codebazan

رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۹۹

 

 

پسرم رو بیشتر به خودم فشار دادم و گفتم بعدا همه چیز رو براتون توضیح میدم
هانا نگران پرسید
_تو اینجا توی بیمارستان چیکار می کنی؟

نفسم رو کلافه بیرون دادم و غمگین گفتم امیر اینجاست
توی کماست و چند وقته که بیدار نشده
هآنا متعجب به من گفت
_ وقتی امیر کماس تو چرا اینجایی چرا نیومدی ایران !چرا اینجا کنار این آدم موندی!
اما انگار تازه نگاه هر دو نفرشون به بچه توی بغلم افتاده بود هر دو با چشمای گرد شده به امیرسام نگاه میکردن هانا خودشو جلوتر کشید و به صورت امیرسام نگاهی انداخت و گفت
_ این بچه مال کیه؟
لبخند محزونی زدم و گفتم پسره منه پسر منو امیر
انگار زیادی براشون باور نکردنی بود که هر دو توی سکوت به شوک رفتن

آرمین بازوی منو کشید و روی یکی از صندلی های انتظار سالن نشوند و هر دو نفرشون دو طرفم نشستند
ارمین رو بهم گفت:
_درست و حسابی بهم توضیح بده که داری راجع به چی حرف میزنی؟ وقتی امیر اینجا تو کماست تو چرا باید بمونی کنارش این بچه یعنی چی که بچه توعه؟
تو برای امیر بچه به دنیا آوردی!

صورت ناز پسرمو با انگشتم نوازش کردم و گفتم شما از چیزی خبر ندارین بعدا سر فرصت همه چیز رو براتون تعریف می کنم اما الان ازتون ممنونم که اینجایی و من و تنها نذاشتین
واقعاً حس میکردم بی کس ترین آدم توی دنیام
هانا دستمو گرفت و گفت
_ تو همیشه میتونی روی ما حساب کنی ما به خاطر توعه که الان یه زندگی آروم داریم اما چطور شد که امیر بیخیال ما شد و دیگه دنبال انتقام نیومد؟
بهش لبخندی زدم و گفتم یه خبر خوب به امیر دادم و در مقابلش شرط کردم که دور شماها و همه ی کسایی که برای من عزیز هستند خط بکشه .
هانا دوباره نگاهی به صورت امیرسام انداخت و گفت
_ این پسر چقدر خوشگله .
خوشحال از این تعریف گفتم معلومه که خوشگله به امیر رفته از این حرف هم هر دو نفرشون متحیر با چشمای گشاد شده به من نگاه کردن پسرم رو بغل هانا گذاشتم و گفتم
بزارین برم به امیر یه سر بزنم برمیگردم میریم خونه اونجا همه چیز رو براتون توضیح میدم .
هر دوی اونها که تو یک شوک حرفهایی که بهشون زده بودم بودت حرفی نزدن و من ازشون فاصله گرفتم وارد اتاق شدم و کنارش نشستم و دستشو توی دستم گرفتم .

عزیزم دیگه نگران من نباش آرمین و هانا اینجان من دیگه تنها نیستم اونا کمکم می کنن فقط تو باید بیدار بشی امیر …

قَسَمِت میدم به جون خودم که می گفتی دنیاتم قسمت میدم به جون پسرمون که میگفتی همه آرزوته زودتر چشماتو باز کن منو پسرم خیلی بهت احتیاج داریم .

حرفامو زدم پیشونی امیر و بوسیدم و از اتاق بیرون اومدم
آرمین و هانا هم قدم من شدن از بیمارستان بیرون رفتیم

عادل توی حیاط بیمارستان بود با دیدن ما به سمتم اومد و نگاهی به آرمین و هانا کرد و گفت
_ایناکی هستن خانم؟
رو بهش گفتم دوستام از ایران اومدن ما رو ببر خونه
چشمی گفت و هر چهار نفر سوار ماشین شدیم.

با خودم فکر می‌کردم که چطور همه چیزو برای اینا تعریف کنم اما تنها کسانی که میتونستم کمکم کنن همین دو نفر بودن.
به خونه که رسیدیم قبل از هرکاری آرمین منو رو به روی خودش نشون داد و گفت
_ زود باش درست و حسابی حرف بزن ببینم اینجا چه خبره ؟

پسرم خوابوندم و شروع کردم تعریف کردن هرچی که شده بود

وقتی ایران بودم و امیر تهدید می‌کرد همه رو باید یه کاری می کردم پس باهاش تماس گرفتم و به من گفت باید برگردم پیشش منم این کار و کردم برگشتم پیش
امیر و ما از ایران خارج شدیم امیر اول با من سر سنگین بود به خاطر رفتن من با آرش بهش حق میدادم هرچی که باشه شوهرم بود و من حق نداشتم اونجا ولش کنم و با آرش برم اون موقع من می دونستم که حامله ام
توی ایران که بودم اینو فهمیده بودم هر روز تهدید می کرد و می گفت که میخواد سر شما دو نفر و آرش بلایی بیاره که هیچ وقت تصورشم نمی تونم بکنم اما من اینو نمی خواستم بهش گفتم من اونو به آرزوش میرسونم و اونم دور شماها خط میکشه
اول زیر بار نمیرم اما وقتی فهمید من حامله ام کم کم همه چیزو فراموش کرد

اینقدر خوشحال بود که دیگه یادش نیافته از شما انتقام بگیره زندگی خوبی داشتیم
انقدر عاشقم بود انقدر عاشق بچه ای که توی راه داشتیم بود که گذشته کاملاً برامون محو بشه روز به روز منم داشتم بهش علاقه مند می شدم نگاهمو به صورت دو نفرشون دادم و گفتم اگه شما یه نفر روز و شب بهتون محبت کنه هواتونو داشته باشه نگرانتون باشه عاشقش نمیشین؟

درسته دشمنمبود و باورم نمی شد که عاشق امیر بشم اما اونقدر بهم علاقه و توجه نشون میداد که ناخودآگاه این اتفاق بیفته باورتون میشه تمام اون ۹ ماهی که حامله بودم شبا بیدار بالای سرم نشست تا اگه اتفاقی افتاده یا من چیزی خواستم بیدار باشه.

هانا از شنیدن این حرفها متعجب گفت
_راست میگی!
امیر همچین آدمی یعنی؟
سرم رو تکون دادم و گفتم امیر خیلی آدمه خوبیه برای بقیه نه برای من خیلی آدم خوبیه من نمیتونستم در مقابل محبت هایی که به من میکنه بهش بدی کنم و ترکش کنم

دیگه کم مونده بود پسرمون به دنیا بیاد من دلگیر بودم از اینکه امیر توی این کار است و حرف دلمو بهش زدم بهش گفتم اگه توی این کارا بمونه و ادامه بده به خراب کردن زندگی دخترای مردم ترکش می کنم گفتم یه روزی با پسرم میرم و دیگه هیچ وقت بر نمیگردم….

هانا و آرمین به دقت داشتن به حرف‌های من گوش می دادن کمی سکوت کردم وآرمین گفت

_ خوب بگو ادامه‌اش؟
بقیه اش چی شد؟
دوباره نگاهم به سمت پسرم کشیده شد و ادامه دادم امیر به من قول داد که پاشو از این جریانات بکش بیرون گفت به هر قیمتی شده یه زندگی آروم و بی دغدغه برای سه نفرمون میسازه اون آدم بد قولی نبود و روی حرفش بود.

