codebazan

رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۶۰

 

در اتاق باز شد و همون مرد بداخلاق اومد داخل…
با نفرت نگاهش ڪردم ڪه گفت
_داری با خودت لج میڪنی دختر جون!
با انزجار گفتم
_غذاهای ڪثیفتونو نمیخوام برید به درڪ!
جلو اومد
_اگه نخوری از راه های دیگه ای به خوردت میدیم.
با اخم گفتم
_چرا انقدر غذا خوردن من براتون مهمه؟
سڪوت ڪرد… میدونستم ڪه یه نقشه ای برام دارن.
ذهنم و خوند و گفت
_اگه فڪر می‌ڪنی با غذا نخوردنت از خیرت می‌گذرن اشتباه ڪردی! تو در نهایت تبدیل میشی به اونی ڪه ما می‌خوایم.
_چی؟ چی ازم می‌خواین؟
جوابم و نداد به جاش گفت
_به نفعته از این به بعد دختر خوبی باشی. دفعه ی بعد این طوری باهات صحبت نمی‌ڪنم.
خواست از اتاق بره بیرون ڪه تند گفتم
_صبر ڪن!
ایستاد.
لب هامو خیس ڪردم و گفتم
_امیر منو به شما فروخت نه؟
چند لحظه نگاهم ڪرد و در نهایت سری با تایید تڪون داد و از اتاق بیرون رفت.
اشڪام شدت گرفت. خیلی بی رحمی امیر… خیلی!

* * * * *

* * * * *
با صدای باز شدن در چشمام تند باز شد.
یه دختر جوون با سینی غذا اومد داخل. دیگه خبری از اون عجوزه ی پیر نبود.
لبخندی به صورتم زد و سینی و ڪنارم گذاشت.
تختم و بالا برد و ڪنارم نشست. سینی و روی پاش گذاشت و گفت
_میدونم ڪه مادام بداخلاقی ڪرده! اما من مثل اون نیستم می‌تونی راحت غذاتو بخوری.
قاشق و به سمت لبم آورد ڪه با اخم گفتم
_نمی‌خوام.
لبخندی زد و گفت
_اما تو دو روزه چیزی نخوردی!
جوابش و ندادم.قاشق و توی ظرف گذاشت و پرسید
_متأهل بودی؟
بودم؟نه… اما متعهد بودم برای همین سر تڪون دادم ڪه آهی ڪشید و گفت
_منم در شرف ازدواج بودم ڪه اومدم اینجا.
نگاهش ڪردم و گفتم
_تو رو هم به زور آوردن؟
_نه. من با خواست خودم اومدم اما گول خوردم.
نمیدونم چرا باها‌ش حس راحتی ڪردم و گفتم
_اینا می‌خوان باهام چیڪار ڪنن؟
با دلسوزی نگاهم ڪرد و گفت
_ندونی به نفع خودته!
_می‌خوام بدونم. می‌خوان تقویتم ڪنن و بعد مثل یه ڪالا منو بفروشن نه؟
سری با تاسف به طرفین تڪون داد و گفت
_می‌دونی الان ڪدوم ڪشوری؟
با تردید گفتم
_دبی؟
_آمریڪا
متحیر نگاهش ڪردم ڪه گفت
_اینا خطرناڪ تر از اونین ڪه بخوان تو رو همین طور بفروشن به ڪسی. بهاتو پرداخت ڪردن. باید با ارزشت ڪن

