codebazan

رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۶۴

 

در اتاق باز شد و باز هم اون مرد عوضی که حالا میدونستم اسمش شهرامه اومد تو.
از قیافش هیچی معلوم نبود.
بدون این‌که چیزی بگه ویلچرم و جلو کشید که ملتمس گفتم
_تو رو خدا بذار اون بره زن و بچه داره. الکی خودش و تو دردسر انداخته… لطفا! هر بلایی می‌خوای سر من بیار. قسم میخورم جامونو لو نمیده.
بدون این‌که اهمیتی بهم بده از اتاق بیرون رفت و درو بست.
همون طوری که منو جلو می‌کشوند متوجه ی صدای جیغ یه دختر شدم و تمام وجودم فرو ریخت.
اینا از حیوون هم پست تر بودن. دختره به انگلیسی داشت التماس می‌کرد. خدا می دونست الان توی چه حالی بود!
در اتاق خودمو باز کرد و منو برد تو…
منتظر رفتنش بودم اما مقابلم ایستاد و گفت
_فکر نکن حرفای رفیق تو باور کردم! میدونم قطعا کسای دیگه ای هم از اینجا با خبرن اما تو… خیلی خوش شانسی!
نگاهی به سر تا پام انداخت و گفت
_مشتری مون تو رو همین طوری می‌خواد.
نفسم حبس شد. پوزخندی زد و گفت
_از تواناییت توی حرکت کردن با خبرم! کل این اتاقا مجهز به دوربینن!
شوک بعدی و محکم تر خوردم.
_برای امشب حاضر شو…طرف دو برابر پول یه عروسک و روت پیشنهاد داده. قطعا نمیخواد با یه فلج رو به رو بشه! تا امشب اوضاع تو درست کن… همین یه شانس و داری!
حرفاش که تموم شد حتی نموند تا هضم کنم حرفاشو و از اتاق بیرون رفت.
باید خوشحال میبودم از اینکه یه عروسک نمیشم یا ناراحت میبودم بابت اینکه قراره فروخته بشم به آدمی که نمیدونم کیه ؟
کورسوی امیدی توی دلم روشن شد. این طوری شاید میتونستم خودم و آرمین رو نجات بدم

تو فکر بودم که در باز شد و یک مرد با روپوش سفید وارد شد و کیف پزشکی که همراهش داشت رو باز کرد و امپول حاوی مایع بنفش رنگی رو برداشت و به سمتم اومد
با وحشت بدن نیمه جونم رو عقب کشیدم که از بالای عینکش نگاهی بهم کرد و گفت:
لازم نیست بترسی!
به امپول تو دستش اشاره ای کرد و لب زد:
این واسه دست و پاته که قادر باشی رو پاهات راه بری،البته تا دوسه روز دیگه تاثیر کامل میذاره
بلافاصله بعد از حرفش سرنگ رو داخل دستم فرو کرد که از دردش جیغی زدم و اشک از چشمام سرازیرشد
پوزخندی زد و عقب رفت.
در حالی که وسیله اش رو جمع می کرد گفت
_شانس داشتی،درد یک سرنگ در مقابل قطعی دست و پات چیزی نیست!
امیدوارم امشب بتونی شانستو کامل بدست بیاری وگرنه باید این درد و استرسشو تجربه کنی
با حرفش لرزی کردم و لبم رو داخل دهنم کشیدم

#هانا

نگران چندبار شماره ارمین رو گرفتم اما خاموش بود،مگه میشه ارمینی که مارو پیدا کرده و اینقدر قاطع بود واسه تصمیماتش یهو بذاره بره
خدایا باید چیکار می کردم؟
به کی زنگ میزدم و سراغی ازش می گرفتم
روی صندلی تو پارک نشستم
کلافه نگاهم به گوشیم دوختم و مخاطبینم و بالا پایین کردم
با دیدن شماره نگهبان خونه آرمین چشمام برقی زد
سریع تماس گرفتم که اونم با اینکه خبری ازش نداره امیدم رو ازبین برد

قبل ازاینکه بخوام جوابش رو بدم در باز شد و شهرام وارد شد
_چی شد دکتر نایت؟هنوزم از انتخابتون مطمئنید؟
حالا اون مرد سیاه پوش رو که فهمیدم دکتر نایت هستش رو به شهرام کرد و با تحکم گفت
_همین الان میبرمش با تمام دارایی هایی که متعلق به ایشونه

شهرام نیم نگاهی سمتم انداخت و رو به دکتر گفت
_اما از اون یک چیزی که خواستید باید صرف نظر کنید
نمی فهمیدم درباره چی حرف میزنن که از اتاق خارج شدن و باز تو تنهایی و گیجی خودم موندم

#هانا

آیلا توبغلم بی قراری می کرد و نمیتونستم ارومش کنم
_ببین عشق مامان،همه خوراکیای خوشمزه رو برات خریدم
آیلا با گریه از رو پام بلندشد و به سمت اتاقش رفت

دروغ چرا حال خودمم خوب نبود،دلتنگی همیشگیم یک طرف نگرانی یهویی ناپدید شدنش هم یک طرف
اشک از گوشه چشمم روی گونه ام راه پیدا کرد واسه جاری شدن
زل زدم به تنهاعکسی که ازش موقع خواب کنار ایلا گرفته بودم
انگشتمُ روی عکسش کشیدم و زمزمه کردم
_کجایی ارمین،دلم واست تنگ شده لعنتی
یک خبری از خودت بده،بگو که سالمی
حالا میفهمم با شنیدن خبر فوت من چی کشیده
من توعالم بی خبری از تو دارم دق میکنم
دیگه گریه ام شدت گرفته بود و توحال خودم نبودم که دیدم آیلا داره اشکام و پاک میکنه
سریع لبخندی زدم و گفتم
_خوبی مامانی؟
_توهم دلت واسه آرمین جون تنگ شده مامان؟
موهای ابریشمیشُ از توصورتش کنار زدم و گفتم
_آره دخترم،دلم واسه بداخلاقی هاش،داد زدناش،زورگویی هاشم تنگ شده

🍁🍁🍁🍁
🆔 @romanman_ir

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫118 دیدگاه ها

  1. لیست۵ هم بزاریم برای فیلم•سریالهای خارجی{کلا مربوط به همه کشورها○) همه جور ژانری به غیر ازترسناک🚫 که قبلن گفته شود•• ( ترسناکها👣🕵☣☠😱👻💀👿⚰☖ رفته بود تولیست۲)

  2. خوب لیست ۳ ؛ من ترانه• آهنگهای ایرانی نزدیک به ۸۰تا۹۵ درصدشون دوستدارم{چه؛ قدیمی•نوستالژی•کلاسیک•چه جدید)☆♡○○○ ترانه های خارجی روهم بیشتراشو دوستدارم{یعنی همه کشورها○○○ مخصوصن؛ تُرکی و کُره ای😉😀😁) برادرم تو آهنگهای خارجی عاشق ترانه های؛امریکایی و انگلیسی••

  3. نیوشا جون مرسی😘😘😘
    ممنون گلم که برام هم رمان ها رو گذاشتی هم فیلم ها
    حتما میرم رمان ها رو میخونم، فیلم ها رو هم که….
    به نظرت با بچه های فامیل ببینیم به ترسیدنشون بخندیم یا شب تکی بهتره؟
    بازم ممنون که به در خواستم اهمیت دادی و جوابم رو دادی

    1. خواهش میکنم گُلم😉😀😁🤗😇😘😍💋💘❤💙💗💖💕💔💓💝💞💟❣ بنظرم هرجورکه میِلت اما شاید با فکوفامیل جالب انگیزترباشه مخصوصن با پفکوتخمه و چیپس وماست موسیرو••••••••کیک آبمیوه😉😀😊😋 من خودم بیشترتنها یا فقط با داداشم دوستداشتم فیلموسریال ببینم اما یکی ۲سال پیش بیشتر باهمسایه دوستانوآشناها فکوفامیل دوره هم جمع شدیم چندبارهمینطوری فیلم یا حتی مسابقه فوتبال یا والیبال دیدم خوشگذشت😘😚😘 راستی لیست۳آهنگ بود☆♡لیست۴ فیلم•سریالهای ایرانی که دوستداشتید معرفی کنید• تو هرژانری که دوست دارید▪

  4. لیست دوم؛ __فیلمهای ترسناک؛ قدیمی• نوستالژی• تاریخی ترین فیلم ژانر وحشت؛ نوسفراتوو(محصول کشوره آلمان)_ دراکولاو جنگیر و روانی و چشمهای بدون صورت و فکرکنم پرندگان و کلبه وحشت• بازی بچه گانه/عروسک چاکی/ _ سکوت بره ها_ فیلمهای۲۰۰۰تاالان؛ دیگران ؛ هم توفیلمهای نوستالژی عالیه اما زیادترسناک نیستن یکمی ترسناک _
    ; آنچه درزیرپنهان است _شبح اُپرا _ اَره _ کینه _خانه مومی(من اون زمانی که این فیلم دیدیم من شایدپنجم دبستان•اول راهنمایی بودم این فیلم اون موقع تو م•ا•ه•و•ا•ر•ه نشونداد مادرم بیشترنگاه میکرد بنده خدا پرهاش ریخت😨😱) _ کُنستانتین _ مرد حصیری _طالع نحس/بازسازی/_ مه _ سکوت مطلق _ زودیاک _
    هالوین/بازسازی/ _ مهمانپذیر _ غریبه ها_
    ولنتاین خونین من/بازسازی/ _ مردگرگنما/بازسازی/ _
    کابوس درخیابان اِلم/ بازسازی/ _ جیغ _ موجود _ تسخیر _ بابادوک_ اوتعقیب می کند🔞 _ عروسک آنابل و احضار/هرکدوم چندقسمت۱•۲•۳•۴•۵••••••••••/ _ اویجا _ آنابل(محصول کشوره اسپانیا) _ پسر _ قطاره بوسان(محصول کشوره کُره جنوبی) _ برو بیرون _ آن _ موروثی _ راهبه _ نفرین لیورونا ___________________________________
    ایرانی* تلسم _شب بیستونهم _ پارک وی _ حریم_ خوابگاه دختران _ خواب لیلا _ سایه ها_ سایه وحشت_ رز زرد_ آل _ پستچی۳باردرنمیزند_ رازها_ کلبه_ قتل آنلاین_ احضار _
    __گربه و ماهی_
    پی نوشت ؛بعدن بازم اگر پیداکردم یا اینکه یادم اومد حتمن به این لیست اضافه خواهم کرد•

    1. از اینایی که گفتی دراکولا و احضار, انابل, راهبه, خوابگاه دختران, چشم های بدون صورت(خییلی قدیمیه)، و the boy رودیدم…

      1. اهوم چه خوب بعدن بقیش روهم ببین😀😁 عزیزم درسته یسری از فیلمها خیییلی قدیمی هستن مثلن مال دهه۴۰تا۹۰میلادی* مثلن سال ۱۸۶۰•۱۸۹۰ یا ۱۹۵۰•۱۹۸۰ یا••••••••••••• بعد ازروی این فیلمهای قدیمی توسالهای( دهه های) جدید کلی نسخه های مختلف ساختن•(بازسازی کردن) از جمله همون فیلم؛👀بدون صورت از روش سالهای متمالی دوباره همون انگلیس•امریکا•کنادا• و کلی کشور دیگه از روش نسخه های جدید ساختن• بازسازی کردن○ بقیه فیلمهای دیگه هم که باز سازی فیلمهای صده ۸۰۰یا۹۰۰بودن من کنارش اشاره کردم👈 بازسازی شده (مثلن؛۱۹۹۰یا ۱۸۸۰ ) ••••••••••••••••••

  5. ااا تو عم خوندی؟!… البته منه چهارپنج سال پیش خوندما… مخصوصا فراموشم نکن خیییلی وحشتناک بود… یه دونه هم خون هیولا بود خیلی بد بود… شاید یکی بخونه اصن نترسه… ولی تو فراموشم نکن دقیق یادم نیست فک کنم مامان باباش یه مرضی گرفتنن بچشونو فراموش کردن… بعد بچه هه هی سعی میکرد یادشون بیاره… اونام میگفتن ما نمیشناسیمت… یه روز بچه هه رفت انباری خونشون, یه وسیله برداره برگشت دید پشت سرش کلی بچه لجنی وایستادن… منکه سکته کردم… نمیزاشتن از انباری در بیاد بیرون… هرچی داد میزد هیچکس نمیومد کمکش…تو مایه های زامبی بودن, داشتن اینم میکشیدن تو خودشون… خععلی خلاصه گفتم ولی آخرش پسره فهمید این خونه توسط ارواح تسخیر شده و همه پدر مادرا بعد یه مدت بچشونو فراموش میکنن تو این خونه… همه اون بچه زامبیام بچه های ساکنین قبلی بودن که مامان باباشون ولشون کرده بودن….

    1. بچه های گل اول معدل همتون مبارک باشه😉😀😁😃😄😅😆😘😍😎😋😊😙😚☺🙂🤗✌👍🤘👌💋💘❤💙💗💖💕💔💓💝💞💟❣ زمان ما دهه۶۰•۷۰ به نظره من که خیییلی/وحشتناک/ سختتر بود همه چیز از ناظم مدیرهای سختگیر/مخصوصصصصن ناظمها/ گرفته تا بعضی از اساتید و خوده کتُب درسی بگذریم •••• آیلین جونم خودم همونطور که گفته بودم بعضی این کتابهارو قرض گرفتم یسری روهم خریدم اما نصفه خوندم گُلم😕😯😀😁😊 کتابهای دیگه هم بود مثلن رمانها(قصه•داستان) غیر ترسناک

  6. با عرض معذرت وقت نکردم کل نظرات این قسمت/یعنی پارت جدید/ رو بخونم فقط تاجایی که یادم مونده بود یکی از دوستان•بچه ها کتاب رمان(قصه•داستان) ترسناک خواسته بودن• یکی دیگه هم فیلم و یکی هم ترانه آهنگ جدید••• این هم اولین لیست من😉😀😁 امیدوارم دوستان عزیز خوششون بیاد ؛ علاوه بررمانهای آقای; آر•آل •اِستاین ؛ دایره وحشت/مورمور••••/ که{آیلین جون فکرکنم گفت ) و••••••• مثل؛ بگو پنیروبمیر اینهاروهم من نام میبرم؛ تالاروحشت• زمان وحشت• سایه وحشت من این کتابهاشو خوندم؛دخترسایه/از یکی از دوستام قرض گرفته بودم/ نام مجموعه؛ تالار وحشت _اردوی تابستانی نام مجموعه؛تالاروحشت _ فراموشم مَکُن/اینهارو چندسال پیش خودم خریدم/مجموعه؛تالار وحشت_ به خانه مردگان خوش آمدید/”خریدم/ مجموعه؛ دایره وحشت_ بگوپنیروبمیر/خریدم/ مجموعه؛ دایره وحشت_ و••••••••••••• نبردباشیاطین اولین جلدش؛ لُردلاست(نمیدونم برادرم خرید یا بهش هدیه داده بودن)_ بچه های بدشانس (فکرکنم اول راهنمایی جلد۸یکی از استادام بهم هدیه داده بود بعد منم بقیه فصلهاش رو پیداکردم / نسبتا ترسناک که فیلموسریالش هم ساخته شده اسم سریالش؛ حوادث ناگوار ) _

      1. هووم
        مام ازینا داریم
        یکی از بچه هامون کلی ناراحت بود که خودش تخمین زده معدلش شده۱۶
        فقط زرزر گریه میکرد
        آخرش میدونید چن شد؟
        ۱۹/۹۸ ینی فقط۲صدم تا۲۰
        تازه داش ضجه میزد.دیگه میخاستیم حلواشو پخش کنیم
        هرکی میگه گگگند زدم زر مفتی بیش نمیگه تهش خوب میشه

  7. بچه ها باورتون نمیشه تو یکی از امتحانا دوستم ادعا داشت که با نمره ۷یا ۸ که میگیره پاس نمیشه و باید التماس استاد بکنه برای پاس شدن منم چقدر واسش ناراحت بودم و غصه خوردم اونوقت فهمیدم خانم نمرش۱۶ شده و منی که فکر میکردم عالی دادم امتحانو ۱۴داده استاد بهم شما جای من بودین با این دوستتون چیکار میکرید؟؟؟تاره وقتی بهش میگم چطور نمرت این شد فقط لبخند تحویلم میده

  8. تو به من خندیدی….. و نمی دانستی, من به چه دلهره از باغچه همسایه, سیب را دزدیدم … باغبان از پی من تند دوید … سیب را دست تو دید … غضب آلود به من کرد نگاه … سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک … و تو رفتی و هنوز, سال هاست که در گوش من آرام آرام. … خش خش گام تو تکرار کنان, می دهد آزارم …. و من اندیشه کنان, غرق این پندارم …. که چرا باغچه ی کوچکما سیب نداشت؟! … .

    1. زهرا به این زودی برگشتی …..
      یه جوری گفتی می‌خوام برم گفتم تا یکی دو هفته چشممون به جمالت روشن نمیشه :/:):(:/

      1. یاسی جون قبلش چندروزنبودم درگیر ی موضوع مسخره بودم
        خواستگاراومده بودواسم مامان بابام گیرداده بودن میگفتن توکه درس نمیخونی حداقل ازدواج کن یکم زندگیت هدفدار بشه منم گفتم همین بی هدفی رودوس دارم😋😋

  9. سلام بچه ها من دیگه اومدم ی مشکل برام پیش اومده بودمجبوربودم حلش کنم بعدبیام
    ازاده وایلین عزیزم امیدوارم همیشه بدرخشید

  10. معدل ۲۰ مهمه ولی کنکور مهمتره
    خیلیا رو دیدم با معدل های پایینتر نتایج بهتری تو کنکور گفتن
    ازاده جان ی برنامه اساسی برای کنکورت داشته باش عزیزم
    از همین الان شروع کن تا بعدها حسرتش رو نکشی

    1. آزاده حق با جانتِ….
      منم کلاس دهم و یازدهم معدلم بیست شد ولی الان چی😅😅
      هر کی میبینم فکر میکنه من تو کل عمرم بالاترین نمرم شاید ۱۰باشه و تماااام 😐😐
      وقتی که باید درس بخونم و آینده به همین بستگی داره درجا زدم و حوصله خودم و هیچ بنی بشر دیگه رو ندارم …..

        1. من برای پیشرفت تو درسام از بسته معلم خصوصی پرش استفاده میکنم… شما چه طور؟!؟!… من از وقتی بسته معلم خصوصی پرشو خریدم ده کیلو لاغر شدم, سرطانم خوب شد, جوش نمیزنم و زندگی خوبی در کنار همسر و فرزندانم دارم!. تازه دستشوییمونم بوی خوبی میده., خبریم از گاز معده نیست… شما چه طور؟!… حالم از این تبلیغاته به هم میخوره!…

        2. زودتر می گفتی، میخواستم بهت بگم معرفتی کنم واسه جایزه ولی مثل اینکه شما هم مثل مایی خودت بقیه رو معرفی باید بکنی😂😂

        1. زیادم بد نیست ولی شیمی رو خیلی خونده بودم گند زدم… بعدم سوم شدن حال آدمو میگیره.. فقط دو صدم کم اوردم…

        2. من درک میکنم چون نهم معدل دی من ۱۹/۹۵ شد. یه کوچولو تا بیست مونده بود.
          الان هم که یازده تجربی هستم بازم توی کلاس رقابت سر صدمی نمره گرفتنه.تجربی الان این باشیم کنکور چی میشه😂😂

            1. اینایی که میگن گندزدیم بعد نوزده و نیم میشن خیلی ….😐✌
              خخخ چرا معدل براتون مهمه تو کنکور که تاثیرنداره😐😂اصلم کنکوره بابا حوصله دارین میخونین براتشریحی😂

              1. معدل مهمه ولی نه معدل دهم یازدهم
                معدل سال دوازدهم مهمه اونم امتحانای خرداد مهمه که همشون امتحان نهایی هستن که هر چی هم درس بخونی آخر نمره کم میاری
                من یکی از دوستام سهمیه قرآن داشت رفت بینایی سنجی
                برین بشینین قرآن حفظ کنین بیشتر به دردتون میخوره تو کنکور

                1. اتفاقا امتحانای نهایی هم مهم نیس….دوست من معدلش خیلی کمتر از من بود ولی چون تستی میخوند داروسازی قبول شد من مهندسی پزشکی….و اینکه ازاده خانوم انسانی که خیلی هلوعه…من چون عاشق تاریخ و فلسفه م همزمان درسای انسانی هم میخونم میخام امسال کنکورم بدم خخخخ…..در کل دوران دبیرستان حال کنید که بعدا حسرت نخورید

  11. بچه خیلی خوشحالم خیلی !!!!
    امروز بالا ترین معدل ها رو رو برد مدرسمون زدن !!
    شدم ۲۰ شدم دانش آموز شماره یک کل مدرسه ،بین همه دانش آموزای دهم،یازدهم،دوازدهم همه رشته های نظری !!!
    وای کلی ازم عکس گرفتن
    نبودین؛دخترایی که تو کلاس با من لج بودن امروز کلی پاچه خواریمو میکردن
    یالا تبریک بگین😂😂😂

    1. دیل کارنگی میگوید: «موفقیت در آرزوها، نسبت مستقیم با قدرت اراده ما دارد».

      اراده قابل تقدیر شما موفقیت‌تان را تضمین کرد.

      با آرزوی موفقیت‌های روز افزون برای آزاده عزیز
      و تمام بچه ها

      1. دهم انسانی
        وای بچه ممنون ایشالا همتونم موفق بشید و روز به روز پیشرفت کنید
        واینو باید بگم فک نکنید انسانی آسونه اتفاقا خیلی خست تر از ریاضی و تجربیه و فقط فقط باید وقت داشته باشی

            1. وااا خب بیست شده دیگه… بین دخترا طبیعیه… هرچند تو دبیرستان خیلی سخته بیست گرفتن… همه مثل تو نیستن با ده پاس کنن که قارداش جان!…. ولی میدونم برق چقد سخته…

              1. مرسی عشقم ک دخترارو میشناسی من رو نمره خیلی حساسم .ولی قبولم دارم پسرا زیاد درس نمیخونن

          1. عه ستایش عزیزم مبارکه آفرین
            ولی من از روی شوخی نگفتم که معدلم بیست شده ؛یه وقت واسع کسی سوءتفاهم نشه
            ولی اگه واقعا شدی بیست باید بگم دمت مثل دمه من گرمممممممم

        1. تبریک…
          امیدوارم تو طول زندگیت همین جوری موفق بشی و شادیتو با بقیه تقسیم کنی
          ولی انصافا خودتو با یه دوازدهمی که ۱۷/۱۸بیاره کلاشو میندازه بالا یکی میکنی؟؟؟

          1. مرسی عزیزم ولی دیگه نمیخوام از این ترم درس بخونم میخوام معدلم کم بشه چون خیلی تو مدرسه ما با شاگرد های ممتاز بد رفتار میکنن

    2. اولا سلا
      ثانیا تبریک عرض می کنم
      ثالثامگه معدل فرضا پایه دهمی هارو با یازدهم مقایسه می کنن؟ اصلا شما کدوم پایه ای؟

    3. سلام عزیزم
      تبریک میگم همیشه موفق باشی
      یعنی کس دیگه ای این شرایط رو نداشت؟ فقط شما معدل ۲۰ کل مدرسه؟ کمی عجیبه

    4. وااااای ازاده جونن تبرریک واست خوشحالم منم معدلم خیلی پایین شد دوس دارم برم تجربی ولی نمیدونم میتونم یا ن

      1. ایشالله که‌ میتونی منم معدلم آنچنان تعریفی نبود ولی رشته تجربی اولویت چهارمم بود به زور خونوادم رفتم تجربی ولی سال یازدهم دوازدهم درسو ول کردم رفتم طرف ورزش تموم درسامو به زور پاس کردم دیپلمم به زور گرفتم

    5. تبریک میگم و انشالله ترم دوم هم نمره قابل قبولی بیاری آزاده خانوم
      هرچند کسی که برادر استاد دانشگاه و خواهر دانشجو
      بیست چیزی نیست براش

      1. چه ربطی داره
        برادر من اون سرِ دنیاست داره کارشو میکنه
        خواهر منم که چند ترمیه که نمیره دانشگاه
        بیست شدم چون زحمت کشیدم و امتحانای آخرو با اون وضع بخیه های گردنم دادم

        1. منظورم این بود خانواده ی موفقی هستید و به دست اوردن بیست فکر کنم کاری ساده ای باشه براتون

    6. تبریک گلم، آن شاءالله همیشه بیست بگیری. چه توی درس چه توی زندگی.
      مبارکه گلم، مدرسه ما که امسال با این معلم های جدید و تازه به دوران رسیده س نتونست بیست بیاره البته بین تجربی ها…
      بقیه رو نمیدونم، ما خودمون خوندیم بالای نوزده شدیم…
      راستی آزاده ، آجی میدونستی کانون جایزه میده. کتاب های سه سطحی یا آبی اگه داشته باشه خوبه.

  12. شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟ روان‌پزشک گفت : ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چای خورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند. من گفتم : آهان، فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است. روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را برمیدارد. حالا شما هم میخواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟

    گفتگوی ترنم با یک روانپزشک!!!!

  13. ﺍﺯ ﻋﺎﻟﻤﻲ ﭘﺮﺳﻴﺪﻧﺪ:
    ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻋﻘﻞ ﮐﺴﻲ ﭘﻲ ﺑﺮﺩ
    ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:ﺍﺯﺣﺮﻓﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﺯﻧﺪ.
    ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺮﺳﻴﺪﻧﺪ:
    ﺍﮔﺮ ﭼﻴﺰﻱ ﻧﮕﻔﺖ ﭼﻪ ؟
    ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:
    ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻋﺎﻗﻞ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﺪ.!

  14. نویسنده جان داستان زندگی لیلی خرو مهم نیس فقط ی جوری بنویس آرمین آزاد بشه و به هانا برسه
    الان هر کی که داره این رمانو میخونه بیشتر بخاطر داستان آرمین و هانا هس نه اون عنتر خانم سر خود

    1. سلام عزیز دلم خوبی ایلین جان؟
      چیزی پرسده بودی از من؟ من نمی رسم همه کامنتها رو بخونم
      ببخشید من طرف صبح تا ۳٫۳۰ اداره هستم و بعد از ظهر مشغول همسر داری و بچه داری
      خیلی کم میرسم بیام پیشتون

      1. سلللام خووبی؟؟؟ … منم خوبم مررسی… ااا نمیدونستم میری سرکار….. من چیزی نپرسیدم بچه ها پرسیده بودن…. موفق باااشی…

  15. نویسنده پس کی می خوای ارمین و هانا رو به هم برسونی از اون طرف هم اون همه مزخرفات برای داستان لیلی نوشتی بابا به خدا داری خواننده ها رو دیوونه می کنی این همه مدت کشش دادی بابا ما هم دوست داریم بدونیم اخرش چی میشه لابد داستان لیلی رو یکم جذاب تر کن و کاری کن اون هم به عشقش برسه و زود داستانو تموم کن تا من هم برم سراغ رمانای دیگه من الن همزمان دارم رمان هایی بنام دلبر استاد و دلبر کوچک هم می خونم و واقعا این رمان دیگه خیلی مزخرف شده بابا رمان هایی مثل دلبر کوچک بنویسید که واقعا ادم از خوندنش لذت میبره

    1. نویسنده تو که به حرف های من گوش نمی دی و اینطور که معلومه قرار نیست لیلی به امیر یا ارش برسه پس لطفا کاری کن یه ادم خوب بیاد توی زندگی لیلی و عاشق هم بشن و هم برسن لطفااااااا 😢

  16. ای خدا هانای بدبخت همش بخاطر لیلی بیشعوره خاک تو سرش احمق خداکنه پارت بعدی آرمین برگرده پیش هانا😕مرسی ادمین 🧡💛

  17. وای خدا، منم با ها نا استرس گرفتم. نکنه آرمین چیزیش بشه. این نویسنده مونده اشک ما رو در بیاره تا این آرمین و هانا به هم بر سن.
    مرسی برای پارت گذاریتون 🌹🌹😊
    ولی ادمین جان به این نویسنده بگو چرا این قدر کم…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن

کدبازان