codebazan

رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۷۵

 

#لیلی

****************************
با حرص رژ لب قرمزی رو که داخل کیف لوازم آرایش بود برداشتم و گوشه اتاق پرت کردم.
اینقدر از دست لاله حرصی بودم که حد نداشت!
آخه دختره ی احمق تو که نامزد کرده بودی…تو که فربد داشتی،برای چی دوباره خام حرفای امیر شدی؟
کلافه روی تخت نشستم و سرمو بین دستام گرفتم.
حالا باید چیکار می کردم!
حتی اگه تسلیم خواستش میشدم بازم امیر لاله به ایران برنمی گردوند.
اون قصدش انتقام بود…
انتقام از همه ی ناموسای بابام…

اینقدر در افکار آشفته و درهمم غرق بودم که اصلا متوجه حضور کسی داخل اتاق نشدم،فقط با صدا شدن اسمم وحشت زده از جام بلند شدم و به اطرافم نگاهی انداختم.
دیدم همون خدمتکاری که برام لباس خواب و لوازم آرایش آورده بود،در چند قدمی من ایستاده.
با اخم نگاهش کردم و گفتم
_چی می خوای؟
بدون هیچ حرفی کاغذی به سمتم گرفت.
با اکراه کاغذو از دستش گرفتم و بازش کردم.
یه علامت بود…علامت جغد سیاه!
پس این دختره خدمتکار جاسوس دانیل بودش.
دختر از حالت صورتم فهمید که شناختمش پس تند رفت سره اصل مطلب
_آقا می خوان بدونن پروانه پیدا کردی یا نه؟!
_گوربابای دانیل و پروانه…من خیلی زرنگ باشم بتونم خواهرم رو نجات بدم.
ترسیده به بیرون از اتاق نگاهی انداخت و گفت
_هیس…آروم! ممکنه کسی مکالمه مارو بشنوه…من اینجام تا به شما کمک کنم.
با حالی آشفته روی تخت نشستم و گفتم
_نمی دونم باید چیکار کنم…فعلا فقط آمار نگهبان هایی که از این عمارت محافظت می کنن رو برام بیار.
_باشه.
و بعد به سمت دره اتاق رفت و خواست از اتاق خارج بشه که با حرفی که زدم میخکوب سره جاش ایستاد.
_صبر کن.
به طرفم برگشت و سوالی نگاهم کرد.

اگه امیر می کشتم می تونستم هم لاله رو نجات بدم و هم خودم رو!
نفس عمیقی کشیدم و آروم لب زدم
_برام یه اسلحه بیار.

متعجب به سمتم برگشت و پرسید
_اسلحه! برای چی می خوای؟
_اینا دیگه ربطی به تو نداره…فقط کاریو که ازت خواستم انجام بده.
فکرم رو خوند و تند گفت
_می خوای امیرو بکشی؟
در جوابش سری تکون دادم و گفتم
_آره…می خوام زمینو از وجود همچین هیولایی پاک کنم.
هاج و واج نگاهم کرد و گفت
_دیوونه شدی؟ فکر کردی اگه امیرو بکشی دستت به پروانه می رسه!؟
عصبی چنگی میون موهام زدم و به طرفش رفتم.
مقابلش ایستادم و عصبی گفتم
_پروانه برام مهم نیست…من الان به تنها چیزی که اهمیت میدم خواهرمه.
_من مدت زیادیه که اینجا دارم نقش یه خدمتکارو بازی می کنم…همه ی سوراخای این عمارت رو گشتم اما اثری از پروانه نیست.
سردرگم نگاهش کردم.
انگار اصلا نمی فهمید من چی دارم میگم و دردم چیه!
_حرفای منو شنیدی؟؟دارم میگم من فقط به فکر نجات خواهرمم نه پروانه.
سرشو نزدیک گوشم آورد و آروم پج زد
_خواهرت اینجا نیست…همین دیروز بردنش…فکر کنم همون جایی که بقیه دخترا هستن.
خشکم زد!
بفرما لیلی خانم…
امیر یه قدم که چه عرض کنم صد قدم از تو جلوتره.
فکر کردی لاله اینجا اسکان میده تا تو راحت فراریش بدی؟

کلافه و سردرگم به نقطه نامعلومی زل زدم که صداش طنین انداخت:
_سعی کن اعتماد امیرو جلب کنی و بهش نزدیک بشی…این تنها راه نجات پروانه و خواهرته.
ناچارا سری تکون دادم و گرفته گفتم
_حداقل برام قرص ضد بارداری بیار…این کارو که می تونی انجام بدی؟

 

#هانا

************************
با دستمال اشکام رو پاک کردم و نالیدم
_حالا باید چیکار کنم مهرداد؟من نه می تونم به زور آیلا ازش بگیرم و نه می تونم شکایت کنم.
جوابم رو نداد و عصبی مشغول بالا و پایین کردن طول و عرض اتاق شد.
فکر کنم بیشتر از اینکه فکرش درگیره پس گرفتن آیلا باشه داشت به میلاد فکر می کرد.
دستمال دیگری از داخل جعبه برداشتم و سرمو پایین انداختم که ترانه اینبار پرسید
_مهرداد می خوای چیکار کنی؟
ایستاد…به سمت من و ترانه که روی تخت نشسته بودیم برگشت و من رو مخاطب قرار داد و گفت
_تو شاید نتونی اما من آیلا پس میگیرم…حساب اون میلاد حروم لقمه رو هم بعدا می رسم.
و بعد عصبی به سمت دره اتاق قدم برداشت که ترانه تند از جاش بلند شد و بازوشو گرفت و گفت
_کجا داری میری؟
_میرم دم خونش.
منم از روی تخت بلند شدم و به طرفشون رفتم.
مقابل مهرداد ایستادم و گفتم
_منم میام…من که نباشم تو دوباره باهاش دعوات میشه.
جدی گفت
_لازم نیست؛ تو همین جا بمون…من فقط می خوام باهاش حرف بزنم.
پوزخندی زدم و گفتم
_تو گفتیو منم باور کردم…تو و آرمین هر موقع به هم می رسید مثل سگ و گربه به جون هم می پرید.
ناچارا سری تکون داد و موافقت کرد که باهاش برم.
مهرداد تنها امیده من بود…
تنها کسی بود که می تونست کمکم کنه آیلا از آرمین پس بگیرم…

