codebazan

رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۹۶

 

دعاکردم تا امیر سالم و سلامت از این اتاق بیاد بیرون
که بتونه زندگی که آرزو داشت کنار پسرش من تجربه کنه .
امیر ازخیلی چیزا گذشته بود از جونش تا جبران کنم و خدا شاهد همه این چیزا بود و میدونستم اینقدر مهربون هست که داغ جدیدی روی دل من نذاره پسر معصوم و بیگناه منو بی پدر نکنه.

عادل همون بادیگارد ی که امیر برام استخدام کرده بود خیلی اصرار کرد تا کمی بشینم اما مگه میتونستم وقتی امیر توی اتاق عمل زیر تیغ جراحی آروم و قرار داشته باشم ؟
یک ساعت شد ۲ ساعت ۲ ساعت۳ ساعت…
ساعت ها پشت سر هم می گذشتن و من هر ساعتی که میگذشت انگار چندی سال از عمرم کم می‌شد بالاخره ۵ساعت که تموم شد در اتاق عمل باز شده دکتر بیرون اومد.
به سمتش دویدم و با گریه پرسیدم
حالش خوبه میشه؟
بگین که خوب میشه مگه نه!
با حالت ناراحتی گفت
_ عملش تمام شد اما بیهوشه دعا کنید به هوش بیاد اگه تا ۲۴ ساعت به هوش نیاد میره تو حالت کما…

با شنیدن این خبر جون از پاهام رفت و دیگه نتونست وزنم تحمل کنه کنار دیوار سر خوردم و روی زمین نشستم کنار من نشست و با پشت دستش به صورتم زد و گفت

_ حال تو خوبه خانوم؟
عادل دکتر اومد و گفت
_ خانم خودشون چند روزه زایمان کردن به خاطر همین خیلی ضعیف شدن.
دکتر با صدای بلند پرستار را صدا کرد

ازشون خواست تا منو به یکی از اتاقا ببرند و بهم سرُم وصل کنن اما من نمی خواستم از امیر جدا بشم تقلا کردم و گفتم

نه تورو خدا نمی خوام برم باید اینجا بمونم امیر که میاد بیرون باید منو اینجا ببینه.
دکتر بهم گفت
_ دخترم وقتی از اتاق عمل میاد بیرون مستقیم میره icuو نمیبینه تو اینجا هستی یا نه بهتره که حرف گوش کنی به خاطر بچه ات باید جون داشته باشی که سرپا بمونی…

هرکاری کردم نتونستم از پس من بر بیاد با سرم توی دستم دوباره راه افتادم و این بار سمت آی سی یو رفتم یکی از پرستارا نزدیکم اومد وبا نگرانی گفت
_خانم شما حالت خوب نیست اینجا بودنت هیچ تأثیری روی حال بیمار نداره بهتره استراحت کنی!

با اخم نگاهش کردم و گفتم امیر هیچ کسیو جز من نداره باید الان اینجا باشم.
بیچاره عادل و برادرش که تازه رسیده بود دنبالم راه افتاده بودن پسرم توی بغلش بود هیچ حرفی نمی زد اما کاملاً می تونستم بفهمم که اونم بدجوری نگران امیره.
میدونستم وقتی امیر منو دست این دوتا برادر سپرده یعنی مثل چشماش بهشون اعتماد داره روی صندلی نشسته بودم و هر چند دقیقه یک بار خودم وبالا می‌کشیدم اما از شیشه به داخل آی سی یو نگاه می کردم چشماش و بسته بود و کلی لوله و وسیله و دستگاه بهش وصل بود.

دعا می‌خوندم و صداش میکردم میدونستم صدامو میشنوه
امیر اگه حتی وسط جهنمم باشه صدای منو میشنوه…

احساس میکردم تمام درهای دنیا به روم بسته شده و فقط منتظرم امیر چشماشو باز کنه تا دنیا دوباره بروم لبخند بزنه.
۲۴ ساعتی که دکتر بهمون هشدار داده بود گذشت و تموم شد امیر هیچ عکس العملی از خودش نشون نداد درجه هوشیاریش بالا نیومد به کما رفت.

شاید بیشتر از اون برای من دردناک بود درسته که توی کما بود و داشت عذاب می‌کشید اما من اینجا وقتی بالای سرش می ایستادم و می دیدمش باهاش حرف میزدم و صداش میکردم و اون هیچ عکس العملی بهم به منکه لیلیش بودم به قول خودش ملکش بودم نشون نمیداد دردناک ترین قسمت این تراژدیه غمگین بود.

به اجبار عادل راهیه خونه شدیم که اونا می گفتند خونه قدیمی خودشونه مبگفتن باید کمی استراحت کنم دوش بگیرم و به پسرم برسم پسری که شاید برام کمرنگ شده بود به خاطر این جریانات…

طاقت نمی آوردم توی خونه بمونم دوش گرفتم بچه توی بغلم راه افتادم تا دوباره به بیمارستان برم عادل جلوی راهم سد شد و گفت

_ خانوم شما فکر نمی کنی این بچه احتیاج داره که کمی استراحت کنه مگه چند روز شه ۱چ روزم نشده که به دنیا اومده این طوری که شما دارین باهاش تا می کنی از پا در میاد طفل معصوم …

حق داشت بچه چه گناهی داشت؟
اما من نمی تونستم امیر و اونجا تنها بذارم باید هر روز باهاش حرف میزدم و صداش میکردم تا برگرده پیش من برگرده پیش پسرمون..

اشک واز چشمام پس زدم با پشت دستم پاکش کردم و گفتم
امیر که بیدار بشه باید اونجا باشم.
باید برم و صداش کنم تا امیر بیدار شه …

دست دراز کرد امیرسام از من گرفت و گفت
_میدمش مادرم می دونم شما اونجا با این بچه اذیت میشین.

با تشکر بهش نگاه کردم و گفتم وقتی امیر بیدار بشه میگم براتون جبران کنه. پسرم و بغل کرد و گفت _آقا خیلی وقته از خجالت ما در اومده ما بهش مدیونیم..
با خودم فک کردم یعنی امیرم به کسی خوبی ام کرده که اینطور بخوان حتى وقتی نیست از زن و بچش مراقبت کنن؟

به بیمارستان برگشتم با داد و بیداد و دعوا اجازه گرفتم تا کنارش بشینم. قرار نبود از اینجا تکون بخورم نمی خواستم تنهاش بذارم باید همین جا کنارش میمونم تا دوباره چشماشو باز کنه . من میدونستم بیدار میشه.. کم آورده بودم هر روز می گذشت و هیچ امیدی انگار که برای بیدار شدن امير نبود. دکترا ناامید شده بودن اما من نه من میدونستم امیر بیدار میشه . اگه بیدار نمی شد من دیگه هیچ اعتقادی به دنیا و زندگی و خدا نداشتم .
از تنهایی خسته شده بودم دلم یه همزبون می خواست کسی که درکم کنه و کنارم باشه تو روزای سخت… نمیدونستم باید به کی بگم درد دل کنم یا حتی باهاش فقط حرف بزنم توی تصمیم آنی به حیاط بیمارستان رفتم زیر سایه درخت نشستم و شماره هانا رو گرفتم چند بوق خورد اما بالاخره جواب داد سلام هانا!
با شنیدن صدام انگار شوکه شد که سکوت کرد و من پرسیدم
شناختی لیلی ام. صدای متعجبش توی گوشم نشست _ لیلی کجایی تو دختر میدونی چند وقته دنبالتیم میدونی کجاها دنبالت گشتيم؟
جواب دادم گیر افتاده بودم نمیتونستم تماس بگیرم نمیتونستم خبری
بدم..
میترسیدم برای اینکه اتفاقی برای شما اتفاقی بیفته. ناراحت گفت – به خاطر ما چیا به سرت اومده؟ حالت خوبه لیلی؟ کجایی؟

تا خوب چی باشه زنده ام اما اصلا خوب نیستم تنهام ؛کم آوردم نمی دونستم با کی حرف بزنم برای همین به تو زنگ زدم .
ناراحت گفت
_ این چه حرفیه که میزنی هر وقت بخوای میتونی به من زنگ بزنی بگو کجایی لیلی با آرمین وآرش مییایم دنبالت میایم برت میگردونیم.

