codebazan

رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۲۲

دوست اش می دارم
چرا که می شناسمش
به دوستی و یگانگی
شهر
همه بیگانگی و عداوت است
هنگامی که دستان مهربانش را به دست می گیرم
تنهایی غم انگیزش را در می یابم

اندوه اش
غروبی دلگیر است
در غربت و تنهایی
هم چنان که شادی اش
طلوع همه آفتاب هاست

به نام خدا

۲۲.۱

استاد رستمی پس از طی کردن مسافتی .

وارد کوچه شد .

نگاهی به اطراف انداخت وگفت :

-کدوم خودشه؟!….

اشاره ای به خانه ی عمو امیر کردم .

ماشین را مقابل خانه اشان پارک کرد .

سریع پیدا شدم وبه طرف در رفتم .

استاد پس قفل کردن در ماشین به سمت ام آمد .

آیفون را فشردم .

-بله …بفرمایید ؟!..

کیه کیه؟!

با خنده گفتم:

+-کسی نیست منم وتویم …

با خنده گفت:

-جونممم ..خوبی قشنگه ؟!

بیا داخل ما مهمون داریم …

استاد جونت میخواد بیاد …

هول کرده چندتا سرفه کردم ..

استاد خندید وبعد شیطون گفت:

-نسترن خانوم …اجازه هست بیایم داخل ….استاد قشنگتون اومده …

نسترن با خنده گفت:

-واییی خدا …یوسف اومده ….الان زن های همسایمون عاشق میشن …واییی خدا دستشون رو

….چاقومیبره …

با این حرفش خودش واستاد بلند خندیدن

۲۲.۲

با این حرفش خودش واستاد بلند خندیدن ..

پوزخندی زدم وگفتم :

+-مز مز خانوم در رو باز کن خسته ام ..

نسترن مثل همیشه با پروه گفت:

-چشم چی توز خانوم …

ودر را باز کرد ..

استاد همنطور نگاهم میکرد که گفتم:

+-نمیرید داخل؟!….

گیج نگاهم کرد وگفت:

-چی ؟!

-+میگم نمیاین داخل ؟!…

گلو اش را صاف کرد وگفت:

-اهان …

نه اول شما برین …

چون‌من اولین باره هم میام خونه استاد ….هم خودشون رو میبینم ….

با تعجب گفتم :

+-اولین باره عمو رو می بینید ؟!…

اره ای گفت …

که ناگهان پرسید :

+-شعر ددوست داری؟؟!……

+- اهوم عاشق شعرم ….یادتونه اولین جلسه خودم بهتون گفتم که سرکلاس عمو امیر یه تایمی برای شعر داریم که بچه ها خسته نشن ….

-تورا دوست دارم ..واین دوست داشتن ..حقیفتی است …که مرا به زندگی دلبسته میکند….اینو دوست دارم! اره دقیقا یادمه که گفتی ….منم داستان لیلی ومجنون رو گفتم ….

میخواستم جوابش رو بدهم که در ورودی باز شد. ۲۲.۲

میخواستم حوابش را بدهم که در ورودی باز شد .

خاله دنیا در را باز کرده بود ..

اول وارد شدم .

خاله را در آغوش گرفتم وگفتم :

+-سلام خاله جونم!!…

خوبی خاله ؟!…

نسترن بهم گفت که حالت بد شد بوده …

الان خوبی عزیزم …

عمیق نگاهم کرد وگفت :

-اره خاله جان خوبم ..عزیزم ….

یه موضوع بود که با فهمیدنش حالم بد شد …

ولی ارزش داشت خیلی خبر خوشحال کننده ای بود ….

-سلام …

با صدای صدای استاد توجه من وخاله بهش جلب شد …

سرش را پایبن انداخته بود ..

اخی خجالتی ..

خاله با خوش رویی گفت :

+-سلام پسرم …خوبی خوش اومدی ..

استاد سریع سرش رو بلند کرد …

با دیدن خاله پنیا با لکنت گفت :

-خ خ خ

لکنت زبان باعث شده بود نتواند درست نتواند جمله اش را بگویید ..

خاله دنیا با نابا وری نگاهی به استادکرد .

