codebazan

رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۹۵

 

اما وقتی جوون از پاهاش رفت روی زمین افتاد و منم باهاش آوار شدم.
به خاطر چراغی که بالایی در خونه بود صورتش میتونستم ببینم رنگ پریده و بی جون بود
معلوم بود خیلی خون از دست داده روی پیشونیش عرق نشسته بود با دستم عرق پیشونیش رو پاک کردم و گفتم
این چه حالیه؟
چه اتفاقی برات افتاده ؟
اصلا چرا اومدی اینجا؟
بایدمیرفتی بیمارستان…
با اون همه بی حالی لبخندی زد و گفت
_دکترمن اینجاست من هیچ جای دیگه خوب نمی شدم اما الان که اینجام تو بالای سرمی خوب میشم.

.:
نباید بترسی اشکام دست خودم نبود گریه امونم رو بریده بود اشک از چشمام قطره قطره سر می خورد و روی صورتش می افتاد .
با بیحالی دستشو بالا آوردهم اشکام از روی صورتم پاک کرد و گفت
_نریز این اشکارو..
نریز آشکاتو لیلیه من…
صورتم و پاک کرد و اروم زمزمه کرد

_من همه چیرو کنار گذاشتم.
همه چیمو باختم هرچی داشتم و دادم تا تو فقط منو بخوای !
منو میخوای لیلی؟
منو میخوای؟
باز گریه ام گرفت و گفتم

به خدا می خوام…
میخوامت توخوب میشی .
چیزیت بشه .
باشه؟ میرم تو اینجوری حرف نزن .
بهت قول میدم به خدا به جون پسر مون باهم زندگی خوبی شروع میکنیم.
م تو باید خوب بشی ما هنوز برای پسرمون ا نداشتیم منتظر تو بودم.

لبخندش از شنیدن این حرفم کش اومد و گفت
_ اسمشو تو باید بزاری قرار بود دختر بود من اسم بذارم پسر بود تو حالا تو بگو میخوای اسمشو چی بزاری؟

با پشت دستم اشکامو پاک کردم و گفتم امیرسام می خوام اسمش بذارم امیرسام…

از شنیدن اسمی که گفتم خندش کش اومد دستشو بالا تر آورد روی موهام کشید و گفت
_ پس میخوای اسم منو روش بذاری؟
دوست داری همیشه که صداش می کنی یاد من بیوفتی ؟

پیشونیم رو روی پیشونیش گذاشتم زمزمه کردم
اره می خوام هر بار که صداش می کنم یادت بیفتم .
من میخوام دوتا امیرتوی زندگیم داشته باشم…

دیگه منتظر شدن بس بود با صدای بلندی داد زدم یکی بیاد کمک کجایین شماها؟
یکی بیاد کمک!
زیاد طول نکشید که هر دو نفر اون مردایی که همراهم بودن خودشون و بیرون رسوندن و با دیدن امیر سریع از جاش تکونش دادن و بلندش کردن و داخل خونه بردن.

بهشون گفتم
دکتر چیزی پیدا کنین بیاد اینجا دیگه داره از دست میره از بس خون ازش رفته…

یکیشون سراسیمه از اتاق بیرون رفت و اون یکی کنار من توی اتاقم موند .

امیر چنان دستم محکم گرفته بود که انگار قرار بود من ترکش کنم آروم کنار گوشش زمزمه کردم

بذار پسر تو بیارم ببینی…
خیلی خوشگله صورتش؛ چشماش همه چیزش به تو رفته.

به زحمت زمزمه کرد و گفت

_ من نمیخوام شبیه من باشه…
می خوام شبیه تو باشه.

اشکامو با پشت دستم پاک کردم از کنارش بلند شدم پسرم رو بغل کردم و نزدیکش آوردم.
نگاهش که به صورت پسرکمون افتاد سایه اشک و میشد توی چشم هاش دید.
طوری به بچه نگاه می کرد و می گفت
_ این بچه ی منه؟
پسر منو تو؟

تند تند سرم و تکون دادم و گفتم
تو حالت خوب میشه میریم یه جای دور من و تو پسرمون ….
مگه همین و نمیخواستی امیر؟
با یه دستش دست منو گرفته بود و با انگشت دست پسرمونو لمس میکرد.
نگاهش رو به من داد و گفت

_ منو فراموش نکن لیلی …
راجبه من چیزی به پسرم نگو نمیخوام بفهمه من کی بودم و چیکار میکردم.

دستشو پس زدم چشمام و بستم و سعی کردم اروم بگیرم.
صورتش رو با دستام گرفتم و گفتم از این حرفا نزن دیونه…
خوب میشی…
تو یه پدر خوبی همین طور که یه شوهر خوبی…
تو بی نظیری امیر پسرمون افتخار می کنه بهت…
به سختی نفس می کشید چند بار سرفه کرد واز دهنش خون بیرون زد…
اروم زمزمه میکرد گوشم و نزدیک دهنش بردم و تا حرفاش و بشنوم.

_سعی کردم ولی پدر خوبی نیستم شوهر خوبی هم نبودم …

منو ببخش لیلی بخاطر همه چیز منو ببخش خواهش می کنم…
هیچ وقت خودمو نمیبخشم به خاطر کارهایی که با تو کردم ….

با گریه خون کنار لبش و پاک کردم و گفتم
اروم باش حرف نزن امیر

تو همه چیزو جبران کردی من دیگه لیلی سابق نیستم همه چیز عوض شده من دیگه اون آدم سابق نیستم من ازت متنفر نیستم امیر…

امیر تو رو خدا از این حرف ها نزن ما پسرکوچیک داریم که قراره با هم بزرگش کنیم…
کنار هم تو اینو بهم قول دادی…
سرفه امانش و بریده بود صورتش از درد توی هم رفت و گفت

_ فقط برای این اومدم اینجا آخرین بار ببینمت.
من نمیتونم خلاص بشم از این جهنمی که توش گیر افتادم لیلی…
میدونم به خاطر کارهایی که کردم باید تقاص پس بدم حقم نیست زندگی اینو باور دارم….
اما بخاطر تو و پسرمون سعی کردم جبران کنم اما من یه تنه از پس این همه ادم بر نمی اومدم …

داشتم از شنیدن این حرفات جون میدادم نمیخواستم هیچ اتفاقی براش بیفته
دکمه های پیراهنش و تند تند باز کردم یه تیکه از لباسای پسرم و چنگ زدم و روی زخم گلوله فشاردادم اما انگار از یه جای دیگه هم خونریزی داشت.
وقتی کمی برش گردوندم و با دیدن زخم روی کمرش که جای یه تیر دیگه بود با گریه و التماس نالیدم

من الان باید چیکار باید چ کنم ؟؟
رو به اون پیر مرد گفتم
تو رو خدا یه کاری بکنید داره از دستم میرع…

با دست یخ زده اش دستم و گرفت به سمت خودش کشید و گفت

_ آروم باش ملکه ی من …
چیزی نیست آروم بگیر…
تو نباید اینطور بی تابی کنی..
تو اینطور بی تابی کنی من چه غلطی بکنم؟؟
حتی با این حال عصبی میشد چقدر لجباز بود این ادم.

_ فکر نمیکردم وقتی بمیرم کسی برام گریه کنه اما خوشحالم که تورو دارم و دیگه تنها نیستم.

دستم روی صورتش گذاشتم و گفتم

خواهش می کنم خواهش می کنم حرف نزن…
چیزی نمی شه هیچی نمیشه .
تو بایدکنار من و پسرمون بمونی از این حرفا نزن…

دستمو کشیدم سعی کرد منو به سمت خودش ببره.

سریع سرمو نزدیک صورتش بردم و اون لبامو بوسید چشمام از این بوسه ی داغ بسته شد و شروع کردم به همراهی کردنش.
اما وسط راه دیگه نفس هاش توی صورتم نمی خورد
دیگه هیچ تکونی نمیخورد.

پلکام و بهم فشار میدادم نمی‌خواستم بازشون کنم بوسیدمش وبوسیدمش
صورتش را با دستم گرفته بودم و پیشونیم روی پیشونیش بود.

نفس نفس میزدم و قلبم داشت از جا کنده میشد

نگاهمو به صورتش دادمو وقتی چشماشو بسته دیدم ترسیده دستم و نزدیک بینیش بردم و وقتی نفساشو حس نکردم
با صدای بلندی فریاد زدم تورو خدا تورو خدا به دادم برسید امیر نفس نمیکشه…
امیرمن نفس نمیکشه …

سراسیمه خودشون رو کنارم رسوندن …
نگاهم به اطراف بود هیچ خبری از دکتر یا کسی که بخواد کمک کنه نبود.

روبه عادل کردم و گفتم برادرت کجاست؟
کجاموند؟
عادل که سرش و روی سینه امیر گذاشته بود گفت

_نترس خانم نترسین قلبمش هنوز میزنه .
نفسم رو بیرون دادم واحساس کردم جون به تنم برگشت..

گفتم نمیتونم اینجا منتظر بمونیم پاشید ببریمش بیمارستان.

بلند شدم و عادل گوشه ی لباسم و کشیدگفت
_خانم اگه بریم بیمارستان گیر می‌افته بریم اونجا میگیرنش ..

به جهنم می گفتم و از جام بلند شدم مهم نیست مهم اینه که حالش خوب بشه فقط بلندش کنین تا بریم دیگه نمیتونم اینجا صبر کنم تا کی باید بشینمو منتظر بمونم و ‌اینطور جون دادنشو ببینم؟

از روی زمین بلندش کردیم و روی صندلی عقب خوابوندیمش و من کنارش نشستم و سرش روی پام گذاشتم رنگش مثل گچ دیوار بودو چشماش بسته بود .

اشکام بند نمیومد اگه اتفاقی براش می افتاد من می‌خواستم چیکار کنم؟

انقدر ترسیده بودم که حتی پسرم یادم رفته بود ماشین و که روشن کردیم تا خواستیم حرکت کنیم پیرمرد بیچاره با صدای بلندی صدامون زد و گفت

_ بچه یادتون رفته …
در وباز کردم و بچه رو ازش گرفتم و بغلش کردم سرامیر روی پام بود و پسرم توی بغلم.

امیر نمیتونست منو تنها بزاره حتی شده فقط و فقط به خاطر این بچه ای که به خاطر اون به دنیا اورده بودم.

گریه هام تمومی نداشت .
بچه ام هم داشت گریه میکرد و می کرد آرام و قرار نداشت.

امیر حتی پلکاش تکون نمیخورد هیچ عکس العملی نشون نمیداد هر چند ثانیه دستمو روی قلبش میذاشتم تا شاید حرکت تپش قلبش و احساس کنم اما هیچی حس نمیکردم.

وقتی بلاخره جلوی بیمارستان ماشینو نگه داشتیم عادل سراسیمه به سمت اورژانس رفت و با یه برانکارد وچند تا پرستار برگشت
امیر را روی برانکارد گذاشتن داخل بردن من کنارشون قدم های بلند میرفتم وقتی دکترا دورش کردن و شروع کردم به معاینه کردنش از کنارشون جم نمیخوردم تمام حواسم بهش بود نمی خواستم تنهاش بذارم اون تنها نبود اون منو داشت که باید کنارش میموندم …

یکی از دکترا گفت

_شما چه نسبتی باهاش دارین؟

با گریه جواب دادم من خانمشم.
حالش خوب میشه مگه نه دکتر؟

_ حالش خیلی وخیمه خونریزی داخلی کرده باید جراحی بشه…
باید هرچه زودتر ببریمش برای جراحی.

اینو گفت و برانکاردو به سمت اتاق عمل بردند پشت سرشون با قدم های بلند راه میرفتم تا دست امیر و از بین پرستارا بگیرم اما اونقدر باید عجله داشتن می بردنش که نمیتونستم…

بالاخره بدون اینکه بتونم
دستشو بگیرم از من جداش کردن و توی اتاق عمل بردنش.
به در تکیه دادم و پسرم بیشتر بغل کردم و محکم تر به خودم فشار دادم شروع کردم به دعا کردن.
🍁🍁
🆔 @romanman_ir

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫922 دیدگاه ها

  1. سلام به همه اگه اینو میبینن من جدیدم و جدیدا با این سایت اشنا شدم سایت باحالیه خوشم اومد
    فقط یه سوال چرا این کاربردا اینجا باهم حرف میزنن فک میکنم اسونتر باشه اگه تلی هانگوستی چیزی بزنید باهم اسونتر صحبت کنید بخدا
    راستی هم هستی ام و چن نفرتون رو میشناسم از بس نظرات و صحبتاتون رو خوندم اشنا شدم باهاتون …. خب خوش باشین روز خوش

  2. نه الناز😭مامانم نمیزاره تلگرام نصب کنم فقط واتساپ دارم
    ممنون هانا جون منم خوبم

  3. فاطمه اون عکسه قبلیتو گفتم که دختر بود
    ایلین ۲ خوش اومدی
    رها جون تو هم خوش اومدی عزیزم
    داداش میلاد عکستو چرا ور داشتی ؟؟😭🤪😂
    نسترن،ایلین۱،یاسی،الناز،هانا،نفس شما چطورین؟؟
    بچه ها ۹۰۰تا؟؟

    1. من عالی امید وارم بقیه هم عالی باشن
      نیوش تو چه خبر؟میگم اگه تل داری ایدیمو که داری بیا یکم اونجا بحرفیم اینجا تا یه چیز بیاد عمه بابابزرگمو میبینم 😂😂

  4. به به کامنتارو…😂
    ۹۰۰رو گذشت دیگه دارم این وسط گم میشم😂😂😂😂
    سلامی دوباره به بچه های گل سایت👋🏻😂
    خوبین؟؟؟خوشین؟؟؟خانواده خوبن؟؟؟😁😂

    1. تو کدوم آیلین ای؟؟؟
      تینا نبودی شب ها خوابم نمیبرد 😎
      فاطمههههه
      نگووووووو
      چوپون هم نمیاد
      شانس ماست🤦‍♀️

  5. ایلین اشتباه تایپی بود
    .
    آقا قاسم قبل از غیبت چن روزه ما خوب بگو ما رو از کجا می شناسی؟
    داداش از بچه های دانشگاهی یا باشگاه؟؟

    1. داداش شوخی کردم منتهی از من ناراحت نشو کلا یه خورده ای با پسر جماعت نمیسازم .و گرنه اندازه خودت خوشگلم هستی ولی به چشم خواهری 😆

    1. یا خدا بچه ها دارین چکار میکنین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟۹۰۰ شد ها …
      دقیقا چی میگید به هم .ادمین خان شما واقعا اینا رو میخونید بعد تایید میکنید ؟؟؟؟؟؟؟اصلا وقت میکنید ؟؟؟؟؟آیا شما فرا زمینی هستید ؟؟؟؟؟.