گفتم نه به آرش چیزی نباید بگی نباید آرش بفهمه نگرانتر
پرسید
_ بگو چی شده یعنی چی به ارش نگو؟
چرا حرفتو درست حسابی نمیزنی؟ نمیدونم چطور شد اما تو این لحظه انقدر حس تنهایی می کردم که این حرف و بزنم
با بغض نالیدم
میشه بیای اینجا؟ من تو دبی ام میشه بیاین اینجا اما به ارش نگین با آرمین بیا تنها…
کم آوردم میخوام کسی پیشم باشه هانا کمی مکث کرد و گفت
_ به ارمین میگم عزیزم میایم حتما مگه میتونیم تنهات بذاریم؟
فقط شماره تو خاموش نکن میام دنبالت بهت قول میدم…

تماس قطع کردم نمیدونم چرا ازش خواسته بودم بیاد اینجا اما انقدر تنهایی کشیده بودم که این همه درد برام زیادی بود میخواستم یکی کنارم باشه.
توی بیمارستان که برگشتم دوباره کنار امیر رفتم دستشو گرفتم و شروع کردم باهاش حرف زدن التماسش میکردم یه نشونه بهم بده یه چیزی که باور کنم بیدار میشه اما هیچ حرفهای من نمیشنید اصلا توی این دنیا نبود.
دکتر بالای سرش اومد رو به من گفت
_خانم بودن شما اینجا اصلا کمکی بهش نمی کنه شما یه بچه کوچیک داریت بهترِ کنار پسرتون باشید اینجا بودنتون هیچ تاثیری تو حالش نداره، درسته ما میگیم این چند وقت یه بار بیاین حرف بزنید شاید یک عکس العملی نشون بده اما اینکه شما صبح تا شب؛ شب تا صبح اینجا کنارش بشینی این واقعا خوب نیست هم برای خودتون هم برای پسرتون…

پسرم ؛پسرم خیلی وقته که منو نداشت تمام فکرو خیال من اینجا بود حتی وقتی پیشش بودم انگار که پیشش نبودم به سمت در اشاره کرد و گفت
_برین بیرون تا کارام و انجام بدم.

از اتاق بیرون اومدم به دیوار تکیه دادم اما اگر بیدار نمی شد مجبورم می کردن که اجازه بدم دستگاه‌ها را ازش باز کنن و من نمی خواستم

به پول احتیاج داشتم درسته امیر ثروتمند بود اما هیچ چیزش به اسم من نبود و من هیچ اختیاراتی روی اموالش نداشتم عادل بیچاره افتاده بود دنبال کارهای من تا بتونه یه جوری پول جور کنم اما داشتم یه کاری کرده بودند که دستم از همه چیز کوتاه شده بود هیچی دسترسی نداشتم برای اینکه بتونم امیر تو این بیمارستان با آن دستگاه ها رو زنده نگه دارم باید می‌کردم و نمی‌تونستم شاید دلیل این که از هانا خواستم بیان اینجا هم این بود که بتونن کمکم کنن.

🍁🍁
🆔 @romanman_ir

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫523 دیدگاه ها

  1. میشه یکی ب من بگه دقیقا چه زمانایی پارت جدید رمان میاد؟؟؟؟؟؟؟؟
    اخه چرا بی نظمی دوباره شروع شده 😑😑

  2. خب اگه امیر بمیره یا لیلی بخاطر پول بخواد بره بده به یه شیخ من دیگه رمانو نمیخونم چون بشدت الکی میشه

  3. سلامممم
    یاسی!خل و چل من!عشخخخ من !سالروز زمینی شدنت مبارک💃🏻🥳👏🏽
    بچه ها من درگیر امتحاناتم،ولی ی وقتایی میام تو سایت پیشتون

    1. سلام برو بچ خو بید چخبر چخبر چیکار میکنین. ایلین .الناز .یاسی .آزاده من گوشی جدید گرفتم تلم رو دوباره نصب کردم هر وقت بهتون گفتم یه پیام بدین که ایدی تون رو داشته باشم اونا دیگه پاک شدن بعد الان هنوز نصب نکردم

  4. گوشیم تو شارژه
    گوشیم تو دستمه
    هنصفری تو گوشیمع اونورش تو گوشمه
    مامانم اومد تو اتاق میگه دو دیقه این سرمت رو قطع کن بیا غذاتو بخور بعد بیا دوباره برو توی کما

  5. اهم دوستان اینجا چت رومه ؟یا سایت رمان چه خبره ۴۰۰\۵۰۰تا کامنت ؟
    خسته نمیشین ؟اولین بارمه یه همچنین چیزی میبینم دم تون گرم بابا انرژی رو باش ادم کامنت خودشو پیدا نمی کنه .خخخخخ
    واینکه قبلا یکی دو نفر درباره ی دنیلو پروانه پرسیدید توی دفتر چه ی اون امیر بود فکر کنم نوشته بود که نمی تونستم غرورمو زیر پا بزارمو اینا برای همین دنیل و پروانه اینارو و بهونه کردم بیان نجاتت بدن خخخخخ خیلی چرته چطوری می خونین من فقط برای رمانم میام خخ

    1. دممون که گرم بعدم چی کار کنیم تو این اوضاع همش خونه نشینی درباره رمانم باید بگم هر کسی به نظری داره و محترمه واس خودش

      1. سلامممم برو بچ چه خبرا
        سایت چه قدر خلوته
        نیوش فاطمه آیلین یاسی نفس نسترن هانا داداش میلاد ادمین و باران (مردم انقدر زیاده😅 )در چه حالین خبری ازتون نیست

        1. من دو روز نبودم …چقدر کامنت😟😨…ممنون ابجی الناز گلم منم خوبم …خودت خوبی گلم؟..چخبرا؟

    2. ادمین تو هم که اینجایییی
      داداش دو دیقه بشین من اینجارو ۵۰۰ تا کنم
      داداش تو هم همکاری کن

    3. برو بچ خودتون رو واسه ۲۹ مرداد اماده کنید قراره یه اتفاق مقدس توی کره ی زمین رخ بده😋😎

    1. یاسی خله من 😍
      تولدت مبارک رفیق جووونم 😍😘
      قربون اون قیافه نازم بشی😊 آرزوی بهترین هارو برات دارمممم ملوسکم 😘 ایشالا به همه آرزوهای قشنگت برسی 😘

      راستی برا یه سوپرایزم داشتیم ولی قادر …………..😡😡

  6. بچه ها من میرم😭
    حلالم کنین👋🏻👋🏻👋🏻
    رها جون ببخش عزیزم واقعا وقت نمیکنم از صبح تا شب پانسیونم درس میخونم❤

  7. خواهرا برادرااقایون داداشا ۹تیریادتون نره که من بدنیا میاما منتظرکادوهای قشنگتتون هستم چون اوضاع کوروناییه لطفا کادوروبگیرین ضدعفونی کنین بعدبفرستی باتشکر
    هرکی تولدمویادش رفت یاکادونداد حسابش باکرام الکاتبینه دیگه خوددانیداونایی هم که درشروف ازدواجن دوبل کنن کادوهاشونو

  8. اره دیگه،نفس میکشم!
    راستی بچه ها واسه نفس برنامه ریزی نکنید، میخوام بگیرمش برا داداشم!
    ادمین منو به فکر فرو برد!

        1. بچه ها کسی رمان یغمارو خونده اگه خوندبگه قشنگ هست یا نیست اگه غمگینه وعمران ویغما بهم نمیرسن نخونمش چون رمان های غمگین عصبیم میکنه وباعث میشه نتونم رمان بخونم دلسرد بشم از رمان لطفا بگین

    1. از اتاق فرمان خبر رسیده تولد یه گل دختری به اسم یاسی نزدیکتر از رگ گردن به شماست 😉😉
      الان تبریک نگینا ، قبول نیست 😂😂
      (حالا کی خواست تبریک بگه )🤣🤣

      1. باش من که نمیخواسم بگم ولی حالا چون خیلی اصرار میکنی بت میگم
        اجــــــــــــــــــــی یاسی جیگیلی جیگلی تولدت مبااااااارک دس جیــــــــــــــــیییغ هووووراااااا👑💫🌹❄🎊🎉🎁💝🎄👻🎂🎂🎂🍫🍫

      2. ایلین و نسترن و فاطمه مرسی عزیزای من ، ولی من امروز تولدمه اونا قبول نیست دوباره تبریک بگین😅
        پررو هم خودتونین😂

    2. خخخخخخ فاطمه راست میگیا ما خومون واقعیش هاسی هر روز مینیم ده مصنوعیش چنه که بخوای ببنیش .
      اجی یاسییییی تولدت مبارک انشالله آرزوهای امسالت خاطره شن برای سال دیگت هرچی چیزخوب تو دنیا هست مال تو ایشالله ۱۲۰۰۰۰۰۰۰۰عمر کنی وکنار خانواده ات باشی

        1. من و همکلاسیام سخت درگیر امتحان دادنیم واس همین وقت نمیکنه بنویسه ولی بازم بش میگم

  9. سلام خانمها حالتون خوبه ماشالله تون بشه، چقدر پرانرژی هستین شما..افرین به این روحیتون…..
    شاد خندون چقدر حرف زدین روحیتون خوبها 😊
    بچها همیطورشادباشید خوبه…

    1. سلامممم خوبینننن .بچه ها ماشالله نگاه کامنت.فاطمه سرم رو میکوبم به دیوراااا اول گنجی خرماهم نیست رطبه فلکه گنجی هست میخواهی بری بیرون اونجا دوباره ادرس بدم

        1. فاطمههههه دده خوما میکوشما ودست نه کجای پارکا اصن ربطی وپارک نداره شهیدل گمانم کو کجایه روبروشااا جی که اول برازجون واردش وامویااا

          1. اجی به کل اونجا میگن فک کنم تو منظورم اشتب گرفتی
            منظورم قسمت شهر بازیش نبودا
            اصن ولش کناااا
            زدن خو زدن می خرما و رطب ندیدمه😂😂😂
            والا بوخودا کلو واویدم خو

    2. فاطمه میگم این هوای ماهم کم دارا صبح هوا ابری میگی الان دنیا اب میبره بعد عصر که میبینی تا هوا افتابی وباد گرم ولی یاد ندارم که داخل اردیبهشت ماه هوامون شب خنک باشه وبعضی موقع ها ابری وبارونی باشه

  10. بابا من تل ندارم تو رو خدا واتساپ نصب کنین خو😡😡😂😂😳😳😡😡😡🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🥺🥺🥺
    خیلیییی بدی الناز همه رو برای عروسی ابجی هانا نام بردی الا من که از قضا هم سن تو هم هستم
    راستی ابجی هانا مبارکههههه🥳🥳💃🏻💃🏻👏🏽👏🏽
    بقیه بچه ها،شما خوبین؟؟؟

  11. آیداااااااااااا
    دستت دردنکنه دخی جان
    مرسی لطف کردی،
    باشه صبر میکنم هر وقت تموم شد میخونمش
    بازم دمت گرم

  12. ادمین…داداشی از این فینگیلی ها نذاشتی ها بزنیم زرتی بریم پایین😂
    کامنت خیلی زیاده مردیم انقدر بالا پایین رفتیم

    1. خواهر ایلین
      کپی از سخن گران بهای من بدون ذکر منبع پیگرد قانونی و شرعی دارد.
      این سخن روزی بنام من ثبت شد
      اغا هر کی میخواد از حرفای منو بزنه باذکر منبع باشه لدفن
      چاکریم ابجیا و داداشا
      😎😎😎😎😎😎😎😎

  13. یاسی تو گفتی مکان دیدنی نگفتی توپ که🤔
    بعدشم تو فقط همون برو آبشار ،آزادی 😀
    بله ما هم آبشار ،آزادی میرفتیم (البته از یه ساعتی به بعد )😂😂
    ولی نمی دونم شما دهه هشتادیا چرا به جاهای شلوغ می گین توپ
    منو برو بچ یه جای دنجو پیدا می کردیم ۲۰تایی می ریختیم خودمون توپش می کردیم
    حالا بیا بوشهر تا بت بگم مکان توپ به چی میگن من زیاد یاسوجو زیرو رو نکردم
    .
    یاسی اگه بتونی امید طالبیو پیدا بکنی یه جاهاییو نشونت میده که تا دو ساعت تو کفشی

    1. باشه اومدم بوشهر ببرم جاهای توپشو نشونم بده
      تو هم اومدی یاسوج بیا ببرمت جاهای توپ که بفهمی من جای توپ به کجااا میگم
      این ابشار و آزادی و گمرک فرمالیتست و واسه شب گردیامونه 😉

      میلاد این امید طالبی چند سالشه
      چه شکلیه
      یه مشخصه بده من که نمیتونم بلندگو دست بگیرم صداش کنم
      بعد هم واسه اینکه من این اقای گمشده رو پیدا کنم اول یدونه از اون جاهای توپو بگو ببینم ارزششو داره یا خودم رفتم اونجاها 😛😉

    2. مگه دهه هشتادیا گناه کردن .یجوری میگین دهه هشتادی انگار خودتون چه گلی کاشتید دهه شصد هفتادیا

  14. داش مرصاد پیامت اون ته مها بود حسش نبود از اونجا جواب بدم
    منم خوبم مرسی،،،،حالا خوبه شما دانشگاتون بلاتکلیف مونده ما رو که اصن عینهو کالباس میپیچن تو نون میزارن لای دندوناشون هی پشت هم امتحان😪😪

    1. مرصاد منظورم حرفای آموزندت بود اشباهی شد اونو نوشتم😂
      والا اون که سرجاشه تو نیستی
      مگه چت بوده من نمیدونستم کروناز گرفتی الان حالت خوبه رو به راهی
      این آزاده مارمولک رو ببین بزار برم تل گوششو بپیچونم😅

    2. سلام سلام زندگیااا سلام خوبیننن چخبررر چیکار میکار میکنینن
      اجی هانا شیطون من میگم چند روز سایت نبودی تا نامزد کردی اجی هانا خوشبخت شی انشالله تموم اجی های اینجا تا هفته بعد نامزد کنن .بعد اجی یاسی بخدا تنگ مهریون خودمم نمیرم اگه کسی هم بخواد بره بخاطر من واجیام نمیره داداشام میگن نظر خواهرام مهمه ودیگه ما نمیریم .
      النازززز چخبرا.فاطمه چطور مطوری .ایلین .کیمیا یاسی شماها چیکار میکنینن

      1. سلام اجی نسترن من خوبم
        بعد از یکماه اومدم از خونه بیرون برازجون گردی😂عین اینایی که بعد از چن سال برگشتن ایران داشتم برازجون و نگاه میکردم خیلی تغییر کرده بود😕😐
        هوامون دوباره قاط زده ابریه و داغ
        ولی میدون گنجی اون خرما رو ک گفتی ندیدما کجاش بود؟؟😐😐

      2. وااا. خواهری این چه حرفی هست میزنی زبونت رو دندون بگیر 😂 😐خدانکنه. بگو ایشالا دکترا تون رو بگیرید. 😍😂

    3. سلام مرصاد
      منم خوبم ولی پااام شکسته 🤦‍♀️😭🤦‍♀️
      اره مرصاد باهم در ارتباطیم ولی ارتباط که چه عرض کنم یکی شدیم باهم
      باهم میخوابیم بیدار میشیم ان میشیم چرت میگیم 😂
      کوفت آزاده بشه بزا فردا برم سراغش ، جد در جد تو رو شناخته بعد به ما چیزی نگفته 😞😡

      1. یاسی تا حوصلش نیست برم پایین همین جا بپذیر
        یاسییی با قیافه من چی کار داری به این خوشگلی بعدم تقصیر من نیست که مغز شیطونی دارم😜بعدم اونا محض شوخی بود وگرنه من عاشق ضایع کردن پسرام البته به بقیه داداشا بر نخوره ها خیلی حال میده 😌

      2. یاسی تا حوصلش نیست برم پایین همین جا بپذیر
        یاسییی با قیافه من چی کار داری به این خوشگلی بعدم تقصیر من نیست که مغز شیطونی دارم😜بعدم اونا محض شوخی بود وگرنه من عاشق ضایع کردن پسرام البته به بقیه داداشا بر نخوره ها خیلی حال میده 😌😏

    1. بچه ها چقدر عروسی افتادیم 😝اینایی که نامزدن شیرینی نامزدی فدا سرتون در عوض عروسی سنگ تموم بزارین😂😂رو که رو نیست

      1. اره عروسی ادمین و باران…هانا و نامزدش…هانیه و نامزدش که دعوت کرد ولی ادرس نداد بریم😐
        و حالا در ادامه خواهیم دید :
        اغا هر کی میخاد دعوتمون کنه نوبتی بیاد
        تو صف وایسین ما رو دعوت کنین
        یکی یکی

      2. ابجی منکه معلوم نیس کی میخوام عروسی کنم گلی…چشم حتما…تو بیا همه چیش عالی میشه ابجی

        1. هانا نگران مراسمم نباش راستی نفس قرار بود واسه عروسی باران جون و داداش قادر بخونی واسه اینا هم بخون من و یاسی و فاطمه و ایلینم پای کوبی میکنیم راستی بچه ها کردی یاد بگیرید باهم چوپی بکشیم😂هر چند رقص کردی خودمم زیاد خوب نیس

          1. باشه الناز چیکار کنم دیگه نمیتونم حرفتو زمین بندازم😂
            هرچی میخوایین بخونم قبل عروسی لیستشو بدین هماهنگ شم 😂😂😂

            1. 😂😂😮
              جوجه ای هنوز 😂😬
              حالا چه جور اشنا شدین ازاقوامتون بوده ؟؟
              هاناازاین به بعد عاشقانه های خودتو بنویس به جا رمانت
              منم باید نامزد کنم پس وقتمه 😉
              نظرت چیه ابجی؟

              1. ابجی اول عشق سن وسال نمیشناسه البته اگه عشق باشه نه هو…
                دوم اینکه ادم باید کلمه عشق درکش کنه و بفهمش چون همین عشقم گفتنا پرا از مسولیت ابجی سوم من کاری به دیگران ندارم هر کسی خودش میدونه زندگیش…فقط اینکه همیشه درست فک کنید همین.تا بیراهه نرید….

                1. اوووو صحبتاروباش
                  پس چقد عاشقی
                  هاناجون
                  خوش باشین باهم گلم 😘❣️
                  من که فعلا نامزد نمیکنم شوخس بود اون
                  نامزدت چتدسالشه ؟

                1. نه ابجی جدی یادمم نمیاد…من کلا از پسر جماعت متنفر بودم ..ولی نمیدونم چی شد به اینجا رسید…خودمم هنوز هنگم

    2. یا خداااااااااااااااااا
      بابت چه خبرتونه 😮
      ۱ ساعت پیش که رفتم همش۱۹۰ تا کامنت بودش الان شده ۲۹۰
      گور به گور شین الناز و فاطمه و صد البته هانا 😐 فکر مارو نمیکنین که چطور اینارو بخونیم اینقد زر میزنین 😤

      1. عه ابجی یاسی ..خوبی چطوری گلی؟!…منکه زیاد نبودم تاز اومدم😊..ابجی خوابالو پات چطور؟! پات بود دیگه اره

        1. سلااام هانایی
          چطوری
          بابا پام به درک حال خودمو بپرسین 😭
          این روزا هر کی از راه میرسه میگه پات چطوره
          خودم ادم نیستم پام ادمه😤😭

          1. منکه خوبم ابجی خداروشکر…خوب حال خودتم پرسیدم دیه ابجی..😂😂چخبرا؟ چ میکنی ابجی؟

      1. یاسی من اینجام
        میگم الان همش یک روزه ادمین این پارتو گزاشته شده ۳۰۰و خورده ایی
        بعد یک هفته تخمیین بزنین چقد میشه
        حدودا ۲۱۰۰۰ اون باید چ گلی ب سرمون بزنیم آیا😂😢

        1. باشه الناز از آیلین میگیرم البته اگه پروکسی واسش وصل شه بتونه بیاد تل اگه میخوای همینجا بده بهت پیام بدم

          1. گناه کار
            کی گفته من شیطونم
            دخترای شیطون پسرای مغرور
            دیگه یادم نمیاد

              1. الناااز من میدونم من میدونم
                از عاشق شدنشون اطلاع دارم 😛
                ایلین هم فکر کنم باران گفت بهش گفتم
                حالا هم بهت نمیگم تا تو کفش بمونی دست و پا بزنی😝😜

              2. الناز چی میگی تو ما تا فهمیدیم باران جون کیه و چ شکلیه جون دادیم بیشتر یاسی
                بعد بیاد بگه چجوری باش آشنا شده الناز در خواب بیند پنبه دانه😂

                1. آقا کاری نکنین برم بدم گوشیاتونو هک کنن
                  فاطمه یکی دیگه اذیتت کرده سر من خالیش نکن فدات شم بگید دیگه

                2. الناز خودتو از سقف خونه اویزونم کنی من بهت نمیگم 😛
                  ایلینم اگه گفت میزنم دهنش سرویس شه فکش بیفته پایین 😂😂

                3. الناز اجی اینا رو ک گفتم شوخی بودا ناراحت شدی ببخشید
                  کسی اذیتم نکرده که بخوام سر تو خالیش کنم

                1. اره یاسی بیا بریم همونجا
                  من که پروکسی رو قطع کردم با اینی که ادمین داده رفتم خیلی خوبه
                  بدووو بیا خب منتظرتم😂

            1. اووووووهوع مااا نمیزاریم دختر مردم بخوابه
              این خودش شبا میرفت دوچرخه سواری افتاد پاش شکست
              خودت بگو نیستش آسایشت بیشتر نیست😂
              خودش اینجا پلاسه
              خودش راه حل میخواد بیاد تل
              من به این مظلومی آرومی کجا نزاشتم بخوابه
              این خودش همش خوابه اه اصلا یاسییی برو بخوا ادمین دعوام میکنه
              حالا جوری میگی استراحت کنه انگار قطع نخاع شده خب منم پارسال پام شکست😑

              1. تنفس تو روحت اشغال ، عوضی
                حالا من شدم صلب اسایش 😤

                ادمین نفس راس میگه
                من دیگه نیام سیات
                تو صلب اسایش میشی ؟؟
                😯

                1. خفه ببند گمشو تل
                  ادمین دعوام کرد الکی یه زری زدم
                  یاسییییییی تو هم مث آزاده گورخر به من گفتی تنفس😑😂😂😂

            2. ادمین چی چیو بخوابه از صبح تا الان خوابیده
              چن روز پیشو یادت نیس کله ۲۴ ساعت روز ۲۵ ساعتشو خواب بوده
              بعدشم ادمین بشون نگی چجوریا بیادا اونوقت این نفس و یاسی میرن تل منو تنها ول میدن اینجا

        1. اااا جواب دادی😂😂
          ببخش پس کامنت قبلب رو دیگه تایید نکن
          حالا بزار برم سر اصل مطلبی

          قادر داداش ایشالا باران تو گلوت گیر کنه پایین نره 😛
          پروفایلاشو دیدی بیشعورو 😐
          تو همه ی دنیامی
          عاشق مردی شدم که غرورش تمام چیز زنونه بودش نمیدونم چیکار میکنه
          ااااا حیا ندارین شما 😤
          ااااا شما فکر من بقول بچه ها مرغ یه پا رو نمیکنین که ممکنه از فضولی جون بدم هاااان😤

          1. یاسییییی غصه نخور میخوای برم از همینا واست بزارم پروفم زیرشم مینویسم
            آقایی(یاسی)دوست دارم😘😍🤩😂😂😂😂😂

            1. اره بزار نفس
              زیرش مثل مال باران بنویس y_n😍😍
              نزاری من امشب تا صبح نمیخوابم فردا صبح هم طلاقت میدم ، گفته باشم 😜

      1. یعنی خدای ضد حال تو 😏
        وقتی خدا تو رو افریده بهت گفته اگه ضد حال نزنی ، از رو زمین محوت میکنم 😤

          1. اقااااااا ببخشین ندیدم که ادمین جواب داده واسه همین اینو گفتم 🤗
            خدا رو هزار مرتبه شکر پا شکسته بودم هیچ کور هم شدم ببینم تا فردا چه اتفاق جدیدی رخ میده 😥

        1. ابجی یا داداش
          من یکی که رمانو رو نمیخونم ببینم چی به چیه فقط کامنت میزارم
          الانم بچه ها نیستن که رمان بهت معرفی کنن ولی سه تا رمان قبلا خوندم اسطوره و گناهکار و هکر قلب
          اگه خواستی بخون خیلی قشنگن

        2. رمان اسطوره ،سفر به دیارعشق،دختر حاج اقا،آرام در تنهایی،زندگی سیگاری (فوق العاده بود به نظرم)دختر بد پسر بدتر
          بگم یا بسه😜اینا چیزایی بود که من واقعا خوشم اومد

        3. بانوی قصه(اینو حتما بخون عالیه)
          زیتون(سایت رمان برتر کاملش هست)
          گناهکار
          اسطوره
          دروغ شیرین
          باده(رمان من)
          حرارت تنت(رمان من)

        4. رمان عشق بی رحم..عالیه….پناهم باش..کوه غرور..خان زاده
          برین توسایت..رمان برتر پره رمانه..

          حتمابرین بخونین

  15. تو ايران مرگ و میر کلا اتوماتیکه شده بدون دخالت دست

    کرونا : میکشه
    سیل : غسل ميده
    زلزله : دفن میکنه 😜

    1. 😂😂😂فاطمه حرف از مرگ و میر نزن. نگاه دور و اطرافت همه یا نامزدن یا…
      فاطمه یه کاری بکن وگرنه تلف میشیم😂😂😂

        1. خو چه گلی بر سر مبارکمون بگیریم قبلا حداقل بیرون میرفتیم یه چند تا مخ میزدیم الان مشغول مخ زدن مامانمم که نت واسم بگیره امروز فرداس تموم شه

        2. بابا فاطییی چقد بگم من هنوز سنی ندارم که ۱۸سال هم شد سن واسه شوهر بعدم مجردی و سینگلی رو عشقه😍😃

          1. خخخ برو بچ این الناز بود بحثو پیش کشید برین بریزین رو سر اون چیکار من دارین اخه
            دختر به این خوفی و گلی پیشتونه دلتون میاد دعواش کنین😌😌😂😂

        1. ابجی گندم دیر یا زود اخر ازدواج میکنی ..دلت اخر پیش یکی گیر میکنه…حالا دیر یا زودش معلوم نیس

          1. نه بابا از این خبرا هم نیست. من اینقد دلم سنگ هست نسبت به پسرا که میتونم راحت قیدشون رو بزنم😂😂