دهانش باز وبسته میشد ولی حرفی نزد..

خاله دنیا داخل شوک بود..

که استاد خاله رو درآغوش گرفت وبا بغض گفت:

-خاله!…‌.

خاله!

با این حرفش صدای هق هق های گریه خاله دنیا بلند شد .

با بهت نگاهشان میکردم .

یعنی چی خاله !

با صدای گریه بلند خاله دنیا .

عمو امیر ونسترن هم آومدند .

صورت خاله جلوی عمو بود واستاد پشت به عمو امیر بود …

استاد با عصبانیت گفت:

-تو کی هستی ….. با چه حقی به زن من دس….. ۲۲.۴

-توکی هستی؟!….

با چه حقی به زن من دس …

استاد از خاله جدا شد که عمو امیر با بهت گفت:

-آرتین!آرتین عمو؟!…

عمو نزدیکتر رفت …

دقیق تر به استاد نگاه کرد ..

استاد خودش رو در آغوش عمو انداحت ..

عمو با خودش شروع کرد حرف زدن:

-+چرا چرا نفهمیدم!؟…

خدا …

هر دو در آغوش هم های های گریه میکردن .

گریه های مردانه .

به طرف نسترن رفتم وگفتم:

+-چه خبره؟؟!!

استاد چه ربطی به عمو وخاله داره ؟؟!!…

نسترن شانه ای بالا انداحت وگفت :

-+ منم نمیدونم ……

بعد بلند رو کرد سمت عمو وگفت :

-ببخشیدا …..

مامان …بابا …..می تونم بپرسم اینجا چخبره…….چرا داربن گریه میکنید ؟!

اصلا استاد رستمی چه ربطی به ما داره …

عمو دستی به موهایش کشید وگفت:

+-آرتین پسر داداشمه …

پسر خالت …

ودر آخر نگاهی به من کرد ..

نسترن با گیجی گفت:

-هان؟!……

چی شد ؟!…..

خاله با عصبانیت گفت:

-چیه ؟!…..

کجاش عجیبه؟!…..

پسر خالته ؛خاله دیبا….

پسر عمو سیامک …

حالا فهمیدی؟!

نسترن با بهت نگاهشون میکرد…

عمو امیر دستی به چشم هایش کشید وگفت:

-بریم ….داخل سالن !….

۲۲.۵

-بریم …..داخل سالن …

همه پشت سرش وارد سالن شدیم .

عمو خاله روی مبل های همیشگی شان نشستند …

نسترن مبل تکی …

من واستاد هم کنار هم نشستیم ..

عمو امیر رو کرد سمت استاد آرتین وگفت:

-حالشون چطوره ؟!….

بابا .داداشا .مامان .

قبل از اینکه بحث باز بشه بلند شدم وگفتم:

+-بحث خانوادگی هست …

بهتره من برم!…

نسترن جان …

با اجازه من میرم اتاق شما …

عمو امیر سریع گفت:

-بمون!….

گفتم :

+-اما………………….

با اخم بهم گفت :

– وقتی میگم بمون ……..یعنی بمون …..

باز سر جای قبلم نشستم .

که استاد آرتین گفت:

-حال همه خوبه!…..

اما مادر بزرگ بخاطر افسرده بودن وحمله های عصبی بعداز شما به آلمان رفت …

وتا الان تحت درمانه زیر نظر دکتر مایکل ابروک …..

ولی ایران نمیاد ..

آقا جونم هم خوبه ….

بعداز شما در به در دنبال شما افتاد تا ردی ونشونی ازتون پیدا کنه ….

ولی فهمید شما رفتین یکی از روستا های شهر عسلویه …

ولی گفتن شما گفتید که دست از زندگیم بکشید ….میخوام زندگی خودم رو داشته باشم …

بعد پدربزرگ خیلی حالش گرفته شد ..‌

هنوزم میگه که منتظرم در خونه باز بشه ومثل قدیم امیر شیطونم وارد بشه …..

ودر آخر حال پسراتونم خوبه ‌..

خاله دنیا با شنیدن اسم پسرا با جیغ گفت :

-چی ؟!….

با بغض رو کرد سمت عمو وگفت:

-مگه نگفتی ……بچه ها مردن….چی شد امیر …..الان بچه هام زنده ان ….امیر .آرتین چی میگه ؟!….

چند سال الکی گریه کردم ….

که جگر گوشه هام مردن ….

عمو شرمنده سرش رو پایین انداخت وگفت:

+-بابام گفت…اجازه نداد…..که بچه هارو بیارم گفت تو عرضه پدر بودن رو نداری ….دختر مهر مادری میخواد برای خودتون ولی پسرام پیش خودم ….

خاله با گریه گفت:

-یعنی چی اجازه ندادامیر؟!….

شهر هرته ….

بچه هام رو برداشتن …

اجازه نداد‌..

تو مردی …

تو ‌…

عمو امیر بلند شد وبلند گفت:

-من چی ……

من لیاقت ندارم …

من بی عرضه ام …

من چی …

مگه من دل ندارم …

من قلبم میسوزه ..

خاله بیشتر جیغ کشید :

-من چی من چی ؟!

اشاره ای به قلبش زد وگفت:

-امیر میسوزه ….

اینجام میسوزه …

احساس میکنم …

زغال داغ گذاشتن رو قلبم …

عمو بلند گفت:

-الان من چیکار کنم ..

سخت تر از این هم هست بچه هات رو ببینی ولی نتونی بری اون هارو بغل کنم …

خاله میخواست حرفی بزند که از حال رفت

( و عشق
اگر با حضور
همین روزمرگی ها
عشق بماند !
عشق است…)

پارت امشب …

تقدیم به شما خوبان🌺🌺🌺🌺🌺🌺

Artamis

To the world you may be one person, but to one person you may be the wo ❤❤❤♥❤❤❤

‫426 دیدگاه ها

                1. ترنم .

                  نویسنده رمان ضیغه هست ..

                  ما که رمانشو نمیگیم …

                  زیر رمانش کامنت گذاشتن حال میده …

                  چون استاد خلافکارم مال خودشه ….

                  وهمه ما از استاد خلافکار یک خانواده شدیم تا الان …

  1. سلاااام بر اهالب
    چطورررینن؟؟؟؟؟؟چه خبرا؟؟؟
    اقا من از طرفای دوازده یک نمیدونم چم شده انقدرر انرژی دارم که دیگه کم کم استشات جمع میکنن از خونه بندازنم بیروون😂😂😂😂

  2. عسل
    بابا بیا دیگه بیخیال نمیخوام بگی من جوابمو گرفتم😉😁
    من خودم یه راننده حرفه ای ام فقط خواستم از تو بشنوم
    من رفتم پارت بنویسم فعلا همگی

        1. خب دیگه چخبر؟؟؟
          دوس دارم شبا بیام ولی نمیشه تو روز هم کلی درگیرم
          وقتی هم میام یه سلام میکنم میرم کسی افتخار نمده ج بده

          1. افتخار چیه تو خودت اومدنت افتخاره دختر
            من خودم اگه باشم سلامتو میگم بقیه رو بیخیال حواسشون نی
            الان برم پارت بنویسم زهرا جونم میبینمت 😘

    1. معرفی نداره دیگه، مهرنازم.. کیش و آیینم نیکی.. رسالتم مهر.. همچو نامم
      ولی کارما به من که میرسه همیشه برعکس کار میکنه و به جای مهر، بی مهری برمیگردونه بهم..
      یه خلاصه از زندگیم بهت دادم نیوش، فک کنم بیوی خوبی بود 😂😂

  3. سلاممم
    صبح بخیر
    عسل جون مهرناز جان نسترن گل رو که از قبل میشناسم و درسا جان و آقا پوریا خوشوقتم از آشناییتون
    بچه ها از کیمیا و داداش راد و ایلین ها و بچه های قبلی کیا میان؟؟؟

    1. کیمیا که هر چند وقت یه بار میاد
      علیسا هم یکی دو روز پیش پیداش شد
      ایلین تبریزی داره برا کنکور می خونه
      اون یکی ایلین هم محو شده

        1. عسل خانوم حرفت به شوخی هم حرف قشنگی نبود
          این که گذشت ،از این به بعد مراقب زبونت باش.
          نمیشه که ادم هر انگی به مردم بچسبونه اخرش استیکر خنده بزاره که ینی شوخی بود.