ترانه موند تا مراقب ترمه باشه و من و مهرداد هم سوار ماشین شدیم و به سمت خونه آرمین به راه افتادیم.
توی راه سکوت بین مون حکم فرما بود که بالاخره مهرداد پرسید
_واقعا میلاد بهت تجاوز کرد هانا؟

خجالت زده سرمو پایین انداختم و گفتم
_آره…من بیهوش شدم چون دوباره همون حالت بهم دست داد اما وقتی بهوش اومدم،برهنه روی تخت افتاده بودم.
با حرفی که زد من رو به چالش انداخت:
_تو بیهوش بودی! پس چه طور می تونی اینقدر مطمئن بگی که بهت تجاوز کرده؟!
نفس عمیقی کشیدم و بعد از مکث کوتاهی گفتم
_قبل از اینکه بیهوش بشم لباس تنم بود مهرداد!
با تموم شدن جملم،اخماش بیشتر درهم رفت و با فک منقبض شده ای غرید
_فقط خدا خدا کنه که دستم بهش نرسه،آیلا که پس گرفتی؛ میرم سراغش…زندش نمیزارم.
در جوابش چیزی نگفتم.
فعلا تنها چیزی که برام مهم بودش آیلا بود و نمی خواستم با فکر کردن به میلاد ذهنم رو مشغول کنم.
دیگه نه من چیزی گفتم و نه مهرداد و تا رسیدن به خونه آرمین سکوت بین مون حکم فرما بود.

وقتی رسیدیم؛ مهرداد کمی با فاصله از خونه ماشین رو پارک کرد که تند از ماشین پیاده شدم و به سمت خونه دویدم.
منتظر مهرداد نشدم و زنگ خونه رو پشت سره هم فشردم.
با اینکه به شدت استرس داشتم اما سعی می کردم که این ترس و استرسم رو پنهان کنم.
مهرداد به سمتم اومد و کنارم ایستاد.
_درو باز نمی کنه؟
دوباره زنگ زدم و گفتم
_نه
کمی عقب عقب رفت و به ساختمون چشم دوخت.
بلافاصله گفت
_لامپا خاموشه.
وحشت زده عقب رفتم و کناره مهرداد ایستادم.
راست می گفت…!
لامپای ساختمون که از این فاصله هم مشخص بود،خاموش بودن و کسی توی خونه نبود!!
ترسیده به مهرداد زل زدم و زمزمه کردم
_نکنه خونه رو عوض کرده باشه؟
جوابی نداد که با حالی آشفته روی زمین نشستم و نالیدم
_وای خدایا بدبخت شدم…دیگه آیلا نمیبینم.

مهرداد دوباره به سمت دره خونه رفت و مجدد زنگ رو فشرد اما من هم چنان وسط کوچه نشسته بودم و نمی دونستم باید چه غلطی بکنم!
ترس برای همیشه از دست دادن آیلا مثل خوره به جونم افتاده بود و باعث شد که اشکام جاری بشن.
مهرداد که متوجه وضعیت آشفته من شد به سمتم اومد و کنارم زانو زد و گفت
_بلند شو هانا…پاشو این چه کاریه دیگه،هنوز هیچی معلوم نیست تو چرا آبغوره گرفتی!
با چشمای نمدار نگاهش کردم و نالیدم
_من آرمینو خوب میشناسم…حتما خونه عوض کرده تا نتونیم پیداشون کنیم،اصلا نکنه رفته باشه یه کشور دیگه؟
_مگه کشکه خواهره من!بهت قول میدم حتی اگه زیره سنگم رفته باشن پیداشون کنم…پاشو عزیزم.
با درد چشمامو باز و بسته کردم و بعد از روی زمین بلند شدم.
خواستم به سمت ماشین مهرداد قدم بردارم که همون لحظه ماشینی وارد کوچه شد و مقابل دره خونه آرمین پارک کرد.
همین که چراغ های اون ماشین خاموش شد تازه نگاهم به صورت آرمین و آیلا افتاد!
با دیدن آیلا انگار که دنیا رو بهم دادن از خوشحالی داشتم بال در میاوردم.
بدون هیچ درنگی به سمت ماشین دویدم و دره طرف آیلا باز کردم که آیلا تند بغلم پرید و با خوشحالی گفت
_مامان!
اینقدر دل تنگش بودم که فقط محکم بغلش کردم و توی آغوشم فشردمش،جوری که بچه بیچاره به صدا در اومد و نالید
_آخ…مامانی دردم اومد.
از آغوشم بیرون آوردمش و بهش زل زدم که با اون دستای کوچیکش اشکامو پاک کرد و گفت
_چرا داری گریه می کنی مامان؟
با بغض گفتم
_از خوشحالیه عزیزم.
متعجب پرسید
_مگه ادم وقتی خوشحال میشه گریم می کنه؟
خواستم جوابش رو بدم که صدای داد مهرداد مثل پتک توی سرم کوبیده شد
_تف به غیرتت آرمین…تف! به چه حقی بچه رو از مادرش جدا می کنی؟هاااان به چه حقی؟
ترسیده نگاهم رو به مهرداد که در چند قدمی ماشین ایستاده بود دوختم.
خدا رحم کنه فقط بین این دو نفر دعوا نشه…

آرمین با خونسردی از ماشین پیاده شد و در حالی که داشت با اخم من و آیلا رو نگاه می کرد گفت
_گه خوریش به تو نیومده…الانم دست خواهرتو بگیر و گورتو گم کن.
با تموم شدن جملش، مهرداد مثل دیوونه ها به سمتش یورش برد و یقه پیراهنش و بین مشتاش گرفت.
آیلا ترسیده از این حرکت مهرداد؛ خودش و توی بغلم انداخت و با صدای لرزونی نزدیک گوشم پچ زد
_مامان من می ترسم…چرا دایی می خواد آرمین جون بزنه؟
دستی میون موهای پرپشتش کشیدم و رو به مهرداد گفتم
_مهرداد خواهش می کنم تمومش کن…آیلا ترسیده.
مهرداد کلافه یقه آرمین رها کرد و با فک منقبض شده ای غرید
_می خوام باهات حرف بزنم.
_اما من حرفی با تو ندارم.
و بعد به سمت ما اومد و دست آیلا گرفت و به زور از بغلم کشیدش بیرون.
خواست به سمت خونه ببرتش که آیلا با سرتقی دوباره به سمتم دوید و گفت
_من پیش مامانم میمونم.
آرمین کلافه چنگی میون موهاش زد و نگاه خشمگینش رو به من دوخت.
بازم جای شکرش باقیه که توی این اوضاع آیلا طرفه منو گرفت!
مهرداد به سمت آرمین اومد و دستش و روی شونش قرار داد و جدی گفت
_تو شاید نخوای حرفای من رو بشنوی اما من خیلی حرف برای گفتن دارم که باید بهت بزنم…پس مرد باش بیا بشین تو ماشین تا دو کلام باهم حرف بزنیم…نمی خوام جلوی بچه چیزایی بگم که نباید بشنوه.
آرمین عمیق نگاهی بهش انداخت و بعد از مکث کوتاهی با تکون دادن سرش موافقت کرد.
لبخند محوی زدم…برای اولین بار آرمین داشت به حرف مهرداد گوش میداد.
رو کرد سمت من و خیلی خشک گفت
_برید تو خونه.
و کلیدو به سمتم گرفت.
تند کلیدو ازش گرفتم و همراه با آیلا به سمت خونه قدم برداشتم.

🍁🍁🍁🍁
🆔 @romanman_ir

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫220 دیدگاه ها

  1. جایی برایم
    گوشه ی دلت بگذار!
    جایی که جای هیچکس نیست..
    همان گوشه ی خالی دلت که
    هیچکس پیدایش نمیکند!
    هیچکس…
    آنجارا برای من کنار بگذار…
    -سید علی صالحی

  2. خسته ام..
    نه اینکه کوه کنده باشم ،نه
    فقط مثل کوه پای کسی ایستادم!
    که برای تفریح کوهنوردی میکرد

  3. آیلینننن من به توافتخارمیکنم این دوستامن فقط هندی میبینن ولی پیکی بلایندرز😍😍😍😍دکاروس یه جوری عاشق کیلین مورفی شدم که اصن نگووووسیگارش وای وای چی میشدمن جای گریس بودم هعیی خدا

  4. m2 جان خیلی زیبا بود…
    .
    پلنگ خال خال نیست…
    داغ صد هزار،
    هلاهل سوخته برتن دارد…
    در فراق ماه!!…

  5. آیدین تو مطمئنی تو ایران زندگی میکنی تو که هیچی نمیدونی مال کدوم شهری ؟ که که هم یعنی عَن راحت گفتم راحت متوجه بشی .
    😂😂😂😂

  6. روزی باخود فکر میکردم
    اگر اورا با غریبه ای ببینم….
    دنیا را به آتش میکشم
    اما امروز حتی حاضر نیستم کبریتی روشن کنم
    تا ببینم او کجاست و چه می کند
    -دافنه دوموریه

  7. سایان پیکی بلایندرز خیلی باحاله منم که این چند روز گیر دادم به interstellar میان ستاره ای
    خیلیییی باحاله من فیلم علمی تخیلی و فانتزی زیاد میبینم

  8. سلام بچه خوبین

    یاسی خانم ممنون بابت راهنماییتون

    سجادداداش خوبی چیکارمیکنی خوش میگذره با بیکاری خوش به حالت بیکاری بامن ازبس هی باید برم بیمارستان حالم ازخودم بهم میخوره حالا خوبه بیمارستان ما قرنطینه نیست مگه نه دیوانه میشدم

    ادمین دادا این سایتتو درست کن ادم وقتی میخواد کامنت بذاره باحتما یابالب تاب باشه این طوری ادم اذیت میشه قادردادا درستش ممنون بابت زحماتت

      1. داداش من با گوشی نمیتونم کامنت بزارم، الانم با لپ تاب تو ترمیم نمیتونم کامنت بزارم، اصلا مدل سایت عوض شده، نمیدونم چه طوری بگم…

  9. سلاااام به همه خانومای خوشگل سایت و اقایون امیدوارم حال دلتون خوب و عالی باشه
    ادمین جان شما در چه حالی امیدوارم حالت بهتر از دیروز باشه
    اقا ارتان من تازه پیام شما و قرن ۲۱و عاقل و خوندم دوستان درسته به من هیچ ربطی نداره ولی اینکه بخواید تو کارای هم دیگه دخالت کنید اصلا درست نیس اینکه اون چه غلط املایی داره و اصلا چرا میاد اینجا پست میزاره به خودش ربط داره به نظر من کسی که بخواد تو کار دیگری دخالت کنه حتی اگه به نفع اون یکی باشه کینه و تنفر ایجاد میشه متاسفانه تو این دوره و زمونه خوبی کردن به کسی یعنی بادم شیر بازی کردن هرخوبی یه توانی داره
    بازهم معذرت میخوام فقط نظر شخصی خودمو گفتم ببخشید بااینکه میدونم دخالت کردم امیدوارم منو ببخشید

    1. ممنونم گُلم امیدوارم حال قلبوروح❤👻 شما هم خوب باشه• درمورد بقیه حرفات هم به نظره شخصی من درست غلط املایی گرفتن کارخوب پسندیده و درستی نیست اما اگر یجورایی بامهربونی جواب همدیگر بدیم بد نیست که عزیزم😉😀🤗😁😘 و اینکه خوبی تاوان نداره عزیزم خوبی• خیروبرکت و خوبی میاره اما بازم بستگی به آدَمش داره شایداگر به یه آدم بدظات•عوضی•کلاهبردار•شیاد و•••••••••••••• خوبی بکنیم آره اون میشه سادگی و یجورایی حماقت و خوب نیست به قول شما تاوان هم ممکن داشته باشه اما اگرطرف انسان واقعی باشه😇 خیییلی هم خوب میشه و هیچ مشکلی هم ایجادنمیشه••• بگذریم یه سوال داشتم ازت یک ترانه ای اومده بود تو پست دلبر اُستاد آیا اون شما بودی؟!؟ یا ترانه های دیگه ای هم داریم اینجا••

      1. عزیزدلم متوجه حرفاتون هستم فقط تو این دوره زمونه ادم خوب سخت پیدا میشه شایدم تو دنیای من پیدا نمیشه ۲۱سالمه از کسی خوبی ندیدم خوبی کردم ولی خنجرشو خوردم دیگه نمیشه گف ادم خوبی هم وجود داره این ادما فقط منتظرن ما زمین بخوریم
        عزیزدلم من رمان دلبر استاد نخوندم من یه ترانه دیگه ام

        1. مثل اینکه عزیزم خیییلی رنج و عذاب کشیدی😕😯🤒🤕🤐😳😵😨😖😢 درسته قبول دارم به دلایلی•••••••••••••• خوبی خیییییلی کمترازقبل{قدیمها) شده اماهنوز هم هست گُلم باورکن من از خودم درنمیارم○○○ و اینکه امیدوارم یکی یه شخصی دوستی پیدا بشه روی زخم هات مرحم بزاره ترانه جون• شما انسان خوبی هستی حتمن اشخاص خوب رو هم پیدا میکنی نگران نباش* اما در عین حال ما باید مواظب هم باشیم که به قولی خوبیمون تبدیل نشه به حماقت و برامون دردسر به ارمغان بیاره { به قول یکی از بزرگان که به مردم سفارش میکنن؛ انسانهایی خوب و درستکارو رستگار👼😇🙌🙏🕊 در عین حال زرنگی باشید○○○○○}

        2. معذرت میخوام👐🙏🙅 این سوال میپرسم عزیزم شما همون ترانه ای هستی که میگفت ؛کسی منو تحویل نمیگره••••( جواب سوالهای منو نمیده ) و به من یسری رمان از جمله رئیس مغرورمن و عشق تعصب رو معرفی کرد○○ امیدوارم شما رو با شخص دیگه(منظورم بچه های همین سایت ) اشتباه نگرفته باشم😕 مگرنه اونوقت شرمنده میشم😯😟😓 اگر همون ترانه جون هستی میشه لطفن مثلن یک کلمه ای علامتی چیزی ادامه اِسمت بزاری که من بعدن هم بشناسمت عزیزم مثل؛ آیلین جون۲ که به خودش میگه آیلین جدید

  10. خواهش میکنم هر روز پارت بزارید. چون انگیزمو از دس میدم واسه خوندن. یماه بود سر نزده بودم ب رمانهام. یه هفتس شروع کردم باز منتظرم. خودتون باشید دل زدتون میکنه

        1. سلام داداشی
          ن چه مشکلی ؟؟؟
          داداش نمیدونم کی داری این کامنتو میخونی پنجشنبه که میشه فردا تا کامنتم تایید بشه میشه امروز تولدمههههههههههههه
          ببخشید اونجا نوشتم چهارشنبه اخه از وقتی که تعطیل شدم حساب هفته ها از دستم در رفته خخخ

      1. اااا آزاده چشمم روشن کارت به جایی رسیده دور از چشم من از استاد سجاد هدیه تولد میخوای بیا اونور سیاه و کبودت میکنم😂🤣🤣

  11. من بدبخت مثلااسال دیگه کنکوردارم اصلاهیییچ تواین تعطیلیااصلانمیتونم درس بخونم نمیدونم چمه ولی آیلین حق بده خووقتی ادم به این فکرمیکنه دوروزدیگه ممکنه بمیره حیفش میاددرس بخونه😂این فیلمارودان کنیدخیلییی قشنگن foreste Gomp..مسیرسبز.رستگاری درشائوشنگ.لئون.فناناپذیران.تلقین یاهمونinceptionسریالم پیکی بلایندرز.گیم اف ترونز.وایکینگ ها.بریکینگ بد.خانه کاغذیم فصل جدیدش فروردین میاد😍😍😍گفتم تعطیلات حوصلتون سرنره بای بای

    1. سایان……. عزیزم من همه ی این فیلمارو پنج شیش سال پیش دیدم!!…مسیر سبز و فرستگامپ اووووووووو خیلی قدیمین!!!…. ولی خو فک کنم همشون جزو ده تا فیلم برتر جهانن… اینسپشن هم که دیکابریو عشق منه!!…گیم اف ترونز و بریکینک بد و وایکیینگ هام عااولین…
      خانه کاغذی رو ندیدم ولی تعریفشو زیاد شنیدم، الان میزنم دانلود میشه!!….پیکی بلایندرز همونیه که داستان چنتا سرباز نروژیه؟؟؟.. فک کنم چند قسمتشو دیده باشم اگه اون باشه… ممنون از معرفیت…
      منم به شما سریال لوسیفر و پیشنهاد میکنم…ینی فوق العادست…….

  12. من تواین روزای تعطیلی شدیداکمبودشوهروتوزندگیم حس میکنم😂😂😂اقابه ولله من اینجورییییی نبودم کی مثه من شده😅

    1. بابا شوهرو ول کن دررررس بخون… بعدم از صد گیگ نت رایگان بهره ببر… فرار از زندانو کامل دان کردم بشینم نگاه کنم!!…

      1. وای فای خودم نت داشت،صد گیگم اومد روش
        حالا من چجوری تو یه ماه پونصد گیگو تموم کنم ،تا آخر عمرم حسرت این نتا برام میمونه

        1. آرام غرورو تعصب منظورته؟…. رمانشو خوندم، فیلمشم دیدم. دوتاست، یه غرورو تعصب خالی، یه غرور و تعصب و زامبی… دومیش بهتره چون بازیگراش خوشگل ترن!!…….
          فیلمارم بزن دانلود شه بعد کنکور نگاه میکنی…..

    2. من تو این تعطیلیا ،کمبود پولو حس میکنم .چون واسه درسام ازاین فیلم آموزشیا میخرم.
      بچه ها به نظرتون کنکور عقب میفته؟؟

      1. خب فیلم نبین😐فیلم خیلی وقتتو میگیره 🤕انقد تست بزن تا یاد بگیری😅یکم سخته ولی اخرش خوبه😄چندمی ارام؟

  13. ممنونم از لطفتون همچنین منم خوشبختم اگه میشه که معرفی کنید یا به قول خودمون اصل.‌‌..تا آشنا بشیم

    آزاده جان و زهرا جان خوبین شما؟

  14. بچه ها کیا کتاب بیشعوریو خوندن ؟،توصیه میکنم حتما بخونین ،خودم تا حالا چند بار خوندم!!

            1. بوف کور خیلی سنگینه لامصب!!… دختره رو تیکه تیکه کرد پر کرد تو چمدون.!.. نو چه ارتباطی با اون گرفتی؟؟؟؟!!…

  15. سلام به همه دختر خانما و خواهرای عزیزم اول از همه تشکر میکنم از تموم کسایی که روز مردو تبریک گفتن و لازم میدونم که منم روز جهانی بانوان رو به شما تبریک بگم و ارزو کنم برای روزی که هیچ خانمی از سمت هیچ اقایی یا جامعه ای اسیب نببنه .
    دوما ایلین خانم خیلی از سوالاتون خندم گرفت دستتون درد نکنه خجالت زدمون کردین والا خخخخ
    و بعدش زینب خانم خیلی ممنونم شما لطف دارین افرین یکی از تصاویر که شب موها زمستان شد عالی بود یه غلط املایی هم داشتین زلیخا بود گویا.
    بقیه دوستانم اگر چیزی گفتن و من جواب ندادم عذر میخوام حتما ندیدم
    امیدوارم تنتون سالم و دلتون خوش باشه تو این روزایی که همه سختی میکشن و اینکه الان رو قشر رحمت کش پدر ها خیلی فشاره پس هوای پدرتونا بیشتر داشته باشین تو این شرایط مهر و محبت شما حال دلشونو شاید خوبتر کنه.
    قربانتان مرصاد .
    .

    1. خیلی ممنون آقا مرصاد عالی بودن از خودتونه خخخخ
      منم برای شما آرزوی سلامتی و خوشبختی میکنم

  16. اقا مرصاد عزیز
    به عقیده من اصلا خودتونو خسته نکنید تو بیمارستان ما که همه چالش رقص و این چیزا گزاشتن .هرچی ما میگیم نرید بیرون انگاری با دیواریم .امروز جواب ازمایش ۱۱ نفر توی شیراز که ۱۱ نفرشون توی مهمونی با هم بودن مثبت شد .
    پدرش اومده یقه ما رو گرفته که چرا ماسکو ماده ضد عفونی نمیدین ….خب بگو مرد حسابی بچتو بپا نره مهمونی بیماری بگیره
    یه عده هم که در حد دیپلم هستن میان زیر پستامونو نطر میدن که فلان وبهمان .
    طرف اومده میگه من پزشکم ولی از رادیو اکتیو بهمون نگفتن یکی بهش بگه اخه ادم حسابی پزشکی هسته ایی ینی چی
    یکم حداقل بزن تو سایت پزشکی هسته ایی چی هست تا بفهمی چی میگم بعد بیا تز بده که من عله من بلع
    ببخشید خیلی حرف زدم مردم اعصاب واسه ادم نمیزارن
    اخه ادم بدش میاد که یه عده…بیان بگن تو که از صبح داری تندتند ویزیت میکنی .اینهمه درس خوندی زحمت کشیدی هیچی .
    امروز کلا ما تمام وقت داشتیم جواب پدر مادرا رو پس میدادیم و جواب دعوا و جنگاشونو میدیم

    1. میدونم اقا ارتان درکت میکنمبازم خدا صبرت بده من فقط یک روز توی اون محیط بودم هنوز اعصابم خرده و درک نمیکنم اون خانواده های بیفکریو که راه افتادن برن مسافرت به قول امیر کبیر مملکت نه شاه دانا میخواهد و نه وزیر دانا ففط مردمی دانا میخواهد….