ترسیده گفتم
_یعنی می‌خوان چی کار کنن باهام؟
متاسف سر پایین انداخت و گفت
_عروسک جنسی!
قلبم از حرکت ایستاد؛حتی زبونمم از کار افتاد.
با تته پته گفتم
_ی… یعنی… چی؟
_نمی‌دونم راجع بهش شنیدی یا نه اما اینجا دخترای جوون و حسابی تقویت می‌کنن بعد…حالت خوبه؟
چشمام سیاهی رفت. قبلا راجع بهش خونده بودم… اما حالا می‌خواستن همون کار و با خودم بکنن.
نگران از جاش بلند شد و گفت
_چی شدی تو؟
تمام نوشته ها و تحقیقاتی که قبلا خونده بودم جلوی چشمم ظاهر شد.
اینکه دست و پای دخترا رو از آرنج به پایین قطع می‌کنن و زبونشونو میبرن تا تبدیل به یه عروسک جنسی بشن.
حالا من… من…
با تمام توان فریاد زدم….دختره ترسیده نگاهم کرد.. بازم داد زدم…
در اتاق باز شد و همون مرد لعنتی اومد داخل و با دیدن من رو به دختره داد زد
_چی بهش گفتی؟
با ترس و وحشت داد زدم
_من می‌خوام برم… ولم کنین بذارین برم عوضیا…
مرده از کشوی کنار تختم سرنگی رو بیرون کشید و از یه مایه ی سفید رنگ پرش کرد و به سمتم اومد بازم داد زدم اما فایده ای نداشت.
اون لعنتی سرنگ و بهم تزریق کرد.
کم کم تمام وجودم تحلیل رفت و در نهایت فقط تاریکی موند..

🍁🍁🍁🍁
🆔 @romanman_ir

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫185 دیدگاه ها

      1. آدمین 🥺🥺
        خودت گفتی که ما مثل خواهرتیم اونوقت داری دل خواهرتو میشکونی …..
        تورو خدا جون من و آزاده و ستایش بیا این پارت عکس عمران عباسی رو بزار قول میدم دیگه نگم عکس این و اونو بزار 🥺
        ببین چقدر دختر خوبی شدم داداشی…..😊

  1. سلااام…. من همچنان نت ندارم… با فلاکت نت پیدا کردم که بگم ادمین خیلی ماهی… ممنون بابت عکس این پارت… فکر نمیکنم بدشانس تر از من وجود داشته باشه… ولی وسط حال بدم خیلی خوشحالم کردی…و بچه ها ببخشید اگه جوابتونو ندادم، چون واقعا تو شرایطیم که نمیتونم کامنتارو بخونم… برام دعا کنید…

    1. اهااااای پس من چی اینقدر خودمو به در و دیوار زدم که ادمین خان عکس رابرت پتینسون رو بزاره حالا اون ماه شد ما هی چی ??????😡😡

      راستی چیشده ایلین خدایی نکرده اتفاق بدی برات افتاده ???

  2. بچه ها مامانم گوشی نازنینم رو ازم گرفته دیگه نمیتونم زیاد به اینجا سر بزنم البته روزی دو سه بار میام 😁چون دختر عموم در همسایگی ما تشریف دارن و میرم با گوشی اون کامنت میزارم الانم دارم با گوشی خودش کامنت میزارم …..
    😭😭دعا کنین مامانم گوشی رو بهم برگردونه ….

  3. شعری از سهراب سپهری تقدیم به شما عزیزان:
    چه هوایی … چه طلوعی!جانم …
    باید امروز حواسم باشد
    که اگر قاصدکی را دیدم
    آرزوهایم را
    بدهم تا برساند به خدا …!
    به خدایی که خودم می‌دانم!
    نه خدایی که برایم از خشم
    نه خدایی که برایم از قهر
    نه خدایی که برایم ز غضب ساخته‌اند!
    به خدایی که خودم می‌دانم!
    به خدایی که دلش پروانه‌ ست …
    و به مرغان مهاجر
    هر سال راه را می‌گوید !
    و به باران گفته ست
    باغ‌ها تشنه شدند …!
    و حواسش حتی
    به دل نازک شب بو هم هست!
    که مبادا که ترک بردارد …!
    به خدایی که خودم می‌دانم
    چه خدایی … جانم …!

      1. سهرابم عاشق توعه خخخ یاسی بانو
        بچه تر که بودم هیچی از شعرای سهراب نمی فهمیدم گرچه الآنم خیلیاشو نمیفهمم ولی اهل کاشانمو حفظ بودم

    1. عزیزم یادمه ی سری ادمین گفت ب ی نفر ک باید آی دی تونو داشته باشه بعدم ب ی نفر گفت اگه رمانتون کامله میذاره باز خودش احتمالا جوابتو میده

  4. لیلی خیلی حال بهم زنه باهمه هست بعدم ادعاش عالموبرداشته 😠😠😠😠
    ولی هانا و ارمینوخیلی دوس دارم 😍😍😍😍

