codebazan

رمان سکانس عاشقانه

رمان سکانس عاشقانه پارت ۸۰

 

برام مهم نیست چی فکر میکنن ؟
بابا حسین گوشیش رو بیرون میاره و شماره میگیره … زمان میبره تا گوشی رو پایین بیاره و میگه :
_ برنمیداره …
نگرانش میشم … من می دونم تیر خورده … من می دونم هنوز سرپا نشده و دنباله من اومده … می دونم و ساکت می مونم …
می ترسم اونا رو هم نگران کنم …
*
(آریا)
_ دو دقه آروم بگیر ببنده برات …
نچی میکنم .. کلافه میگم :
_ نمی خوای دست برداری ؟ .. میگم خوبم ‌.‌..
حسام شاکی ازم رو بر می گردونه و پرستار آخرین دور باند رو دور تنم می چرخونه …
وقتی چفت بدنم میشه از اتاق بیرون میره …
از جام بلند میشم و پیراهنم رو از روی تخت برمی دارم …
حسام میگه :
_دعواس بیا و ببین … الان از راهرو که داشتم می اومدم دیدم مامان باباش رو … می خوان طلاقش رو بگیرن …
خودش به جمله ی مسخره ش پوزخند میزنه و باز میگه :
_ نمیدونن آریا خان دو سال پیش گند زده …
کفری میگم :
_ زر نزن حسام … خودم اعصاب ندارم …
چیزی نمیگه … حق داره و ابن حق داشتنش به همم می ریزه که شاکی ام … از خودم و این گندی که بالا اومده …
حتی نمی خوام دیدنه رها برم … خودم می دونم گند زدم که ولش کردم .. که جاش گذاشتم و رفتم …
می دونم و چیزی نمیگم … بعد از بستن دکمه هام راه می افتم توی راهرو … پیراهنم مشکیه و خونی بودنش مشخص نیست ..‌

خونی بودنش مشخص نیست ..‌.
راه می افتم و مستقیم میرم تا راهرویی که به اتاق رها ختم میشه …
در اتاق نیمه بازه و می شنوم که مادرش عصبی میگه :
_ حاج آقا من می دونستم پسرت پلیسه … اشتباه کردم دختر بهتون دادم … عاقا اشتباه کردم …
صدای ضعیفه رها میاد که لب میزنه :
_ مامان …
مادرم بین بحث میگه : بهار جان الان جاش نیست … مریضه رها … بذار برای بعد …
بهار لب میزنه :
_ اتفاقا الان جاشه … می خوام دخترم رو ببرم پیشه خودم …
دست بلند میکنم … بی فکر … حتی بی مکث … در نیمه باز مونده ی اتاق رو هل می دم و بازش می کنم تا اخر …
اخم دارم … اخمی که هیچ جوره قرار نیست باز بشه و میگم :
_ خیر باشه بهار خانوم … داری از زندگی کی حرف میزنی اینقدر محکم که میگی می بریش پیشه خودت ؟‌
بهار با همون اخم نگام می کنه و میگه :
_ تو این دو سال هیچ وقت کنار دخترم نبودی …
چی دارم بگم‌؟ … بگم ولش کرده بودم ؟ …
همین گیر و دار رها با صدای بغض کرده ای می گه :
_ آریا کار داشت … هزار بار گفتم بهت …
سمت رها برمی گردم … سمت چهره ی کبود شده و مریضش …. انگاری این تصویر دست به چاقو شده داره نمه نمه تو قلبم فرو میره که از دیدنش اخمام در هم تر میشه و حالم بدتر …
داره از من پشتیبانی می کنه … از منی که این همه بلا سرش آوردم …
حقم این دفاع نیست اما لذت نیبرم از این پشتیبانی …
شبیه بچه ای که یه نفر بابت کار اشتباهش تنبیهش نمیکنه !

بابت کار اشتباهش تنبیهش نمیکنه …
به رها نگاه میکنم … رهایی که دلگیر ازم رو برمی گردونه و چشماش رو می بنده …
لب میزنه :
_ می خوامم استراحت کنم ….
مادرم سمت بهار میره و بازوش رو میگیره … ملایم سمت در میبره و میگه :
_ هرچی شما بگی … فعلا که مریضه بیچاره …
بهار بغض کرده بیرون میره و پدرم پشت سرشون …
امیر علی قبل از بیرون رفتن رو بهم میگه :
_ دختری که من بزرگ کردم رو می شناسم … نگاهش پره از دلخوری … ولی چشات داد میزنه دوسش داری … گل کمتر بهش نگو … جاش توی خونه م روی چشامه …
نگاش میکنم فقط … بی حرف ! اونم دلگیره …
دخترشه لعنتی … بچه شه … چقدر دلم می خواست رها مادر بچه ای باشه که من پدرشم …
به خودم و حماقتم پوزخند میزنم … لبریزم از تمسخر … تمسخر به خودم ‌…
اتاق خالی میشه و من چند قدمی رو سمت تختش برمی دارم …. کنارش که می رسم … جمله کم میارم …
چی دارم بگم بهش ؟ …
حالش رو بپرسم ؟ … مسخره هست اما میگم : خوبی ؟
چشماش رو باز میکنه …قبل ازخودم به کتفم خیره میشه … اونقدر دقیق که لب میزنه :
_ عوضش می کردی !
خون های خشک شده ی روی پیراهنم رو دیده … حرفی نمیزنم … باز میگه :
_ اصلا خونه رفتی ؟ …
خونه مون ؟ … خونه ای که مثلا آخر جوونمردیم بود که به نامش زدم …
بازم فقط نگاش میکنم …

بازم فقط نگاش میکنم … مهربونه … دلش برام سوخته … گرفته س … دلگیرم از خودم … لب میزنم :
_ باهام انقد خوب نباش …
فقط نگام میکنه … خیلی نمیگذره شاید چند ثانیه … چشاش رو اشک پر میکنه …
بارونی میشه … شکله شیشه … لب میزنه :
_ دوستت دارم اخه !
صادقانه میگه … بی غرور … خیلی وقت پیشا وقتی برای طلاق رفته بودیمم همینو گفته بود ..‌ اون موقع هم چشماش می باریدن و لب زده بود دوستت دارم !
همون موقع هم دستم لرزیده بود برای امضا کردنه اون وکالته طلاقه لعنتی و حالا هم دلم می لرزه …
حسش می کنم … دوست داشتن و دوست داشته شدن ترسناکه !
جاش نیست …هر دو بیمارستانیم … اون داغون و من تیر خورده با لباسه چندش آوری که بوی خون میده … جاش نیست اما میگم :
_ با من ازدواج کن !
درخواست نیست … مثلا بکم با من ازدواج میکنی ؟ …
نه … این شکله یه فرمانه … که باید با من ازدواج کنه … رها جا می خوره …
بهم زل زده می مونه … بهت زده … توقعش رو نداشته …
ولی من همون دیشب که کنارم نبوده تا وقتی که پیداش کنم دسته کم هزار باری به هم ریختم و دوباره جون گرفتم برای پیدا کردنش …
خم میشم … بی هوا تر … بی مقدمه تر …
خم میشم و لبام پیشونی باند بسته شده ش رو شکار می کنن و ملایم … بی عجله … می بوسمش …
بوسه ای که حتی از پشت اون باند های مسخره هم منو به تب و تاب می ندازن و رها همه ی مدت به من زل زده مونده … خیره خیره …

 

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫513 دیدگاه ها

  1. اوه اوه علیسا جان کیمیا فقط برا خودت دست به زرشک میشه😂😂
    زنمم داره درس می خونه خانوم دکتر شه😉بچهامم که کشت🥺
    میلاد کلا محو شده
    قرار بو به من سواری بده🤣
    تو چه کردی؟زن و داف و اینا یوخ؟😂😂

  2. دوستان عزیز سایت غیر قابل تحمل شده اصلا باز نمیشه،شبتون بخیر و مراقب خودتون باشین
    سرگرد و محدثه شما هم هوای همدیگرو داشته باشین
    فعلا
    راستی شهاب به خاطر ماهی ناراحت نشی ، شوخی کردم

      1. سلام ابجی نسترن گل
        دیگه اون پایین سخت بود کامنت گذاشتن اینجا جوابت و میدم
        من کجا جواب کامنت های شمارو ندادم ابجی جان ؟!😐
        توی رمان افرودیت و شیطان جواب دادم تو چت رومم جواب دادم منتها ندیدی😕
        الانم اگه کامنت جدید گذاشتی ندیدم دیگه شرمنده دیگه رمان افرودیت و شیطان اصلا برام باز نمی کنه
        حالا تا ببینم شاید فردا درست شد..😊

      1. داداش من نمی خواستم اون این جوری خواست داداش تو جای من نیست شب شوهرت بره صبح با لباس هدیه دوست دخترش برگرده منم دل دارم هیچ وقت دم نزدم شکاک بود گفتم ولشش خورد شدم پیر شدم مگه من چند ساله به خدا من بخاطر اون بیرون میرفتم یکم ارایش نمیکردم باز گیر حرفاش نابودم کرد

  3. دوستان عزیز سایت غیر قابل تحمل شده اصلا باز نمیشه،شبتون بخیر و مراقب خودتون باشین
    سرگرد و محدثه شما هم هوای همدیگرو داشته باشین
    فعلا

              1. چرا لجبازی میکنی دختر خوب؟ به خاطر خودت میگم،دوست داری بمون ولی اگه فردا سردرد گرفتی با من طرفی

            1. داداشم یه گم با لطافت خوووب
              محدثه جونم تیرداد فردا عصری ایناهم میاد بهش میگیم که بیاد که شما با داداش تیرداد هم حرف بزنی😉
              شبت خوشگلل قشنگترررین♥️

          1. داداشم یه گم با لطافت خوووب
            محدثه جونم تیرداد فردا عصری ایناهم میاد بهش میگیم که بیاد که شما با داداش تیرداد هم حرف بزنی
            شبت خوشگلل قشنگترررین♥️

    1. خدانکنه عسسلم عسلی خواستی بری یه ندای کوچولو بده نگران نشیم
      راااستی عشقم خیلییی خوشحالم که روزهای تلخت داره میگذره ما تا اخرر پشتتیم برو واسه یه زندگیی عااالی تر

  4. محمد مهدیی دا اشی چرا اینگونه میکنی
    تیکه یه چی اخهه😅
    راس میگم خوو من خوددمم این مدلیم منتها عطسه میکنم سردرد نمیگیرم
    چرا فک میکنی من ادم بدجنسیم☹دیشبم گفتی برادر فروشم عجبااا

    1. جان خودم همچین فکری نمیکنم،دیگه انقد خشنم نگفتم خواهری.اگه از دستم ناراحت شدی پوزش میطلبم خواهر

                  1. خیالم راحت شد
                    راستی وقتی میگی دورگه و…….من از خنده کبود میشم🤣
                    راستی من جراح مغز و اعصابم و البته چندتا شرکت هم دارم، بابام تاجر بود و جواهر فروشی داشت😎

  5. دوستان من خیلی بسختی وارد سایت میشم
    اگه اینطوری باشه اصلا شب نمیتونم باشم
    سرطان روح گرفتم
    شماها راحت وارد میشین؟

  6. من هر شب قبل خواب
    ده بار دستتو میگیرم
    صدبار مژه هاتو میشمرم
    هزاربار میبوسمت
    ده هزار بار بغلت میکنم
    صدهزاربار هواتو نفس میکشم
    و یک میلیون بار تو وجودت حل میشم
    ولی اینا همش قبل خوابه
    دروغ چرا
    بیشتر شبا تو خوابم با منی
    تا خود صبح
    ولی هر صبح که پا میشم دوباره اون ماسک بی تفاوت آدم معمولی رو میزنم رو صورتم
    قول میدم که دیگه بهت فکر نکنم
    تصورت نکنم
    تا شبم موفقم
    ولی بازم شبا قبل خواب
    ده بار دستتو میگیرم………

    اینم برای عشق خودم که هنوز بهش فکر میکنم‌ ولی اون فراموشم کرده و من احمقانه به آینده ای امیدوارم که شرایطمون خوب بشه تا با هم باشیم

        1. هیی شکر
          چه خبراا؟؟
          تیرداد من چون خودم با یکی مثله تارا سر میکنم میفهمم چی میگی
          چه زجریه با یه انسان لجباز حرف گوش نده ی که از زجر دادنت حال میکنه یعنی چی؟؟
          😐😂😂خلاصه تو این مورد(با اجازه برادراا)خودم پشتتم همدردی میکنم باهات

    1. به به ببین کی اومده
      خبر رسیده بود تشریف اوردید😉
      گاوی،گوسفندی ،چیزی اینجوری خشک و خالی نمیشه که
      گفتم این دفعه دیگه دار فانی رو وداع گفتی😂😂
      منم خوبم،میگذرونیم.