            1. قطا هرجور بخوام فکر میکنم
              اگه در جواب کامنتت منم استیکر خنده میزاشتم معلوم نبود تا الان دیگه چیا بسته بودی به ریش من

                1. اخه یه جوری میگه ببخشید گفتم انگار عادیه که هرچی می خوان به بقیه بگن بعدشم استیکر خنده بزارن و یه ببخشید هم بچسبونن تنگش
                  منم علاقه ای به این موضوع ندارم
                  بی خیال

                    1. بایدم عالی باشی دراکولاها آب شنگولی میزنن کیفشون بیست میشه😂 البته آب شنگولی نه، خون شنگولی😂 وااای عوق 😝

                    1. خدا نکنه ….

                      عزیزمی …

                      راستی دیشب کی بود کی نبود …

                      عشق جان ما اومد ‌..

                      من که گند زده بودم حالم بد شد دوتا قرص خوردم خوابم برد

                1. نه سخت نی
                  گفتی رانندگی میکنی
                  میشه بصورت تئوری بگی از اولش چطوری ماشینو راه میندازن و بقیه شو هم بگی؟ من بلد نیستم میخوام یاد بگیرم

                    1. نه هیچی نمیدونم
                      مثلا الان میخوایم ماشینو راه بندازیم اولین کارو بگو
                      فقط زود بگو چرا دیر جواب میدی؟

  4. خیلی وقت بود که آهنگ نزاشته بودم اینجا برای با شب دمخورای سایت
    الان دارم آهنگ Deje de Amar از مارک آنتونی رو گوش میدم که یه آهنگ اسپنیش محشره
    گوش بدین حالشو ببرین 🎶🎵🎶🎸🎧

      1. به به به ببین کی اومده بوده نصف شبی… همینکه ساعت ۳ اومدی خودش مهر تاییدیه به اینکه تو چت بودی که تا الانم نخوابیدی، وگرنه چرا اینموقع شب بیداری و سایتم نیومدی.. گاف دادی با این کامنت گذاشتنت تو اون ساعت!!
        دیگه صددرصد مطمئن شدم
        اوکی راحت باش منم بعد از این شبا کاریو میکنم که تو کردی
        گفته بودم همه چیه من متقابله

  5. سرگرد و ماری سایت بازم هنگید به زور وارد شدم
    هیشکی نیست امشب مام بریم، من پارت جدید بنویسم
    شبتون بخیر همراهای وفادار من
    شب زده های اصلی ما سه تاییم بقیه ادامونو درمیارن😜
    یا علی 🙋 فعلا

        1. دیگه زیادی داره خوش میگذرونه
          گفتیم با دخترا بچت جوونی کن نوش جونت ولی دیگه یه ساعت شبو اینجا نیومدنش میره تو دایره بی معرفتی😒
          من ساده رو باش که فکر میکردم بازم محدودیته و نمیتونه بیاد، نگو آقا خودش نخواسته بیاد

                  1. آره والا هم سن نوحه
                    الان میاد میگیم تیرداد کجا بودی؟ میگه: عجب، بماند،زوده هنوز
                    یعنی فقط دیپلماسی جواب میده

            1. تیرداد ایمیلش فیکه خوب همه دوست ندارن ایمیل واقعیشون در معرض دید همه باشه، اینه که وقتی ادمین محدود میکنه فک کنم نمیتونه کامنت بزاره ولی الان میتونه مارو ببینه
              (مخاطبم اگه میبینی، دلم برات تنگه جات خالیه 😢)
              سرگردو نمیدونم فیکه یا نه و اینکه چرا غایبه

    1. ریحانم همون محدودیت ورود و کامنت که برای ایمیلهای فیک گذاشته بود و بیشتر بجه ها نمیتونستن بیان

      دیروز برداشته بود امشب انگار بازم گذاشته که هیشکی نی
      پی ام دادم بهش ببینم چی میگه

  6. بچه ها من این درخواستهای دوستی و دنبال کردن و اینارو دقت نمیکنم زیاد بهش
    پس اگه اوکی نمیشم دلگیر نشین ازم، کلا سر در نمیارم و بیخیالشم یعنی

  7. پوریا ما تو گروه دوستانه مون یکی رو مدیر میکنیم بعد مدیر مشخص می‌کنه کی از کی بپرسه بعدش اول بازی قسم می‌خوردیم که هم جرئت رو انجام بدیم هم حقیقت رو بگیم

  8. سفرت بی خطر عسل جانم.بسلامت برسی گلم.مراقب خودت باش..

    .
    .
    .شبت بخیر نیکایی شبت بخیر آقا پوریا

  9. خوب اهالی منم برم بخوابم که خیلیی خوابم میاد
    پوریا داداش صبح در خدمتیمم🤪🤪🥰چی بپوشم 🤪😂😂😂
    اقا شبتون خوووش پر از قشنگی
    عسلی جانان فدات مواظب خودت بااش

  10. دهسلت آخی خدا پنبه ی سفید جونم

    دل سیت پاره ریزه

    چشملت بو بو چنگیز خان مغول ترسم خینمه بریزه

    هم سفید واشی هم سنگین دلی جونوم هم بی اعتباری

    یه تشی بوبو های بر ایکنی جونم ای گل ته تغاری

    هم سفید واشی هم سنگین دلی کافر هم بی اعتباری

    یه شری آخی خدا چاق ایکنی جونم ای گل ته تغاری

    1. با زی جالبیه درسا جان.اما حالا اگه از بطری و چرخیدنش و قرعه به نام کی باشه ش بگذریم اگه کسی جرأت رو انتخاب کنه چطوری باید اجراش کنه!!!

        1. خخخخخ الهی تو نمیری…
          امان از این تدریس مجازیو آنلاین…که بیشترشون وقتشونو صرف جوکو خنده و توپوق گرفتن از معلما میگذرونن.چه آیندگانی داشته باشیم…البته بچه های درسخونی بینشون هست که واقعا دلسوزانه پیشنهاد معلم یار بودندمیکنن.وبچه های سایت ما واقعا استثنا هستن

          1. خخخخخخخخخخ.آآآمیییییین.
            ماکه اصلا نمیریم فقط حاضری میزنیم.فقط فیلم های الا.
            بچه های سایت که خوبن.
            دوس داری خلوت بکنیم بدونی ماهم درسخونیم.

              1. عسل توجه کردی زن دایی برای لر ها حکم عمه رو داره؟؟خخخخخخخخخخخ.
                مورد توجه ماماناست در اکثر مواقع.خخخخخ

  11. نیکاااااا
    رفتم تو کانالت طرحاتو دیدم
    عااااشق سبکت شدم بچه
    خییییییلی قشنگن نیکا 😍
    جوین شدم تو کانالت
    باید بعضی از طرحاتو گاهی بزاری تو پروفت بچه ها ببینن چه هنرمندی هستی عشق من
    اسم کانالتم اینجا بنویس هرکی خواست بره ببینه

      1. متناشم؟؟؟؟ لعنتی تو خودت یه پا نویسنده و شاعری
        چرا رو نمیکردی؟ 😍🤗😁😁
        الکی نیس که دل من طرفت سریده فدات بشم
        من جذب آدم معمولی نمیشم😂😂

            1. پوریااا بخدا میزنمتتتتتا
              ینی چی نیستم الهی قربونت برمم
              من میدونستم تو تل ندااری
              پوریا از دستم ناراحت نباشیااااا
              ببخشید دیگه داداشی چه کار میکردم خوب

                    1. شایدم زودتر
                      پوریا جونمم شرمنده من فردا جدا برنامم معلوم نیس
                      صبح که اومدم میگم بت
                      پوریاا دیگه ناراحت نباشیااا

  12. سلامممم
    من دوباره اومدممم
    کی دلش تنگ شده بود؟؟؟
    نسترن،الناز،آقا ساشا،ادمین گللللل
    و بقیه دوستان از جمله ایلین ها و بقیههههه
    چطورین؟؟؟
    ببخشین سرم خیلیییی شلوغ بود نتونستم بیام..

  13. می دونی اشکالت اینه تو رابطه با حست میری جلو
    توجه نمی کنی حس طرف مقابلت چیه
    کی به نظرت اینجا هست که من بخاطر اون میام؟ 😐تویی دیگه بچه

    1. دادا انقدر “بماند “و “مرموزه” و… گفتی که طبیعه بنده خدا شک کنه بعضی جاها نیازه واضح حرف بزنی
      البته به من ربطی نداره

        1. نه آهو خانوم قهر نیستم
          دیشب عصبی شدم گوشیمو کوبوندم رو میز
          از روی میز هم افتاد زمین
          صفحه اش نااابود شده
          نگاش میکنم اعصابم بهم میریزه

              1. نه اگه بخاطر من عصبی شدی بزا بازش کنیم
                من تا از دلت درنیارم ول کنت نیستم
                من معذرت میخوام محمد مهدی بخاطر دیشب
                یه کس خیلی مهمی رو بخاطر اعتیاد از دست دادم
                کسی که جونم به جونش بسته بود و یه روز سنکوپ کرد و تو ۲۲ سالگی از دستم رفت
                برای همین دیشب قاطی کردم
                دوست ندارم اونایی که دوستشون دارم با این چیزا نزدیک باشن
                منظور تو و تیردادو هم بد متوجه شدم ازت معذرت میخوام سرگرد
                آشتی کن باهام من دلم برات تنگ میشه 😔

                1. معذرت خواهی لازم نیست آهو
                  ،هم دیشب هم وقتی رمان بر دل نشسته تو خوندم فهمیدم از نزدیک حسش کردی،
                  هرچی بوده گذشته،
                  قهر نیستم که آشتی کنم،
                  منم معذرت میخام نباید انقد بحثو کش میدادم
                  بس کنیم خواهشا

                    1. نیستم آهو
                      یکم اعصاب ندارم همین
                      من شبا ب خاطر تو و تیرداد میام،اونم میخای نیای؟☹

                    2. منم فقط به خاطر تیرداد میومدم همه میدونن ولی الان توام اضافه شدی به دلیل شبزدگیم توی سایت
                      باش تا باشم
                      اوکی؟

  14. بله که میدونم ناز خخخ…چه حرفیه مگه میشه ندونه کسی!!!

    .
    .
    وای داداشم نمیدونی این دیروز استوری رضا داداشم بود.یه عروسک از این فلشیا گذاشت .کپشن کرده بود یه فصلیم داریم بهش میگن ……
    (جمله رو کامل نمیتونم بنویسم خخخخ).کولر خاموش میکنی گرمه روشن میکنی سرده..کلی خندیدم.وای حرفشو زدم دلتنگش شدم ریحان فداش بشه الهی

        1. پوریا با اینکه خیلی بیشعوریو دل چرکینم ازت
          ولییییییی
          پتو رو نصفه استفاده کن یعنی یه طرف پتو داشته باشه اونطرف پتو نداشته باشه باز باشه
          آندرستن؟؟؟
          به عبارتی یه طرفه بخواب زیرت پتو باشه اونورت نه

  15. عزیز دلم عسلی جانم…خدا نکنه.دختر خوشگل…مرسی عزیزم زنده باشی.برو گلم خدا نگهدارت .موفق باشی.خدارو شکر که خوبی پوریا جان.همیشه به خوبی کوکا

  16. واای کلی همین غلط املاییت وسط بحث منو خندوند دختر خوشگلم.بحث دوست دختر پیری هیچو قت به جای مقبولی کشیده نمیشه.نظرات متفاوت همیشه به قوه ی خودش باقی میمونه.حاالم جا اومد اومدم اینجا.از صب سر پام .نفسم بند اومد از بس اینو ر اونور دوییدم.

  17. آره ناز معلومه که تحمل میکنم..حتی جهنمو..اون پنج سال مسبب دوری ما شده..و باعث خیلی از مسائل .منم خیلی بدنم ضعیف شده.قلبم طاقت یبار دیگه تکرار گذشته رو نداره.هعععی مهرناز.دلم پراز حرفای نگفته ست و داغی که سرد نمیشه.چه میشه کرد که هرچه کرد آن آشنا کرد

  18. بیییخیاااال…
    .
    .
    راستی چه بحثی اونجا راه انداخته بودن…وای غلط املایی تورو وسط بحث ساایه .مردم از خنده…
    گونه گذ اشتن پسرااا…خخخخخخ

  19. آره مهرناز راست میگی تو…اما دخالت کرد ناش واقعا دورازعقله…میگه پاشو بیا تبریز رسما برا عقد دعوتم کن.آخه عقد داداششه.من چی بگم .محمدم میگه پاشو بریم .

  20. نه ناز من!!!
    محمدم وای نه…اشاره کردم گفتم دختر اینقد زورگو.منظورم خواهرشه.زهره…
    هرچند با محمدم بحثم شده قهرم ولی حرف میزنیم.گیر افتاده اونم

  21. مرسی گل پسر .زنده باشی…
    .
    .
    چی بگم مهر نازم.خانم وسیله آرایشی داره فروش اینترنتی گفتم یه سربزنم سر حرفو بازکنم.آخرش که چی .اون بزرگتره …وای خدا دلم نمیخواد یادم بیفته چیا گفت.بخدا دیگه نمیکشم

    1. پس دیگه نگو که یادت نیاد
      فراموش کن
      همیشه که خوشی و عشق نی
      گاهیم باید بحث و دعوا باشه وگرنه یکنواختی هیجان رابطه رو از بین میبره

  22. مهرناز این همشهری تو دل منو خون کرده با اداهاش ..آخه دختر اینقد زورگوووووو

    وااای داره منو میییکشه

  23. سلام به روی ماهت عزیز دل…مرسی گلم لطف داری…درگیر بودم شدییید.اما وقت میشد سرکی میکشیدم تو سایت…مشکلات داره روانیم میکنه از پا در اومدم بخدا دیشب تا ۱۲ زیر سرم بودم اورژانس

      1. برو اشکال ندارم فقط وقتی میای سرحال باش طاقت بی حوصلگی تو رو نداریم برو برادر من امشب بیا ببین اخطار میدم امشب بیا

  24. سلااام .سلام.چطورین خو بین خوشین؟
    چه خبرا دوتای خوشگل من همه چی خوبه خوش میگذره .دلتنگتوووون بووودم زیاااد.نبود منو حس کردی یادی کردین؟
    نگین نه که دلم بد میشکنه :'(

  25. درسا جان فرمایش شما متین هرچیزی یه حدی داره طرف وقتی ارایش میکنه میره بیرو اونم له قدرری که حس میکنی اگه دستت به صورتش بخوره دستت فرو میبره تو کرم پودر اشتباهه
    اما این گوشواره به نظرم چیزیه که خوب دختر پسر نداره

  26. شهاب و درسا من چند سال پیش چند زن رو گرفتیم اون موقع چادر بودن ای کاش چادری نبودن اون چنتا زن زیر چادرشون بی لباس بودن یعنی میگم کاش دختر با ارایش و مانتو هر جوری کوتاه ببینم ولی این جوری چیزی نبینم

    1. این که خیلیی بده من چادر سرم نمیکنم ینی تو طول زندیگم یه باار تو جمع اونم اوندفعه ای که لباسم سوختو اینا
      نمیتونم چاد و جمع کنم براهمین سرمم نمیکنم
      چادر یه حرمتی داره وقتی طرف زیر چادر یه تیشرت میپوشه و شلوار چادر هم ولوو همینحوری میکشونه خوب مگه مجبوری

    1. بچه ها هنو ان ور به۶۰۰نرسیده
      اینجوری دوباره چت روم لازم میشید
      برید زیر پارت مهرناز به ۶۰۰که رسید میایم اینجا

    1. مارال جواب دیشب عزیز دل من کارمو خیلی دوست دارم البته نمیشه از کارم برم اجازه نمیدن

      من کلاااا چیز های دردسر ساز و مبهم وهیجانی رو دوست دارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کدبازان