وقتی من پسرمونو به دنیا آوردم توی بیمارستان ما رو دید و رفت و چند روزی ازش خبری نبود
چون اون اواخر کاراش کمی مشکوک به نظر می‌رسید خیلی نگرانش شدم میدونستم داره پاشو از این جریانات بیرون میکشه به گفته خودش آدمای کله گنده زیادی بودن که نگذارن امیر پا پس بکشه یا اگر کناره گرفت بخوان بلایی سرش بیارن

چند روزی که گذشت خبری ازش نبود از دلشوره داشتم می مردم حتی یاد ایران و خانوادم نبودم فقط و فقط میخواستم امیر سالم برگرده اما وقتی امیر برگشت چند تا تیر خورده بود و حالش اصلا خوب نبود اون به من گفت که به خاطر من تمام این کارها رو کرده و مشکلات و به جون خرید تا مرد پاکی باشه که دیگه هیچ خلافی انجام نده
اون جونشو بخاطر قولی که به من داده بود به خطر انداخت و الان روی تخت بیمارستان افتاده امیر هر کاری کرد تا خودشو توی دل من جا کنه و موفق شد الان دوسش دارم چون مرد خوبیه چون هیچکس اندازه امیر منو دوست نداره دوستش دارم چون پدر پسرمه و باید کنارش بمونم.

من امیر و بخشیدم اما انتظار ندارم شماها امیرو ببخشید فقط اینو بدونین که اون همه سعیشو کرد که دیگه آدم خوبی بشه و کارنامه سیاه شو پاک کنه.

حرفام که تموم شد داشتم گریه میکردم هانا منو بغل کرد و با بغض گفت

_درکت می کنم عزیزم خودتو اذیت نکن ما توی شرایط تو نبودیم پس حق نداریم نظر بدیم اگه تو میگی امیر عوض شد که اینطور هم به نظر میرسه حتماً همین طوره…
ماکنارتیم پس دیگه لازم نیست غصه بخوری باشه؟

از این همه مهربونیش ازش ممنون بودم آرمین متفکر گفت
_پس برای همینه که به هانا گفتی آرش باهامون نیاد!

سرم رو تکون دادم و گفتم آره چون دیگه آرش جایی توی زندگی من نداره هانا دستم و توی دستش گرفت و گفت

_ من مطمئنم که امیر خیلی زود به هوش میاد و تو دیگه از این همه دردو غصه رها میشی و کنارش یه زندگی که لیاقتشو داری تجربه میکنی.

سرم رو پایین انداختم و گفتم داستان به اینجا ختم نمیشه من یه کاره دیگه کردم که نمیدونم چطوری از پسش بر بیام آرمین ابروهاشو توی هم کشید و پرسشگر بهم نگاه کرد آب دهنم رو پایین فرستادم و گفتم

تمام اموال امیر دست خودش بوده و من هیچ حقی روی اونا ندارم تمام پول‌ها و بقیه چیزاش هم که دشمناش همه تیکه پارش کردن و چیزی ازش نموند
چون دکترا از امیر قطع امید کردن می خواستن که دستگاه ها رو ازش باز کنن
اما من خواهش و التماس کردم که این کار را نکنن و اونا گفتند باید برای هر روزی که این دستگاه ها بهش وصل پول زیادی بدم
منم چون چیزی نداشتم مجبور شدم به همه اونایی که امیر و می شناسن رو بندازم و یکی از اون شیخ های عوضی در قبال پول چیزی از من خواسته که باید تا ۱۱ شب انجامش بدم .

آرمین عصبی چونه منو گرفت و فشار داد و گفت
_چی خواسته لیلی؟

حتی میترسیدم به آرمین بگم چه جوری می خواستم از پس امیر بر بیام؟
اشک و با پشت دست از صورتم پاک کردم و گفتم
از من خواسته ۱۱ شب توی مهمونیش برقصم…

آرمین خشکش زد هانا هیی بلندی زد
ارمین باصدای بلندی فریاد زد
_چه غلطی کرده؟
تو هم قبول کردی ؟؟؟

سرم خیلی پایینتر انداختم و گفتم مجبور شدم باید پول جور می کردم من مجبور شدم از جاش بلند شد و عصبی توی اتاق قدم میزد هر چند ثانیه یه بار موهاشو محکم چنگ می زد و با داد و فریاد می گفت

_مرتیکه حرومزاده…
حرومزاده ی عوضی…

منو هانا گوشه اتاق کز کرده بودیم و به آرمین نگاه میکردیم وقتی آرمین همچین واکنشی نشون داده بود یعنی امیر بی برو برگرد سر از تنم جدا می کرد آرمین به سمتم اومد و گفت
_پاشو ؛پاشو بریم پیش اون مرتیکه من پول و بهش میدم و این قرار کنسل میشه.

با خوشحالی از جام بلند شدم و گفتم واقعا این کارو می کنی؟
باور کن امیر به هوش بیاد سریع پولتو برمی گردونم .
آرمین باعصبانیت داد زد

_ من از تو پول خواستم تو کم به ما کمک نکردی الان من از تو پول میگیرم به نظرت؟
روبه هانا گفتم میشه مواظبه امیرسام باشی تا ما بریم و برگردیم؟

هانا با خوشحالی گفت
_این چه حرفیه خوشحال میشم کنارپسرت بمونم و با خبرای خوب برگردین.
با آرمین راه افتادیم و به سمت عمارت اون شیخ رفتیم علی رانندگی می‌کرد و آرمین صندلی جلو نشسته بود و من عقب.

احساس می کردم درای خوشی باز داره کم کم رو بهم باز میشه وقتی به اونجا رسیدیم و خواستم شیخ وببینم بعد از کمی طول دادن بالاخره اجازه داده شد و با آرمین به سمت جایی که گفته بودن رفتیم

شیخ با دیدن آرمین اخماش توی هم رفت و گفت
_ این دیگه کیه با خودت آوردی؟ آرمین اجازه حرف زدن به من نداد و….

به سمت شیخ رفت و گفت
_فکر کردی یه زنه بی کس و کار پیدا کردی که هرچی دلت بخواد ازش بخوای!

اما شرمنده لیلیه ما بی کس و کار نیست من برادرشم اومدم دنبالش و فهمیدم که جریان چیه الان فقط رقم بگو هرچی که بگی بهت میدم تا این قراره مزخرف تموم بشه و قال قضیه کنده بشه…
نگاهی به سر تا پای آرمین انداخت و گفت

_به همین آسونی که هر وقت دلش خواست بیاد پول بگیره و بعد بره؟
نه از این خبرا نیست من در قبال پولی که بهش دادم و ازش کار خواستم و اون باید این کارو انجام بده جز این هیچ چیزی برای من قابل قبول نیست.
🍁🍁
🆔 @romanman_ir

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫342 دیدگاه ها

  1. دوستای قشنگم منو حلالم کنین من دیگه نمیام توی سایت و کامنت هم نمیذارم به یه دلایلی که فقط خودم و خدا میدونیم. مراقب خودتون باشین. برای همه تون آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم همیشه به یادتونم و تک تک تون رو عاشقونه دوست دارم. خدانگهدارتون باشه❤👋👋👋👋

    1. ابجی توام مواظب خودت باش گلم…سلامت باشی ابجی ایشالا توام همیشه سلامت تندرست باشی ابجی…خدا نگهدارت باشه ابجی…

  2. حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باشه بر اجی ها وداداشی هاوخانواده های محترمشون

    1. سلام
      عید سعید فطرتون مبارک
      دوستان دعا کنید که امام زمان (عج)ظهور کنه بلکه ما از شر این ترامپ لعنتی راحت شیم 😠😠😠😠
      خوب دوستان امیدوارم در سایه خداوند مهربان همیشه موفق و پیروز باشید
      یا حق
      #آزاده

  3. سلاممم
    کیمیااا اینم عکسه ک تو گذاشتی؟؟
    راستی اگ میخای شمارتو بده ادمین ک بده به ما
    یکم با هم چت‌ کنیم

    1. فردا یعنی عید ابجی؟ فک میکردم پس فرداست؟ نه دیگه فردا روزه نگیرم؟…
      .
      .
      ممنون ابجی زهرا جان یاد خودتم مبارک باشه گلی…..
      .
      بچه ها عید شما هم مبارک باشه…

      1. با زبان لال خود حس می کنم این روز ها
        همنشین و هم کلام کور و کر ها می شوم
        هیچ کس دیگر کنارم نیست می ترسم از این
        اینکه دارم مثل( مفقودالاثر ها )می شوم
        عاقبت یک روز با طرز عجیب و تازه ای
        می کشم خود را و سر فصل خبر ها می شوم …
        من مفقودالاثر هستم لازم نیست اثری رو ازم پاک کنی ….:-)

  4. هاناجانم جوابتو اینجا میدم. عزیزدلم راستش من و همسرم همیشه تو کارهامون باهم مشورت میکنیم حقیقتش راضی نبود ک بخوام شمارم رو بدم خیلی شرمندتم عزیزم ایشالا ک خودت درکم کنی دیگه چون خودتم متاهل شدی. مرده خب لابد ی چیزی میدونه وگرنه اصلا آدم حساس و سخت گیری نیست ببخش عزیزم

  5. یاسی جوون سلام قشنگم خوبی؟ خوشگل اینجا ج کامنتت رو میدم‌پایین خیلی شلوغ بود. عزیزم اولا ک عکست خییییلیییی نازه چشم و ابروت معرکست هزارماشالله. بعدم این ک ممنون عشقم هم من خوبم هم آریا خوبه یاسی یاد گرفته میگه ماما😍 الهی فداش بشم گشنه میشه میاد بغلم میگه ماماااا. میخوام بمیرم براش. بابات تبریکت هم مرسی خوشگلم لطف کردی منم روی ماهت رو میبوسم 😘😘😘

  6. سلام سلام
    بچه ها کسی نیست یخورده باهاش کل کل کنم ؟؟؟؟
    هعیییییی یادش بخیر
    استاد کجایی که کل کل خونم بدجوری اوفت کرده 😢😢😢😢
    بچه ها به دادم برسین
    من کل کل میخوام 😢😢😢😢😢

      1. کاری نداره که کاربری جدید درست کن تو اون پروفایل بذار به همین راحتی و خوشمزگی مائده جونم 😂😂😂😂😂😂😂
        راستی من همون کیمیام که تو سایت ققنوس کامنت می داشتم منو یادته ؟ اون کیمیاهه که با مبینا می خواستن رمان منتشر کنن من تو رو یادمه داداشم اسمش آیهان بود یادته ؟

  7. آقا الان بهم پیغام دادن

    تا اطلاع ثانوی ممنوع الخروج از منزل هستم!!!

    میگم چرا آخه به چه جرمی؟

    گفتن میای بیرون ملت روزه دار فکر میکنن ماه و دیدن و عید فطر اعلام میکنن…

    امان از این دردسر خوشگلی

      1. وااااای گوسفند بیارین قربونی کنیددددد…
        .
        ادمین بعد ی قرن ی جمله گفت.😀😃…
        .
        ادمین کی تخم کفتر داد بهتون ابجی باران داد یا نه؟!😁
        .
        ادمین بخدا چشممون خشکید به این صفحه سایت تا شما ی حدیثی ..ایه ..ضرب المثلی..
        اصلا ی سلام …فقط سلام کنید….فک کردم روز سکوت گرفتید!😂😂
        .
        ادمین بخدا دلمون شاد شد این پروف گل زیباتون دیدیم …گل به این قشنگی!😁😄

          1. نچ نچ نچ …داداشم نمیترسم که گذاشتم …😊
            اگه میترسیدم حتی نمیزاشتم پارت رمانم…

            تازه میخواستم بیارمش سایت با اینکه حوصله این جور چیزارو نداره….🤗

            ولی خیلی سرش شلوغ بود … و دیه نشد…میدونه من ول کن نیستم تا نیارمش سایت دیه خودش قبول کرد…😉
            .
            .
            ولی خوب رفت پادگان معلوم نیس کی بیاد😐😑…

          2. ادمیـــــــــــــــن یعنیااااااااا
            آغا ایی چ حرفیه مگ ما ناموس مردم دزدیم
            حالا مگه تو رو دزدیدیم که اینا رو میگی
            باااااران بیا این شوهرت رو جمع کن ببر
            من دیگ عمرا بش تخم کفتر بدم

                1. ادمین داداش برام بفرستش بی زحمت….
                  .
                  . یاسی ابجی کجای؟؟؟
                  رفتی مریخ؟؟
                  یا رفتی زحل ابجی؟؟
                  .
                  شایدم رفتی نپتون!🤔🤔…

          3. ادمین داداچ
            شوما مراقب باش کسی مخ باران جووونو نزنه 😂😂😂😂😂😂
            والا پسرا مخشون از بتنه
            زده نمیشه 😉😉😉

          4. وا رفا باعکسش اخه میخوان چیکار
            مگه عهد قجراین رفتارا 😂🤦‍♀️
            کسی که کسی رو دوست داشته باشه ولش نمیکنه

          5. اااا ادمین توهین چرا میکنی مگه ما پسر ندیدیم که بخوایم مخ شوهرای مردم و بزنیم واقعا که اگه به باران نگفتم یه آشی برات نپختم😂😂

      2. خخخخخخخخخ فاطمه دده ام بنظروم از نزدیک ماه ندیده بقول داداش ادمین قد توپه خو بعدشم اگه چاله چاله های ماه رو ببینی پشیمون میشی که بگی مثل ماهی ماه از دور قشنگه از نزدیک خیلیم زشته . هانا عزیزم الامن استپ کردم وایسادم .خخخ سوگند جون قسمم قشنگ حالا میخوام برات آهنگ بخونم

        سوگند به لبخند تو دل من بند تو ای مهر ماه تو جان بخواه ای تو همه ای خواهشم توی آرامشم ای مهرماه ماتو جان بخوااههه .

      3. هعـــــــــی بشکنه این دس ک نمک نداره!
        این همه تخم کفتر اوردم دم خونتون دادم باران بیای خیطم کنی؟!
        ادمینم ادمینای قدیـــــــــم…
        یعنی از زندگی سیرم کردی😐
        .
        .
        ـ
        حرف نمیزنی نمیزنی بعد یچی میگی آدم محو میشه اصن

      4. ادمین داداچ !!!
        از کی تا حالا انقدر پر حرف شدی
        قبلا (آره،نه، امشب میزاریم )چیزی نمی گفتی
        😐😐😑😑

      5. 🤣🤣🤣🤣🤣 معلم زمین شناسی ما یه سال مارو برد سفر علمی تو کویر مرنجاب کاشان. اونجا آخر شب با تلسکوپ ماه رو بهمون نشون داد داخلش پر از چاله چوله بود گفتش دخترا نگا کنین وقتی یکی بهتون میگه مثل ماه میمونی فک نکنین میگه خوشگلی ینی قیافت پر چاله چولست 🤣🤣🤣

  8. تواین مدت که من نبودم تغییر چشمگیری داشته اینجا
    یکم غریبی میکنم
    هیچکسم بجز ایلین ویاسی وآزاده نمیشناسم
    درضمن دکاروس جان بخاطر نشررمانت بهت تبریک میگم عزیزدلم امیدوارم همیشه بدرخشی

    1. مرسی عزیزم شما لطف داری
      غریبی چیه بابا دو روز باهامون معاشرت کن راه میوفتی 😁

      1. هیییییی سوگند جون معذرت خواهر من همیشه سوگند وگندم رو قاطی میکنم داخل خانواده مونم یه دوقلو هست اسمشون سوگند وگندمه من همیشه گیج میزنمشون اجی ببخش من فکر کردم شما گندمی . مرسی ایلین از راهنمایت خواهر وگرنه هنوز گیج میزدم . وایییی چه سوتی دادمااا نچ نچ

        1. این گوشی منا داخل سایت تا کامنت ندادم بقیه کامنت های جدید برام نیاد اگه یه وقتی چیز الکی فرستادم نگین این دیونه شدها نه بخاطر اونه

    2. سلام مرسی فاطمه جونم نه ده مو اول گفتوم مو نوبتشه زدم گوتر کوچیکتر نداره دیدار ما بعد کرونا جای همیکشی زیر درخت بید مجنون قرارمون یاد نره وگرنه اگر نومدی افسرگی روحی روانی میگیروماااا (یدفعی یادمه ای رمانل وفیلمل کو اومدک که بچی کو دخترو میگفت بیو جای همیشگی الانم مو وت میگوم بیو جی همیشگی ). مرسی یاسییی جونمم تو چطوری چخبررر اجی نیستاااا . آزاده اجییی من فعلا تلم که کار نمیکنه تا ببرمش ببینم نمیتونم درسش کنن . یاسییییی اجی ایدی جدیدوووو آزاده داخل تل سیم بفرسسس .

      1. ابجی نسترن گلم ..استاپ استاپ✋ اروم خواهرم…با هم میریم جلو🚶…..میگم چکار کنیم ؟!…منکه حوصلم پوکید!😑😐

    3. و باز هم سایه‌ی ماه آسمانم را پوشاند…

      باران اشک هایم سرازیر می‌شوند…

      درد و کینه ها هجوم می اورند….

      گاه احساس می‌کنم آسمان به حالم می‌گرید و . . .

      #نسترن

      1. ابجی خیلی خوشگل نوشتی 😍…بازم بنویس….

        .
        و ان دروغی که همانند ماه پشت ابر پنهان نمی ماند…و ماه هم نمی توانیم با دستانمان اسمان را پوشانیم…😐

    4. میان تمام دغدغه ام…..
      میان تمام درد هایم…..

      نمیدانم چگونه وارد زندگی من شدی…..

      نمیدانشم چگونه عشق من شدی…‌…..

      اما این را میدانم که دیوانه وار تو را دوست دارم….

      چه زیباست عاشقانه های خاصم برای تو …..

      نسترن

      1. کاشکی….
        کاشکی کودک بودیم تا….
        بزرگ ترین شیطنت زندگیمان نقاشی روی دیوار باشد…🖌
        نه روی دل ادما…❤

  9. خب خب شرمنده بابت تاخیر زبان آموزان گرامی کیمی توپیا !
    توی پارت های آفرودیت و شیطان تا حرف Ee بهتون یاد دادم الان بریم ادامه رو داشته باشیم
    = Alfabeto español
    خب حرف بعدی =
    Ff تلفظ همون ف هست اما توی بیان الفبا إفه
    مثال = Flor = فلور به معنی گل ( بچه ها ( ر ) رو محکم تلفظ کنید )
    Gg تلفظ گاهی خ و گاهی گ ولی توی بیان الفبا خ هست
    مثال = guante = گوانته به معنی دستکش می بینید مثلا اینجا تلفظ گ هست و بازم میگم اسپانیایی زبانی هست که همونطور که کلمات نوشته میشن خونده میشن اصلا سخت نیست بیشتر گ تلفظ میشه خیلیییی استثنا هست خ
    Hh تلفظ ه و گاهی إ بیشتر إ و توی بیان الفبا بهش میگن آچه
    مثال = helado = إلادو به معنی بستنی اینجا إ تلفظ شده ( نگران نباشید خودم میگم کجا ها إ یا ه تلفظ کنید )
    یه چیز دیگه قبلا گفته بودم الفباش چرته منظورم اینجا بود چون تلفظ الفبا با کلمات فرق داره پس واقعا مهم نیست که یادش بگیرید یا نه !
    Ii تلفظ ایی هست .
    مثال = isla = ایسلا به معنی جزیره ( خیلی نزدیک به همون island خودمون تو انگلیسی هست اگه تو انگلیسی تسلط دارین اسپانیایی مثل آب خوردنه براتون )
    و کلمه ی آخر برای جلسه دوم
    Jj تلفظش خ هست و بهش تو بیان الفبا خوتا میگیم
    مثال = jugo = خوگو به معنی آبمیوه
    خب اینم از جلسه ی دو با تاخیر شرمنده اگر بد توضیح دادم ازتون می پرسما دوره کنید خوب سعی کنید جملات دستو پا شکسته با اینها بسازید البته که فعل بهتون یاد ندادم اما کلمات رو مرور کنید اینجوری .
    از طرف کیمی 😁

  10. گئجه لر اوزون گئجه لر سسیز
    سحرین عطرین نینرم سنسیز
    اغریر قلبم گوزلرم خسته یاتابلمرم گل منی سسده
    تقدیم به ترک زبانهای عزیزم

  11. گئجه لر اوزون گئجه لر سسیز
    سحرین عطرین نینرم سن سیز
    اغریر قلبم گوزلرم خسته یاتابلمرم گل منی سسده
    مخصوصا ترک زبانای عزیزم اهنگ گئجه لر خوبه گوش بدین

  12. واااااااااااااااای زینب!
    خودتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    دلم برات تنگ شده بود دختر!
    رمان داری مگه این سایت؟!

  13. سلام صب خوش
    الناز ی چیزی بگم؟
    راستی سوالت چی بود؟
    کیمیا چطوری؟
    باشه دیگ یاسی خانم
    ی وقت تحویل نگیری!!!
    کیمیا یکم درس بده دیگ!!
    خخخخ

      1. سلام بر نیوش خودم خوبم ممنون تو چطوری ؟ چشم شرمنده یکم مشغله داشتم کلا یادم رفته بود درس و اینارو ولی باشه الان میذارم

    1. باشه بابا فاطی نزن منو میخواستم بهش بگم تست کرونا دادم😂
      سوگند عضو جدیده آیا🤔
      زینب تو چطوری نبودی دلم برای خودت و شعرات تنگ شده بود😚

      1. خو همینجا میگفتی مجبور بودی آیلینو بکشونی اونور😢😢
        آره سوگند عضو جدیده راسی سوگند جون از آشناییت خوشوقتم

                1. روبیک نصب کنین ی چن روز دیگ
                  بیاین روبیک آیدیاتونو بزارین اونجا گروه بزنیم چطوره؟!

              1. من کره ای هارو دوست دارم چون خودمم همه میگن شبیه کره ای هام اخه یه ذره چشم بادومیم اما واقعا از زبونشون چیزی نمیفهمم تو بلدی فاطی جونا

        1. فدات اجی آزاده تو چطوری اجی تلم یه مدت هست کار نمیکنه و گرنه همیشه حالت رو میپرسم چخبر اجی . راسی بروبچ همتون خوشگل هستید وزیبااا همتوناااا چش حسوددد هم کور وابووووو ایشالا. راستی هانا اجی شماره ام رو دادم ادمین بهت بده . سوگند اجی خوبی سوگند تو همون سوگندی هستی که پزشکی میخوند چند پارت قبل بود یا سوگند جدیدی؟؟؟

          1. …پسری عاشق دختری نابینا میشه! …هر روز وقتی میدیدش دختره میگفت: اگه چشام میدید بهترین گلهای دینا رو برات میچیدم🌹…
            شبانه روز نگات میکردم ..تورو خوشبخت ترین مرد عالم میکردم …❤
            بعدا از مدتی یکی پیدا شد چشاشو هدید داد به دختره …
            اولین بار که پسره رو دید فهمید پسره نابیناست!
            گفت: عمری خودم نابینا بودم نمیتونم با یه نابینا زندگی کنم!
            خواست که بره پسره رو ترک کنه پسره فقط گفت: هر جا میری مواظب چشام باش:))…

            1. یکی با مشروب فکر خداست🍷…
              یکی در مسجد فکر زناست🕌…
              یکی بی حجاب در ذکر خداست👧..‌.
              یکی با چادر در فکر گناست🚫…
              یکی موی سیخ و باغیرت👤…
              یکی تسبیح بدست و فکر شهوت🔞…
              .
              .
              عجب آشفته بازاریست دنیا!!!

              1. ممنون ابجی گلم❤
                …تازه دفترمو(دفتر خاطرات و دل نوشته)… رو باز کردم داشتم نگاهی بهش مینداختم اینارو دیدم گفتم بنویسمشون بخونید…

              2. ممنون ابجی مریم…نه ابجی دانشجو نیست…پارسال کنکور داد پرستاری اورد نرفت بعدم برا نظام امتحان داد قبول شد برای مشکلاتی که پیش اومد نتونست بره…دیگه هیچی الانم رفته سربازی😑….
                بعد خدا بخواد دوباره کنکور بده…

                1. اخی سرباز
                  شهردورسرباز یانزدیکتونه
                  چه سخته پس
                  انشالله یه رشته خوب بیاره توکنکور
                  توهم همین طور درستاخوب بخون موفق باشی عزیزم
                  🤗❣️🌺

                2. ممنون ابجی گلم…نه تهران 😑اونم تهران وسط کرونا…😟میخواست انتقالی بگیره کرمان دیگه هنوز مونده…توکل به خدا….
                  ایشالا به امیدی خدا….ممنون ابجی..❤

          2. سلام نسترن خوبم
            تو چخبر ؟؟
            نسترن آبجی اون اکانتمو حذف کردم از تل
            یه اکانت دیگه دارم اگه آیدی یاسی رو داری به یاسی بگو تا بهت بده

        2. ابجی فاطمه شمارتو میدی ابجی وات مزاحمت بشم گلم؟!…
          .
          .
          ابجی یاسی توام شمارتو میدی؟!
          .
          اگه نمیتونید مشکلی نیس ابجی…

        1. اقا من نمیفهمم این عکسا چیه میزارین 😐
          یا موش میشین یا خرس میشین یا گل میشین یا کرم یا مورچه 😑
          اینارو که خودم هزار بار دیدم عکس ادم ادمی بزارین نه ادم خرسی 😁🤣

      2. ابجی زهرا خواهش میکنم گلی فدات…و ممنون عزیز دلم…❤😍
        .
        .
        فاطمه جان کاری نکردم گلی …اگه میخوای پروفتو عوض کنی باید ادمین جمیلتو حذف کنه با ی جمیل دیگه ثبت نام کنی ابجی…تا هم چی درست شه دوباره…
        .
        .
        ابجی نسترن اگه شمارتو دادی ادمین چرا برا من نفرستاده؟!…ادمین ابجی زهرا اگه شمارشو داده بی زحمت برا من فرستش …و درضمن هی نگم ادمین چیشد نفرستادید…
        .
        .
        ابجی نیوش خوبی گلی؟!…اره نامزدمه ابجی…خیلی ممنون فدات شم💓❤…
        .
        .
        ابجی الناز چه چهری عزیزی داری گلی😍❤….ولی اگه این شکلک ها توی صورت خوشگلت نبود بهتر میشد چهرتو دید …

    2. سلامممممممم برو بچچچچ خوبینننن چخبرااااا چیکار میکنین چشم هانا من شماره ام رو میدم ادمین تا بهت بده اجی. فاطییییی جونممم تو هرکجا خواستی میبرمت پولشم من حساب میكنم .

      1. باااااشه اجـــــــــــــــییییم پس وعده ی دیدار ما بعد کرونا😂😻😻.
        .
        .
        .
        البته ددم شوخی کردما ما بزرگتریم مثلا
        هر چی واویی پی خوم غمت نبو

      2. چخبرهههه
        کلا من یه چه روزی نبودم همگی متحول شدین 😂😂
        وای نفس یه عکس خوشگل تر بزار
        اینجا خوب نیستی اون عکسو بزار که موهات حالت داره او از نیمرخی
        اون خوشگل تره 😍😍

        1. آزاده جون از اشناییت خوشبختم النازم فکر نکنم باهم آشنا شده باشیم
          دلزم ناناز و خوشگلی.ایلین هم که دیگه اگه بگه من زشتم کلشو کندم .یکم اعتماد به نفس عزیزان. نگاه کنین من با این قیافم چه اعتماد به سقفی دارم😁😂😂

    3. سلااااااااااااااام
      من اومدم
      نفسی عشقم آزاده الکی میگه این عکست از همه ی عکسات خوشگلتره 😍
      ایلین بیزو چطوری ، کم پیدایی اونور؟؟
      چه عکس ملوسی گذاشتی 😉خیلی نانازی عشقم 😍
      آزاده چطوری ؟؟ عکس تو هم که قبلا کلی نظر دادام خوشگل مامی 😍😘
      فاطمه تو چطوری ؟ بابا من تخم کفتتر هر روز از کجا پیدا کنم آخه 😐😐
      هانایی عزیزم حال و احوال ؟؟ نامزدت رو هم دیدم ولی نه اینجا توی تل ، ایشالا کنار هم خوشبخت شین گل مهربونم😍😘
      زهراااااا گلم چطوریی عشقولی خودم ؟؟
      تولد شوهر جونت هم خیییلی مبارک ، کنار هم خوشبخت شین 😍 آریا کوچولو رو هم بجا من ببوووس ، لپاشو بکش ، گاز بگیر 😘😁
      تینااااا تو کجایی باز غیب شدی که ؟؟؟
      الناز ورپریده تو چطوری ؟؟ کجا در حال کرم ریختنی ابجی بگو بیام کمک 😁
      نیوووش خل من چطوووره ؟؟؟ آخرش این عکس بی گل و پروانه تو رو من ندیدم 😑
      پری خلم هم که دیگه اینجا نمیادش 😐
      خبر داد بود چی بود تو چطوری خوشملم ، کیمی عکستو بزار ببینیمت 🙂
      راد جان تو چطوری برادر ؟؟؟
      ایلین جدیده خوبی عزیزدل ؟؟؟
      نسترن گلی تو چطوری ؟؟ بهتر شدی ابجی ؟؟
      آرشاااااااااام تو چطوووری داداشی ؟؟؟
      یه یالا بگو بپر داخل بحرفیم 😊😉
      مرصااد داداش چطوری ؟؟ چه میکنی با افسردگی بعد پایان نامه 🙂
      سوگتد جونی تو چطوری ؟؟؟
      میلاد خان همشهری تو چطوری ؟؟ باز که غیب شدی ؟؟
      عاقل جون تو چطوری ؟؟خیلی وقت بود بهمون سر نزده بودی عزیز بابایی 😢
      بارون نمیای اینجا ولی تو چطور مطوری عزیز دل آقا قادر؟؟
      مهساااااا گل ، خلم تو چطوری نفرت قادر 🤣🤣 کجایی پس به من گفتی بیا سایت ،حالا نیستی ؟؟؟
      آقا قادر شما خوبین برادر ؟؟ باز روزه سکوت گرفتی دخترا رو دیوونه کردی ک از جمله خودم🤣🤣
      در آخر هم یادی کنیم از قدیمیا
      پری و ساشا کجا رفتین شما دلمون واستون تنگ شده 🙂
      سووورن داداشی تو کجایی چیکار میکنی با فسقلی ها ☺☺
      قرن ۲۱ تو کجااایی 😐
      مرجان دلم تنگته 😢
      ستاااااایش بی معرفت تو کجا رفتی ؟؟ چرا نمیای سایت 😢
      یاس دلم تنگ تو هم هستااا😢
      در آخر برین **شیننننن همتون شستم درد گرفت اینقد تایپ کردم ، نمیدونم امروز چرا اینقد دلم گرفته و تنگ شده بود واسه شماها 😢
      حس ادمی رو داشتم روز اخر عمرشه داره حال همه دوستاشو میپرسه 😭
      اگه کسی هم جا مونده معذرت 🙁
      حالت تو چطوره برادر یا خواهرم ☺

      1. یاسی!
        وای ترسیدم!
        نکنه داری میمیری؟؟؟؟
        ان شو بیام زیر زبونتو بکشم باز!
        مهساااااااااا کجایی؟؟؟؟؟؟
        راستی مرسی یاسی جونم!

        1. اره ایلین من مردم ، این روحمه اومده بهت خبر بده بیای واسه خاکسپاری جسدم 😂🤣
          راستی فاتحه هم هر شب برام بخون حداقل اونجا خدا بزاره برم جهنم رو دیوارا نشینم کمرم درد میگیره 😂😂😂

      2. اوه مای گاد‌….😨😟….خدا قوت ابجی ….پنجولات خسته نشن ی وقت ابجی😂😑
        .
        .
        ممنون فدات شم منم خوبم خداروشکر…خودت خوبی گلی ؟!..پات چطوره میتونی باهاش فوتبال بازی کنی یا نه ابجی؟!😀😊…
        .
        .
        توی تل عکسشو دیدی؟!…..ممنون عزیز دلم فداتتتت💓💓💓…

        1. مرسی هانایی
          پامم خوبه گچشو درآوردم راحت شدم 😁😁

          اره تو تل عکسشو دیدم ادمین گذاشته بود کانال واسه پارت جدید رمانت 😊 چی فکر کردی پیش خودت هاااان 🤣🤣
          راستی ماشالا چه ابروهایی داره کاش نصف این ابرو هارو من داشتم 😅😅
          خوشبخت شین ابجی😍😘

          1. فدات ابجی…خوبه الان دیگه میتونی فوتبال بازی کنی از کوه بری بالا…پس خوبه😀😉
            .
            .
            عه نمیدونستم ابجی کلا یادمم نبود….😑
            .
            اره بهش میگم کاش من ابروهای تورو داشتم چی میشد😂….

        1. خوبم سوگند جون 😊
          راستی یه بیو بده بشناسم
          پایین فکر کنم یکی نوشته بود ۱۷ آذربایجان
          الان حال ندارم برم نگا کنم
          خودت بودی ؟؟؟

      3. خخخ خدا قوت پهلوان
        والا فعلا که بساطم رو اینجا پهن کردم میخوام مثل اولین باری که اومدم و ترکوندم سایتو با ۹۰۰و خورده ای اینجا هم بکنم😁😂😂

        1. بعله بعله ابجی 🤣🤣
          بابا ما خودمون تو یه روز ۵۰۰ کامنت میزاشتیم بعد تو اومدی یه هفته پارت نداشتیم کامنتا به ۷۰۰ یا ۸۰۰ هم نرسید 😐😑
          الانو نبین کم میایم چون تو تل باهم در ارتباطیم ولی قبلا همش اینجا پلاس بودیم 😉😜

          1. یاسی یادم باشه اولین آرزوی دم افطارم صبر به نامزدت باشه😆😆
            بیچاره گناه داره بعدم یاسی تو حرف نزن من دستم بهت نمیرسه ولی دعا کنم گیراس ها

      4. هـــــــــه یاسی بفکر خت نیسی بفکر ما بو
        من خوبم تو چطوووووری؟
        یاسی خو چ کنیم زبون ادمین به همین تخم کفترا بنده حتما اون ی شونه ایی که دادیم بش تموم شده
        از در و همسایه بگرد پیدا کن !!

      1. یاسی جون به سلسله ی کیمی توپیا خوش اومدی من الان هلاکو ام 😂😂😂😂😂😂
        باشه الان عکسم رو میذارم
        جدی این چشم خودتو خب تو هم به کراش های من اضافه شدی
        چقدر کراش دارم = آیلین نیوش الناز یاسی آزاده نفس زهرا همتون خوشگلین قدر خودتونو بدونید 😂😂😂😂😂
        هلاکو می خواد حرمسرا باز کنه مواظب باشید 😂😂😂😂😂😂
        یاسی راستی پات چطوره ؟ مواظب خودت باش دختر
        استاد الناز چششششم تو پارت بیست بهم یاد بده منم جلسه دوم تلفظ رو بذارم شرمنده بچه ها جدیدا مشغله های زیادی دارم نرسیدم جلسه دو رو بذارم ولی باشه استاد الناز ولی من تو این زمینه شاگرد خنگی هستم امیدی نیست بهم 😂😑😑😑😑😐😐😐😂😂😂
        عزیزان سلسله کیمی توپیا قوانین بسی زیبایی داره
        مثلا اینجا صبحانه باید فقط فلفل دلمه خام با کره و سس بخورید ناهار هم نون با سس خالی شام هم سس خرسی خالی ….
        بعد هم لباس محلی در سلسله ی کیمی توپیا پیژامه است .پیژامه خیلییییییی مهمه یادتون نره
        آهنگ هم فقط باید جواد یساری گوش کنید .
        همین !
        از طرف هلاکو کیمیزاد موسس سلسله کیمی توپیا!

    1. چرا امار منو از ارشام میگیری عزیزکم من همع جا هستم گوگولی من منم دلم واست تنگ شده❤

  14. سلام چطورین خوبین؟دلم واستون تنگ شده بود
    رمانم نسبت به قبل بهتر شده!
    داداش ادمین دستت طلا!

      1. عههههههههه خدایا منو بکش
        زینب بعد این همه سال ؟؟؟؟ بعد هفتاد قرن اومدی ؟ یادش بخیر چه متنا و شعرایی که نمی ذاشتیم …دلم برات تنگ شده بود .همه واسه تو هم واسه آرام

        1. خبر داد چه طوری
          کیمی جلسه اول کلاسمون رو از پارت بعدی رمانت برگزار میکنیم.میخوام کاری کنم از دیوار راست بالا بری هر چند حضوری بهتر میتونستم ولی خوب چه کنیم😂😂

          1. گئجه لر اوزون گئجه لر سسیز
            سحرین عطرین نینرم سن سیز
            اغریر قلبم گوزلرم خسته یاتابلمرم گل منی سسده
            مخصوصا ترک زبانای عزیزم اهنگ گئجه لر خوبه گوش بدین

    1. عه آیلین بچه هاتو یکم استراحت بده بدبختا نصف شبی درس میخونن
      آره دیگ تو گوشی درس میخونن و ….

      1. الناز ب دوستم گفتم گفت که یکم کاراش قادی پاتی شده ولی سعی میکنه بنویسه
        خوبی تو؟

      1. اغا خو من چیکار کنم که یدونه امتحان فیزیک کل کتابو و یه آزمون از تمام کتابای عمومی و تخصصیم دارم چیزی نیستن که اینا!
        بچه هات اگه یکیش یاسی و نفس و پریسان که بزا اونا دررررررس بخونن درس خوندن من پیش کش😂
        آیلین بیزووو کاری نکن یکماه نیاما من نگران تو و بچه های سایتم از دوریم سر به بیابون میزارین کرونا میگیرین اونوقت پول ندارم دیه بدم!

  15. ایلینننن
    تو خای؟دیوانه ای؟؟؟
    دختررر تو چقد نازیییی
    من تازه دیدممم
    واییییی
    ایلینننن خیلی خوشگلییی
    الناز خواهشششش میکنم عکستو بزار
    راستی چی پرسیدی؟
    میشه بگی ک جوابتو بدم؟
    ادمین پیامی ندادی ک
    منتظرم من
    منو تنها نزار،رو قلبم پا نزار😛😜😂
    کیمی تو هم عکستو بزار
    هانایی واقعا نامزدته؟ایشالا خوشبخت شین عزیزم
    وایی زهرا جون تولد شوهرتون مبارک باشه
    ایشالا به پای هم جوون شین😜
    این شوخی بودااا
    لطفاااا ناراحت نشوووو
    مرسییی
    ادمین یادت نره هاااا!!!!

      1. نفس به قول خودت میام میزنمت که مغزت بپاشه رو تختتا
        خودت ک نیسی آیلینم میای اغفال میکنی میبری
        من اینجا سوسک میپرونم
        ادمینم که هنو یاسی تخم کفتر جمع نکرده بدم باران بده ادمین بخوره کلا سایلنت

      1. نيوش والا عكس از خودم چند قرني هست نگرفتم ولي باشه جيگرررر
        آيلين به چشم خواهري روت كراش دارم
        نفس و آزاده و نيوشا و زهرا رو شما هم كراش دارم !!!!
        كراش هاي منين شماهاااااا 😬😂😂😂😂😂😂😂😂

          1. منم دوستت دارم ماااچ به لپ هات
            الناز سلسله ی کیمی توپیا رو دست کم نگیرااااااا
            آزاده من خوبم تو خوبی کراش عزیزم ؟

    1. ایلین بیشعور کارت بجایی رسیده که ویس های منو مسخره میکنی ورپریده 😂😂😂🤣🤣🤣

      جون تو حال دخترا از جمله خووودم بدجور گرفته بودش گفتم حداقا خودمون حال خودمونو خوب کنیم یکم خل بازی درآوردم بخندیم 🙂😥

  16. دوستان کی رمان ترمیم رو داره دنبال میکنه از داخل کانالش؟؟بیاد بگه چیشده تا الان

    1. دو هفته ای میشه پارت نزاشته مریم،
      فقط مهگل فهمیده برادر و خواهر داره ولی نمیره باهاشون حرف بزنه،
      انگار کلا بچه ی اونایی که بزرگش کردن نبوده

      1. ای بابا رمان ب اون خوبی چ یهو پارت گزاریش افتضاح شد.
        مرسی عزیزم بابت اطلاع رسانیت 🌺🌺

  17. بچه هاااا جاتون خااالییی. الان تولد همسرجانه براش ی کیک موزی درست کردم ب دلتون نیفته با گردو و موز و سس شکلاتی تزئینش کردم عالی شده دیوار هاروهم با بادکنک و آویز happy birth day تزیین کردم ی مبل ی نفره هم گذاشتم و میزی ک روش کیک و میوه و لیوان و بشقاب و هدایای نفیسم رو گذاشتم. شوهری از سرکار اومد هنگ کرد اخه دراصل فرداست تولدش ولی قراره فردا بریم گردش گفتم امروز سورپرایزش کنم. الانم رفته حموم صورتشو صفا بده ک توعکس قشنگ بیفته بچم😜. من شکمو هم نشستم ب جاش رو اون صندلی تکی و دارم ب طالبی های تزئین شده ناخونک میزنم😂😂😂 آریاهم خوابه نمیشه اهنگ تولد براش بذارم آریا بلند بشه ی اهنگ توپم بذارم ک فضا عرفانی تر بشه😜😂😂😂

  18. سلامممم چه عجب پارت جدید اومد از اولشم خوشم از این رمان نمیومد فقط واسه خاتر آرمین و هانا دنبالش میکردم که الانم هیچ به هیچ.
    نیوشش جواب سوالم رو که پارت قبل ندادی اینجا بده 😐
    دلزم همتون خیلی خوشگلید ☺😊

    1. ابجی زهرا اینجا جوابتو میدم گلی….خواهش میکنم عزیز دلم….والا نمیدونم گفته های یاشار…
      .
      .
      ابجی نسترن خوبی گلی ؟بهتری؟…ابجی توام شمارتو بده گلی خوشحال هم میشم تازه…❤
      .
      .
      وااای ابجی ایلین این خودتی چه چهری ماهی داری گلم خنده هاتم خیلی شیریننن ابجی خیلی نازی….😍😘😘
      .
      ‌.
      ابجی آزاده توام خیلی خوشگل و نازی …بزنم به تخته چشم نخوری ابجی💓❤😙😍
      .
      .
      راستی ابجی زهرا شمارتو گذاشتی ابجی؟..
      .
      .
      ابجی فاطمه گلم خوبی قشنگم؟….ابجی برای اون بعلاوه بزار من بگم بخاطر دسترسی که ادمین به منم داده بود برای اینکه خودم رمانمو بنویسم …بعد هر چی میزدم بعلاوه رو و نوشتن رو میزدم نمیومد همش میرفت رو پروفم‌‌‌..حتی نمیشد پروفمم عوض کنم … هیچی به ادمین گفتم گفت باید کش مرورگرتو پاک کنی پاک کنی…پاک کردم ولی بازم همنجوری بود…تا ادمین جمیلمو پاک کرد دوباره با ی جمیل دیگه ثبت نام کردم تا درست شد ….اصلا بدبختی داشتم باهاش…

      1. سلام هاناییم مرسی خوبم
        آها خو پس بهتره همینجوری ولش کنم
        درد سر فراوان است.
        مرسی آجیم بخاطره راهنماییت
        پروفف عوض نمیکنم میترسم گم شم👀

  19. بچه ها من الان شماره مو به ادمین میدم
    اونم شماره ی شما رو برام میفرسته
    بعد من به اونایی ک وات دارن پیام میدم
    فقط ادمین جونم تایید نکن ک همه نبینن
    و شماره ی اونایی ک داری رو بهم بده
    ممنون داداش

    1. سلام سوگند جان بفرما خونه خودتون راحت باش…منم از اشنای با تو خوشبتم…معرفی میکنی گلی…

        1. فدات عزیزم از اشنایی باهات خوشبختم گلی..خوش اومدی…❤…خوبه راحت راحت باش عزیزم😊😜

  20. سلام همگی 👐 کیمی ام
    چه خبرا 😁
    گفته بودم اسممو تغییر می دم اینم از این 😁😁😁😁

      1. سلام فدایی داری هانایی خخخ والا قیافه ی من دیدن نداره که 😁😂تو خوبی ؟ چه خبر از امتحانا ؟؟؟

    1. خخخ
      خسته نباشی دلاور منتظر اسم بعدی دیگع نیستیم چون تا اون موقع ایلین و یاسی زحمتت رو 😜کشیدن
      فقط حیف بچه خوبی بودی😂😂

      1. نه آى ام بچه ي بد !
        يو دونت نو مي دونت اور تينك
        تينك يو نو مييييييي جاست فالو مي 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣😬🤣

        1. اه اه کیمو حالا دیگ واجب شد بزنم دک و پوزتو با آسفالت یکی کنم
          هی این آهنگه مزخرفو میاری جلو چشام

      1. ايييييييي تو روحتون من به اين خوبي ! فاطي از تو انتظار نداشتم بيل و كلنگ اخه دلت مياد ؟؟؟ آيلين و نفس من با أسامي مختلف ميام تو خوابتون شعر سندي و تتلو مي خونم حالا ببين !
        سوگند جان تو بذار چنگال منم ميذارم هلاكو خان مغول تأسيس كننده ي سلسله ي ايلخانان !
        هـانا جون چشم من زياد از خودم و قيافه ي لوچم عكس نميگيرم ولي باشه !

        1. از این ب بعد انتظار داشته باش
          عضو گروه هم داره هی اضافه تر میشه اول منو یاسی بودیم بعدش آیلین حالاهم نفس!!
          نفس نفستو میگیره ازت.
          یو ها ها ها😈😈

          1. هرهرهرهر کرکرکرکر د نه دیگه نمیشه من الان هلاکو ام هلاکو خان مغول
            با یه اشاره سربازان رشید قامتم پدرتونو درمیارن 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

        2. چنگیز °
          شرمنده اشتباه تایپی شد تبلت احمقم کلمه هارو تغییر میده خاک تو سرش 😑

        3. نه عزیز اسممو عوض نمیکنم دخترا خیلی خشن برخورد میکنن بیل و کلنگ و کفگیر وووووی ترسیدم خشونتم در برابر اینا چیزی نی😅😅😅😅

  21. سلام ببخشید من در حال نوشتن یک رمان هستم و می خوام اون رو در سایتتون به صورت انلاین پارت گذاری کنم میشه ایا لطفا سریع جوابم رو بدید

      1. ببخشید یعنی چی سایت شلوغه من فقط جواب قطعی رو ازتون می خوام که اگه نه برم به یه سایت دیگ بگم

      1. عزیز جان باید وایسید سایت خلوت بشه بعد اون موقع میتونید بزارید. زمان احتمالی اینکه سایتم خلوت شه معلوم نیست باید چند تا از رمان تموم شه

  22. ادمین بزن سایتو یجوری کن که دیگ عضو جدید بخواد ثبت نام کنه نشه اسم تکراری گزاشت الان ماشالا فاطمه ها زیاد شدن
    راسی داداش تو پیجم اون چیزی که گفتی تو سایت هم میشه بنویسی پست گزاشت شبیه بعلاوه اس رو زدم ولی نمیشه که چیزی بزارم من تازه امروز رفتم تو پیجم دیدمش
    هر چی اون اضافه کنید پایینی هم میزنم میخوام پروفایلمو تغییر بدم کار نمیکنن هی برمیگرده سر خونه اولش
    رسیدگی کن داداش دمت گرم

  23. این رمانه هنو تموم نشده-_-نویسنده چقد ذهنت کش میاد😐هیچیشم که شبیه شخصیتای قبلی نیست:/ابهت ارمین ….شده😐:/

  24. داستان اردیبهشت به پایان رسید

    و من هنوز به خانه نرسیده ام

    قصه خرداد را بباف

    کلاغ ها

    اردیبهشت

    سر به هوا می شوند!

  25. خرداد

    شبیه دختریست که

    تنِ ظریفِ بهاری اش

    از جای بوسه های معشوقه اش

    لبریز از حسِ گرماست

  26. سلام😀چه اینجا همچی عوض شده😅منو یادتونه؟چخبراخوبین؟ادمین خوبی؟😐قرن بیست و یکو ندیدین؟😂😂تعدادم زیاد شده که:/

    1. سلام من که نمیشناسمت که یادمت باشه خواهر با برادر عاقل قرن ۲۱ هم از وقتی من بودم اینجا نبودش ینی خبری ازش نی
      معرفی بنمای خویش را تا بیشتر با تو آشنا گردیم ای عاقل

  27. چ عجــــــــــــــــــــــــــــــــب…!!!
    .
    .
    .
    آرشام اونجا یچبزیایی گفته بودی ب یاسی اونجا جوابتو دادم😂
    الان آرومی؟!😂

    1. اره بهترم فاطمه
      دختره خوب میاد میگه همه رفتن بااباااا من هستم بخداااا
      فقد اگ حرف کسی ب من ربط داشتع باشع کامنت میزارم
      وگرنه از همه چی هم خبر دارم هم پیاماتونو میخونم

      1. حرص نخور حالا جوش میزنی میمونی رو دستم خاستگار گیرت نمیاد
        خو راس میگه دیگه یع اهنی اوهونی بوقی چراغی
        یچی بگو بفهمیم هستی ، روزه هنو گرفتت ولت نکرده ؟!

          1. غصه نخور یه امروز فردا بیشتر نمونده تحمل کن
            چرا حرف در میاری پسر
            خودت داری ایست قلبی میکنی که چرا یاسی منقرضت کرده!😂
            بخاطر خودت میگم یهو محوت نکنن

      1. منظورت منم ک عکسم خط خطی نی ایشون ی نفر دیگس ایلین جونیم
        تو چقد بانمک و خوشگلی اجیم 😍😍

    1. شنیدی خدایییی😂😂😂
      یکی از نگرانی یاد گرفتن زبان میگفت
      یکی از صدای خمار پریسااا😂😂😂😂😂
      تازه یاسی تو حموم میخواست کنسرت هم بزاره 😂😂😂
      بچه هااااا اینم عکسه من

      1. خخخخخخخخخخخخخ
        آزاده اره شنیدم!
        یاسی که تو دستشویی بود صداش اکو میشد!
        بارانو که نگووووووو!
        آخخخخخخخخخخ!

      1. سلام اجی نسترن گل و گلاب چطوری
        واسه آپاندیس از دس رفتت مراسمی ختمی چیزی نگرفتی بیام حلوا و خرما با گردو بخورم؟!
        خســــــــــیس آپاندیس از دس دادیا کم چیزی نیستا حکم قلبو ایفا میکنه در کنار روده ی کور و روده ی بزرگ
        اخی اونا هم الان عزادارن 😔

        1. سلاممممم اجی فاطمه اگه بری پارت قبل برات نوشتم بعد برو بخون باشه خواهر . اجی هر وقت تو بخواهی حلوا وخرما گردوه چیه تو جون بخواه میبرمت کافی شاپ پدیده بهت ترامیسو ساین شاین کیک شکالاتی و کیک بستنی بهت بدم خواهر حلوا چیه بخدا اگه من بمیرم داخل وصیتم مینویسم اصلا حلوا پخش نکن بجاش همون مواردی که نام بردم رو پخش کنن تا حداقل روح خودم شاد شه مردم میگن خدا بیامرزش ولی عجب چیز میزایم برای فاتحش گذاشته (دو از جونم من هنوز جونممم آرزوها دارم فقط وصیتمو گفتم)

          1. چه جالب وصیت منم اینه که اولین جمله ی کتاب بوف کور صادق هدایت رو قبرم حک کنن 😶😂
            این جمله : در زندگی زخم هایی ست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته می خورد و می تراشد .
            ( اون زخم هم از نظر من همین زنده بودنم هست که روحم رو آهسته می خوره )😐😑😑

          2. نسترن پدیده و شانار و یکی یدونه از بس رفتمه دیه کل پرسنل اونجا میشناسنم
            یا بریم ارغوان یا اون کافه هس آخر خیابون بیمارستان هر چی فک میکنم اسمش یادم نمیا ولی بریم اونجا…
            البته تو حساب میکنیا😜😂

    1. این سایت کسی ب اسم اقای قادر رنجبر داره آیا؟
      .
      .
      😐😑
      .
      .
      ادمین من هی میگم چرا نمیشه پروفایلمو تغییر بدم چرا تمام اون بند و بساطی توی صفحه ام هس هیچ کارایی ندارن میشه پاسخگو باشی؟😢

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کدبازان