      1. خبرا زود میرسه 😂😂
        حالا این سری عیبی نداره از دفعه ی بعد خشک و خالی باشه میگم یه پرس زرشک نوش جون کنی😂😂😂
        نگران مباش من هیچیم نمیشه 😂
        خوب خوبه دیگه
        از زن و زندگی چه خبر ؟ به جایی رسیدی ؟😂
        راستی این میلاد کو ؟
        سلام مهرناز خانم نویسنده ی عزیز
        حال شما ؟

  7. سللااام عسسلم
    دختر معلومه تو کجایی دیگه میخواستم کلمو بکوبم تو دیوار
    دوشکا فدات شه میری یه خبر بده خوووب😫♥️♥️

  8. وای محدثه جون هم اومد
    خوبی گلم؟
    عشقتون پایدار❤️
    آقا تیرداد توروخدا به تارا بگین بیان خیلی دوس دارم باهاش آشنا شم شخصیتش برام جالبه…

  9. بچه ها سایت برا من اینقدر کنده یا برا شمام اینجوریه؟
    شایدم مشکل از نتمه
    دو ساعت طول کشید تا پارت جدید بزارم

  10. ماشالله نیکا و هلما.
    میخوام بهتون مدال افتخار بدم برای اینهمه انلاین بودن.
    ماشالله بر شما پهلوانان

  11. خب دوستان رزتون پر از انرژیییییی
    .
    .
    .
    من رفتم داداش کوچیه دولاور روزت بدون دردسر باشه
    .
    .
    .
    .
    خدا حافظ همه 😘😘😘❤❤🌺🌺🌺🌺🌹♥🌹♥🌹♥

  12. دوستان برین دوباره شب بیایین اکی.
    الان من میرم استاد فرنچ کیس هم میره رمان بنویسه هیچکس نیست تایید بکنه ضایع میشین.
    بابای خوشکلای من.

  13. یا خدا واقعا ناراحت میشی نیکا من اینجوری میگم همه این آتیشا تقصیر تو بلا به جون گرفتستا ببین رابطه منو خواهرمو داری خراب میکنی میبینی دوشکا چش نداره ببینه

      1. خب خدارو شکر چون نمیخوام کسی از دستم دلخور بشه خب من برم کلاس زبانمم شرو شد خداحافظ نیکان جو..وای نه دوشکا ججووونننممممم
        به اون آتیش پاره هم بگو بشین لازم نکرده خودم لازم باسه میام ممسنی کوشاش که هیچ چشاشم در میارم میدم خودش بخوره ناسلامتی تا قبل کرونا باشگا میرفتمااا حالا این جغله میخواد با ماسماسک بوکش ضحلمو ببره

  14. نسترن عزیزم چشم دلم روشن دوشنبه عروسیت بعد من که عروستم الان باید بفهم آفرین به تو میگن مادر شوهر نمونه
    😂😳

  15. هلما چرا ابجیمو اذیت میکنی هااااا؟؟
    بزنم دو شقت کنم.
    اسممش نیکاست نیکا خانم اکی؟؟
    نبینم دفعه دیگه اذیتش بکنی.

        1. سینا داداش خااکبرسرت ایشالله همونجا تو خلیج فارس خفه شی
          یهه بار پشت من درنیومدی
          الان زنگ میزنه پشت تلفن خفم میکنه

                    1. کی؟ سرگرد؟ راس میگی؟‌میکشمش اگه اینکارو بکنه نقظه ضعفمه😂 به خودم بگو اگه بازم بدون شب بخیر رفت

          1. من خوبم مهررررنازم من عذاب وجدان گرفتم دیشب حالت اوب نبوده من نبودم
            چرا اخه نصفه شبی ویران میشی من نمیتونم بیا بلندت کنممم😐😭

            1. دیشب نه نیکایی
              دیروز ظهر وقتی لشکر بهم حمله کرد خوب نبودم ولی تیرداد و محمد مهدی فقط پشتم بودن دستشون درد نکنه
              تو و پوریام فدای سرتون

                    1. خراب مرامتم،خوبم تو خوبی؟هعی میگذره تو چیکار میکنی با خبیثه خانوم؟😂😁

                    2. همیشه روال باشی دادا
                      منم خوبم خبر خاصی نی
                      وای اسم اون موجود رومخ رو نیار زنگ موبایل منو کرده شهرام صولتی اعصابم خورده 😐😑🤦‍♂️

                    3. قربااانت،خخ داداش فک کنم همدردیم،یکی هست که با منم از این کارا خیلی میکنه😂😐

  16. راسی داداش محمد مهدی من یه معضرت خواهی بهت بدهکارم میدونی واسه چی چون…….چون ……ببخشیداا ولی من نمیدونستم سرگردی بخاطر همین یبار بهت گفتم سربااااازززز😭😭😭😭به خدا پوتینات مثل سربازا بوودددد😭😭😭
    دستگیرم نمیکنی داداش

      1. چیییییییییییییییی من موقه که بهت پیام دادم تو سسررربباااززز ببووددیی چطور یه دفعه شدی سرگرردددد
        .
        .
        .
        دارم هنگ میکنم 🤔🤔🧐🧐

                    1. تورو دیگه مگه با نیکا نبودی که گفتی کی آمار بده یا …..نکنه با نسترن بودی ای خدا چرا من همش ضایع میشم جلو این آتش پارههههه
                      خدا کنه ضایع نشده باشم 🙄🙄🙄🙄

                  1. نیکا….ن ….. دوشکا
                    .
                    نیکا..ن ……دوشکا
                    .
                    .
                    .
                    بازم میگم عزیییممممم تو دوشکایی توشکای بی اعصاب هلمااااا🤓🤓🤓🤓🌺🌺🌺🌺

              1. بی ذوق …

                خسیس ..

                مهربون..

                عشق جان ..

                ديگه برو واسه هميشه که قيدتو زدم
                خوب منم ديگه عين تو بدم
                دروغ ميگفتي دوسم داشتي
                منم تصميم گرفتم دل به تو ندم😂😂😂

  17. سلام محدثه جججووونننمممم
    .
    .
    .
    .
    چطوری یانه خوبی نمیدونم این داداشمون بهت گفت چه دعای براتون کردم یا نه ولی واقعا کنار هم خوش باشید و پیرررررررررر ببشششیییدددددد
    .
    .
    .
    .
    .
    چقد دلم میخواست باهات حرف بزنم ماچ ماچ ماچ رو گونت😘😘😘😘

      1. الکیا راسی؟؟خوب من هلما ۱۷ ولی در شرف ۱۸ سالگی هستم اهل برازجوووننن ای دورش بگردممم«با برازجونم ای دورم بگردههه ووییی» 😁😁

          1. عزیزم دارم بات شوخی میکنم 😘😘😘😘🌹❤❤❤
            راسی میتونم یه چیزی بپرسم الته مینوتی جواب ندی ولیییی خیلی کنجاویم داره مغزمو میجوه
            .
            .
            بپرسم؟؟🤓

              1. البته با اجازه دادا محمد مهدی
                .
                .
                اول این که گفت دختر دایی هستی
                بعد این که بابایی موافق این وصلت هست خیلی دوست دارم بدونم الته اگه خیلی خصوصیه میتونی نگهیا بازم میگم با اجازه داداشی محمد مهدی🙄🙄

  18. لاحناتی ها من چند بار پیچوندم که بار دووم باشه.
    سلللللهههههااااااااممممممممم محدثه خانوم.احوال شما؟؟من پوریا ۱۶ فارس هستم خوشبختم.
    ممد داداش رفتی برای سرلشکری.

  19. واییییی
    فقط من مجرد و سینگل موندم😕😕😕😂😂
    بریدم داداش آیلین و بیارید دلم برا امیرم تنگه😕💙😂

        1. عروسی من …

          نیکا واقعا که تو عشق منو نمیشناسی …

          خب عشق من دو رگه هست

          یه رگش اماراتی یه رگش ایرانی …

          بعد جواهرات فروشی داره …

          خوب ایران زندگی میکنه ولی الان ..

