنهه . ایلیننننن تلمممم خراببببب شدههههه

    1. همش هارت و پورته بابا همین این یارو یه بار زرشک بخوره تو کله اش شبیه سیراب شیردون میشه
      😂😂😂😂😂😂👡👠

  17. ای امیر مواظب باش انقدر سردو گرم میشی ترک نخوری.کاش رمانو ب ی جایی برسونه نویسنده خسته شدیم بابا

        1. اه نگو آیلین انقد ناراحت شدم که نگو…پسر عموم ساده و خُل!!!دختره هم مخشو زده!!!
          عموم هم راضی نیس!!!
          ولی دیگه نمیشه کاری کرد زندگیه خودشه هرجور میخواد میتونه زندگی کنه و ما حق گفتن چیزی رو نداریم…☹☹☹
          .
          .
          آره فعلا که پسرعموم میلاد هست…اونم که انقد آروم و سربه زیره که نگو!!!
          خیلی هم مهربونه(مسعودهم مهربونه ها ولی میلاد بیشتر)

              1. تو برو اوضاع ۱۵ ۱۴ ساله هارو از میلاد بگیر نیگا…!!!خودش قشنگ تو جریانه!
                ما چیکار کردیم؟؟؟
                ما که تا سرکوچه تنها نمیریم….بدون مامان بابا جایی نمیریم…
                من که بچه خوبم…دست تو مماخم نمیتونم…توپش نمیکنم و پرتش نمیتونم…پسر همسایه رو بوس نمیکنم!!!شلوارمو خیس نمیتونم…😇😇😇🤣🤣🤣
                والاااا…ما دخترای به این گلی و سنبلی!!!
                راست نمیگم؟؟؟داداشا تایید کنید حرفمو…بیاین به آبجیتون صاحب شین دا اهههه😐(کلا ترکی رو یه راست فارسی کردم ها حق دارین اشکال پیدا کنین!😅💕)

        1. من؟؟؟خوب عزیزم مونده به آدم که میخواد از کی کنکوری شه…
          من ترجیح دادم ۳سال رو بخونم با ساعت مطالعه متوسط به جای اینکه سال آخرو خیلی زیاد بخونم که از پا دربیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *