codebazan

رمان صیغه استاد

رمان صیغه استاد پارت ۱۱

 

منظورشو نمیفهمیدم چند قدم به عقب رفتم استاد رو بهم گفت
_غذای گیتی رو اماده کردی؟

اصلا یادم رفته بود سراسیمه گفتم دارم اماده می کنم الان میارم
با همین جمله از اتاق کذایی فرار کردم…

ه قدری با عجله پله ها رو پایین می‌رفتم که چند باری ممکن بود روی زمین بیفتم و دست و پامو بشکنم بی دست و پا و دست و پا چلفتی شده بودم من همیشه همین بودم وقتی استرس می گرفتم و می ترسیدم دست و پامو گم می کردم اون موقع بود که همیشه دست گل بدی به آب میدادم

الان حضور این مهمونا توی این خونه باعث شده بود که من باز نگران بشم و بترسم
نگرانیم بابت این بود که نکنه بفهمن من فقط خدمتکار اینجا نیستم اگه می فهمیدن که من صیغه استاد هستم چیکار میکردن؟

بدون شک دخترشون رو برمیداشتن از اینجا می رفتن و اون موقع بود که استاد ازپادر می اومد اینو بهتر از هر کسی می دونستم تو این دو روزی که اینجا بودم استاد عاشق همسرشه و یک لحظه تا به دور شدن ازشو نداره
و نمیتونه دور از اون بمونه و بردن گیتی خانوم از اینجا کاری می‌کرد که استاد کاملاً دیوونه بشه

اما من مطمئن بودم به مردن راضی می شد اما اجازه نمی‌داد که گیتی از اینجا بره سریع شروع کردم به آماده کردن غذای گیتی خانم باید براش سوپ درست میکردم و اونو کاملا له می‌کردم تا بتونه قورت بده

چون بیچارا حتی نمی تونستم دهنشون بازوبسته کنه و ما خودمون باید بهش غذا میدادیم
همه چیز اماده بود ده دقیقه بیشتر طول نمیکشید اماده شدن غذاش..

سریع غذاش آماده کردم و دوباره به بالا برگشتم با ورودم به اتاق دوباره نگاه سنگینشونو و روی خودم می دیدم نزدیک گیتی خانم که شدم مادرش عصبی از جاش بلند شد و سینی غذای دخترش از دستم گرفت و گفت

_خودم بهش غذا میدم نیازی نیست که اینکارو بکنی
عقب کشیدم و زیر چشمی به استاد نگاه کردم عصبی به نظر می رسید نگاهش کمی به من و بعد مادر خانمش بود

پدرگیتی روبه استاد گفت
_پسرم از خر شیطون بیا پایین تو صبح تا شب نیستی سرکاری توی خونه ما که باشه مادرش هست ما هستیم خونه شلوغه میتونیم بیشتر بهش برسیم این چه اصراریه که داری برای نگهداشتنش

تو هر روز میتونی بیای ببینیش چرا اجازه نمیدی ببریمش؟

استاد با اخم کمرنگی که روی صورتش بود و به اون مرد گفت
_اگرگیتی تو این خونه نباشه من طاقت نمیارم خودتون خوب میدونید خواهش می کنم این بحث قدیمی رو تمومش کنید من به هیچ وجه راضی نمیشم که گیتی از اینجا بره …

این بار مادر گیتی بود که با عصبانیت رو به استاد گفت
_من که میدونم از سر لجبازی اینکارو می کنی می دونم همه اینها به خاطر منه

چون من اولش که تو وگیتی میخواستین ازدواج کنی مخالف ازدواج تون بودم تلافی اون روزا رو داری در میاری اما ببین دختر من افتاده روی تخت نمیتونه حرف بزنه نه تکون بخوره الان وقت تلافی نیست من مادرشم جونمو براش میدم اون باید پیش من باشه نه تو…

نمی دونستم الان باید برم بیرون و این بحث خانوادگی بدون حضور من ادامه پیدا کنه یا نه همون گوشه بایستم تا ظرف های غذا و فنجان های قهوه رو پایین ببرم استاد از جاش بلند شد و به سمت مادر خانمش رفت کاسه سوپ و از دستش گرفت کناره گیتی نشست و شروع کرد بهش غذا دادن و گفت

_من سر گیتی با احدی شوخی ندارم که بخوام مثل بچه ها تلافی گذشته رو بکنم گذشته تموم شده الان این منم این گیتی این خونه ما منو گیتی کنار هم راضی و خوشحالیم

اونم کنارمن راحتتر بیشتر از این نمی خوام این بحث کش پیدا کنه خواهش می کنم ازتون نزارین بی‌احترامی کنم

من دوست ندارم حرف‌هایی زده بشه که نباید پس این حرفارو تمومش کنید

تا من زنده‌ام و نفس میکشم گیتی پاش و از این خونه بیرون نمیذاره..

وقتی ظرف ها رو از اتاق بیرون آوردم تازه نفس راحتی کشیدم

از اوبهت هر کلمه ای که از دهن استاد خارج می‌شد مات و مبهوت می شدم
یه ادم چقدر میتونستم همسرشو دوست داشته باشه
چقدر میتونست مرد باشه که توی این شرایط هم جلوی روی دنیا وایسه و بگه زن منه و کنار من میمونه

از این کارش خیلی خوشم اومده بود
احساس می کردم هر روز دیدم و نگاهم نسبت به استاد داره باز تر و بهتر میشه چون هر روز داشتم بیشتر میشناختمش

نمیدونستم مهمونای استاد موندگارن یا رفتنی!

توی آشپزخونه پر از استرس و تشویش نشسته بودم و مشغول جوییدن ناخنم بودم که صدای توبیخ وار استاد منو از جا پروند دستامو کنار گذاشتم و اوت عصبانی گفت

_ مگه بچه ای که داری ناخوناتو میجویی !

ترسیده چند قدم عقب رفتم و گفتم معذرت می خوام وقتی استرس دارم اینجوری میشم ناخداگاه دست خودم نیست
استاد یکی از صندلی ها رو کشید و روش نشست
_ترک کن این عادت و خوشم نمیاد!

دستی به صورتش کشید و نگاهی به ساعت دورم چشم انداخت و کلافه گفت
_هنوز دو ساعت دیگه مونده…

انگار که برای رفتن اونا عجله داشت پرسیدم
چیزی میخورین قهوه چای هرچی!

نگاهی به من انداخت و گفت
_ قهوه درست کن

چشم گفتم و مشغول شدم فنجون قهوه رو که جلوش گذاشتم گفتم نمی خواین برین پیش مهموناتون؟

مشغول ور رفتن با فنجان‌قهوه شد و گفت
_باید تنها باشن مثل همیشه دو ساعتی تنهایی با دخترشون خلوت می کنن بعد میرن

دو ساعت یعنی باید دو ساعت حضور شون اینجا تحمل می کردم و من از اون زن میترسیدم…

باید با این استرس و ترس کنار میومدم

به صندلی که رو به روی خودش بود اشاره کرد و گفت
_ بشین اینجا

روی صندلی نشستم و مثل بچه ها راست به استاد خیره شدم و قهوه شو مزه کرد و گفت
_ ترسیدی؟
سرم را پایین انداختم و گفتم خیلی احه زیر نظرم داشت میترسیدم کاری بکنم یا اشتباهی ازم سر بزنه و شما عصبانی بشی

فنجون خالی قهوه رو روی میز گذاشت و گفت
_ پس حواست رو خوب جمع کن که منو عصبانی نکنی من سر هر چیزی کوتاه بیام سر گیتی کوتاه نمیام نباید بفهمن که تو صیغه منی میفهمی تو فقط و فقط خدمتکاری اینو خودت هم باید باور کنی..
فقط شبا موقع خواب کارت تغییر می کنه..

چشم گفتم و اون دوباره نگاهی به ساعتش انداخت بدجوری عجله داشت که از اینجا زودتر برن توی فکر بودم و نگاهم به کف آشپزخونه که اسمم رو صدا کرد و برای اولین بار بود که اینطور اسممو صدا میزد سرم بالا اومدو با تعجب بهش خیره شدم که گفت

_ لباست خیلی بهت میاد…

همین آدم مگه همین چند لحظه پیش من و زیر خواب خودش صدا نکرده بود الان چطور این همه مهربون شده بود و داشت از لباسم تعریف می‌کرد ؟

سکوت کردم و اون دستشو دراز کرد دستمو توی دستش گرفت و پرسید _حالت خوبه درد که نداری؟

و با شنیدن این سوال بدون شک صورتم گل انداخت سرم پایین و پایین آهسته زمزمه کردم

حالم خوبه اما اون سوال بعدی که پرسید دیگه خجالت هم به قدری شد که دلم می خواست زمین دهن باز کنه و منو ببلعه

_خونریزیت تموم شده یا هنوز هم خونریزی داری؟

 

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫1,298 دیدگاه ها

  1. سلام بر خواهر زن ارشد
    نچ نچ چی کار کردی یاسی بابات گوشی رو گرفته ازت
    سایه مگه من مثل توعم هرکی رو میبینم دهنم واشه
    زندگیمو بگم

    1. سلاااااااام بر شوهر خواهر گلم
      چطوری ؟
      بابا من کاری نکردم ، شایدم کردم ولی نه نکردم
      اصلا بزار بگم
      من بابام بشدت از اینستا بدش میومد و همیشه میگفت نصب نکن منم گفتم از کحا میفهمه من اینستا دارم یا نه نصب کردم بعد هی ازم میپرسید اینستا داری میگفتم نه یهو دیدم پیجمو و همچنین رمزشو زد ( بازی جرعت حقیقت شب قبلش هم پیجمو هم رمزشو به دخترا گفتم نمیدونم کدوم بیشعورش کوتاهی تکرد گذاشتش کف دست بابام )
      خلاصه نگم براااات
      دهنم اندازه غاژ باز موتده بودش
      چشامم شبیه قورباغه
      هعیییی
      و خلاصه بی گوشی شدن من ….

  2. نشی آیلینی!!!بخدا ب زور رفتن تو رو دارم هضم میکنم …خودم تجربی خوندم دو سال پشت کنکور بودم میدونم کنکور شوخی بردار نیس…دلم میخاد همین سال اول ب رشته و دانشگاه دلخواهت برسی…..اینم جدی میگم ک میام تبریز! یا زنجان …اصلا هر جا ک بودی!….سر نمازام برات دعا میکنم ک قبول شی!…دل شوهرمو و مادرشوهرمو شاد کنی! خخخخخ

  3. سلااااااااام بر همگی
    دیدم خبر گرفتید اومدم
    فاطی من در شروف شورم🤣🤣
    چطوری یاسی خله؟
    آیلین بره میام باهاتون میحرفم ولی آیلین خدایی هرروز چند دقیقه بیا و برو هیچی نمیشه به جون تو
    و جونم واست بگه به این الی بگو آن شه که خبر دارم به توام بگه
    الییی آن شووووووووو
    چطوری ادمین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  4. یااااااااااااااسییییییییی کجااااااااااا بودییییییی لنتییییییییی!؟؟؟؟دلم برات خیییییییییییلللللللیییییییی تنگولیده بود!
    نمیگی ی آتوسایی هم هس اینجا چش ب راهته؟؟؟؟

    1. جدیدا اصل بدین آشنا شیم
      سایه کیه ؟
      خدیجه کیه ؟
      بقیه کین ؟
      نفس کجاااست ؟ (دلم واست تنگ شده بیشعور )
      کو پری ؟
      ریحانه کجا رفته ؟
      ایلین کجا میخوای بری ؟
      اتوسا کجایی ؟
      فاطی چیکار میکنی ؟
      اون یکی فاطی کو؟
      نیوش کجااا رفته ؟
      مادر شوهر گلم چطوره ؟
      قادر کو ؟
      هانا هست یا نه ؟
      نسترن کو ؟
      میلااد؟
      شهااب ؟
      اه
      اصلا چی به چیه اینجا ؟!؟!؟؟!
      از همه جا بی خبرم …