          چون میخوایم بریم فرانسه زندگی کنیم …

          سقف خونه هاتون رو بگیرید😂😂

                    1. من اندازه گرفتم۱۷۶ ولی با دوستای ۱۸۰ تا ۱۸۵ برابری میکنم.
                      نه دیگه پس گردنی نبود یه چیز دیگه بود

  20. ماری یادم افتاد… دیشب گفتی ما از شعرم شانس نیاوردیم… اگه بدونی معنیش چی بود ازخوشحالی غشششش می کنی!!!! 😜😜😜😜

      1. خب ماری جووانای من جونم واست بگه…
        میگه عشق تو منو به خاری کشوند
        به دیار من سر نمی کشی
        به جون بابام به شیر مادرت
        تا روز مردن به پات می مونم… ♥

  21. وایییی محدثه خانوم تشریف اوردن
    دمتوگرم دادا مهدی
    خوبی محدثه جوووون 😍
    سلام نسترن, مارالی جون
    و دیگه الا جون
    خوبین خوشین؟؟؟

  22. باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست
    تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
    با اینکه بی تاب
    منی بازم منو خط میزنی
    باید تورو پیدا کنم
    تو با خودت هم دشمنی
    کی با یه جمله
    مثل من میتونه آرومت کنه
    اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه
    دل گیرم از این شهر
    سرد این کوچه های بی عبور
    وقتی به من فکر میکنی
    حس میکنم از راه دور
    آخر یه شب این
    گریه ها سوی چشامو میبره
    عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره
    باید تو رو پیدا کنم
    هر روز تنها تر نشی
    راضی به با من بودنت
    حتی از این کمتر نشی
    پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی
    محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی
    پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی
    محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی
    باید تورو پیدا کنم
    شاید هنوز هم دیر نیست
    تو ساده دل کندی
    ولی تقدیر بی تقصیر نیست
    باید تو رو پیدا کنم

          1. اهوم شادمهر همه اهنگاش قشنگن ….

            با معنی هست مثل این:

            باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست
            تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست

  23. ساده ترین کار جهان
    این است که خودت باشی
    و دشوارترین کار جهان این است که ،
    کسی باشی که دیگران میخواهند

    #دیل_کارنگی
    همیشه خودتون باشید♥️💙

  24. خب عزیزانم یه چند مین به بنده وقت بدین بعد ۱۵ دقیقه دوباره بیاین چون من الان میرم و تایید نمیکنم.امیدوارم دلخور نشین تا یه ربع دیگه.

  25. ینی منو کشتیم با این اسم کوفتیم
    من نیکا ام بار صدم دیروز بهار پرسیدم خوب نیکا
    واسه حساب کاربریم نیکا و نتونستم بزنم زدم نیکان اندرستن؟؟؟
    هلماجونم تو هررچی دوس داری بگووو
    دوشکا لقبیه که بررادر پوریا گذاشته من خیلی دوستش داااارم

  26. دادا محمد مهدی پیامتو خوندم خواهش میکنم اگه دوست داری تا بازم از این دعاها برات بکنم ….ها برات دعا کنم باز 😉😉🤭🤭

      1. اخواخ اخ هلما من وسط کلاس ریاضیم دارم قدر مطلقو به بچه ها توضیح میدم(جدیدا فاز این بچه خرخونارو برداشتم هی میخوام توضیح بدم😐)

            1. بله ؟؟؟؟؟؟?؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
              .
              .
              .
              تویی دیگه یعنی نگو میخوای بگی که برا همیشه بهت بگم دوشکا
              .
              .
              .
              .
              .
              ووووویییی یعنی میتونم بگم دوشکا دوشکا جونم 💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻

      1. خوبه به گوش باش تا بقیه هم بیان راسی خودتو معرفی نکردی تو کیستی ای الا ززووددد بببگگووو زززززوووووددددد🤪🤪🤪

  27. اففففف بعد از این همه مدت فقط همینن آخه این چیه اینم دیگه نمی زاشتی لطفا زودتر پارت بزارین ⁦☹️⁩

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کدبازان