  16. دﺧـﺘــــــﺮ ﮐـﻪ ﺑـﺎﺷـﯽﺑـﻬـﺎﻧـﻪ ﻧﯿــــﺴﺖ
    ﺣـﻘـﯿـﻘـﺘـــــﯽ ﺳـﺖ
    ﮐـﺴـﯽ ﻧــﻤـﯿـﺘـﻮاﻧـﺪ درﮐــــﺶ ﮐـﻨـﺪ
    ﺑــــــﺎﯾﺪ دﺧـﺘــــﺮ ﺑـﺎﺷـﯽﺗـﺎ ﺑــــﺪاﻧـﯽ ﭼـﻪ ﻣـﯽ ﮔـﻮﯾـﻢ
    دﺧـﺘـﺮ ﺑـﺎﺷـﯽ ﺗـﺎ دراﯾـﻦ ﺷـﻬـﺮ ﮔـــــــــﺮگ زﻧـﺪﮔــﯽ ﮐـﻨـﯽ
    ﻫـﻤـﺎن ﺟـــــــﺎﯾـﯿـﮑـﻪ ﺑـﺎ ﻫـﺮ ﻧـــــﮕﺎﻩ
    ﺗــــﻮ را ﺗـﻌﺮﯾـﻒ ﻣـﯽ ﮐـﻨـﻨـﺪ اﮔــﺮ مرام بگذاری
    ﻣـﺮاﻣــــــــﺖ را ﻧـــﻔـﻊ ﻣـﯽ داﻧـﻨـﺪ
    اﯾـﻨـﺠـﺎ ﺟـﺎﯾـﯽ ﺳـﺖ ﮐـﻪ
    ﻫـــــﻤـﻪ ﭼـﯿـﺰت را ﻣـﯽ ﺷـﻤـﺎرﻧـﺪ
    ﭘـﺲ دﺧـﺘـﺮ ﺑـﺎش ،ﺧــــﻮدت ﺑـﺎش
    ﺑـﮕـﺬار ﮔـﺮگ ﻫـﺎی ﺷـﻬـﺮ ﻫـــــﺮ ﭼـﻪ ﻣـﯽ ﺧـﻮاﻫـﻨـﺪ ﺑــــــﮕـﻮﯾـﻨـﺪ

  17. نفسسسسسسسسسسسس
    بابا گفت که حالش خوب نبود قرار بوده بستری شه از ترس کرونا نرفته!
    نمیدونم چش بود حال؟!

  18. سلام سلامممممم…اخ چقدر که من فعالم😂…همه فعالن بجز من خوبین ؟خوشین؟…
    .
    .
    ابجی یاسی پات بود شکسته بود دیگه پات چطوره ابجی؟
    فاطمه ابجی شیطون خوبی؟
    ابجی ایلین.نفس.الناز.پریسا.پری.نیوش.گندم که جدیدن.کیمیا.مریم . ابجی باران.نسترن….بخدا دیگه الان کسی یادم نیس..‌.شرمنده اگه از قلم انداختم از دخترارو…همه خوبین یا نه؟!…..جعمتون اصلا بدون من صفا نداره هاااا…اعتماد😂😂….امیدوارم همه خوب باشین

      1. منم خوبم ابجی الناز گلم فدات شم…اره من کلا خونه نشینم …کرونا هم نبود نمیرفتم بیرون زیاد خیلی کم….نامزدم حرف میزنم کلا حواسم پرت از همه چی …چ میکنی ابجی با امتحانا؟!

        1. خبر خوبی نیست از امتحانا هر روز صبح بدبختی فقط نکته خوبش اینه منی که درس نمیخونم نمره امتحانم از دوستام که عین خر میخونن بیشتر شده
          دیشب تا ۴صبح عر زدن آخرشم به این نتیجه رسیدن درس خوندنو بزارن در کوزه و از کتاب محترمه کمک بگیرن😂😂😂

            1. هیچی سلامتی عزیزم رمانمو مینویسم ..امتحان…و این پسر خوبه رو خیلی اذیت میکنم من😂

              1. اون که بله ولی میترسم به قول یاسی بترشیم 😆
                از این پسرای کرمانشاه که آبی گرم نمیشه میگم هانا آقاتون داداشی پسر خاله ای چیزی😂😂😂با فاطمه و ایلین تقسیمشون میکنیم

                1. اغاااا چی چیو تقسیم میکنی تو دلت میخاد پای منو چرا میکشی وسط قضیه😂😂😂
                  ماستا رو چرا قاطی قیمه ها میکنی😂

                2. النااااز خفه شو
                  شوهر میخوای چیکار بچه
                  بخدا من امروز دیدمت فکر کردم ۱۰ سالته 😐اونوقت اینقد زبون میریزه و حرفای گنده گنده میزنه نیم وجبی 😤

          1. سلامت باشی عزیزم….وای این امتحانای لعنتی هم تمام نمیشن …منکه واقعا خسته شدم دیه مجازی…

  19. ببخشیدیادم رفت ب همگی سلام کنم سلام برهمگی دوستان حالتون احوالتون خوبه ختنواده محترم خوب هستن؟؟؟؟؟

  20. بچه واسه تو مناسب نی😈
    تو بهتره فقط بری چشمه میشی ،آبشار یاسوج، تنگ گنجه ای،غار ده شیخ ،تنگ تکراری😂😂(پایست اسکی کاکان هم پاتق منه)
    .
    اگه می خوای جای دنج و خلوت بری فقط از جاده قدیمی تردد کن

    1. میلاد دهنت سرویس داداش 😂😂
      جا قحط بود تا چشمه میشی 😂🤣 بابا از اینایی که تو گفتی فقط ابشارو میرم
      اونجا هم که دیگه همش کافه شده اونم چه کافه هایی😍
      اومدی بیا ببرمت جاهای توپ داداش اینجاهایی که تو میگی دیگه واسه ۵۰ یا ۶۰ سال یا ۶ تا ۱۰ ساله 😛

      1. خخخ
        داداش میلاد نگاه ابجی ما جاهای باحال بگو اومدیم یکم فیض ببریم
        راستی یاسی بیام یاسوج راهنمام میشی میخوام ببریم یه جای توپ که بشه ترکوند نه واسه بچه های ۱۰ ساله😂😂

    2. داداش اینایی که گفتی رو میشه با خانواده رفت😝ما که فعلا رده سنیمون اجازه نمیده تنها مسافرت بریم ،فت ماه اومدم تبریز به سر به اینجاها بزنم

    3. 😂😂😂😂چشمه میشی
      چه جاهایی میگن اقا میلاد
      واسه یاسی خوب نیست همون شمابرو بادوستاتون خوش بگذره

        1. اره واقعا تل منم رفته هی میاد هی میره اصلا نتمون هم اینطوریه .خخخ داداش میلاد ماهم یه جاهای یاسوج رو کشف کردیم که کسی نمیدونه کجاس واقعا قشنگه

    1. ایلین اگه میتونی تلگرام اصلی رو نصب کن با یه فیلتر شکن خوب من خودم اصلی دارم ولی دوستم tتلگرام DRداره خودش میگفت از تو گوگل پلی نصب کرده میگه خوبه

  21. ای بابا فاطمه!!
    تو و نفس ک جای خود دارید!!😂❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️😘
    سلام آقا مرصاد
    خوبین؟
    نیوشا هستم،۱۴ ساله
    میشناسمتون از پارتای قبل چون پیاماتون رو میخوندم🙈
    بچه ها کجایین؟کو اون همه عضو فعال؟؟
    الناز و یاسی دیگه دارم بهتون شک میکنم چون شما خیلی فعال بودین!!

    1. نیوش هستم فقط موضوع واسه حرف زدن نیست 😕ترکیدم تو خونه
      بچه ها چند تا رمان خوب معرفی کنید
      راستی ایلین جون اون لینک رمان ترمیمو واسم بفرست تو تل هر چی امتحانش میکنم میگه چنین گفتگویی وجود نداره

  22. میگم دقیقا جریان چیه
    آرشام و مرصاد و سجاد و تینا یوهویی با هم محو میشن میرن افق بعد دوباره یهویی با هم ظاهر میشن
    یکی ایمجا بیاد شفاف سازی کنه لدفن😼🙊

  23. بیچاره باران!
    یاسی و مهسا دست به یکی کنن…
    اونم خجالتی!
    هعییی، میگفتی بیام حمایتش کنم!
    البته تلم وصل نمیشه نمیدونم چرا؟؟

    1. دست به یکی چی 😂
      فیلمایی که موقع گچ گرفتن پام گرفته بودمو براش فرستادم حال و هواش عوض شه که خداروشکر اونم پوکید از خنده 😂

  24. سلام آیلین جان مرسی ممنون❤❤❤ تلگرام طلایی داشتم نمیدونستم وارد هیچ کانالی بشم ولی اصل رو نصب کردم کانالش رو پیدا کردم هر جمعه ۸ تا پارت میذاره ولی من هرروز چک میکنم شاید فرجی شد 😂😂😂اره مهگل یه خواهر داره یه برادر …
    .
    . جدیدا دارم رمان جگوار میخونم …نویسندش همون نویسنده رمان اکالیپتوس

      1. همونه که پسره خیلی خشنه؟
        دختره ازش حامله میشه؟،
        چند پارتشو خوندم نفس،البته اگه اون باشه

        1. آیلین جان نمیدونم …
          داستانش درباره پسری به اسم میروالست که عاشق یه دختر (کرد یا ترک یادم نیست)میشه اما دختره متاهل بوده اما نه اون طور که فکر میکنی …این دختر توی یه روستای وحشتناک زندگی میکرده پدرش در سن کم اون رو به عقد مردی درمیاره که یه زن نازا داشته اما وقتی اینا ازدواج میکنن زنش حامله میشه مرده هم اونو برمیگردونه پیش باباش ،باباش هم با بیرحمی میگه برگرد پیش شوهرت اینقدر در خونش بشین تا رات بدن من دختری که دادم دیگه پس نمی گیرم …آهان ،اگر اشتباه نکنم اسمش اسکی بود …اسکی حامله میشه اما اون زنه بچه رو میکشه امیر والا اون توی بیمارستان آشنا میشن …یه شب که هیچکس خونه نبود اسکی و آلای تنها بودن ،امیر والا می ره اونجا اما همون لحظه همه برمیگردن و امیر والا کلی کتک میخوره بعد اسکی طلاق میگیره ول پدرش دیگه نمی خواست اون رو نگه داره به خاطر همین مجبورش میکنه با یه مرد مسن که تازه زنش مرده و پسر بزرگش هم با اسکی فاصله چندانی نداره ازدواج کنه …
          از طرفی امیروالا برمیگرده پیش خونواده تا اون هارو ببره اما پدر بزرگش اجازه نمیده اما پدرش میپزیره و می ره ولی توی راه تصادف میکنن و پدرش میمیره …امیر والا بعد از مراسم خاکسپاری پدرش دوباره به اونجا برمیگرده ولی میفهمه که عروسیه اسکی با اون پیرمردست …از طرفی اسکی نمیخواد با اون ازدواج کنه خودش رو از پشت بوم پرت میکنه پایین و میمیره …پیر مرده که قرار بود با اسکی ازدواج کنه میگه به من ربطی نداره من این همه آدم دعوت کردم که توی جشن باشن
          حالا که اسکی مرده من رو به عقد آلای در بیار همه گیج میشن اما پدر اسکی برای اینکه ابروش نره قبول میکنه آلای اون موقع سیزده سال بیشتر نداشت پای سفره عقد میشینه دقیقا زمانی که میخواد بله رو بگه …امیر والا میفهمه که روی پشت بوم خبری می ره اونجا و با جنازه اسکی مواجه میشه مادر بزرگ اسکی ماجرا رو برای اون تعریف میکنه امیر والا میره پایین و جلوی عقد رو میگیره و میگه آلای زن منه و دستش رو میگیره و میبره …می ره تهران خونه پدربزرگش ،اون هم دعوا میکنه مثل اینکه امیروالا و پدربزرگش با هم اختلاف داشتند همون شب آلای رو ول میکنه خونه پدربزرگش و میگه این خوار تو چشم شما و بعد میره ۵ سال میگزره …یه شب که آلای و پسر عموی امیر والا باهم داشتن اهنگ زیر زمینی درست میکردن پلیس میرسه و اون هارو دستگیر میکنه همه میان دنبالشان اما آلای باید حتما شوهرش میومد دنبالش امیروالا بعد از ۵ سال میاد و کارهارو میکنه وقتی میخواست دوباره بره پدربزرگش میگه که آلای دیگه نباید پیش ما باشه و باید اون رو با خودش ببره این میشه که امیر والا و آلای باهم زندگی میکنن الان و…
          .
          .
          .
          .
          .
          .
          .
          .
          دیگه خسته شدم آیلین ولی نمیخواد بخونی من داستانش رو تعریف کردم پارت هاش هر شبه ولی خیلی کمه اصلا نمیصرفه …خودت رو الافش نکن …وای چقدر نوشتم دستم خسته شد …

        2. نه بابا ازش حامله نشد که امیر والا عاشق آسکی خواهر الای شده بود آسکی رو میخواستن بدن به یه پیرمرد خودکشی کرد بعد میخواستن الای رو بزارن جای اون پای سفره عقد که امیروالا اومدو نذاشت الای رو عقد کرد بردش تهران بعدم که رفت خونه پدربزرگش و الای رو اونجا گذاشت و خودش رفت کرج

  25. ادمین من ایمیلمو میزارم فقد تایید نکن یه کار حساب کاربریم حذف بشه تا با ایمیل خودم بیام
    ممنون میشم ک با باشه گفتنت کاری کنی تا من ایمیلمو بفرستم😒
    جواب بدیااا

  26. یاسی من از ۲سالگی بوشهر بودم
    فقط واسه تفریح میایم یاسوج خونه بابا بزرگم
    زیاد رفیق یاسوجی ندارم
    اما نگران نباش وقتی میام جای بدی نمی رم 😈
    .
    جاهای دنج یاسوج زیاده من خودم به تنهایی خیلی جاهای کشف کردم اما مناسب تو نیس😒😂

    1. ااااا
      میلاد
      مرام به خرج بده بگو کجاها میری داداش ، بزا منم برم کشف کنم این جاهای توپی که تو میری 😉

  27. یاسی مگه اون جا خرید فروش انجام میشه که اسمشو گذاشتی گمرک🤔😀😀
    گمرک بوشهر خیلی بزرگه کسی هم اجازه نداره بره بعضی جاهاش

    1. به به مرصاد سوگلی چه عجب کامنت نمایان کردی
      سلام خوبی خوشی ما هم خوبیم
      همش امتحان میدیم میخوابیم میاییم سایت میریم بیرون😀
      نه بابا یکم بیشتر هندونه بزن واسه خودت کی بهت گفت دلمون تنگ شده بود واست
      ولی نه خدایی دلمون برا مسخره بازیات تنگ شده بود😂😂

    2. اوووو سلام سوگل جون ما خوبیم تو چطوری سوگلی
      به قول نفس همش امتحان میدیم میخوابیم تو سایت همین
      هنوزم با پیژامه و کت میری دفاع میکنی از پایان نامه ات😹😹؟؟

    3. به به به داداش سوگلی
      چطوری ؟؟؟
      حالت بهتر شده داداش ؟؟
      اخ مرصاد اخ
      دیگه سوگلی ادمین نیستی ، باران جاتو گرفت 😛

      1. چشمم روشن نفس دوروز بالا سرتون نبودم شدم مسخره باز هعییی کجاست اون احترام کجاست اون شان و منزلت کجاس اون وعده وعیده ها اون داف شیرازیه که قرار بود برای من بیابی چه شد هان
        سلام ایلین تو چطوری اره خداروشکر بهترم ولی این داروهایی که میخورم خواب اوره همش خوابم
        سلام فاطمه خانم چطورین نه بابا فعلا دفاع هارو عقب انداختن تا وضعیت دانشگاه ها چی بشه کلاسم برامون گذاشتم من میپیچونم :/
        خدایی من نبودم چطور دلتون اومد اینقدر حرف بزنین وقتی من نبودم اونروزا همه افسردگی حاد میگرفتین :/

      2. چشمم روشن نفس دوروز بالا سرتون نبودم شدم مسخره باز هعییی کجاست اون احترام کجاست اون شان و منزلت کجاس اون وعده وعیده ها اون داف شیرازیه که قرار بود برای من بیابی چه شد هان
        سلام ایلین تو چطوری اره خداروشکر بهترم ولی این داروهایی که میخورم خواب اوره همش خوابم
        سلام فاطمه خانم چطورین نه بابا فعلا دفاع هارو عقب انداختن تا وضعیت دانشگاه ها چی بشه کلاسم برامون گذاشتم من میپیچونم :/
        خدایی من نبودم چطور دلتون اومد اینقدر حرف بزنین وقتی من نبودم اونروزا همه افسردگی حاد میگرفتین :/سلام یاسی چطوری ؟ نمیدونم والا ازاده تو تلگرام به من پیام داد فکر کردم از طرف شما اومده کل خاندان منم وارسی کرد فکر کردم شما دخترا باهم در ارتباطین پس :/

  28. ادمین نویسنده کیه؟؟
    بابا بهش بگو چرا اینطوری میکنه؟؟!!!
    همه میدونن من باید دیگه خیلیییی صبرم لبریز بشه ک گریه کنم اما با این رمان گریم در اومد 😮😮😭😭😂😂

      1. عزیزم یه بیو پایین از خودم داده بودم بازم چشم میگم☺️. ۲۱ سالمه، اصالتا شیرازی هستم، بزرگ شده تهرانم، الانم دانشجو دندانپزشکی دانشگاه بین الملل یزد هستم. 😊😊

  29. آقا سجاد و گندم خانم
    از آشناییتون خوشوقتم
    من نیوشا هستم،اهل امل هستم،۱۵ سالمه و بهتون خوش آمد میگم
    البته آقا سجاد من شما رو میشناسم چون از قبل همه ی کامنت ها رو میخوندم و البته گندم خانم هم که خودشون رو معرفی کردن
    راستی اگه ناراحت نشین شما رو به اسم صدا کنم❤️🙏🏽😂

    1. نیوشا تا اسم بچه های ناصرالدین الدین شاه قاجار هم اوردی منو یادت رف هعی روزگار هعی

  30. هویییی چ خبره؟
    بدون من خوش میگذرونین؟😭
    یاسی ت خوبی؟
    ایلین۱،ایلین۲،الناز،نسترن،هانا،مریم،گندم،رها،کیمیا،میلاد،ارشام قادر جون،تینا،باران و…شما چطورین؟
    اووووو نینا اومد ارشام هم اومد 😂
    الناز واتساپ داری؟
    اگ نداری نصب کن🙏🏽😂❤️

    1. مرسی عزیز بخوبیت 😘

      آیلین گلی مرسی که وقتی نبودم به فکرم بودی 😁😁دای منیم توییم کوتاردی😂 چن روز استراحت قبل امتحانات اومده بودم که دیگه تموم شد ولی هنو تو رو تازه پیدا کردم تا جایی که بتونم میام بهت سر میزنم ❤😍

      آقا میلاد آفرین رتبه کنکورتون خوب بوده👍☺

    2. وای خدا یا یاد خالم افتادم مثل تو همینطور اسم هارو قطار میکرد بعد سلام میکرد … دلم براش تنگ شده …

  31. سلاممم
    برو بچ خبری ازتون نیست
    ایلین اگه لینک اون کانالی که رمان ترمیم رو میزاره داری برام بفرست

  32. آها 😂😂😂. خب درست بگو یه جوری گفتی گمرک کجاست من به شخصه توی سوادت شک کردم 😂😂من فقط بوستان رازی گمرک تهران رو میشناسم. دیگ تو یاسوج رو اطلاع ندارم😑😑

      1. قشنگ که هست اما چند وقتیه که دیگه نویسنده پارت نداده ولی فکر کنم تا پارت ۵۲ تو سایت هست میخواهی بخون

    1. تا جایی که من میدونم گمرک یه اداره هست واسه صدور مجوز صادرات وواردات محصول های مختلف داخل یا خارج کشور.مکان خیلی خاصی نیست😂😂 همه شهر های مرزی کشور هم دارن.

      1. گندم، مریم!
        بی سوادم ولی نه تا این حددددددد…
        خخخخخخخخخ
        میدونم گمرک چیه
        میگم اسم یه مکانیه، مثلا کافی شاپ، پارک…

        1. نه بابا ایلین کافی شاپ و اینا چیه
          گمرک بوشهر به اون بزرگیش ک کلا منطقه آزاد هم هس کافی شاپ و مکان دیدنی نداره بعد یاسوج داشته باشه البته من قصدم توهین نیستا لپ کلامو شما داشته باشین

        2. بابا ما یه پارک داریم اسمش ساحلیه (اگه میلاد نگه داره ایسگا میکنه ) بعد یه رود از کنار این پارکه میگذره اونور رودخونه رو باز یه پارکه کوچیک ولی خیلی دنجه که خانواده نمیرن اکثرا دختر پسرا میرن ما به اونجا میگیم گمرک
          گرفتی یا باز بگم 😊

        1. به جناب ارشااااااام
          چطوری پسر
          باز دیدی تینا یه سلام داد سرو کلت پیدا شد 🙄

          راستی تینا چطوری
          گفته بودی کارم داری عزیزم
          بگو ببینم چیشده ؟؟؟

          1. خواستم بگم پات چطوره عزیزم اخه نگران شدم چطور شد اینجوری شدیی دیوونع
            هی بت گفتم انقد شیطونی نکن الان دیگ بیرون نمیری و اون فامیلتون ک اسمشم یادم نیس دیگ راحت شد ک ت دیگ ماشینشو خراااب نمیکنی😀😅😂

          1. سلام ابجی ایلین خوبم شما خوب هستید انشاالله تعالی°°°
            ایمو یادتون باشع ب عنوان بزرگتر دارم میگم همییشه کسی ک روزه میگیره مث من نمازو قران میخونه مذهبی میشه…😂

        2. و علیکم برادر آرشام
          کجایی توووو
          گفتیم کرونا اومده گرفتت و باهم رفتین دور دووور

            1. کار خوبی میکنی بیرونش کردی
              بیشعوره میدونی الان رفته با چن نفر بوده خجالتم نمیکشه

        3. آرشام یوقت احساس غریبی کردی تعجب نکن
          عضو جدید زیاد داریم😹😹😹
          فک کنم الان حس اصحاب کهفو داری

          1. فاطمه اتفاقا خواستم بگم😂
            چرا اینجوریع اینجاااا دوروز نبودمااا
            همع اومدن ینی خوش اومدن😁

            1. آرشام
              من خودم دو ساعت اینجا نباشم قاطی میکنم نمیفهمم چی ب چیه خدا به داد تو برسه ک یه یه هفته ایی نبودی😹😹

  33. لطفا لطفا لطفا حداقل ی تایمی مشخص کنین
    مثلا دو روز ی بار سه روز ی بار ک آدم بدونه راحت همون روز بیاد بخونه 😿🙏🙏🙏🙏

  34. .سلاااااممم…خوبین بچه ها؟؟؟

    .یاسی جون حالت خوبه؟؟؟عزیزم ایشالله که به زودی خوب شی عزیزم❤

    .رهااااا کجا رفتی رفیق جدید؟؟؟؟نیستی….

    .نفس و آیلین جون شما هم خوبین؟؟؟سلامتین؟؟؟

    .سلام آقا میلاد…شما هم خوبین؟؟راستی خوش اومدین😂دفعه پیش یادم رفت بگم ببخشید

  35. پریسا عزیزم اخه این چه نامردیه ک در حق من میکنی پروف منو گذاشتی من میخواستم پارت قبل اسممو پیدا کنم همش قاطی میشد
    اینکارو با من نکن شیرمو حلالت نمیکنماااا
    دیگ بت هییچ ارثی نمیرسع هااا
    بت بگم ک دروز دیگ نگی نگفتی😭😳

    1. البتع مث من نیستا یکم مث منه من زیادی شلوغش کردم😂😝
      .
      .
      .
      .بعدشم اینک منو اقای ارشام باهم نیسیم بلف زدع عزیز دلم

  36. اره گندم خانم شما درس می گی من اطلاعاتتان قدیمیه
    ولی تا دو سال پیش که نمی شد اسمشو گذاشت گمرک
    حالا بایست و می ری اون جا چی کار با این همه مکان دیدنیه یاسوج اخه گمرک😬

    1. ااا میلاد
      گمرک خوبه دیگه
      خلوته و ارومه خیلی خوش میگذره
      بعدم ما ثابت اونجا نمیمونیم یه ساعت میریم گمرک بعد ساحلی بعد آزادی بعد ابشار بعد خونه 😂

    2. میلاد یه چندتا مکان دیدینی یاسوج رو بگو داداش ببینم هنوز هستن یا محو شدن یا اسماشون تغییر کرده 😊

      بعد داداش بچه یاسوجیا اکثرا شبا یا میرن ابشار یا گمرک یا ساحلی
      روزا هم میخواد تو کافه ها پیداشون کنی
      حالا تو کجاها میرفتی دیگه خدا داند 😐

  37. جانم یاسی خوبم تو خوبی فقط تو حال ما رو بپرسی😥
    .
    ایلین گمرک مال شهرای مث بوشهره که دریا داره
    یاسوج تا اونجایی که من می دونم گمرک نداره😂😂
    مث این که یاسی اسکلتون کرده
    خانم بیا جواب دوستان رو بده😂😂

    1. کی گفته یاسوج گمرک نداره. اتفاقا داره. شما خیییلی اطلاعاتتون قدیمی هست. 😐😐

        1. آره عزیزم یه بیو از خودم میدم که کامل آشنا بشیم باهم. من ۲۱ سالمه اصالتا شیرازی هستم. بزرگشده تهرانم☺️ الانم دانشجو ی رشته دندان پزشکی دانشگاه بین الملل یزد هستم. از آشنایی با شما خوشوقتم😉

          1. سلام گندم جون
            از آشناییت خوشحال شدم😊
            وای منم دندانپزشکی میخوامممم😍😍😍اصلا عاشقشم😍😍😍😍
            خوش بحالت من هنوز باید یه سالم بخونم😭😭😭
            راز موفقیتت چی بود عزیز؟؟؟😂

            1. منم از آشنایی باهات آیلین جون خوش حال شدم😍. عزیزم من فقط کنکور رو برعکس خوندم ( کور کن) . یعنی خودتو کور کن. باید اینقدر بخونی وتلاش کنی تا در حد اینکه کور بشی😂😂بعد میتونی به هدفت برسی.

                1. بابا تو رو بمولا بصع خعلی درین کش میدین رمانو دهنم صرویص شدع شب تا صب درم میخونمش معتاد شدم بش😐🚶🏿‍♂️

    2. یاسییییی خیلی بیشعوری عوضی معلوم هست کدوم قبرستونی بودی خاک تو سرت کنن بیزوو چرا جواب منو نمیدادی هاننن😑
      بیشعور پات شکسته بود الان حالت خوبه

    3. سلام برو بچچ خوبین داداش قادر بالاخره درسش کردم .اجی ایلین درست کردم یعنی خودم درسش نکردم داداشم درسش کرد .فاطمه شاعر شعرمون مرد اینقدر مرد خوبی که نگو اینقدر ناراحت شدم

    4. صلاعم بچه ها دلم برا تک تکتون تنگ شدع بود خعلی خعلی
      میدونین میگن ادم قبل مردنش خعلی مهربون میشع منم همینم الان
      حوصلم نمیاد نام ببرم ففد بدونین ک با همتونم

      بچه ها اگ ی روزی رفتم از بینتون منو حلال کنین😢💔
      .
      .
      .اینجا جا داره از ادمین تشکر کنم بابت تموم اذیتام😂
      یاسی جان ی وصیت(نمدونم درس نوشتم یا ن)
      نوشتم گذاشتم پشت درتون دقیقا زیر گلدون شمعدونی قرمزه حتما بخون اگ پیدا نکردی بم بگو تا ادرس دقیق تر بگم عزیزم😁

      1. چی رو دروغ بکم ایلین ؟؟؟

        بابا بقران ما یجا داریم خودمون بهش میگیم گمرک حالا این میلاد نمیدونه به من چه 😤

      1. خب من میگم عوض کن داداش 😓
        من که پروف عوض میکنم ☹
        به جان تو نمیدونم چرا هر وقت میام سایت با دخترا اشتباه میکیرمت 🤓😛
        ما دخترا عکس پسرارو گذاشتیم ، تو عکس گل 😐

      2. خخخ ادمین خوب اومدی خداییش
        راس میگه ادمین خودت عوض نمیکنی اونوقت ادمین عوض کنه
        ایول داش

  38. ادمین این ورد پرس هر چن روز یبار رو ایمیلم پی ام میده همشم خارجکیه میدونی چین اینا😹

      1. سلاااااااااممممم
        چطورین بچه ها؟؟

        .

        واااااای خدا ادمین دمت گرررم
        حلالت کردم داداش
        خدا خیرت بده ایشالا
        ایشالا خوشبخت شی
        ایشالا به ارزو هات برسی
        ایشالا ایشالا ایشالا همونی بشه که میخوای
        .
        وااااای خدااااا
        خیر ببینی مادر که بلاخره این پارت جدید رو گذاشتی ، پوکیدیم اینقد ۹۰۰ کامنتو بالا پایین کردم 😍😘

          1. سلام فاطی
            خوبم
            تو چطوری
            فاطمه از شانس گوهم گچ پام آبیه نمیشه درست و درمون نقاشی هم کشید 😐😐
            بچه ها یسری چرت و پرت روش نوشتن ولی بجا خوشگلی زشت شده میخوام رنگش کنم که چرت و پرت هاشون رو نخونم حرص بخورم 😂😂

            1. مرسی منم خوبم
              بیا توی گچ پا هم شانس نیوردی
              ببین از من ب تو نصیحت قرار چن وقتی باهاش زندگی کنی اگ میبینی با هم نمیسازین برو عوضش کن ادم باید یه گچی بگیره که گچ زندگی باشه اخه گچ آبی حالا خوبه سبز نبوده😹😹😹

      2. داداش قادر
        راستی
        خانومت چطوره ؟؟؟
        نیستش ؟؟؟

        بارااااان
        عزیز قادر
        عشق قادر
        کجایی توووووو؟؟

        1. قادر داداش جوابمو ندادیا ؟؟؟
          باران کجاست ؟؟؟
          صبح پیام داده بود جواب ندادم ، الان هر چی بهش پیام میدم نیستش😐

          ادمین ضد حال نزن
          بگو خوبه
          کجاست

            1. یاسی باران با من حرف زد گفت یاسی از وقتی پاش شکسته بیشتر میخوابه جوابمو نمیده

              1. اره الان داشتیم باهم حرف میزدیم😊
                کاریش کرده بودم از خنده داشت پتو رو گاز میگرفت صداش بلند نشه 😂
                مهسا هم نامردی نمیکرد میزد تو سرش 😂😂

            2. ادمین فهمیدم سایته مال خودته میخوای ریا نشا 😹😹😹😹 اخه تو پیامو تایید نمیکنی ادم بیشتر شک میکنه ک برادر من

      3. great choice when you signed up for WordPress.​com. You can have your brand new site up and running in just a few, quick steps. And the great news is… you’re already on your way
        این فقط تیکه اولشه من کپیش کردم حالا نمیدونم وارو هم باشه
        خیلی زیاد بود😿

          1. ن بابا ثبت نام چیه
            😹😹😹
            نمیدونم شایدم ثبت نام کردم خودم نمیدونم
            اغاااا ثبت نام نکردما😕

  39. اقااااا من اصلا براتون مهم نیستم؟؟
    الناز به همین زودی منو کنار گذاشتی؟؟
    ایلین از تو انتظار نداشتم😭😭
    ادمین میبینی😭
    هعیییییی

        1. من نمیدونسم مهندسی اوارده گلم 😑وگرنه خودم میدونم
          چون کامنتا قبلشون نخونده بودم

        2. اتفاقا با رشته تجربی هم میشه رفت مهندسی برق خوند حتما که نباید ریاضی باشی😊. ولی ایشون ریاضی هستن چون با رتبه سه هزار کسی تو تجربی نمیره برق.

            1. خبر دارم که بدون کنکور دانشگاه های غیر انتفاعی از طریق رشته تجربی میگیرن. توی دفتر چه انتخاب رشته زده.

  40. مریم و نفس چیه همش دارین علیه بوشهریا توطئه میچینین
    بابا بوشهریا رو دس نداااااارن که
    یکیــــــــــــش که منم فاطمه بااانو ک رو چش و چال همتون جا دارم
    یکی دیــــــــــــــــگش اقا میـــــــــــــــــــــــــــلاد
    اقا قاسمم نمیدونم بوشهری باشه یانه
    یکی دیگه هم اجیــــــــــــــــــــــــــی نسترن گل
    حالا شما چطوری با ما میخاین بیان بالا😹😹😹😹
    نگران سقف خونمونم نباشین سالمه سالمه

      1. عه ایلین دلت مویاااااد😿😿😿
        ایــــــــــــــلیییییییین برازجوم کوچیک نیستاااااا پیداش نکردم دیگ راستی به نسترنم بگیم شاید اون شناخت
        .
        .
        نستررررررررررن تو کسی به اسم فرناز میشناسی دانشجوی حقوق

    1. ماهمجین جسارتی به شما نمیکنیم خانم بوشهری 😉😘
      من دختر دایم دانشجو بوشهر دانشگاه خلیج فارس تو فامیل کسی بدگویم نمیکنه روبوشهر خیلی حساسه ازمردمش خیلی تعریف میکنه

    1. فکر کنم مدل هس خودش نیس
      نفس بچه های شیرازواوردی قرار بود از بوشهریا کم نیاری؟

  41. ادمین کشتی تو مارو
    هی چند روزه میام تو سایت به امید پارت جدید می بینم انگار نه انگار خبری نیس که نیس
    حالا هم که بعد از مدت ها پارت گذاشتی انقدر کم؟؟؟
    آخه این حقه بی انصاف؟؟؟
    حالا که مشکل حل شد خواهشا تند تند بذار بابا
    من که اصن هیچ اعتقادی به رمانای آنلاین ندارم
    دارم برای این رمان پر پر می زنم
    منصف باش😕

          1. بد نیستم آیلین عزیز

            نه داخل نمیام فاطمه خانوم نور زیاده چشاتون اسیب میبینه😹😐

            1. سجاد داداش ینی الان تشریف نیوردی تو😐😐😐😐
              اهااااا خو پ بگو من میگم ی دو روزیه کوری رنگی گرفتم نگو از شدت منور بودن تو بوده😯
              پ همون بهتره دم در بمونی من چشامو دوس😹😹

    1. به داش سجاد
      سایت رو با حضورتون منور کردین
      بفرما تو دم در بده البته خودتون صابخونه این😹

    1. نهههه الناز 🙁
      تو همونجا بمون ، بیشتر بهت خوش میگذره😐
      الان میای با کامنتات اینجا رو هم میترکونی 😉😓

  42. آقا تند تند پارت بزارید.فکر کنم چشمتون کردیم.این پارتتونم برعکس بقیه پارتا خوب نبود.خداییش منکه ی زمانی معتاد رمانای آنلاین بودم همرو ول کردم فقط چسبیدم به رمان شما.خداییش گناه دارم

  43. ادمین خان مشکل حل شد …دیگه زود تر پارت میذاری نه؟؟؟ولی این خیلی کم بود خیلی …

  44. توروخدا سرعت پارت گذاری این رمانو یه کم ببیرید بالا الان بعد یه هفته گذاشتینش بعدم که این داره میره جلو حالا حالاها درگیری داره

    1. ادمین میشه کمک کنی؟؟
      من رمز عبورم و یادم نمیاد
      بعد میخوام پرو عوض کنم
      چ کنم؟؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *