codebazan

رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۹۱

 

#لیلی

ماه ها از اومدنم به اینجا می گذشت باورم نمی‌شد که عادت کرده بودم به زندگی کنار این مرد..
به پیگیری هاش و حساسیتهاش..
به دوست داشتن های بیش از حدش به نگرانی‌های صبح تا شبش و به شب بیداری هاو
بالای سرم نشستناش برای اینکه اتفاقی برای من نیفته.

تمام این کار را انجام می‌داد و من هر روز به این فکر میکردم شاید بهتر بود از اول عاشقی این ادم می شدم.

تمام عشقی که نثار من می کرد بیش از اندازه بود اینقدر زیاد بود که حتی خودم باورم نمیشد تنها مشکلی که وجود داشت گذشته تلخی بود که از پس این خوبی هاش همیشه دنبالمون بود.
کاری که امیر توش بود ….
میخواستم توی فرصت مناسب باهاش در مورد کارش حرف بزنم اینکه باید کارش رو کنار بذاره و یک کار درست حسابی داشته باشه نمیتونستم تحمل کنم کسی که پدر بچه منه دختر های بی گناه و خرید و فروش می کنه.

توی این مدت خیلی تغییر کرده بود رفتارش کاراش حنیی حرف زدنش با زیر دستاش.
این تغییرات کاملاً می‌دیدم احساس می کردم دیگه وقتشه که ازش بخوام کارش رو بذاره کنار اگر می خواست که من و پسرم کنارش بمونیم باید همین کارومی‌کرد .
شرطم برای اینکه تا ابد بتونم کنارش دوام بیارم این بود.
میدونم بی انصافی بود اگرمیگفتم این آدم برام هیچ ارزشی نداره بعد از این همه محبت که نثارم می کرد حتی اگر دلمم نمی خواست پیشش باشم باید کنارش میموندم این همه بی تابی هاش برای به دنیا اومدن بچه…
این همه آرزوها و خیالاتی که توی سرش داشت؛ برنامه هایی که چیده بود برای اومدن پسرش انصاف نبود به هم بریزمشون و از اینجا برم.

همین که کسایی که برام مهم بودن؛ خانواده‌ام تو ایران توی آرامش داشتن زندگی می‌کردن کافی بود برام.
از وقتی که فهمیده بود بچمون پسره اخم ک تخم کرده بود اما از فردای اونروز اینقدر کلمه پسرم به زبون آورده بود که دیگه خودش هم خنده‌اش می‌گرفت و باورش نمیشد انقدر داره برای دیدن پسرش عجله میکنه و لحظه هارو میشماره.

ماه آخر بارداریم بود و دیگه قرار بود امروز و فردا به دنیا بیاد و من از این همه فشار عشق و علاقه که به خاطر بارداریم روم بود خلاص بشم.

واقعا دیگه برام خسته کننده شده بود اینکه روی تخت بمونم و تکون نخورم

چاق شده بودم به خاطر بی تحرکی امیر انگار اصلا اینا رو نمی دید وقتی می گفتم خیلی بیریخت شدم عصبانی میشد میگفت
_ از این حرف‌ها نزن تو ملکه ای و ملکه همیشه توی اوج میمونم

میگفتم یه نگاه به من بنداز ؛ریخت منو نمیبینی ؟
جوابش فقط بوسه بود و می‌گفت: _من سلول به سلول وجود تو رو میپرستم دوسش دارم هیچ برام فرقی نمی کنه که ۱۲۰ کیلو باشی یا ۵۰ کیلو پس از این چرتو پرتا نگو…

از فکر کردن به حرفاشو کاراش ناخودآگاه لبخندی روی لبم نشسته بود که خودم از دیدنش تعجب کردم دیگه داشتم به کارش لبخند میزدم وبا فکر کردن بهش میخندیدم .

وقتی در اتاق باز شد طبق معمول امیر وارد اتاق شد از فکر و خیال بیرون اومدم چشم بهش دوختم.

_ سلام خانم خوشگل من
خوبی؟
ببخش که یکی دوساعت تنهات گذاشتم یه کاری بود که باید خودم رسیدگی می کردم.

متحیر بهش نگاه کردم
فقط دو ساعت رفتی تو این دو ساعتم چه اتفاقی برام نیفتاده… ببین؟
میتونی بری بیرونو چند ساعتم منوتنهابزاری تا نفس بکشم.
نباید که بشینی کنار من نگهبانی بدی
شبا که نمیخوابی روزام فقط کنار منی من نمیدونم الان چطوری سرپایی؟
کنارم روی تخت نشسته بود دستمو تو دستش گرفته بود با اون یکی دستش شکممو لمس کرد و گفت:

_ به خاطر تو و پسرمونه که سرپام احساس خستگی نمی کنم.

بهترین موقعیت بود تا در مورد کارش باهاش حرف بزنم برای همین بهش گفتم
باید در مورد یه چیزی با هم صحبت کنیم
سریع نگران شد
_ اتفاق می‌افتاده؟
ناراحتی ؟
دستشو لمس کردم و گفتم

یه چیزی اذیتم میکنه …

_فقط تو آروم سرحال باش و بگو چی شده من کل دنیارو بهم میریزم برات.
زمزمه کردم
چیزی که منو اذیت میکنه و آزار میده کار توعه
من نمیتونم با کسی که کارش معامله ی دخترای بی گناه زندگی کنم نمیتونم قبول کنم پدر بچه ام پدر پسرم تو کاریه که دخترای بد بخت مردم را می‌فروشند و ازشون عروسک جنسی میسازن.
میترسم پسرم وقتی که بزرگ شد مثل تو بشه و من باید بمیرم اون روز.
این آزارم میده می خوام این کار رو بذاری کنار.
من حتی میتونم اگر یه آدم معمولی باشیم کنارت توی خونه صد متری زندگی کنم به جای این ویلای ۵۰۰۰ متری اما نمیتونم کنار آدمی نفس بکشم کا توی این کاراس.
انگار که انتظار این حرف ها مو داشت…

#لیلی

خیلی ریلکس شکمم رو با دستش نوازش کرد و گفت:
_از وقتی که توی زندگی من اومدی خیلی تغییرات توی وجودم به وجود آوردی.
وقتی خبر می‌دادند یه سری دختر آوردن برای رفتن و رسیدگی به کاراش دودل می‌شدم حس بدی پیدا می‌کردم چون توی زندگیم بودی با خودم می گفتم منم یه زن دارم یه دختر جوون و خوشگل اگه کسی با من اینکارو بکنه من چیکار باید بکنم؟
خیلی وقت بود به این فکر می کردم که از این سازمان و این برنامه‌ها بکشم کنار .
اما نمی‌تونم این آسونیا نیست وقتی کسی بخواد خودشو کنار بکشه میشه یه مهره سوخته که به دردشون نمیخوره اما از همه چیزه کارو آدم هایی که تو این کار هستن و کارایی که می کنن با خبره…
و این یعنی خطر براشون.

می فهمیدم منظورش چیه منظورش این بود که ممکنه اگه وقتی پاپس بکشه بهش از پشت خنجر بزنند نگران شدم نگران حرفی که زدم و خواسته ای که ازش داشتم اما اون صورتشو بهم نزدیک تر کرد کوتاه و عمیق منوبوسید گفت:
_امام من ترسی از چیزی ندارم تو میخوای من کنار بکشم قبول می کنم!
به خاطر رضایت تو هرکاری می کنم به قول تو نمیخوام پسرم هیچ وقت بفهمه من قبلا توچه کاری وبودم چه کرده بودم .
این حرفاش بی اندازه حالم خوب کرده بود ترجیح می‌دادم کنار مردی زندگی کنم که تو این کارها دستی نداشته باشه حتی اگه گذشته‌اش وحشتناک باشه تا اینکه با مردی زندگی کنم که وقتی میاد پیش من از پیش دختر هایی میاد که دارند تبدیل میشن به عروسک جنسی و می فروشنشون.
چشمام انگار خندیده بود که لبخند زد بغلم کرد و منو به خودش فشار داد و گفت
_همیشه بخند وقتی تو حالت خوبه دنیا بخواد توروی من وایسته از پسشون بر میام چون تورو دارم.

این روزا کمتر به آرش و گذشته فکر میکردم خودم قبول بودم که باید به خاطر پسرم اینجا و کنار این مرد زندگی کنم این تقدیر و سرنوشت من بود و نمی تونستم هیچ کاری برای تغییرش انجام بدم اگر میخواستم منصفانه حرف بزنم امیر بی اندازه عشق بهم میداد طوری که حتی خودم گاهی اوقات خسته می شدم از این همه عشق و محبت.

بدون هیچ چشم داشتی این کارو میکرد از من انتظار نداشت که بهش بگم دوسش دارم از من انتظار نداشت که کاری بکنم و علاقه ای بهش نشون بدم فقط و فقط خودش بود عشق بی اندازه اش.
با صدای امیر از فکر بیرون اومدم و دوباره بهش نگاه کردم
_به چی فکر می کنی کی ؟

ِمِن مِن کردم و گفتم دیدم اما اگه بخوای این کارو بکنی اگه اتفاقی برات بیفته چی؟

لبخند دندون نمایی زد و گفت:
_ من که میدونم حتی اگه بمیرم تو ناراحت نمیشی پس مشکل من نیستم مشکل خودتو پسرمونه .

از این حرفی که زد شرمنده شدم .
از اما مثل چیزی که میگفت نبود امیر هم برای من مهم شده بود چون پدر بچه ام بود نمیخواستم اتفاقی براش بیفته.
ناراحت رو بهش گفتم:
چرا این فکر می کنی که من راضی ام اتفاقی برای توبیفته؟
به خاطر پسرمم که شده نمیخوام هیچ اتفاقی برای تو بیفته.
می خوام پسرم کنار هر دوتامون بزرگ بشه.

مکث کرد و گفت
_سعی می‌کنم این حرف تو باور کنم اما بهت قول میدم من جونم و پایین بازی میذارم اما نمی ذارم تو پسرم کوچکترین صدمه‌ای ببینید شما خط قرمزهای منین و هیچ کس نمیتونه از خط قرمز من رد بشه حتی اگه کل دنیا با هم دست به یکی کنن.

به کمک امیر از روی تخت بلند شدم و چند قدمی تو اتاق راه رفتم به قدری یه جا نشسته بودم و تکون نخورده بودم که احساس می‌کردم مثل یک وزنه هزار کیلویی ام با تشر به امیر
گفتم توروخدا ببین چیکارم کردی کل دکترهایی که پیششون رفتیم گفتن باید راه بری تا زایمان راحت تری داشته باشی اما تو نذاشتی من قدم از قدم بردارم و الان شدم مثل یک بشکه

آروم خندید و گفت :
بشکه باشی یا یه دختره خیلی لاغر برای من فرقی نمیکنه عزیز دلم تو برای من خوشگلی .

متحیر سرم و تکون دادم گفتم
من چی دارم میگم تو چی داری میگی!
من میگم زایمان راحت …
الان به نظرت من با این همه گوشت و چربی که دورو برم گرفته میتونم راحت زایمان کنم؟

نگران کنارم ایستاد و گفت:
این یعنی قرار را اذیت بشی؟

اشاره ای به خودم کردم گفتم خودت چی فکر می کنی ؟
فکر نکنم بتونم انجامش بدم خیلی میترسم.

وقتی حرف میزدم بیشتر از من میترسید دستمو گرفت و گفت

_ خوب یه کاری می کنیم من میگم جراحیش کن بچه با جراحی به دنیابیاد‌..
اما نمیتونم نه طاقت ندارم با چاقو و شکم تو ببرن.
مات بهش نگاه میکردم کلافه تو اتاق راه میرفت
_ گفت من باید چیکار کنم؟
بازوشوکشیدم و گفتم
چه خبرته حالا که اتفاقی نیفتاده اگه نشه دکتر خودش میدونه چیکار کنه لازم باشه جراحی هم می کنن‌..
با چشمای نگران بهم خیره شد

_ یعنی باید شکمت و ببرن؟
من نمیتونم تحمل کنم….