  6. الناز مث اینکه تو کلا از من خوشت نمیاد
    بابا من تو کل سالهای تحصیلم ۱۵نگرفتم
    بعد تو داری به زحمت ۳ ساله من ۱۵ می دی بابا دس خوش😥
    .
    .
    پس من میرم تا گروهتون هم چنان دخترونه بمونه😊😉

      1. ایشون فک کنم کنکور ۹۶ بودن. توی اون سال هم واسه برق دانشگاه دولتی تبریز اگه زیر ده هزار رشته ریاضی میشد کسی قبول بود. زیاد رتبه خاصی نمیخواد.فقط برق تهران هست که رتبه خوب میخواد. 🤗

  7. بله اببین خانم ما پسرا واسه بعضی دخترا خیلی بالا پایین می پرسم😊
    واسه دخترای که محرم نا محرم سرشونه
    واسه دخترایی که غرور سرشانه
    واسه که فرق دلبستگیو با وابستگی می دونم
    من که خودم واسه همچین دختری ولا پاین پریدن که هیچی یه شهرو زیرو رو می کنم😉😉

            1. اره نفسی ما با دوستان اول شب نشینیمونه
              اشکال نداره خواهر بیا هینجا با هم همصحبت بشیم خوابت میبره😂😂
              وجود من عین لالایی میمونه

    1. یاسییییییی خیلی بیشعوریییی کدوم قطعه از بهشت زهرایی دقیقا که جواب منو نمیدی
      گمشووو بیا کارت دارم بیزو یاسیکم دونقوز عششک😠اگه گیرم بیای میزنم مغزت از دماغت بیاد بیزون😑😂😂😂

    2. به به سلام میبینم جمعتون جمعه چخبرااا .به به داداش میلاد واقعا بوشهری هستی .
      الان فهمیدم کدومش فاطمه اجی خودمه. اجی هانا اجی کیمیا کجایید بخدا . داداش میلاد دوستتم اوردی .

      1. سلامممممم سلام ابجی نسترن چطور مطوری گلم؟….منکه همین دور وار میچرخم ..کامنتاتونم میخونم ابجی..دارم ادامه رمانم مینویسم گلی…منکه توپ توپم خداروشکر…

    3. سلام مستر میلاد تازه واردی؟

      سلام عاقای قاسم تازه واردی؟

      معرفی مینمایید؟؟😝

      دوروز نبودماااا ترکوندین ک نزدیک ۹۰۰ تا شده یاسی بیا اینجا کارت دارم اگ هصی

    4. صلاعم
      مستر میلاد تازع واردی؟؟

      عاقای محترمه جناب حاج قاسم(اگ ناراحت نمیشید)معرفز مینمایید؟؟

    5. باشه آقا میلاد شما خوبین✋🏻😂
      من کلا مثل قانون لنز عمل میکنم😁
      اونایی که مثل شما اعتماد به سشفنو باید بیارم پایین و اونای که اعتماد به نفس ندارنو ببرم بالا😂

      .تو میگی یعنی با بقیه پسرا فرق داری؟؟؟🤨نمیدونم دیگه پسر پسره نمیتونی مثل ما دخترا فرشته باشی😇😏

    6. اقااااااا
      میلاد
      ماهمینیم
      ولی نمیدونم اون شازده با اسب سفید نی
      الان با قاطر هم نیستن
      پیاده ان
      فاطمه مرصاد و وللش😂😂😂😂
      آقا قاسم اینجا دختره مودبه
      آروم باش
      خودم و گفتم 😝

      1. خخخخ پری چی میگی توووو😂😂😂
        نگران نباش پسر چوپون سوار بر قاطر روزی میاد نگران نباش😂😂

  8. الناز اگه آنقدر دلت واسم تنگ شده بزارم خجالت نکش راحت باش
    فاطمه بهمنی می شینیم

    1. خیلیییی به شدت دل تنگت شدم روزی هزار بار نگات یادت می افتم 😂😂میگم داداش احیانا تو آب نمک نخوابیدی
      بعدم داداش میلاد به چشم خواهری بهت ۱۵ میدم دوستانم میخوان بهت امیدواری بدن که نمیترشی

  9. اره نیوشا عکس خودمه😬😬
    بابا درسته خیلی جیگرم ولی دیگه خیلی دور از ذهن نیس

    بعد الناز جان من زیاد اسرار ندارم والا دوست ای خودت میگن😂😂

    1. اوهوع اقا میلاد اعتماد بسقفووووووو
      من به شخصه نگران سقف خونتونم نریـــــــزه یوقت راسی کجای بوشهر میشینین
      شاید اشنا در اومدیم

    2. خخخ
      حالا چرا عکستو چرا برداشتی ترسیدی بخورنت
      اولا بابا جیگر اعتماد به نفست از کجاس بگو برم منم بگیرم واس خودم دوما دوستای من گفتن نه که تو بدت اومد سوما اینا باهات شوخی میکنن جدی نگیر داداش😂😂😂قشنگ دارم میزنم تو پرت ناراحت نشی یه وقت ها داداش شوخی میکنم البته دوستامم شوخی میکنن😂😂😂😆

  10. سلام عزیزان….
    منم هستم ها☹
    این آقا میلاد دیگه کیه تحویلش میگیرین این همه…؟؟؟!!!منم تازه اومدم ها☹☹☹

      1. نیوشا پایین گفته بودی فاطمه عکس خودش رو پروفشه
        من ک اونو برداشتم
        نکنه منظورت اینه ک من ماهم ای شیطووون
        البته در این که من دختر ماهیم ک شکی نیس

    1. سلام سلام همگی سلام با لاخره رکورد رو زدیداااااا ماشالله چیش نخرینن
      چش حسودل کور.
      نفسییی سلام خوبییی نفسییی نفسی زیاد نیسی فاطمه هم نیست اخه دوتا فاطمه هس من هنگ شدم کدومش فاطمه اصلیه یکی ماشاومیشا بود پروفایلشه یکی دیگه ماه فاطمه اجی من کدوم خودتی اعلام حضور کن گیج شدممم

    2. اوهوم منم جدید بودم ولی برم بهتره😭😭

      خوبی بدی دیدید حلال کنید😔😥بدون من خوش باشین😭
      دوستون دارم خدافظ👋😔

      1. اااا رها چیشده مگه
        اگه جدیدی که سلام خوبی خوش اومدی عزیز
        خوشبختم رها گلی😊
        حالا چرا میخواستی بری🤨

            1. مممممررررررسسسسسسیییییییییی😍😍😍😍😍
              خیلی خوشحال شدم 😁😁😁😁

              راستی آیلین جون چه اکیپی؟😺😻

          1. چرا عزیزم؟اینطور حس نکن ما جدیدا هم یه اکیپ درس میکنیم واسه خودمون
            بورانی اوتا چکریخ😂😂😂

        1. پس پارت بعدی کو؟؟ الان شش روز میگذره پس چرا نمیزاره خب میخوام بدونم چه بلایی سر امیرکیان فرهمند امده و بقیه داستان هانا و ارمین و ایلا چیشد

    3. سلام بر و بچز چطور مطورین
      اقا میلاد زود اومدی چ زودم خودتو تو دل بچه های سایت جا کردیاااااا
      حسودم خودتونین😢

      1. فاطییییی منم میام سایت احساس غریبی میکنم😂😂
        حسودییی نکن بیا بغلم همدردیم🙁😂😂

  11. یه انتقادکنم میگم فاطمه ها خیلی زیادن ماشالله یه فکری به حال این بکنین ملسی

  12. مریم جان جوابتو دادم،
    یاسی نفس جوابمو نمیده، نگرانشم،
    بچه ها یاسی تو لباس عروس خیلی نازه(به قول باران) ولی،
    از نظر منکه خیلی زشت بود!
    دیگه هیچی دیگه، الناز ، فاطمه، پریسا، میلاد، نسترن ،نیوشا، هانا، هانیه،
    حواسم بهتون هست!
    حل ندارم تایپ کنم، ولی کاری داشتین درخدمتم

    1. خخخخ همتون تو لباس عروسی مطمئن قشنگین ولی من متاسفانه خاطره خوبی از عروسی ندارم آخرین عروسی که رفتم به معنای واقعی افتضاح بود

        1. پسر خالم ۸ سالش بود توباغ سالن ی حوضی بود افتاد توش منم هول شدم داشتم میومدم از پله ها پایین با کله افتادم و پاشنه یه کفشم شکست به بدبختی رفتم با خالم بگم تو راهرو سالنه کفش شیشه ای بود و زیرش آب خالم قدم اولو که برداشت نمیدونم چه جوری یه قسمت از شیشه شکست و پاش رفت توش دیگه اونو در آوردم از این طرف پسر داییم اومد تو حواسش نبود براش زیر پایی گرفتم با سر افتاد توش تلافی اذیتاش رو سرش آوردم نه که موهاش حالت داشت خیس شدو اتو هم نداشت و موهاش افتضاح شد😂😂دیگه از اون به بعد عروسی نرفتم البته عروسی نبود که برم این قضیه مال ی سال پیشه

    1. جیگر داداش نشنیدی 😂😂
      حالا بشنو که خیلی جیگری 🤣🤣
      .
      .
      اره ما دخترا خیلی ذوق و شوق داریم مث پسرا خنثی نیستیم که😛

      1. خخخخ
        یاسی خواهرم دیگه بسه شه بابا
        راستی یاسی اجازه هست ایدی تلگرامتون رو داشته باشم ایلین تو همین طور اجازه هست؟
        البته اگه راضی باشین

        1. بهت پی ام میدم، یه بار دیگه ایدی بزار،
          مریم اون ایدی که شما گذاشتی هم وجود نداشت…

  13. بله یاسی خانم عکس خودمه اون موقع این کرونا نبود با بچه ها می رفتیم کویر یه چن تا عکسم می گرفتیم
    بچه همه لطف دارن 😂😂

    1. اغاااااا یه لحظه ادمین دس نگدار ببینم یکی بیاد اینجا همچییزو ب من توضیح بده
      ایننننننننن همه پیامووووووووووو چجوری بخونم دوساعت نبودممممممممااااااااااا

  14. شما همه رو چش ما جا دآرین
    اخه مگه میشه دختر جماعت دوس داشتنی نباشه ما خودمون یکیشم تو خونه داریم از بس ناز می کنه چیزی از مهر بابا به ما نمی رسه 😥ولی به جاش مادر هوامونو داره😊😊
    خلاصه همه واسه ما عزیزین می خواین نام ببرم؟

    1. میلاد
      صبح رفتم جایی دیدم عکستو فرستادن و هی میگن یه پسره اومده سایت اسمش میلاد چه جیگریه لامصب 😂😂

    2. باز شکر کن من آبجیت نیستم چون خانوادمون تک دخترم و همه نازمو میکشن و همه پسرای فامیل حسودیمو میکنن….😎😂

    1. تو خوبی
      یاسی اینقدر خوشحالم پات شکست
      ایمان راحت شد از بس هرشب بیرون بودی
      آقا میلاد یاسی خودش آقا داره
      اونم چ آقایییی
      😂😂
      وای جدیدنااا سختمه بیام سایت
      قبلا خیلی حرف میزدیم

        1. وااااااو رفتین غیبت میلادد و کردین نچ نچ نچ
          اقا میلاد تازه از راه رسیده بزارین عرقش خشک شه
          یاسی قربوت دهنت همینحوری هم چته های پریسا رو ریختی رو اب
          پریسا خواهر یاسی پاش شکسته نری اون یکی پاشو هم بشکونی

  15. دلم میخاد یاسی رو ببینم😘
    شوهر کروناز؟؟😂😂
    ایلین و یاسی و الناز اگه باران دعوام کرد هوامو داشته باشین😂🤗😑و گرنه نه من نه شما😂😂
    باران دلت میاد با من دعوا کنی؟؟🥺😭😢

  16. اااااا میلادددد بابا تازه چن روزه اومدی اول از همه تعریف کن بعد برو سراغ عشقت!!😂😂پس من و الناز و ایلین و نسترن و کیمیا چی؟؟

    1. بچه ها این خانوم من نیستش هاا
      نفسسسسسس
      عشقم کجایی ؟؟؟
      بیا دلم برات تنگ شدددد
      مث ادمین (دو دقیقه ندیدمت دلم تنگ شد )

      1. میگم ایلین جون عزیزم من میخوام عکسمو عوض کنم
        روعکس هرچی میزنم نمیشه
        روکدوم گزینش باید بزنم؟

        1. مریم جان بالا ورود و اگه بزنی ،
          به جای نام کاربی ایمیلتو بزن، بعد ورودو بزن، ویرایش پروفایل

    1. بزا برم به باران بگم
      روش نمیشه تورو دعوا کنه ولی صد و یک درصد غر غر میکنه به داداش قادر 💃💃
      اخ دلم خنک میشه هااااااااا
      ادمین باش تا بیام برااادرر

    1. عاره بابا 😂😂😂 باهاش دوستم دیروز داشت می گفت فکر کردین راحتتان نمیزارم تازه قراره شوهرش هم سال دیگه بیاد منم گفتم ما بازماندگان سال ۹۸ تیم تو نگران نباش از پسش بر میایم😂😂😂

  17. اااااا یاسیییی😭😭ادمیننننن خدا بگم چیکارا کنه!!!یاسی منو نفرین میکنی؟؟میخام نفرینت کنم ولی باران رو خیلیییی دوست دارم😂

    1. ادمین الان که دارم فکر میکنم نفرینم نکردی چشم زدی 😐
      دیدی خوشگل تر از بارانکت میرقصم چشم زدی 😛

      کنجکاوی ممنوع 🚫

  18. پااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارت😵😵😵😵😵😵😵😵😵😵😵

  19. یااااااااااااسی
    اها بعد همه اینا رو مرصاد بت گفت؟؟؟؟؟
    من زشتم؟
    دلت میاد؟
    آه من گرفتت نه ادمین!

    1. سلام سلام همگی سلاممممممم چخبر دقیقا یه روزم نشده نیومده بودما رکورد زدین ماشالله .هاناییییییی وکیمیاااسلاممممممم .ایلین ویاسی وفاطی چطورینااااااا یعنی موقعی که دیدم ایقه کامنت هسه شوکه وابیدم .راستی میلا د بوشهری هستی.

      1. اه پس ما چی نسترن 😕
        بعدم نگران کامنت ها نباشین اگه ادمین پارت نزاره امشب کامنت هارو به ۸۰۰ میرسونیم😂

    2. خخخ ایلین من که عکستو ندیدم اما امکان نداره بچه تبریز باشی و زشت باشی
      یاسی جون چی کار کردی بر علیهت این همه ادمه😂

        1. مررررررسی الناز جانم،
          نه بابا این عکس من نیست( اگه با منی)…
          من نه ولی یاسی خیلی خوشگله..

          1. ایشالله قسمت شه یاسی هم میبینیم بعدم دختر ترک قطعا خوشگله یکم اعتماد به نفس .
            یارو شکل خر میده به خودش نمیگه زشت میگه من پرنسس بابامم منم برگشتم گفتم بابا پرنسس پس شاهزادت کوتاه خلاصه پهنش کردم هنوز میبیندم میگه ایشش😂😂😂

              1. اون که آره من خوشگلم 😂😂نگاه چه رویی دارم نه ولی اگه خودت اعتقاد نداشته باشی خوشگلی نباید هم انتطار داشته باشی دیگران بگن

            1. الناز الان دیگه ایلین خره ، باید خودشو شکل پرنسس بکنه 🤣🤣
              .
              .
              شوخی کردم بابا ، ایلینمون خیلی هم جیگره فدام بشه و فداش بشم 😍😘

  20. میگم این یاسی خانم چقد به دل میشینه نگو همشهری ماست
    والا اسم داداش ما میعاده

    1. چاکر شما داداش میلاد گلم 😍😘
      خخخخ هم شهری تو بودن به دل نشستن هم داااره 😂😂
      .
      .راستی میلاد پروف عکس خودته ؟؟
      پایین پرسیدم ولی جان تو حال ندارم تا اونجا برم 😅
      اگه خودتی داداش که ایووول ، مث خودم ملوووسییی😉😍😉

  21. یاسی چ بلایی رو میگی ادمین نفرینت کرد سرت اومد؟
    درسته ی ذره خلی😂😉ولی من دوستت دارم و هرکی بهت چیزی بگه….😂😂تا آیتمای کامنت دلداری بود حالا یکم بزنم تو ذوقت:
    ولی اگه ادمین اذیتت کنه یا ایلین و نسترن و من و الناز کاریشون ندارم😂😂

    1. نیوش ادمین نفرینم کرد افتادم پام شکست😭😭
      واااااااایی خداااااا
      دخترااا امشب میخوان برن بیرون اونوقت من خاک به سر باید تو خونه بمونم 😭😭

      1. ته ته بدبختی درکت میکنم واقعا سخته حالا چی کار کردی که نفرینت کرده
        یادم باشه پرو بازی در نیارم اگه نفرین بشم ماشین لهم میکنه شانس ندارم😂

      2. یااااااسی عشقم؟؟؟؟/
        واقعا پات شکسته؟
        ا چرا؟؟؟؟
        تا این حد راضی نبودم ضربه ببینی!