  5. دیگه حالم از هرچی لیلی و آرش و آرمین و هاناس بهم میخوره از بسکه لفتش میده نویسنده تو نوشتن این رمان اه 😪😪

            1. هییییییییی ادمین انشاءا… برادرم قصد داره این گوشیو بفروشه
              پس تمام سعی تو کن مخمو بزنی😂😂😂😊😊😊
              یاسی تو به من میگی ورپریده ؟؟؟؟وایسا نشونت میدم ورپریده کیه 😬😠😠ادمین میشه تو آیدییتو بدی من روم نمیشه

  6. سلام ادمین گل از زحمات بی وقفه تون بسیار ممنونم.
    این لیلی عنتر خانوم حال منو ب هم میزنه خدا کنه بمیری حقته هر بلایی سرت بیاد تا انقد ادعات نیاد دختره خر مغز آخه نفهم عوضی تو ک میدونی امیر چ جونوریه خب غلط میکنی تنها میری ب جایی ک دعوتت کرده حداقل ی آرشی ی پلیسی ی خری رو با خودت ببر کاش بکشنت راحت بشیم. این خانوم ترنم هم ک دیگه شورشو دراورده با این پارت های کوتاهش بخدا اعصاب نذاشته برام اهههه😫😫😫. ادمین جون نمیشه از طرف ما ی رویی بهش بندازی ی کم پارتاشو بلند تر کنه؟

    1. بخون حیفه حالا ک تو موقعیتش هستی بخون عزیزم .من شوهر خرم نمیذاره درس بخونم ِِ.حالام همش حسرت میخورم .

      1. حسرت خوردن نداره که عزیزم .
        بیشتر از ۸۰درصد مردم ایران درس خوندنشون فقط برای اینه که وقتشنو پرکنن یا اینکه از سر چشمو و هم چشمی و زور خانواده هاشون درس میخونن ،وگرنه آخر سر یه جای خالی روی دیوار واسه قاب کردن مدرکشون پیدا نمیکنن چه برسه به کار

  7. …کاری به رمان ندارم
    از این دنیا وحشت دارم…آخه چرا مگه ما انسان نیستیم..ما اشرف مخلوقات نیستیم..
    (عروسکهای جنسی) دردناکه دردناک..
    یکسری انسان شیطان صفت چه بر سر دنیا آوردن…خدا خودت رحم کن…..
    مادر که دختر داره شاید درک کنه
    دخترا مواظبه *پاک* بودنتون باشید…….
    آسمان بار امانت نتوانست کشید
    قرعه بنام من دیوانه زدند

    1. هووم
      موافقتم شدید
      اینام فقط بخاطر میل شدید رابطه با حیواناته یه سرچ کنی تا تهشو میفهمی…درواقع حیوون جنسی بوده میگن عروسک جنسی
      فقطم مربوط به دخترا نیس

    2. این عروسکای لولیتا واقعیت نداره ینی هیچ منبع معتبری تاییدش نکرده:/
      درکل دنیا جای خرابیه ها فقط برا این موضوع میگم یکم زیادی علمی نیست:||

      1. پس اون عکسای وحشتناک چی هستن تو گوگل ؟؟؟
        البته شاید شایعه باشه ؛ ولی مثلا کی فکرشو میکرد که بازی مریم یا نهنگ آبی خطرناک باشه ولی هودتون دیدین که باعث خودکشی چندین نفر بخاطر این دو بازی شدند..

        1. کسایی که دستور العمل های بازی نهنگ آبی رو اجرا میکردن از نظر روانی مشکل داشتن (البته حقشون مرگ نبود بلکه حتما درمان روانشناسی و کمک بود ) ولی اگه کسی بیمار نباشه اون کار ها رو با خودش نمیکنه انگار قبل از شروع بازی یه تست روانشناسی داشت که بفهمن طرف بیماره یا نه بعد بازی براش باز میشده

  8. یکی از دوستان بچه ها گفتن نویسنده این رمان ایرانی؟؟!! یعنی دوست عزیز شما با خودتون چه فکری کردین؟! مگه خارجیها اینقدر بیکارن که بیان برای ما••• رمان بنویسن؟؟!! اونا (اگرهم هروقت خواستن بنویسن📝📒📖📗📚 ) برای مردم کشوره خودشون مینویسن○○○ تازه شخصیتهای ترسناکی 👣👀👿👺😱💀مثل:امیروآرمین و•••••••••• فقط میتونه کاره یه نویسنده ایرانی باشه•••• و بس😕😳😵

    1. والا تا جایی کا من اطلاع دارم به دختر هایی که بی کس و کارن گفته میشه که دزدیده میشن بعد پا و دستاشون رو میبرن بعدش هم تارهای صوتیشون رو از کار میاندازن چشاشو هم بدون این که به زیباییش آسیبی برسه کور میکنن عذر میخوام مث آینه که طرف عین یه حیوونه فقط میشنوه بزنی اینترنت میارتشون واقعا ناراحت کننده ست طرف میشه یه عروسک جنسی😐😐😐

      1. ولله اون عروسک هایی که من شنیدم آدم نیستن ساخت چین دردسر ساختنش از اینایی که میگی هم کمتره دست و پا هم دارن اتفاقا تو فکر کن نگهداری زن های اینجوری بی صدا و کور و بی دست و پا خیلی سخته ولی ساختن ربات کار خیلی راحت تریه تازه دست و پا هم که داشته باشه بهتره

      1. عشقش بیمار گونه بود خوب نه عشق سالم ندیدی طرف به دختره میگه عاشقتم یا مال من میشی یا اسید میپاشم ؟

    1. ایلین که گفت چند روزی نت نداره نمیاد سر بزنه ، آزاده هم از بیمارستان مرخص شده و فکر کنم داره استراحت میکنه ….

  9. Yasi اجی جون جوابت رو تو این پارت دادم
    گفتم شاید پارت قبلی را نیگا نکنی .اره من متاهلم ۷ساله ک ازدواج کردم یه پسر هم دارم .تو چی .چند سالته .

          1. میدونم عشقم فقط ن اینکه اونم با اسم زهرا کامنت گذاشت یه لحظه فکر کردم خودتی…
            راستی پسر دخترکشت حال و احوالش چطوره ، به جای من ببوسش جوجوی خاله رو ، تپلمپلی من 😘😘

            1. آره فدات بشم پتوجه شدم منظورتو منم خواستم ی عرض ارادتی بکنم بهت. آریای خوشگلمم خوبه ماشالله داره شیطون میشه. تازه خاله جونش دندونم میخواد در بیاره لثه هاش خارش داره هرجای صورتمو گیر بیاره میکنه دهنش امروز دماغمو میکشید جای لثه هاش 😕🥴😉😂 من و آریاهم میبوسیمت یاس زیبا 💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋

              1. ای جانم 🥰
                زهرا حالا اون بچس نمیفهمه تو چرا میزاری دماغت و بگیره اخه خواهر من میخوای جوجه کوچولو خدایی نکرده مریض بشه

                1. 😂😂😂😂😂 از قدیم و ندیم گفتن بینی مادر از شیر مادر پاک تره😉😂😂😂. خیلی سعی میکنم جداش کنم ولی لامصب مماغ مادر آرامش بخشه 😂 امروز شهر ما ی برفی میااااااد ک نگوووووو منم رفتم براش دندون گیر خریدم ک دست از سر مماغ من برداره بیشتر وقتام آرایش دارم بچم مریض میشه. ب من میگن نمونه ی مادر فداکار و مهربااان 💪💪💪💪

                2. وای اینجا هم خیییلی برف زده همه جا سفید پوش شده …..
                  من از ساعت سه تا پنج با عموم داشتیم برف بازی میکردیم نامرد اینقدر با گوله برف زده تو سر و کلم که دیگه جای سالم برام نمونده منم که زورم به خود دیوانش نمیرسید اونقدر برف ریختم رو سر و صورت زنش که دلم خنک شد و الان یه ساعتی میشه که داره با فحش منو میشوره ،پهن میکنه ،خشک میکنه و دوباره میشورتم 😉

                3. مادر مهربون و فداکار حالا که دماغ مادر از شیر مادر پاکتره پاشو برو دماغ مامانتو بکن دهنت و بوسش کن ببینم ،تازه‌ آرامش هم میگیری عشقم جانم😉😉😉

      1. من متولد ۷۹ هستم ۱۴ اردیبهشت .
        ن من مامان اریا نیستم اسم پسرم علی هس ِِ
        دوسالشه ولی مشکل ریه وقلب داره براش خیلی دعا کن اجی جووون .

        1. حتما عزیزم … ایشالا که پسرت خوب و خوش باشه و همیشه تو زندگیتون موفق و پیروز باشین …..
          آرزوی بهترین ها رو برات دارم ابجی .‌..

            1. آخخخخخخ خیلی بده این کنکور لامصب حاضرم برگردم از اول ابتدائی دوباره درس بخونم تا دوازدهم ولی کنکور ندم ….
              کلا حوصله همه کار رو دارم به جز درس خوندن و کنکور دادن ، مامانم هم که قربونش برم هیچ جوره بیخیال این کنکور نمیشه ، هر چی هم بابام بهش اصرار میکنه که این دختر درس بخون نیست بزار بفرستمش دانشگاه آزاد حداقل یه مدرک بگیره که نگن بی سواده میگه نه الا و بلا باید کنکور بده بره دانشگاه دولتی که فکر کنم بیچاره تو خواب هم نمیبینه اون روز رو ….😅😅

                1. یاسی جون اسمموپرسیده بودی اسمم زهراس متولد ۷۹ اذر ماهیم اهل یکی ازشهرستانای اصفهانم ☺☺☺☺خوشبختم ازاشنایی باتمام افراد رمان خون اینجا😜😜😜😜

              1. مامان بابای من برعکسن حاضرن برم داشگاه آزاد اما یه رشته ایی که اونا دوس دارنو بخونم
                که اصولا منم زیر بار هیچ حرف زوری نمیرم

  10. هر چی فکر میکنم امیر هر چه قدر هم که بد بود واقعا عاشق بود نمیتونه این کا رو با لیلی بکنه فقط منتظرم برگرده یه کاری بکنه از ارشم که حالم بهم میخوره

      1. دمت گرم داداش……
        ولی اگه میشه دستم به کش تو تونبونت ، مرگ آزاده ای که داری مخشو تیلیت میکنی پارت بعدی عکس عمران عباسی یا زین مالکو بزار …..

        ادمین میزاری یا نه داداشی ؟؟؟
        بوخدا من خیلی دوست دارم تو هم دوسم داشته باش و قلب خواهرتو نشکون ☹🙁☹

  11. خیلی کم بود 😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡
    تاتقی به توقی میخوره ی سرنگ بامایع سفید یاقرمز بهش تزریق میکنن ودرسیاهی مطلق فرومیره 🤣🤣🤣🤣🤣چندسال فکرکردی نویسنده جان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    1. آره بچم کلا تو تاریکی مطلقه من نمی دونم کی قرارع به روشنایی برسیم.نویسنده نمی دونه چجوری پارتو جمعش کنه همرو میبره تو تاریکی مطلق:|

    1. 😂😂😂😂😂😂😂
      داداش ماهم فحش بلدیم اینقدر به خودت فشار نیار
      کار نویسنده سخته باید یه چیزی بنویسه که پایان داشته باشه و جذاب باشه

      1. اولا که کسی نظر تورو نخواست دوما همچین نویسنده ای باید فحش بخوره…الکی مارو علاف کرده…مگه مجبوره چن تا چن تا باهم بنویسه؟؟؟سوما الان که اینقد طولش داده مگه جذاب شده؟؟؟ پس چرت نگو خاهشا

        1. اولن قرن ۲۱ نظر مو نخواستی منم با حرف تو موافق بودم گفتم این و هم بدونی
          جذاب هم نشده بیا من و بخور گفتم نویسنده به اون گوگولش باید فشار بیاره که جذاب بشه
          هر وقت خواستی بیا من و بزن
          اعصابت سفره ها

  12. نویسنده جان میشه زودتر این لیلی رو بتوپانی؟ لامصب جز گند زدن هیچ هنر دیگه ای نداشته و فقط ادعای خالی بوده…..لطفا بکشش که راحت به داستان هانا و آرمین برسیم…آدم پر ادعای سرتاپا خطا و اشتباه!

  13. چقدر مسخره و چرت شده !!!!
    بابا ترو خدا مگه دارین سناریو فیلیم ترسناک خارجی مینویسین ؟؟؟
    بخدا دفترچه مرگ باحال ترا !!!

    1. موافقم گل گفتی
      آخه این چیه خوف میکنه آدم هرچی حس بده میاد سراغمون عروسک ج*ن*س*ی چیه آخههههه توروخدا برگردیم سر آرمین و هانا حداقل آدم وحشت نمیکنه

  14. دیگه داره چرت میشه از یه جا ارمینو هانا از یه جا این دختره خیلی شلوخ پلوخ خودشم نمیگن عروسک جنسی اسم داره اونا جرتو پرت به تمام معنا 👽

  15. Mercii admini
    دیوونه کننده ترین شخصیت هانا و ارمینن که جفتشون نمیدونن از هم چی میخان!
    بچه ها کسی اسم اون دختره که عکسش واسه پارت ۵۸ رو میدونه؟

        1. من انقدر درگیرم دیر دیر میام اینجا .باهام اشتی نکرده اصلا جواب سلامم هم نمیده دیگه همه کار واسش کردم .الانم به خاطر اینکه مامانم اینا از سفر اومدن /اومد تا مامانم اینا از قضیه بو نبرن /ولی انقدر خودمو لعنت میفرستم هر یک ساعت یه بار پشت در اتاقشم هی حرف میزنم جوابمم نمیده خیلییییییییییییی ناراحتم

              1. ستایش جون از من میشنوی غرور خودتو حفظ کن این مردا هرچی نازشونو نکشی بیشتر سمتت میان قهر کار بچه هاست ولش کن نازشو نکش تو تلاش خودتو برا ب دست اوردن دلش کردی دیگه خودتو کوچیک نکن بذار اون خودش با خودش کنار بیاد این جوری کنی سر هرچیزی هی باید منتشو بکشی توام آدمی ممکنه خطا کنی فقط خدا اشتباه نمیکنه آجی ببخشیدا من چن ساله زندگی مشترک دارم اینو بر حسب تجربه گفتم امیدوارم ناراحت نشی خوشگلم

          1. الهههییی😢 ناراحت نباش ابجی گلم تا ابد که نمیتونه قهر بمونه ……
            دیگه هم نرو سراغش انگار خیلی خوشش اومده که تو هی بری معذرت خواهی …..

            1. شما برای چی ناراحت میشین اخه اگه میدونستم نمیگفتم که ناراحت شین ببخشید

              ولی نمیتونم نرم عذرخواهی سر نهار میشینیم سر میز قبلنا هی با من شوخی میکرد یا اذیتمم میکرد اما هالا غذا میخوره پا میشه یه تشکر میکنه بعد مامان بابامم بغل میکنه میره تو اتاقش .دارم کلافه میشم مامانم هی میگه چی شده منم میگم یکی از دوستای صمیمیش مرده ناراحته .اخهههههه همش دروغغغ

    1. Robert pattinson ﭼﻨﺪﺵ ﺗﺮﯾﻦ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﻭ ﺍﺻﻼ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﻧﻘﺶ ﮐﺪﻭﻡ ﺧﺮﯼ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻭ ﻣﻬﻤﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﻭﺍﺳﻢ

      1. چندتا از فیلم هاشون رو من دیدم بیشتر تو فیلم Twilight یا همون گرگ ومیش هست
        درضمن شاید همون ایلین خانوم به این بازیگر علاقه دارن پس بهتره توهین نکنید

  16. ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﮐﻪ ﻋﮑﺴﺸﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﻦ ﺣﺎﻟﻢ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﻋﮑﺲ ﺗﺎﻡ ﻓﻠﺘﻮﻧﯽ ﺟﺎﻧﯽ ﺩ~ﯼ ﻟﺌﻮﻧﺎﺭﺩﻭ ﺩﮐﺎ~ﺭﯾﻮﯾﯽ ﭼﯿﺰ ﺑﺬﺍﺭﯾﻦ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﭼﻨﺪﺵ ﭼﯿﻪ

      1. ادمین میشه عکس منو بزاری؟؟؟؟؟😊😊
        بخدا طرفدارای سایتت میره بالا 😉😉
        بخدا انقدر خوشگلممممممم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کدبازان