🍁🍁
🆔 @romanman_ir

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫536 دیدگاه ها

  1. سلام بر خانم های رمان دونی وداداش قادر خودم خوبین
    دادا قادر فهمیدم قصد زن گرفتن داری ؟
    یاسی خانم شما خوب حرف از زیر زبون داداقادر کشیدی بیرون قدش و ماشینشو

  2. ادمین؟؟ چرا تو یکی‌ از پارت های قبل جوابمو ندادی؟؟

    گفتم که میشه رمان ارباب خشن و هات من رو تو سایت بذاری؟؟
    😒😒😒

  3. بچه ها راسته که میگن رمان اخراشه؟؟؟ نویسنده جون لطفا چند تا کار برامون بکن.
    ۱.اینکه ثابت بشه بچه ی ارش مال خودش نیست
    ۲.امیر و لیلی با خوشی با هم زندگی‌ کنن و امیر خیلی‌ راحت از کارش‌ کنار بکشه
    ۳.هانا و ارمین با خوشی با هم زندگی کنن
    ۴.ارش عاشق یه دختر دیگه بشه و باهاش ازدواج کنه

  4. داداش ادمین میشه اطفا جواب منم بدین؟ من چ جوری میتونم پروفایلم رو تغییر بدم؟ بعد عکسی ک میذارم چپکی میشه باید چیکارش بکنم؟

  5. ادمیننننننننن
    باز چی شده سایت قاطی کرده
    کامنتا هیچکدوم بالا نیومده فقط یدرته کامنت که اونم مال هاناس
    پایینش نوشته دیدگاه های کهنه تر میزنم روش ولی هیچی بالا نمیاد
    رسیدگی لدفن😐😕

        1. ووواااای بچع ها موهام رنگ کردم دارم ذوق مرگ میشم😂😂
          خعلی حال میدع😂😅❤😍
          چن بچم مامانم اجاز نمداد ک خالم راضیش کرد رنگ کنم اخ جووننن

      1. ادمین این عکس گل دیگه چیه
        بابا همونی که نوشته بود ادمین قشنگ تره
        با شخصیتت میسازه
        اول من اسمتو آیلین خوندم گفتم آیلین انقدر مشهور شده ؟؟؟.

      2. وااااای ادمین خدا نکشت ، چه عکسی گذاشتی واسه پروف تلگرامت😉
        خیلی باحال شدی 😉
        .
        .
        .
        دخترااااا برین پروف ادمینو نگاا کنین 😊

                1. ایلین هرچی نگاه میکنم روی مبل عکسی نگرفته؟؟؟؟؟؟
                  یاسییییی نکنه این همه مدت عکس یکی دیگه رو نگاه میکردیم🙁😂😂😂😂
                  ولی نه تمام مشخصاتی که گفته بودیم درسته نگران نباش

                2. نهههههههههههههههههههههه
                  نگو ایلین
                  نگو این همه مدت اینیکه نگاه میکردیم ادمین نبودش 😭
                  ادمین پیرهن طوسی خودتی دیگه ، شلوار مشکی ، کفش عسلی
                  جااان عزیزت بگو که خودتی یا نه ☹

            1. یا ابلفضل!
              اینایی که شما میگین من ندیدم!…
              ادمین ینی اونی که رو مبل نشسته خودت نیستی؟؟؟؟؟؟؟؟
              یا با پفک و هایپ عکس انداخته بود؟؟؟؟

    1. بچها اهنگ خوب معرفی کنید پاپ باشه اروم باشه زیاد شاد نباشه ولی دپ هم نباشه مال این شکست خورده های عشقی نباشه……
      .یچیزی تو مایه های علی یاسینی
      .
      .
      سفارش دادم برام بسازین😹😹

    2. سلام یاسی جون یا ایلین عکس ادمینو بزارین پروفتون ببینمش..😳😳😞
      ن نگین دیگ بزااارینن…
      یا ایدیشو بدین😂😂
      نگین چقد پروعم کنجکاوم😂😂

        1. من که نمیتونم بگیرم
          خخخخخخخخ مشکله دیگه پیش میاد عادیه
          وای نفس فک کنم دهنمون خشک لبامون پوست پوست شده و با رمان دونی افطار کنیم

            1. نفسی نمیخوام نصیحت کنما ولی روزه واجب تره از امتحانا بود من که صب میرفتم امتحان میدادم تا عصر میخوابیدم بعد افطار امتحانای فردا رو میخونم.
              .
              .
              .ولی شماها از یه طرف شانس اوردینا ماه رمضون کم کم طاره میاد تو زمستون شماها فقط سال بعدیو دارین
              من باید دوسال تو مدرسه و امتحانا روزه بگیرم😿😿😿😿

        2. ابجی اینجور نیست ولی خوب هر کسی ی جوری من الان درس میخونم کلاسامم هست.‌ادامه رمانم دارم مینویسم .تازه خواهرم هست باید بعضی وقتا ازش نگهداری کنم و کمکم مامانم میکنم توی کارای خونه…البته خدا خودش کمک میکنه

      1. یاسی معلومه چه شکلیه دیگه…
        کلا پوستش سفیده
        بور و طلایی هم هست
        رنگ چشماشم روشنه….
        قدشم بخواد به داداشمون بخوره بین ۱۷۲ تا ۱۷۵….
        پولدارم که هست…

            1. ادمین تو که پسر بدی نبودی ؟؟
              تو پسر خوبی بودی
              خوشگل بودی
              مودب بودی
              شوخ بودی
              محترم بودی
              حالا چرا جوابمو نمیدی
              بابا جون عزیزت یه چیزی بگو دیگه 😭

                1. بگو دختره اسمش چیه
                  خوشگله ؟؟
                  اینو بگو دیگه لال بشم اگه چیزی بپرسم
                  نگی اره یا نه ها
                  قشنگ توصیفش کن 🤗
                  جون عزیزت جون همونی کی میخوایش بگو دیگه 🙁
                  مغزم داره ارور میده
                  از دیشب اسم های مختلف و قیافه های مختلفو بجا زنت تصور کردم ببینم بهم میاید یا نه 😓

      1. اره اینجوری همه چی تو همه 😢صبح حال نداشتم برم بالا پایین کنم کامنت ها رو گفتم خوب شده ادمین لطفا زودتر برش گردون به حالت قبلی 🙏😊 