  22. اوووووهوع بر و پچز رکورد و شکستیم کــــــــــه
    مرز ۷۰۰ رو رد کردیــــــــــــــــــــــم
    تو گینس ثبتش کن ادمین
    بگو اینا فسیلای دوران پسا کرونان اومدن تو سایت😢😢😢

  23. نیوش خانم سما هر جور دوس داری صدام کن مشکلی نی
    والا قبلا گفته بودم ۲۱سالمه دانشجو مهندسی برقم بوشهر زندگی می کنم اهل یاسوجم دانشگاهمم تبریزه کلا همه ایران سرای من است😉

      1. اوووو پس همشری ما هم هستی ک
        یاسی تو چطوری کم پیدایی بیا بینیم خبر دسته اول چی داری

      2. پس قسمت شد حتما تبریز بیام البته قرار بود بعد امتحانات بیایم تبریز که این کروناز بانو نزاشت ولی اگه اومدم حتما قسمت های مختلف شهر که دوست دارین رو نشونم بدید

    1. گفت که این امیر مقاره اس
      .
      .
      .
      ادمین رفتی ناهار بخوری نمیای تایید کنی
      یا در حال راز و نیاز و خوندن دعای کمیل با حاج خانوم هستی

    2. ماشالااااا چقدر کامنت با دخترا خدا قوت …خسته نباشید ….
      ‌.
      .
      ابجی فاطمه بیا بگو کیا جدید اومدن؟!
      بخدا کامنت هازیاده نمیدونم چی به چی..😐😑
      .
      بقیه خوبین ؟سرحالین؟

      1. ادمینننننن به جون خودم حلالت نمیکنم 😑
        .
        راستشو بگو دیروز چقد نفرینم کردی که این بلا سرم اومد هااا؟؟؟😭

      2. سلام هانایی خوبی
        جدید ک والا اقا میلاد ۲۱ سالشه متولد یاسوج خونشون بوشهر دانشگاش تبریز😂😂
        الناز ۱۵ سالشه از کرمانشاه
        رها که نمیدونم چن سالشه و اهل کجاس
        همینا
        اگه کسی از قلم افتاد بیا خودشو تحویل هانا خانوم بده خودشو معرفی کنه

        1. ممنون ابجی فاطمه فدات شم منم خوبم گلی…
          جدیدا خوشبختم….خوش اومدین ..خونه خودتون راحت راحت باشن😊😊
          …ابجی گلم که گفتی ❤❤

  24. ازشان خیلیییی فعال بود یهو کامنت هاش منقرض شدن سجاد و مرصاد و ساشا رو نمیدونم کجان ولی داداش قادر هنوز هست خداروشکر🤲🏻🤲🏻ایلین و یاسی کجان؟یهو عین آتشفشان غیر فعال میشن😂😂😑😑الناز،پریسا،فاطمه فقط ماها فعالیم😂😭

    1. آرشامم تا وقتی تینا بود اونم بود
      ب عشق تینا میومد اینجا حالا نیس که بیاد😂😂😂😂
      کروناز جون افتاده بود دنبالش حتما اومده بردتش
      اخی پسر خوبی بود خدایش بیامرزد😌

  25. دم مون گرم ۶۰۰ تا پیام!!
    ادمین داداش خسته نباشی
    اگه ناراحت نشی تو رو هم داداش قادر صدا میکنم

          1. فدات عزیرم پیدات نبود
            خداروشکرماهم عکس دارشدیم پس
            😂خیلی سختی کشیدم تاتونسم بزارم
            ایلین تو چطوری؟

  26. کیمیا مرسی ک اسمت رو عوض کردی😘😂چی بود اون قبلیه هر دفعه کامنت تو رو میدیدم احساس میکردم ی مرغ کامنت میزاره😂
    راستی بچه ها اگه چیزی گفتم ناراحت شدین یا اگه با صدا کردنم به اسم ناراحت میشین بگین لطفاااا🙏🏽🙏🏽

    1. من تنوع رو دوست دارم بعضی اوقات هم می زنه به کلم که کارای چرت و پرت انجام بدم مثل همین مرغ تنهای شب .😂😂😂

  27. داداش میلاد چند سالته و اهل کجایی؟؟بعداینکه من شما رو چی صدا کنم؟چون من همه دوستام رو به اسم صدا میزنم حتی اگه بزرگ‌تر از من باشن واسه همین اگه ناراحت نمیشی میلاد صدات کنم.منم نیوشا هستم ۱۵ ساله از امل(عین بچه ها شدم که نقاشی میکشن بعد زیرش مینویسین فلانی انقد ساله از فلان جا)😂😂
    یاسییییییی کجایی؟؟بابا ابروی منو پیش الناز بردی کهههه!!😂😂
    نسترن چند سالته؟؟
    الناز ازت خیلیییی خوشم اومددددد😘همسن هم که هستیم😂😘

    1. قربونت عزیزم منم همین طور 😍😍
      فکر کنم زخم معده گرفتم از بس دیر خوابیدم و بلند شدم الانم پیش پای شما تفکر ترم دادم البت از کتاب😂😂

      1. یاسی هم از طرز چت کردنش معلومه کپی منه😂😂بلاخره میاد میشیم دو تا بعد دیگه کسی جلو دارمون نیست ابجی یاسی اومدی بگو از بودنت فیض ببریم

    2. سلللام نیوش جونم
      چطوری
      حال و احوال
      بابا چیکار کنم خو اینقد کامنتا زیاد شده نمیدونم باید کدومو بخونم

    1. خوش اومدی
      سلاااااامممممم
      میبینم نمیتونید بدون من کامنت بزارید😎😎😎😎😎
      آی ملت کجاییددددددددددد
      بدون من چ میکنید
      چرا اینقدر آدم جدید
      بیاید بالا به ترتیب اصل بدید
      نظم رو رعایت کنید

  28. منم خوش وقتم نسترن خانم
    بابا همه که بوشهری هسین بابا ایول👍
    میگم این دور ورا و ذکر پیدا نمیشه؟

    1. چرا اقا میلاد مذکر هم هس که همشون گم و گور شدن از جمله مرصاد و علی و ارشام و ساشا و سجاد
      فقط ادمین جزوآخرین بازماندگان نسل مذکر سایت😂😂😂
      ادمینم قصد داره تا اخرین نفس از نسلش مراقبت کنه تا توی سایت منقرض نشه

        1. نه خیالت تخت خواب تا ادمین هست سایت هم هس ادمین که بره نسل ما هم منقرض میشه و ماهم ب جمع پسرا و دایناسورا میپیوندیم

  29. بابا ماشاءالله کمم نمییارین خوشم اومد😊😊
    پیژامه رو خوب اومدی ولی من تا حالا نپوشیدم
    ولی استادکار هم ما رو قهوه ای کردن تو این یکی هم دردیم😠

    1. دیگه هر کسی یدونه شلوار داره که مثل رفیق می مونه براش ( حداقل من اینطوریم 😂)
      شما با همون هم بری قبوله ولی لذتی که در پیژامه هست در شلوار نیست !
      حدیثی از کیمیا 😂😓😓😓😓😂😂😂😂

  30. ادمین چت روم سه رو بزن بچه ها بپاشن اونجا میخای خودم بزارم؟!
    بچه ها بپاشین تو چت روم اینجا دیگه زیادی زیاد شده