  17. هه
    لابدتوپارت بعدم امیر از لاله میخواد عقد دائمش بشه که دس از سر خانوادش برداره !!!
    .
    .
    همچنان حرفای تکراری…

  18. آزاده جون و ترانه جون من قسمت/پارت/ قبلی جوابتون دادم اِشتباهی• میبخشید😥😯😕
    و اینکه دوباره تششکر میکنم از مدیر عزیز بخاطر تصاویر زیبا😘

    1. نیوشا جان من باید شما رو به بابام معرفی کنم !!… اونم مثله شما عاشق فیلمای قدیمیه… ازین سیاه سفیدا !!.. تازه فیلم هندی هم دوست داره…

      1. وااای نگووو🤗😇 سلطان قلبها😍😘 من هم گریه کردم😖😢😭 تایتانیک🛳🛥⛴🚢 و••••••••• من به غیر فیلمهای بالیوود عاشق سریالهاشون هم هستم😉😀😁😃😄😅😆😁😂

        1. ببین واسه شما شبیه دختراست چون اولین بارتونه میبینید
          اگه دقت کنید میبینید راحت می تونید تشخیص بدین

            1. ابتدا شما خط اولو بخون
              اصلا شبیه هم باشن مگه نونشو شما میدی ؟؟؟؟؟؟؟
              مثلا خودت میخوای بگی شبیه مرداییی سیبیلو خخخخخ
              شوخی کردم به دل نگیر

        2. بچه ها شما از کُره ای ها بدتون میاد لطفن 🙌 الکی نگید چرا اینا دختر پسراشون باهم فرق ندارن مگه اینا رو تو فیلم•سریالهاشون ندیدید؟!؟! حتی اگر هم ممکن اندک بعضی ها هنوز م•ا•ه•و•ار•ه نداشته باشن و فیلم• سریالهایی که اونجا پخش شده رو ندیده باشن و ترانه آهنگهاشون رو هم نشنیده باشن فیلم•سریالهای کُره ای تو: صداوسیما هم نشون میداد* دیگه نمیتونید بگید مثلن جواهری در قصر و اَفسانه جمونگ و امپراطور دریا و بادها و افسانه خورشیدوماه و دونگی و اییسان و متشکرم و وضعیت اضطراری و•••••••••• رو ندیدیم که من اصلن باورم نمیشه😕😯🤐😔

          1. درسته(قبلن هم گفته بودم) یکی از گروه ها به دخترهای ایرانی متلک انداختن اما بیایید ما اونطوری نباشیم خواهش میکنم🙏 دوستان عزیزم😘

            1. من طرفدار کره ای ها نیستم اصلا و ابدنننن!
              ولی دیگه ناموسن دختراشونو میشه از پسراشون تشخیص داد راحت!
              پسرای اینا چون تیپ و قیافشون با پسرای بقیه ی کشورا فرق داره ما فک می کنیم دخترن:||||||

  19. وایییییی
    ادمین دوست دارم لعنتی
    عکس کریس وو و سوهو رو گذاشتی
    عاشقتم ادمین اصلا خاک زیر پاتم

  20. آرتان عزیز اصلن مشکلی نیس چتوری اذیت بنویسی الان نظام آموزشی میگه بچه با هر حروفی نوشت کلمشو درسته قبلن ما مینوشتیم طوفان الان میگن توفانم میتونن بنویسن غلط املایی نگیرین بچه کل املاش غلطم باشه ما میبا بنویسم قشنگم دختر یا پسر گلم!!!زیاد ب خودتون سخت ندید برا نوشتن کلمات هرچی دم دستتون اومد بنویسین

    1. . در ضمن من برای مقام الانم زحمت کشیدم پس دلیلی نمیبینم که بخوام به همکارام یا به قول قرن ۲۱ به پرستارا توهین کنم

      1. ا پس شیراز هم هستید :)چقدر خوب. میشه لطفااسم و فامیل خودتون و بیمارستانی که شما پزشکشین رو لطف بفرمایین:)

      1. لازم نیست غلط املایی بگیری خودت درست بنویس جناب… بعدم اینکه بله من فعلا بخاطر تعطیل شدن دانشگاه بیکارم… ولی انگار شما خیلی بیکارتر از منی اون بالا جوابی که دادی خیلی طولانی بود و با عرض پوزش نخوندمش حوصلم نکشید…. درضمن غلط املایی خیلی مورد توجه من نبود… از یه رتبه سه رقمی بعیده نتونه مقصود جمله رو بگیره😉😉

      1. خخخخ امی عزیز خوش امدی
        معلومه ازون آتیش پاره هایی خودت حرف میزنی خودت جواب میدی خخ
        چغلیه منو عروسمم ک میکنی:/

    1. اگه منظورت این سایت باشه منم با گوشی خودم اومد یکمی فرق کرده بود عجیب شده بود دیگه نمیشود زیر نظربچه ها پاسخ گذاشت• اما الان با تبلت اومدم خوب شود••• آیلین جون شما هم دستگاهت عوض کن مثلن به جای گوشی از تبلت یا کامپیوتر استفاده کن شاید مثل من مشکلت رفع شود قسمت قبل درمورد دوستت گفته بودی من هم همونجا جوابت دادم فکرنمیکردم به این زودی /پارت•قسمت/ جدید بیاد دوباره غافلگیر شدم

  21. ماه مرا منع می کرد
    آسمان اشک می ریخت
    ابر ها جیغ می‌کشیدند
    درخت ها پیچ و تاب می خوردند
    اما نمی توانستند مرا متقاعد کنند
    من باید می رفتم
    چشمانم را به روی صحنه ی‌ زندگی می بندم
    چرا همه داد می زدند ؟
    مگر چکار کرده بودم ؟
    چرا در اتاق را می زدند ؟
    مگر چکار کرده بودم ؟
    تمام شدن زندگی من به کسی مربوط نبود
    اینجا چیزی برای دیدن نیست
    برید … .
    دکاروس