  6. هانایی قدم ۱۷۱..ادمین این دیگه تهشهقسمت ورود رو اوردی همین بغل .!!!دارم از ذوق سکته سوم هم میزنمبعد میگن جوان ناکام بر اثر ذوق زیاد دار فانی را وداع گفتندی

            1. آرام جون سلام
              دست خوش
              دختر باس کوتاه و ریزه میزه باشه تو بغل جاشه
              من ی دوست دارم ۱۷۶ قشنگ تو بغلش گمم
              این خوبه😎😎😎😎😎😎

    1. عه راس میگی
      یاسی و هانایی تو کلاس من قد بلند تر از همم ولی از لحاظ سنی از همه کوچیکترم انقده مظلوم واقع شدم
      حالا که دو تا قد بلند اینجا پیدا کردم بسیار خشنود شدندی

  7. سلام دخترا خوبین؟ خوشین؟ چخبرا؟…عه فک کردم علوم انسانی نیست اینجا چندمین گلم؟…ادمین پریسا درست میگه الان خیلی رو اعصاب تره همون جوری بهتر بود 

  8. نه ادمین همونطوری کن خیلی بده 😭😭😭😭هانا من و ستایش و آزاده علوم انسانی هستیم یاسی ادمین خیلی وقته زن گرفته خبر نداری؟؟؟!!!!

    1. پریسا کجا بده الات راحت من پیام جدید تو رو دیدم کم کم بش عادت میکنیم…من خودمما فقط حال نداشتم برم دوباره قسمت ورود 

  9. وااااااو  دارم چی میبینم  جلل جالب برانگیزهخیلی عالی شده ادمین واقعا خیلی خیلی ممنونم که اینجا رو درس کردی..ادمین دیدم خداروشکر همه چی رو ریختی رو دایرهاختلاف قد منو ادمین فقط ۸ سانته😐😐😐

  10. اااا یاسی خوب حرف کشیدی از ادمین😂
    اگه گوشیم خاموش نمیشد تا صبح بودم ولی خب گوشیم خاموش شد رفتم یه قسمت سریالمو نگاه کردم شد ساعت دو بعدم که گوشیم شارژ داشت ولی خوابم میومد بیام😐😑😂😂

            1. سللللللللللللللللللللللللللللللام
              واااااااااااااای
              مررررررررسی
              از صب اعصابم خورد بودا…
              من هرچند وقت یه بار این مشکلو دارم…

  11. تو را دوست دارم
    و هیچ كس از مردان این زمانه
    جرأت ندارد این عشق را
    كه همچو ماری بر كوزه ی قلبم پیچیده
    از من دور كند
    من هر صبح این زهر را
    كه تو بر جریان قلب م میریزی
    سرمیكشم
    میمیرم
    و شب بار دیگر
    برای دوست داشتنت
    زنده میشوم

      1. ♥در انتظار تـــــو ، آغــــوش مـــن

        پر از لبخـــــــندے است

        ڪه بـــــوے تــــــــــو را ترجــــمه مے ڪند ♥♥♥

  12. قبلن هم گفته بودم واااای که تو رمان تقاص چقدر دلم برای اون باربد بیچاره•بدبخت• بینوا سوخت••••
    برای اینکه دختره رو برگردونن پیش/عشق/ نامزد سابقش
    یکدفعه ناگهانی شوهرش (همون باربد) تبدیل کردن به دستیار مخفی سردسته مافیا بعد دختره دقیق تو حالت لیلی بود به خونشون شبیه خون زدن شوهره و خودشو کلی شکنجه دادن بعد هم شوهره روکشتنش بعد هم دختره تو بیمارستان عمل کرد بچش مرده بود (فقط من نفهمیدم جنازه بچش چی شود چیکارش کردن😵😳😨😱 ) باید مثل گلناز بچش تو قبردفن میکردن•••• بگذریم••• اینقدر هم که از امیر بدم میاد امیدوارم همچین بلایی سرش بیاد تازه این یارو از اولش هم گفته بودن که سردسته گروه مافیاست• باربد بیچاره*بدبخت اصلن حقش نبود اون بلاسرش بیاد اما امیر بی نحایت حقشه○

  13. ♥ مے بوســــــمت
    بدون سانسور
    و مے گذارمت تیتر درشـــــت روزنامه
    آنجا ڪه حروفش را
    بے پروا چیده اند
    و خبرهایش را محافظه ڪارانه
    و من همیشه
    زندگے را آسان گرفته ام
    عشـــــق را سخــــت … ♥♥♥
    .
    .حوصلم سر رفته ورپریده ها
    ادمینم که زد کنجکاوم کرد و د برو که رفتیم
    تا صبح میمونم اینجا متن های عاشقانه ادمینو براتون میزارم

  14. ایلین ، پری ، نفس ، آزاده و بقیه یعنی خااااااااک مگه الان وقته خوابه بیاین ببینین ادمینمون میخواد زن بگیره 😍💃💃

      1. هیچی بابا ادمین گفت میخوام زن بگیرم ولی نمیگه کیه ، چیکارست ، زشته ، خوشگله ، برادرررم خجالتیه😅
        الان منو نفس میخوایم بریم تبریز که تو خاستگاریش باشیم 😂

  15. راستی یادم رفت ادمین خان دو روز نبودم رمان اکالیپتوس تموم شده بود داشتم اونو میخوندم ثبت نام در سایت اجباری که نیست ؟؟؟؟؟

          1. ادمین یه سوال دیگه میپرسم دیگه چیزی نمیگم 😂
            نمیخوای زن بگیری ؟؟
            ماشینت جیه ؟؟
            قدت چنده؟؟؟
            اون کشک بادمجونه چی بود گزاشته بودی ؟؟
            .
            .
            فحشم خواستی بدی کامنت بزار یه ذره بخندم 😅

                1. آفرین یاسی خوبه همینطوری ادامه بده بفهمیم اسمش چیه😂😂😂
                  جواب منو که نمیده هروقت سوال میپرسم😔😕

          2. ادمین یه سوال دیگه میپرسم دیگه چیزی نمیگم 😂
            نمیخوای زن بگیری ؟؟
            ماشینت جیه ؟؟
            قدت چنده؟؟؟
            اون کشک بادمجونه چی بود گزاشته بودی ؟؟
            جدی تا حالا عاشق نشدی ؟؟رگ من این یکو بگو خیلی کنجکاوم تا حالا چند بار پرسیدم🙂
            .
            فحشم خواستی بدی کامنت بزار یه ذره بخندم 😅

              1. وااای هانا میبینی این ادمینو
                کنجکاوم کرد حالا دیگه هیچی نمیگه 😭
                .
                .
                .
                ادمین جون زنی که میخوای بری بگیرش بگو دیگه
                خوشگله
                اسمش چیه
                کجا دیدیش
                الان نامزدین
                عقدین
                چی به چی

                1. ادمین من جوابمو ندی امشب تا صبح نمیخوابما ، میمونم اینجا اینقدر کامنت میزارم که سایت هنگ کنه 😂😂
                  .
                  .فقط بگو خوشگله یا نه ؟؟؟

          1. اخ ببخشید یادم رفت بگم :
            این رمان هایی که میخوای بذاری انلاین دیگه ؟؟؟.
            دوباره مثل ترمیم و اکالیپتوس نشه ؟؟

  16. میگم داداش قادر یه چیز بپرسم مسخرم نمیکنی؟؟؟
    .
    .
    مامانت دعوات نمیکنه صب تاشب آن میشی؟؟؟
    آخه وقتی اینجام نیستی تلگرام هستی!

        1. واااا نفس مگه الان چیم 🤔
          بچه مثبت ، مودبم دیگه😊
          سرم همش تو کار خودمه 😊
          فضول و کنجکاو هم اصلا نیستم 😊
          کرم هم که اصلا 😊

    1. آره آیلین یهو دلم خواست پاستوریزه شم
      ولی خب از چیزایی که گفتم فقط نقاشی میکشم و کتابای درسی رو مطالعه میکنم بقیش خودمم انجام نمیدم😂😂😂😂

  17. ااا خوب حوصله ات پوکید کارای مفید تری هم هست انجام بدی مثلا نقاشی بکش.اتاقتو مرتب کن.کتابای درسی و غیر درسی رو مطالعه کن.لباساتو مرتب کن.گل بکار.موهات رو مدل بده.کیک درست کن. روزی یه بار هم برو حموم کف بازی ای حال میده اگه این برنامه رو تو روز داشته باشی دیگه وقت اضافه هم نمیاری.اها بقیه وقتت هم پیش خانوادت باش و لذت ببر😊💕🥀

    1. بیاید پایین
      نفس نگووووو خوب حوصلم پوکید
      ریا نباشه
      آخر شب میاد منم آفم صبح جواب میدم اونم صبح تا شب سرکاره نمیتونه جواب بده
      بعد پا ندادیم۳هیچ کدوم🤣🤣🤣
      اگه اجازه بده عکس شو می زارم پروم ببینید

  18. سلام قادر
    بابا ی کاری واس من بکن دیشب ب ارشام گفتم ی چی بنویسه اما تو ن جواب دادی ن تایید کردی
    الانم با ایمیل دوستم اومدم
    ایمیلمو میزنم رمز عبور میخواد خو یادم رفته الان باید چیکار کنم تا با ایمیل خودم بیااد؟؟

      1. شما اسم و فامیلشو از کجا پیدا کردین؟؟؟!!!!
        نچ نچ نچ ادمین نم پس دادی
        واقعا از تو توقع نداشتم
        چرااااا نم پس دادی
        مامانت چی میکشه از نم،پس دادنات
        .
        .
        .
        .¶ جهت شوخی¶£

          1. شاید نخوای گ ولی بزا بگم نگم که میمیرررم
            نام : قادر
            نام خانوادگی : رنجبر
            تولد : ۲۴/۸/۶۶
            علایق : خواب و خوراک
            رشته تحصیلی :برق الکترونیک
            شغل : میگه سه تا شغل دارم ولی نمیگه که چیکارا میکنه
            قدش هم حدودا در میاد : ۱۸۵ اینجوری ، مگه نه نفس ؟؟
            ماشینش هم پیکان ۵۷ که عاشقشه
            آها مجردم هست
            دیگه چیزی نمیدونم ، اگه چیزی دریافتی به من بگو 😉
            قادر داداش شرمنده ،ناراحت نشو چیزایی بود که خودت گفتی 😊😉😘

              1. تااااااااااااازززززه شغل سومتم میدونم کجای کاری داداش…
                قدش حدودا ۱۷۸ میزنه باز نمیدونم یاسی

              2. ااااا ادمین این گله تویی 😂
                چ عجب داداش 😊
                قدت کوتاه تره یا بلند تر تا اونارو هم دقیق بگم ؟؟
                ماشینت چی ایرانی بگم خارجی بگم کدومو بگم 🤔

              3. ادمینننن به چیزی بگم نه نمیگی
                بگو نمیگی
                بگو نمیگی
                خخخخخخخخخ
                میزاری عکستو بزاریم واسه پروف تا بچه ها ببیننت ، من خوب درکشون میکنم چون جون به لبم کردی تا بلاخره عکستو دیدم 😡
                یکیشو من میزارم
                یکیشو نفس
                یکیشو ایلین
                یکیشو هم آزاده

                1. هیچی بگو کلاغ پر
                  گنجشک پر
                  قادر پر
                  خخخ
                  خوب داداش من بگو ماشینت از اینایی که گفتیم هست یا نه
                  قدت اینی که گفتیم هست یا
                  عکستو بزاریم واسه پروف ببینن یا نه
                  😑

            1. اااا یاسی با کت شلوارایی که ادمین تنش بود همش هم پشت کامپیوتر نشسته بود بهش نمیاد پیکان داشته باشه😂🤣

              1. خونشون پارکته…
                مبلاشون کار ترکه…
                بعد پیکان اخه؟؟؟
                ولی خب همیشه دوست داشته یه پیکان داشته باشه

  19. سلام مجدد
    ادمین من اشتباهی دستم به خروج خورد دوباره ثبت نام کردم
    میشه اون یکیو حذف کنی
    ببخشید
    سلام منو به پدرت و مادرت برسون

        1. منم به شدت موافقم
          مخصوصا مرصااااد
          باید عکسشو بزاره ببینم این همه اعتماد به نفس و غرور از کجا سرچشمه میگیره 😐
          مرصاد ولی خیلی اقایی ها نیای پاچمو بگیری عزیز😅

        1. ترکی میدیدم
          اسمش دنیای من بود
          ولی درست نگاه نکردم ببینم چی به چی همش یا اینجا بودم یا میخوردم یا چشم میفتاد به پسرعمو جان میخندیدم
          گذاشتم اخر شب از اول ببینمش 😊

  20. هر بار منو میبینی اخمات تو همه
    آخه هر روز دیدنت واسم بازم کمه
    دوست دارم میدونی اذابم نده
    قهرای طولانی واسه هر دومون بده
    آهای بارووون تو خودت شاهدی من چه حالیم با اوووون
    آهای بارووون دونه دونه تو بریز رو آرزوهامووووون
    شب منو تو خیابون نم بارووون زده
    دل به هیچکی به غیر از منه عاشق نده
    نه حسابه منو با همه قاطی نکن
    نه منو به یه لحظه دیدنت راضی نکن

  21. قاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااادر
    بیا اینجا ببینم باز چی شده 😡
    من ثبت نام کردم ولی باز به فنا رفته ، میخواد یه ساعت اسم و ایمیل بزنی ، پروفایل هم ندااااااااااااارم 😭😭😭
    😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡

    1. یاسی وقتی ثبت نام کردی
      میری قسمت منو ورود میزنی نام کاربریت ک همون ایمیلته و رمزعبورت رو میزنی
      اگه نری سابقه یا همون history توی گوگلتو پاک کنی اصن همینام نیاز نیس

      1. بچه هااااااا چقدر حرف
        فاطمه گفتم با ادمین خلوت کنی نیومدم
        من سرم ی جا دیگه گرمه
        حوصله ی درس نداااارم چکار کنم😭😭😭😭

    1. ایلین ینــــــی چی
      اگه من نباشم که ادمین دست تنها میمونه واسه همین منو به عنوان دستیار اولش برگزیده
      تمرکز کن ادمین که خیلی به این قسمت ک درست بشه احتیاج داریم
      😎😎😎😎😎😎

    1. راحت تر میتونی کامنت بزاری
      و اینکه عضو سایت میشی
      موقع کامنت گزاشتن هی نمیخواد نام و ایمیل بزنی
      .
      .
      نظر ما دربارشه خوبه

  22. به نظر خودم مثلا اگه امکان داره مث کامنت تو اینستا بشه یا
    مثلا پیام جدیدا یه رنگ دیگه باشن تا یه ساعت مشخصی ( نخندین دارم نظر میدم)
    یا اینکه کامنتای جدید رو کلا یا بالا بزاری
    یا کلا پایین یا
    اینکه از روی ساعت و تاریخی که میزارن طبقه بندی بشه.
    .
    .
    .
    مغز متفکر سایت
    یه پا دستیار ادمینم واسه خودم
    جــــــــــــــــینگ😂😂

    1. مردها گاهی به جای دوستت دارم ساده میگویند کشک بادمجون برایم میپزی بانو
      خخخخخخخخخ😂
      .
      وااااااای خدا بگم چیکارت نکنه ادمین 😂😂
      یکی بیاد منو جمع کنه پهن شدم کف آسفالت از خنده 🤣🤣

  23. ادمین اصن میفهمی من چی میگم دادشی
    الان دفعه سومه میگم که اگه امکان داره پیامای جدیدو یجوری از اون کامنت قبلیا جدا کن
    بخدا خسته شدم
    تو هم هی زود زود تایید میکنی نمیشه که بخونم😭😭😭😭
    ایلین هانا یاسی نفس پریسا ازاده و بقیه شما یچیزی بش بگین حرف ما ک خریدار نداااااااره
    هعی اه و افسوس

      1. اوووووفــــــــیش خداروشکر
        حداقل به اینکه بش فک میکنی امیدوار شدم
        .
        .
        .بچه هاااااااااااااااااااااااااااا
        نظرتون رو راجب اینکه ادمین چجوری کامنتا رو از اون کامنت قبلیا جدا کنه
        یا اینکه چجوری کامنت جدیدا رو راحتتر بخونیم به ادمین بگین
        یوقتی بچم از فکر کردن زیاد مخش منهدم نشه….

          1. عههههه تینا جونم سلام
            امروز که کلاس نداشتیم
            ظهر تا عصر هم جزوه ی ریاضی و نکات زیستو نوشتم
            پوکیدم بابا مغز من ارور داده
            بعدش هم
            دستیار ادمین بودن همین مشکلاتو داره دیگه.
            .
            .
            نچ نچ نچ تینایی حسادت ورزیدن به شخص شخیص بنده اصن کار خوبی نیس
            برایت در درگاه خدا دعا میکنم که تو را به راه راست هدایت بنماید الهی آمین
            بحق نزدیک شدن ماه رمضان که شفا یافته شوی

    1. داداش ادمین فاطمه راست میگه ی کاری کنید که پیامای جدید با پیامای قبلی جدا باشن بخدا منم خسته شدم هی میخوام نگاه کنم ببینم کدوم پیام جدید کردم قبیلیاست …اگه لطف کنید این کارو کنید ی جوری درستش کنید تا ما هم اینقدر دنبال پیام جدید نگردیم …

    2. وااا فاطمه جواب منو که اصلا نمیده😂😂😂
      حالا داداش ادمین راست میگه یه کاری کن از هم جدا شن هی باید از اول بخونیم🙂

      1. ادمین فک نکن لعنتی
        مخت ارور میده
        من تنها جایی که فک کردم تو دستشویی بوده
        ادمین توام همینی؟؟؟؟

    1. نه هنوز نگفتیم ، زنگ زدیم بیاد خونه بهش بگیم 😢
      وای نفس نمیدونم چرا اینقد بیخیالم دیشب میترسیدم بهش بگم ولی الان نه راحت نشستم دارم تخمه میخورم اون چهارتا هم از ترس راد دارن یه خودشون میلرزن 😂

        1. نفسسسسسس چیزی نگفت
          فقط خودشو و هفت جد و ابادشو فحش داد که دیگه ماشین دستمون بده 😂
          بجون تو ترکیده بودم از خنده
          هی ماشینو نگاه میکرد یه نگاه به ما پنج تا میکرد میگفت ****** تو فلانم 😂
          .
          .
          ماشینش ماکسیما مشکیه 😊
          ماهم الکی ترسیده بودیم زیادی خرج بر نداره فکر کنم 😁

        1. زهرا نمیخوای عکس اریا رو بزاری ببینیم
          سری قبل گفنی تا خواستم بزارم ادمین ثبت نام رو پاک کرد حالا تا درسته بزار تا ما این قندعسل شما رو ببینیم 😍

  24. اصلا معلوم نیس فاز نویسنده چیه. قبول کنین یکم یدفعه و غیر منطقی عاشق امیر شد من خودم بیشتر با امیر شیپش می کنم از آرش خوشم نمیاد ولی کاملا معلومه نویسنده خسته شده می خواد سمبل کاری کنه سری سر تهشو هم بیاره.

  25. ادمین چرا نمیتونم ثبت نام کنم
    من اولین باره میخوام ثبت نام کنم هر چی ایمیلمو میزنم میگه قبلا ثبت گردیده
    کجا ثبت گردیده 😤

  26. ااینم تایید کن برو لا لا کن فرزندم
    یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ….. دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده …. سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

      1. خخخخ اره پریسا دیشب حوصلم سر رفته هیشکی جز من اینجا نبود منم رو مخ ادمین اسکی میزدم
        که دیگه فک کنم دعاهای ادمین جواب داد نفس و هانا اومدن
        نبوووووودی توووووو

  27. هـــــــــعی روزگار هعی
    رفیق هم رفیقای قدیم
    ادمینم ادمین های قدیم
    هــــــــــــــــــــعی
    هعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی😕

    1. به که باید دل بست؟
      به که شاید دل بست؟

      سینه ها جای محبت , همه از کینه پر است.
      هیچکس نیست که فریادِ پر از مهر تو را
      گرم پاسخ گوید.
      نیست یک تن که در این راه غم آلوده ی عمر ,
      قدمی راه محبت پوید.
      خط پیشانی هر جمع , خط تنهاییست.
      همه گلچینِ گلِ امروزند…
      در نگاه من و تو حسرت بی فرداییست.

      به که باید دل بست؟
      به که شاید دل بست؟
      نقش هر خنده که بر روی لبی می شکفد,
      نقشه یی شیطانیست.
      در نگاهی که تو را وسوسه ی عشق دهد
      حیله یی پنهانیست.

      خنده ها می شکفد بر لبها,
      تا که اشکی شکفد بر سرمژگان کسی.
      همه بر درد کسان می نگرند,
      لیک دستی نبرند از پی درمان کسی.

      زير لب زمزمه شادی مردم برخاست,
      هر کجا مرد توانائي بر خاک نشست .
      پرچم فتح برافرازد در خاطرِ خلق,
      هر زمان بر رخ تو هاله زَنَد گردِ شکست.

      به که بايد دل بست؟
      به که شايد دل بست؟
      از وفا نام مبر , آن که وفا خوست کجاست؟
      ریشه ی عشق فسرد…
      واژه ی دوست گریخت…
      سخن از دوست مگو…عشق کجا؟دوست کجا؟
      دست گرمی که زمهر , بفشارد دستت
      در همه شهر مجوی.

      گل اگر در دل باغ , بر تو لبخند زند
      بنگرش , لیک مبوی !
      لب گرمی که زعشق , ننشیند به لبت
      به همه عمر مخواه !
      سخنی کز سر راز , زده در جانت چنگ
      به لبت نیز مگوی !

      چاه هم با من و تو بيگانه است
      نیِ صدبند برون آيد از آن… راز تو را فاش کند,
      درد دل گر بسر چاه کنی
      خنده ها بر غمِ تو دختر مهتاب زند
      گر شبي از سر غم آه کني.

      درد اگر سینه شکافد , نفسی بانگ مزن !
      درد خود را به دل چاه مگو!
      استخوان تو اگر آب کند آتش غم,
      آب شو…آه مگو !

      ديده بر دوز بدين بام بلند
      مهر و مه را بنگر !
      سکه زرد و سپيدی که به سقف فلک است
      سکه نيرنگ است
      سکه ای بهر فريب من و تست
      سکه صد رنگ است .

      ما همه کودکِ خُرديم و همين زال فلک ,
      با چنين سکه زرد ,
      و همين سکه سيمينِ سپيد ,
      ميفريبد ما را .

      هر زمان ديده ام اين گنبد خضرای بلند ,
      گفته ام با دل خويش:
      مزرع سبز فلک ديدم و بس نيرنگش ,
      نتوانم که گريزم نفسی از چنگش !

      آسمان با من و ما بيگانه
      زن و فرزند و در و بام و هوا , بيگانه
      خويش , در راه نفاق…
      دوست , در کار فريب…
      آشنا , بيگانه …

      شاخه ی عشق شکست…
      آهوی مهر گریخت…
      تار پیوند گسست…
      به که باید دل بست؟
      به که شاید دل بست؟…

      “مهدی سهیلی”

          1. خب باید بوخونی دیگه..
            ولی کلا شاعر داره از ملت و روزگار گلایه میکنه…
            خویش، در راه نفاق
            دوس در راه فریب
            اشنا،بیگانه

  28. رفــــــــــــــتـ در ظلمتـــــــــــ شـــــــــبــــ
    آنـ شــــــــبـ و شبـــ هاے دگــــر همـ
    نگــــــــــرفتۍ دگــــر از عـــآشقــ آزردہ خــــبرهم
    نکنــــــــــے دیــــــــــگر از آن کــــــــــوچہ گذر هم
    بــــــــــــے طُ اما؛
    بـــــــہ چــــــہ حالــــــــۍ مـــــنـــ از آن کوچہ گذشتمــــ…
    #فریدون_مشیری
    ویرایش••Fatemeh

      1. کجا کجا منم میام
        داشتم مخ ادمینو تلید میکردم کم کم زبونش وا شه
        اومدین بازم ساکت شد حالا تنها تنها بدون من کجا
        پیگرد قانونی داره تک خوری بدون من پیگرد شرعی هم داره
        از من گفتن

  29. ااا ادمین خو راست میگه دیگه منم بهت گفتم خوشتیپی ولی یکم اعتماد به نفست رو ببر بالا حداقل یه باشه بگو😕
    ما بچه اییم رو روحیه امون اثر منفی میزاره اگه جوابمون رو ندی😑😂😂😂

  30. ادمین دیه چخبر
    بچه ها که نیستن تو ی کلمه بحرف
    راسی پروف شکم گنده به قول ایلینو ک هنو عوض نکردی
    اخ اخ خیلی بده همه خاستگاراتو پروندی
    منو بگو میخواسم برم واست خاستگاری

  31. از شانس گوه بنده همین امروز که بنده گوه زدم ادمین این ثبت نام رو درست کرد 😐
    خداااایا کجایی
    دقیقا کجایییییی

          1. تینا پارت قبل با اسم تینا کامنت گذاشته بودی گفتی بودی یاسی یه چیزی به این تینا بگو 🤔
            الان چی به چیه
            چیزی میزنی خواهرم 😂

    1. سلام یخ جان
      دست ادمین نیس که نویسنده باید بده
      .
      .
      . حس میکنم شدم دستیار ادمین
      باید اسممو عوض کنم بزارم دسی
      چرت و پرت گفتن از خودتون تعارف نفرمایید

  32. ولی آیلین خدایی ادمین خیلی خوشتیپ
    ادمین داداش یکم اعتماد به نفس داشته باش
    از خداش هم باشی هرکی میخواد زن داداش ادمینمون بشه
    😂😂

    1. دقتت رو عشقه
      بعد این ادمین که جلوش نوشته فک کنم کیک تولدش باشه میخواد دواپی با اون شکم خوشگلش با اون نافش بخوردش

    1. پروفایل خودتو میگی خودت میتونی بری قسمت منو کاربر بزنی و راحت پروفتو تغییر بدی
      یا عکس پارتو میگی
      میدونم دارم چرت و پرت میگم
      ولی ادمین تند تند تایید میکنم میخوام چرت و پرت بگم

    1. خخخ ایلین تو هم نام خانوادگیو نقطه گذاشتی منم همین کارو کردم ولی وقتی همینجوری تو سایت میگشتم از یجایی سر در اوردم که میشه از بین ایمیلت و نام کاربریت اسمتو که عمومیه انتخاب کنی
      بعد میتونی که اسم عمومیتو تغییر بدی

    1. میگم ادمین دوباره نشسته اینجا تند تند تایید میکنه😃😃
      ادمین حالا یکاری من پیام جدیدا مشخص بشه نخوایم هی پیام قبلیا رو بالا پایین کنیم یا باد بخونیم😁
      پروو که میگن به ما میگن
      سنگ پا قزوین هم خودتونین

        1. آخی گناه دارین ولی خوب تو موقعیتش قرار نگرفتم بدونم چجوریه
          من همیشه با دوستام با ماشین میریم بیرون
          ولی اگه میلاد و بقیه نباشن با کسی کورس نمیزاریم ولی اگه باشن و موقعیتش باشه یکم شیطونی میکنیم😂

        1. نفسسسس ماشین پسر عمومو داده بود با دخترا بریم بیرون ، ماهم رفتیم یه پسره بیشعور اومد گفت بیا کورس ما هم نه گذاشتیم نه برداشتیم گفتیم بزن بریم رفتیم رفتیم دم اخر یه ماشین پیچید جلو خواستم نزنم به اون زدم به بلوار 😭😭
          الان جلوی ماشین پوکیده از دیشب تا حالا یک نفرمون جرات نکردیم که بهش بگیم چه بلایی سر ماشینت اومده
          وااای اگه بفهمه میکشه مارو 😭😭

          1. وای یاسی خاککککک مگه با ماشین مردم کسی میره دیوونگی🤔😐
            الان نمیتونید ببریدش تعمیرگاه یا بگین یکی از بزرگترا بگن بهش🤨
            اووووف

            1. باشه آیلین ولی خدایی هانده هیچی نداره من که میدونم زن داداشم خوشگل تر ولی چون اونا بازیگرن فکر میکنن خیلی خوشگلن😂🤣

  33. وااای واااای من تونننننسسسسم ادمینننننننن
    عاشـــــــــــقتم باااااااااااو
    دارم ذوق مرگ میشم اولین نفررررررر من گذاشتم
    اولین نفر تو این ساااااایت حالا قرش ببببده

      1. خودمم از بس همه چی تو هم قاطی شد نفهمیدم چی شد رفتم اول با ایمیل خودم ثبت نام کردم نشد رفتم ایمیل خودمو حذف کردم از تو گوشی با ایمیل مامانم رفتم حالا با ایمیل مامانم اینجام بعدش که ثبت نام کردمو یادم نی ولی هفت خان رستم رو طی کردم ولی الان ادمین درستش کرده فک کنم راحتر باشه

  34. حالا اوضاع خوب میشه, لیلی عاشق امیر میشه, یا ارش دوباره مثه چی پیداش میشه یا امیر از گروه میاد بیرون میکشنش :/ از این دو حالت خارج نیست:/

    1. ولی هرچیی هست خیییییلی خوب شده وقتی به این فکرمیکنم امیرکیان فرهمند که روزی بدتیرن وخلافکارترین وهیزو…. ترین ادم بود ازهمه بیشترچیزی که منو به خودش جذب میکنه زورگوییاش که به هرعالمی بگه ، بکشه ولی زنشو دوست داره ویه حدی داره کاراش
      الان شده این یه مرد فوق العاده خووب وخلاصه ایدهال منننننن😘😘😘😘😘😍😍

  35. ادمین الان ینی چ؟؟؟؟؟
    میرم قسمت *ورود* اصن بالا نمیاد که نام کاربری و رمز بزنم یچیزی اینجوری زیرش نوشته:
    [clean_login]

      1. پیداش کردم ادمین من ثبت نام نکرده بودم ولی الان که میخوام ثبت نام کنم ایمیل میزنم رمز هم میزنم ولی خب چیزی بالا نمیاد