      1. هوم ، نفس من نخوندمش ولی نظراتش اکثریت همه می گفتن رمان باحالیه و خوندمش پیشنهاد میشه بخون ضرر نداره فوقش بد بود پاک کن 😂😂😂

      2. متوسط من که میخونمش
        کسی رمان بانی عشق خونده؟
        کتاب البته نوسیندش مریم اولیایی فک کنم

  31. واقعا شما این به قول خودتون رمانارو می خونین
    خوبه شما دخترا تو هر شرایطی سرگرمی های خودتونو دارین
    کرونا که تمام تفریحات ما رو قهوه ای کرده

    1. والا شما پسرا که همیشه از هفت دولت آزادید بشینید خونه یکم موقعیت ما ها رو درک کنین
      بعدم این معلما هم ما رو قهوه ای کردن
      هر روز پشت سر هم امتحان 😕

      1. تا وقتی تفریحی به قشنگی نگاه کردن به طبیعت از توی تراس با پیژامه هست چرا بیرون ؟😂😉

      2. اره والا راست میگی تازه برای ماها تواین وضعیت کرونا امتحان حضوری میخوان بگیرن میگن نهایی باید حضوری باشه پدرمونو دروردن رومانم بخونیم احساسی میشم خسنه شدمممممم

  32. پریسا و نفس میگم دیدین مرصاد بازم بخار شد؟؟؟؟
    مرصاد زنده ای؟
    آزاده؟( آزاده دیروز صبح ترسناک شده بود برام دعا و ایه میفرستاد هی!)
    ساشا؟
    ستایش که دلم خییییلی براش تنگ شده… بی معرفت…

      1. راستی یاسی جون عشقت هم خوشگله و خوحال همزادمو پیدا کردم😂 و ایلین جون از تو هم معلومه از آوایی هستی که سلیقت خوبهو مطمئنم ساقدوشای باحال و خوشگلی هستین
        تبریک ویژه م رو هم برسونيد به عروس دوماد

    1. منم دیدم
      سوگلی ادمین بخار شده😂😂
      اره پری و ساشا هم نیستتن
      منظورم از قدیمیا همینا بودن دیگ😂

    2. ایلین داش مرصادم نه بخار شده نه منقرض
      من دیشب باهاش حرف زدم 😉
      گفت به ایلین بگو خاک تو سرت ورپریده زشت
      ، عشق (یاسی) به این خوشگلی ، با درک و فهم ، ناز و خانووم داشتی ولش کردی به امااان خداااا رفتی مث کنه چسبیدی به زن ادمین 🙄
      هعیی روزگار
      عجب دنیایی شده
      این گوساله رو (ایلین) بعد یه سال هنوز نشناخته بودیم
      حرفای مرصاد بود همش
      یه فحشم داد که نفهمیدم چیه 😛😛

  33. ادمین مثلا چت روم رو زد که اینجا ی نمه خلوت شه شما بیشترش کردین ک( بعلاوه ی خودم)😂
    بچه های قدیمی تر بینمون گم شدن نیستن اصن😢

  34. منم رقاص ماهریم ولی بسته به اینکه ادمین خسیسه یا دست و دلباز داره😂😂چون من شاباش میخوام😂😂

  35. نسترن میشه خب 🧐🧐
    خوانندگی با نفس چون من یکی که اگه بخام بخونم همه تون فرار میکنین😂صدای شما رو نمیدونم🤷🏻‍♀️
    ادمین بیا خیر سرمون داریم برای تو برنامه ریزی میکنیمااا😂

    1. 😂😂😂صدا منم دست کمی از تو ندارم
      راستی بچه ها ببخشید من زود خودمونی میشم اگه ناراحت شدید یه وقت چیزی گفتم بهم بگید

  36. اره داداش تند تند تایید میکنی😂😂
    اااا منم لباس دارم😂🥰😘
    اصلا عروسی بدون نیوشا معنی ننننداردددد😂
    ابجی نسترن میگم تو مدرسه ی خدیجه کبری هستی؟اخه ی بار تو کامنتا گفته بودی !!من اونجا آشنا دارم چیزی خاستی در خدمتم😂
    راستی اگه تو این مدرسه باشی پس باید آملی باشی

    1. آیلیییین خبری از یاسی نداری تل نیستش صبح اومده بود باز رفت راستی خودتم بیا تل کارت دارم

    2. نه بابا من بوشهریم مگه نمیشه بوشهر اسم مدرسه اش این باشه.

      راستی من الناز ونیوش رو اشتباه میگیرم اگه اشتباهی شد ببخشید بخدا

      الناز خواهرم کارت نباشه ما هم میریم عروسی .

      اههههه نفس تو خواننده شونی حالا چی میخونی برامون .

      1. نسترن هرچی که بخواین براتون میخونم یاسی دلش میخواد تتلو بخونم ولی چون عروسیه باید آهنگ های شاد و عاشقونه بخونم بتونید برقصید😂😂😂

  37. راستی باران جون منم تو عروسی دعوت کنیااا😂😂خوشم میاد روم زیاده😂😂من و یاسی و ایلین و الناز و نسترن و فاطمه و کیمیا و آزاده و بقیه..😂😂

        1. اههههه فاطمه داشتیم خیلی نامردی فقط شما سه تا برین عروسی نه خیرم منم میام اگه منو نبرید راه برازجون رو میبندممم که خودتم نری

          1. آره باران راست میگی،
            منو یاسی قراره مثل هم بپوشیم،
            حالا اگه لباسای خوب و بهتری دیدم برات میفرستم،
            ببین دوست داری چه شکلی باشه

        1. به به به
          باراانکم 😂
          جمع گلا جمع بود عاشقشون کم بود که اونم اضافه شد
          چطوری دختر ؟؟
          کم پیدا شدی ؟؟


          ‌اخخخخخخ
          ادمین بیا بارانت هم اومد یکم لاو بدین فیض ببریم داداششش 😉

    1. اون که حله فقط تو آدرس تالارو گیر بیار یه ون میگیریم دسته جمعی میریم😂😂اگه رو تو زیاده پس رو من چیه

        1. الناز جان ببخشید مثل اینکه دوستان راضی نیستن، اخه تو اون گروه کسای دیگه هم هستن…

          1. نه عزیزم شما ببخشید .من چون یه سالی هست که سایت و کامنت های شماها رو نگاه میکردم دوست داشتم هر چه زودتر گوشیم درست شه و با شماها آشنا بشم ولی خب وقتی دوستان راضی نیستن مشکلی نیست بازم ببخشید اگه زود پسر خاله شدم

      1. ای عجبااااا ادمین من برای عروسیتون شعر میگم منم میام ( با ریتم پنجعلی بخونید 😂)

        1. all the good girls go to hell..??!!😂😂
          یاد یه آهنگی افتادم میگفت…
          all good boys go to heaven…but bad boys brings heaven to you…😍❤😂

          1. راست دنیا همینه دیگه کسایی که خوبن دست کم گرفته می شن و بدا پایدار می مونن .
            کسی بدیشون رو نمی فهمه و اونا هم آزادانه ادامه می دن …جمله اش مفهوم داره حوصله ندارم توضیح بدم 😂😓

      1. در عوض مجلست رو گرم میکنیم😆
        البته قبلش سلام ببخشید باران جون شوخی هم کردم
        ایشالله در کنار هم سالیان سال زندگی شادی رو داشته باشید

  38. مرسی الناز بابت تولد راستی سینگلم ولی کسی رو نمیخام😂😂
    واووو مخاطب خاص!!
    خلوت کنیم باران با ادمین حرف بزنن😂😂

  39. Wooooow باران جوووون سلام مشتاق دیداو و هم کلامی بودیم باهات
    .
    .
    باران جون تو یکم بیا شوهرتو به حرف بگیر ما یکم روحمون شاد شه
    واس آینده مون خوبه😂😂😂😂
    مردم مخاطب خاص دارنما هم مخاطب داریم هعی روزگار هعی

    1. سلام داداش میلاد از آشنایت خوشبختم.
      فاطمه داشتی امروز چه بارونی زد .
      خخخخخ فاطمه یه چیز دیگه این مجسمه تزیینی هست اول گنجی زدن رطب با یه جامی که داخلش گذاشتنش من امروز دیدم چه جالب بود

      1. جدی امروز بارون زد؟؟؟!!!😕😕
        یه صداهایی میومد فک نمیکردم بارون باشه از صبح تو اتاقم چپیده بودم در ایی حد من از اطرافم بی خبرم
        .
        .
        خیلی وقته از اونجا رد نشدیم هعی روزگار
        از اومجا هر روز صبح و ظهر رد میشدیم میرفتیم مدرسه ندیدم اینو😂😂😂
        الان باید به وضوح حس کنین ک من تو خونه فسیل شدم
        جدی بارون زد نسترن یا ایسگام کردی😂😂😂😂

        1. به جانم خودم بارون بود ماهم خواب بودیم مامانم با جیغ جیغ بلند شین کولر خاموش کنی بارونه فاطمه بخدا بارونش تند بودااا

  40. ای بابا پس پارت کو ؟؟؟؟؟😡😡😡😡😡😡دفعه ی هزارمه سایتو چک میکنم .مگه ما مسخره ی شماییم .اه اه اه دیگه دارید حالمونو بهم میزنید با این پارت گزاریه رمان .اصن تعادل ندارید یه دفعه به روز دوم نرسیده ،پارت میزارید یه دفعه پنج روز میگزره و رو هنوز پارت نزاشتین و هیچکسم نیست مثه ادم جواب بده ک چرا پارت گزاشته نمیشه 😐😐😐😐😐😐😐

    1. مریم جان ادمین گفتن پارت جدید بیاد میزارن
      اگه سایت و بالا و پایین کرده بودی میدیدی😊

  41. باشه ایلین میخونم😘❤️
    گمرک؟؟😂
    ۵۰۰ تا کامنت؟؟
    من دیگه ردددد دادم
    راستی به نظرم یکی گفت دبیرستان خدیجه کبری ست اگه هستین بگین میخام ی چیزی بهتون درباره ش بگم😊

  42. سلام جناب ادمین لطف میکنید این قسمت دیدگاهتان را بنویسید رو بیاری بالا انگاشتم درد گرفت بس که بالا پایین شد …

    1. ادمین اوردش بالا تازه میتونسی کامنت های قدیمیو از جدیدا تشخیص بدی ولی متاسفانه بعضی از بچه ها اونجوری دوس نداشتن دوباره برگردوندش به حالت اولیه اش ک اینطوریه😐

  43. بچه ها اگه واتساپ دارین یا میتونین نصب کنین شمارتون رو بدین گروه بزنیم اینجوری بهتره چون اینجا پیاما خیلی قاطیه بعد تا تایید بشه هم خیلی طول میکشه واسه همین میگم

      1. ایلین خانم من هرچقد میگم منم ببر تو تلگرام
        کلاس میزارین چرا اخه؟ نامردا؟ 😂😒
        فقط من زیادیم
        هرچی بهتون میگم جواب نمیدین ☹️😑
        دیگه روم نبود بگم اماگفتم دیگه

    1. ادمیننننننننننن
      میخوای سرمو بکوبم به دیوار 😭
      برو نیم ساعت دیگه بیا جون بارانکت سرم گیج رف بقران اینقد بالا پایین کردم 😢

      1. راستی دوستان عروسی تو پروپاچتون پیدا نمیشع دلم بدجور تخلیه میخواد
        به قول شاعر
        قر تو کمر فراونه نمیدونم کجا بریزم

        1. اره آیلین لاو خونمون کم شده ولی چون مخاطب خاص باران خجالتیه اینجا نمیتونه لاو بده😂😂😂

          1. دیگه باید خجالتشو باران جون اب کنه اینجوری نمیشه که
            ما کمبود لاو خون داریم اونوقت ی بلایی سرمون اومد چ گلی بزنیم تو سر خودمون😂😂😂

        1. والا بارانی که من میبینم اصلا خجالت نمیکشه
          یه بلندگو هم بدی دستش میره رو پشت بوم داد میزنه من عاشق قادرم 😕
          بعد حالا اینجا خجالت بکشه 😞

  44. ادمین من جای تو بودم پارت بعدی رو میزاشتم نه بخاطر اینکه بچه ها ناراضی ان بخاطر اینکه تعداد کامنتا هر لحظه داره بیشتر میشه یهو دیدی سایت منفجر شد😂😂

      1. به نظرمن که نیست
        البته تو امکان نداره اسم رمانی رو بگی و من نخوندم باشم. اونایی هستن رمان میخونن ذهنشون مشغول میشه، ذهن بنده خدای من نمیدونه درگیر کدومش بشه😂

  45. منم ۱۴ ساله بودم یعنی اینکه ۸ روز دیگه تولدمه و ۱۵ ساله میشم ولی به علت شرایط کرونا نمیتونم تولد بگیرم🥺🥺

    1. من خودم واست تولد میگیرم البته هر وقت فهمیدم تولد مجازی چه جوری بگیرم دوستان نظری ندارید؟
      میگم اگه سینگلی تا واسه کادو تولدت یکی رو پیدا کنم😂

    1. من بیشتر واسه اینکه یه ریشه کرد بودن رو تو رمان داشت خوندم الحق که راست میگفت ولی بدی پسرای کرد اینکه زیادی عصبین و نه تنها کارهای خودشون به خودشون ربط داره بلکه کارای دیگرانم به اونا مربوطه😑زیاد روی هم خوب نیست زیاد

  46. دادا ادمین تو رو خداااا بشین کامنتا رو تایید کن ثواب داره والا حوصلم سر رفت واقعاااا دیگه رددددد دادم از دست این معلما!!
    آزاده،یاسی و ایلین قبلنا که کامنت نمیزاشتم همش کامنتای شما رو میخوندم خیلی فعال بودین الانا دیگه کنار کامنت میزارین😭😭

    1. سلام ممنون
      من تقریبا از همتون یه شناختی دارم کامنت هاتون رو همیشه خوندم ولی خب فرصت گذاشتن کامنت رو نداشتم
      به هر حال از اشناییتون خوشبخت شدم
      الناز ۱۵ سالمه
      و یه کردم

  47. یاسی دلت میاد🥺اصلا خودت ببند😜😜
    ایلین ابجی ی چی به این یاسی بگو مگه همش سرش تو درس نیس!!!!😂😂😮😮😜😜🤪

    1. نه بابا نیوشا،
      این یاسی یا خوابه، یا با دوستاش میره گمرک،
      حالا من نمیدونم گمرک کجاست دقیقا؟!

  48. ادمین راسی اون تیک خاطرات دانش اموز پارت ۴ رو هم بزن دستت طلا
    مال من ک نمیشه
    نگاه کردم این چهارمیه نرفته قاطی اون قبلیا یافتم ک دست خودتو میبوسه برادر

    1. سلام سلام …اوووو چقدر کامنت….خوبی دخترا…وای خداروشکر مدرسه ما باز نمیشه…اییی خدا جون قربونت برم….😀😂…کیا دارن امتحان میدن؟؟

    1. توام فهمیدی
      آقااااا بباید بالا
      چه قدر بگم در اوج باشیددد
      آیلین نمیدونی ساییدی ینی جی🤐🤐🤐
      آسفالتت این بود که هی گفتی من خوابم‌میاد

  49. واییییی کی رمان اسطوره رو معرفی کرد؟؟؟
    فکر کنم ایلین بود اره؟؟
    دستت درد نکنه عالیییییی بوددددد❤️

    1. واااااااااااااااااای نیوشاااااااااا
      خوندیش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      من چقد تورو دست دارم!
      خیلی قشنگه نه؟؟؟؟؟؟
      من کلی گریه کردم!

      1. ایلین من با اسطوره های های میکردم با رمان جدال عشق وغیرت دیگه جیغ جیغ میکردم وایی الان که یادم میاد دلم میخواد سرم رو بکوبم به دیوار

  50. سلام صبح بخیر جمعتون جمع بود گلتون کم بود که اونم اومد😜
    حالا درسته جمعتون هنوز جمع نیست و همتون خسته این و مثل خرس خوابیدین یا مثل یاسی همش دارین درس میخونین😜😝

        1. چششششم اومدم
          دیگه نمیرم دیگه نمیرم دیگه نمیرم 😉
          .
          .
          .
          ایلین منو پخش دیوار کنی 😟
          دلت میاااد
          گناه دارم
          بیااا بغلم کن (از نفس اجازه بگیر )😊
          بجون تو روزی دو ساعت میخونم بعدش اینقد خستم ۴ یا ۵ ساعت میخوابم بعدش که بیدار شدم میخورم میام تو گوشی ، خورشید هم که غروب کردش میزنیم به جاده با دخترا خل بازی درمیااریم 😉

          1. یاسی خیلی وقته بغلت نکردم!
            از کی رابطمون سرد شد؟؟؟
            اها از وقتی که باران اومد!
            بیا بغلم عشقم…

      1. یاسی جانم عزیزم، قربونت برم، بزنم پخش شی رو دیوار؟
        پس درس نمیخونی چی کار میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

              1. ما نه ولی
                یاسی اینا لباس محلی دارن
                اطراف ما هم بعضی ها هر کی دوس داشته باشه مدل لباس یاسی اینا رو میپوشن البته خیلی از یاسوجی ها توی برازجون و روستاهای اطرافش زندگی میکنن یکیش که دوست خودمه که عشقه😍

              2. نه ایلین حنا بندون لباس محلی ما قر میپوشیم مثل لباس های یاسی اینا یعنی دل بخواهیه بعد شب عروسی لباس مجلسی یا هر لباسی که خودت دوست داشته باشی

        1. چی میگین شما من ۱۶ ام ایلین و پریسا و هانا ۱۷ یاسی و آرشام ۱۸ الان رو چ حسابی بچه های ما حساب میشین
          حالا فقط واس اینکه مرصاد و علی۲۲ و میلاد ۲۱ سالشه بچمونین
          کیمیا من باید دک و پوز تو رو کف اسفالت پهن کنم

          1. والا به قران
            جوری گفتن مث بچه هاتونیم فکر کردم هم سن ساشا و سجادم و ادمینم 😂
            .
            شکلات خوردم 😓
            دعوام نکنین 😂

            1. یاسی به مدت یه هفته خودتو گم و گور کن که این ادمین و ساشا و سجاد تیکه تیک ات نکردن
              😂😂😂
              خیر سرشون دوتاشون تازه دومادن
              اون سجاده ک هنو مجرد مونده

              1. شرمنده واقعا من الان تو وضعیت روحی جالبی نیستم
                واقعا قصد این رو هم که جسارتی بخوام بکنم نداشتم ببخشید .

    1. چیکاررر میکنه فاااطمه
      به من بگووو برم به باران بگم
      ای ادمین ای
      بزا دارم برات
      دور از چشم زنت داری چیکار میکنی

      1. ابجی نسترن سلیقه تو خوبع 😍
        ولی یکی مث ایلین که بد سلیقست میگه عرفان زشته 😛
        .
        .
        .
        اره عروسی هامون تقریبا مث همه ولی مال ما یه کوچولو بهتره😊

      1. ها دده ما یه همچین ادملی هسیم
        مانم الدیم میسازیم پی روزگار
        تو چ میکنی چ خور

        1. دده ام دست ری دلوم نیل که پر خینه سوتی دادم شاه سوتی هیییییی دنیا پی ما بد تا کردی فاطمه سوتییی دادوماااا سوتیااا

            1. فاطی ما مثل پریگ امتحان ریاضی داشتیم بعد معلمش پی ما خوب بی یه رفیقی داشتیم هی امتحان عقب جلو میکردک مونم خو بی اعصاب خوم رفیقلوم تصمیم گرفتیم چیش بگیم پی ویش بفرسیم ما دسمون خرد رفت تو گروه ریاضیمون دوسل اسکلمم پشت سرم بسیش کردن خلاصه امسال ریاضی با مستمر صفریم

              1. نسترین صفر یچی اولتر😂😂😂😂😂
                میگم معلم ریاضیتون خانم حیدری نی
                دده مو سیت فاتحه میخونم دختر خویی بیدی خدابیامرزت

        1. الناز جون اهل کجایی
          .
          .
          ادمین تو روجدت یکساعتی بشین اینجا و تایید کن باشه؟😢😢

        2. سلللام الناز
          چطوررری
          منم یاسی
          ۱۸ ، یاسوج
          .
          .ایلین ایلین بیاااا من جفت پر خودمو پیدا کررردم ، تو دیگه برو پیش بااارااان جونت 😕

          1. هعیییییییی یاسی!
            یه زمانی دوسم داشتی!
            باشه…
            منم میرم!
            هعییی روزگار!
            باران کجایی؟؟؟؟؟

    1. من نویسنده نیستما من فقط خاطره هایی که دوستم مینویسه رو براش توی سایت میزارم
      کاربر پست گزار محسوب میشم

        1. سه سال پیش من یه رمانی نوشته بودم جمعا سه تا دفتر ضد چون قبلا دوس داشتم نوشته رو روی کاغذ بنویسم
          دفتر اولو داشتم توی انجمن رمان های عاشقانه بصورت انلاین مینوشتم بعد چن روزی مامانم فک کرده این دفتره رو لازم ندارم انداخته دور
          حالا رمان نصف اولش نیس چقد هم ک برای اولش زحمت کشیده بودم و خنده دار بود ولی دیگه حس نوشتن ندارم😐😐😐

            1. کلا رمان نوشتن یه پروسه خیلییییییی دهن آسفالت کن داره
              منم با دوستام تو سررسید می نوشتیم …
              همه ی دخترای رمانه هم از دم اساطیر یونان باستان ( مثلا خوشگل بودن 😑)
              الان که سررسیده رو می خونم حس می کنم یه بچه ی هفت ساله می تونه بهتر از من بنویسه …ولی آفرین نوشتن رمان خنده دار واقعا سخته جدی‌ می گم من خودم به شخصه عاشق غمگین نوشتنم و خب طبیعتا بافت غم یکیه
              خیلی خوبه بازم بنویس 👌👌👌👌

              1. منم تو سر رسید مینوشتم😂😂
                من کلا غمگین نمیتونم بنویسم یا فقط طنز الان برای این رمانمم به مشکل خوردم الان باید غمگین شه که نمیتونم کیمیا جون عیب نداره یه جاهایی ازت کمک بگیرم

  51. ما اینجا یه عده ی ادم بیکار(😂😂)و رنج کشیده ازامتحانات هستیم😂معرفی میکنم:ایلین،آزاده،هانا،نسترن،فاطمه،کیمیا که با انواع اسامی وارد میشه و نویسنده س و…بقیه دوستان که تو هم الان اضافه شدی و سنمون هم از هشتم داریم تا …..

    1. سلام به همه و الناز جون من کیمیام
      بهم بگو مرغ تنهای شب ذوق می کنم 😁😂😂
      نیوش خوب توصیف کردی منو آفرین

      1. سلام خانم مرغه خوشبختم رمانت هم فوق العادس من رمان خون قهاریم باید بگم رمانت واقعا عالیه
        منم دوستام بهم میگن خرخون.البته نه به خواتر درس من همه چی میخونم به غیر از درس 😂😂

        1. خخخ مرسی عزیزم خیلی خیلی خوشحالم که رمانمو می خونی
          والا من دقیقا برعکس توام یه موجود منزوی و گوشه گیر 😂😂
          ولی خب تو سایت یکم تغییر کردم😁😁😁😁