      1. خخخ لطف داری شما چرا نوشتم تاااااا دلت بخواد ولی فعلا یه کتاب در حال تایپ دارم اون باید کامل بشه … اگه دوست داری برات میگم خلاصه اش چیه

          1. چه خوب
            این کتاب مخلوط گذشته و آینده ، پر از توصیف و احساس و رقص باله ژانرش کلاسیکه
            رمان نیست چون من نمیتونم اگه بخوام رمان بنویسم نصفه ول می کنم اما یه کتاب حدود ۵۰۰ صفحه اس
            قسمتی از کتاب :
            دیوانه می شوم در نگاه او
            نگاهش مثل یک جنگل بود آری … جنگلی وحشی
            پر از حیوانات درنده که شکار می کردند
            آن ها مرا شکار می کردند
            نمی گذاشتند من به چیز دیگری خیره شوم
            من در بند قفس چشمان وحشی اش حبس شدم
            مثل جنگل نارنیا
            همانقدر وحشی و جادویی
            شاید خواستم با رقص باله
            ظرافت چشمانش را نظر کنم …
            ( رمانش عاشقانه نیست )

        1. ووووووو دکاروس ایول!
          دمت بخار آتشین دودزا!
          عاشقتمم باو!
          عالیییییییییییییییییییییییی

  22. قرن ۲۱ خانم یا اقای قضاوت کننده پاسختون رو پارت قبل دادم در ضمن علت غلط املایی ازیت هم مشکل از کیبورد بود نه بنده

    1. حالا من کاری ندارما 😂 ولی من یکی از دوستام پرستاره شیفتشون۱۶ساعته اتفاقا تو بخش قرنطینه هم هستش ولی چن روزه حتی واتساپش رو چک نکرده 😅😅اونقد خسته میشه که مادرش میگفت تکیه میده به دیوار تا بخابه:/حالا این که شما انقد روحیتون خوبه که بعدشم بیایی هم رمان بخونی هم کامنتا و هم جواب بدی جای تحسین داره واقا افرین😂😂😂😐

      1. من هر کاری رو به جای خودش انجام میدم در ضمن پرستار نیستم ک بخوام مث پرستار باشم
        من وقتایی که نمیتونم بخوابم کار ها یمتفرقه انجام میدم در ضمن برا یانجام کار های شخصی که نیاز به اجازه ندارم . در این شرایط هر کسی یه جور یهست یکی مث دوست شما یکی مث من من فقط روحیه میدم و در شاد کردن بچه ها همه کار میکنم . در ضمن ما به اندازه لازم کادرمون کامل و فول هست که نخوابیم و بیدار باشیم

        1. سلام و خسته نباشید
          میشه ازتون خواهش کنم رمان صیغه ی پنج ساله ی من رو بذارید
          یه مدت دنبال کننده اش بودم ولی نصفه کاره موند و دیگه ادامه اش ندادن

      2. پرستار با پزشک خیلی فرق داره
        زحمات پرستار دوبرابر پزشک هست جهت اطلاع
        وقتی با داشتن برنامه ریزی میتونم به روزمرگی هام هم برسم چرا که نه .چرا فقط بخوابم
        عزر میخوام ولی دوست شما گویا خیلی خودشو باخته اینجور یبه خودش صدمه میزنه . این بیماری در مقابل بیماری های دیگه هیچ هست .برای خوابیدن هم تا وقتی میتونن توی اتاق خودشون توی تایم اسراحت بخوابند چرا به خودشون زجر بدن
        ما فقط ۱۰ ساعت از ۲۴ ساعت ازادیم نصفش رو میخوابیم بقیش رو یکی به خانوادش سر میزنه یکی رمان میخونه نمی دونم این چه مشکلی داره

        1. کلی حرف هست ولی…..بیخیال باشه تو راس نیگی افرین به این روحیه😁فقط یه چیزی شما الان ترم چندی؟

      3. احتمالا مادر دوستت یه خالیی ،چیزی بسته برات ،وگرنه اون پرستارایی که ما دیدیم ،هم میرقصن ،هم چت میکنن ،هم لایو میگرن…کامنت گذاشتن که زمانی نمیگیره
        به چشمات بیشتر اعنماد کن تا گوشات!!!

        1. ارام جان من با این دوستم رابطه نزدیکی دارم .و مطمینم دروغ نمیگه .چون اصلا دلیلی هم وجود نداره:)شمام بهتره فقط این فیلمای رقصو لایو و استوریارو نبینی خودشون خیلی داغونن ولی روحیه دادن و عشق ورزیدن جزئی از وجودشون شده:))

    2. ارتان جان من واقعا از قضاوت کردن خوشم نمیاد ولی من که یه سر قرنطینه رو دیدم تا دوروز حتی حال و حوصله خودمم نداشتم ! برای منم یکم عجیب بود این روحیه شما البته که انشاالله همیشگی باشه و مستدام

      1. به نظرم این بحث کاملا بیفایدس اگر اقا ارتان پزشک نباشن که نه اسیبی به ما میزنن نه چیزی از ما کم میشه ولی اگر واقعا تو این شرایط سخت جزو کادر درمان باشن با این بحثا فقطاعصاب خوردی پیش میاد

  23. سلام من تازه اومدم تو این سایت تازه فعالیت میکنم کسی رو نمیشناسم بجز دو نفر که قبلا آشنا شدم باهاشون گفتم حالا اگه اجازه هست من به جمتون اضافه بشم…اگه که میشه؟!!

      1. خخخخ رفتن پشتو علوم:/
        هردو شوخ ، غیر قابل کنترل دگه باهم تلی پاتی دارن
        دلمان برایتان تنگ شده میشود بیایین!

        1. آره به آقا مرصاد زنگیدم گفتم کجا بیام قد رعنا تو ببینم دهه ی ۷۶ ای گفت بیا اینجا رفتم باهم…یه قول و دو قول بازی کردیم بعدش….آقا آرتان اومد یه دونه جیگری خوابوند پس کله ی مرصاد بعدش….خودش اومد باهام بازی کرد
          این ها همش اثر رمان خوندنه😂😂😂😂😂😂
          سلام بر همگی
          میبینم بدون من کامنت نمیزارید
          😎😎😎

            1. والا منکه میدونی قبرستون
              اه یاسی کجاست؟؟؟؟
              میخواستم یه ذره اسکل بازی کنیم!!!
              هی یو یاسی بیا بیا بیا بیا
              آیلین تو خوبی؟؟؟؟
              خواهرا بقیه خوبید؟

    1. ای بدم میاد از لیلی فقط دوست دارم درباره هانا و آرمین بخونم این داستان لیلی رو باید جدا می نوشت نویسنده

  24. الهی جیز جیگر بگیری لیلی!چرا انقدر داره کش میاد اونم کش بیخود!نویسنده یه کم خلاقیت همه اش شده تکرار تکرار……

    1. عزیزم اصفانیی؟ آخه فقط ما اصفانیا میگیم جِز جیگر بیگیری. دوستان اِصفانی میدونم من چی میگم ما کلا یه سری اصطلاحات خاص به کار میبریم که هیشکی به جز خودمون نمیفهمه یه بار توی جنوب توی یکی از مغازه ها گفتم پولکی دارید نمی دونست حتی گز هم تا حالا نخورده بودند بعد من فک میکردم گز یکی از رسومات ایرانیا واسه عیده

        1. من خودم به شخصه تمام مغازه های گز فروشی اصفهانو در اختیار دارم اگه یه روز گز نخورم روزم شب نمیشه . راستی دوستان یه سوال واسم پیش اومده بود اینکه من توی چنتا از شهر های ایران وقتی ازم ساعت پرسیدند گفتم مثلا ساعت پنج ربع کمه ولی متوجه نمی شدند در صورتی که منظورم همون ساعت چهار و چهل و پنج دقیقه بوده .

          حتی بعضیا “که که” رو هم نمیدونستم یعنی چی

            1. آیدین تو مطمئنی تو ایران زندگی میکنی تو که هیچی نمیدونی مال کدوم شهری ؟ که که هم یعنی عَن راحت گفتم راحت متوجه بشی .
              😂😂😂😂

          1. ما هم ميگيم ربع كم من جنوبيم جزيره قشم شايد بعضيا ندونن پولكى چيه اما ما هم يه چيزايي داريم كه رو دست گز و پولكي شما زده مثل حلقه اي و نُون تموشي سوراخ مهياوه و…

          2. منم خوزستانیم هم میدونم پولکی چیه هم ساعتواین فرمی میگم ایلین جون که که هم ینی🎁‼🇿شایداینجوری بهترمتوجه شی مثلا که که خوری نکن

      1. عاطفه منم جنوبیم ولی میدونم جیز جگرچیه هسته مایم تو اصطلاحاتمون داریم
        اما بندرعباس ی نون دارن محیاوه اگه درست نوشته باشم ترانه باید درموردش حرف بزنه فوق العاده س
        کرمانم زیره،کلمپه،قاووت …. سوغاتیاشه
        خخخ سوغات فق مختص همون استانه دگه واسه کل کشور نیس

        1. منم جنوبم مرجان جان مهياوه رو دوس دارم و سوراخ هم خيلي خوشمزست مخصوصا با نُون تموشي و؟😂

          1. منم که شیرازیم هم ساعتو اونجوری میگیم هم جز جیگرو شنیده بودم ولی که که رو نشنیده بودم. گز هم اصلا نمیتونم باور کنم یکی نخورده باشه.

      2. دقیقا کجای شیراز رفتید:/ من هم میدونم جز جیگر چیه هم گز هم پولکی😐 شیرازی نیستم ولی نزدیکم

      3. شیرازیا هم از این اصطلاح استفاده میکنن
        من شیرازیم این اصطلاح رو زیاد از اطرافیانم شنیدم

      4. ما کرمانی ها هم میگیم جز جگر، البته همراه عصبانیت فراوان که دلت میخواد سر به تن طرف نباشه

        1. من جمله عصبانیتم اینه: کپه اوغلو شابان!!… معادل فارسیشو هرچی فکر میکنم نمیدونم چیه؟؟!..

    1. خخخخ قرن۲۱ من دیگه حرص نمیخورم فقط میخندم😂😂😂وای خدا این مجازی رو نگیر از بنده هات 😂😂

        1. درسا عالین سلام دارن خدمتت😄ینی از وقتی تدریس معلمارو ندارما کلی جلو افتادم😐کاش باز نشه اصلا مدرسه😅😅خودت چطوری قشنگ یه ترم عقب افتادیا از دماغتون درمیارن برین دانشگاه😐

          1. معلومه جلو میوفتی… تایم مدرسه هم تو خونه ای😄منم که دارم دیوونه میشم تو خونه… دانشگاه خیلی خوبه خدایی می ارزه به دوصفحه درس خوندن..

            1. اوهوم دختر داره منظورت اینه دیگه
              قرن ۲۱ تو کدوم شهر دانشگاه میری؟؟؟؟؟؟
              شماها چکاره ی همید؟؟؟؟
              عاقل،سوگولیه قادر چندسالته؟؟؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کدبازان