      1. نفس بهش گفتم میاد …
        یاسی بیا اینجا ببینم دلم واست تنگ شده بود خدایی اگه بری بی خبر میزنم پس کلت

        1. همینجام الی جاانم
          بیا خوب ببینم دل تنگیت رفع شه
          .
          .
          منم دلم خیلی خیلی واستون تنگ شده بودش ولی بیشتر از همه دلم واسه ………

        1. سایه جون از اشناییت خوشبختم عزیزم
          منم یاسی ۱۹ یاسوج
          مگه چه نسبتی با شهاب داری ؟؟
          هییییین
          دوست دخترشی
          وای نه
          خاک عالم زنشییی
          .
          ایلین بیا بگو چی میبینم من
          هییییییییییییییین

      2. بههههههههههههههههه سلاااااااااااااام عروس گلم احوال شریف. خوبی گلم؟ دلم برات ی ذره شده بود

      3. سلام یاسی جون من ۱۹سالمه البته ابان ۲۰سالم میشه
        از بوشهر ساکن بندر دیر
        از اشنایی بات خوشبختم دخی لر بقول ایلینی

  5. یاسی بیا اینجا ببینمت گوگولی من . دلم واست خیلی تنگ شده بود .
    پیام دادی تلگرام خیلی نگران نشدم دختر . دلیلش اونه که چند وقته نبودی !؟

    1. اره بابا همونه
      از شانس خوبم بابام گوشیمو گرفت ، بخاطر همین نبودم
      این داداش بیشعوورم هم لپ تاپ رو بهم نمیداد الانم کارتمو گرفته لپ تاپ بهم قرض داده ..

        1. آیلین بچه از صد تا بزگرت بدتره حراقل بزرگتره این کارو رو خودس کرده یه خورده منطق داره ولی کوچیکه لجبازززززز

  6. بروبچ یه چیزی میخام بگم تازه کشفش کردم
    یه جایگزین واسه تنبلی پیداکردم……..ازهم گسستگی سلولهای تحتانی
    حال کنینانخبه شاعرگیتارم که درشروفشم هنراشپزی وراانندگی انواع دسروبزارکنار
    اخخخخخخخ حیفم بخداتازه پزشک شمم که نورعلی نور
    سایه نظرت چیست منو میخای یاماهانوزودتندسریع بگو؟؟؟؟؟؟

    1. ایلینی شمارمو میزارم خوشحال میشم تو تل باهم در ارتباط باشیم موقع کنکور هم هر وقت ذلت گرفت یا خسته شدی میتونی رو من حساب کنی عزیزم چون تو این دوسالی که میخوندم تازه من از خانوادمم دور بودم مستقل زندگی میکردم درس میخوندم همه جور حسی از فریاد درونی خستگی کلافگی رو تجربه کردم خلاصه هروقت خواستی من هستم دخی ترک گوزلم

        1. پ نه پ باباشه
          دختردارم به عقل نداشتت شک میکنم خب انیشتن پ میخواسی عکس عمه محترمه
          منو بزاره خوخودشهه

        2. عزیزمی تو النازی کردا هم خیلییی خوبن اتفاقا ما امسال قراربود بریم کرمانشاه که کرونای کصافط اومد ما یکی از دکترای اینجا کرده انقدررر خوبن ایندفعه خانومش بمن غول دوغ معروف کرمانشاهو داده همیشه گردو و روغن میارن واسمون درکل خیلی بامعرفت خوبن
          اره عزیزم عکس خودمه ۱۹ سالمه ۳ماه دیگه ۲۰سالم میشه
          خوشگلی از خودته عزیزم

        1. فدات آیلینی
          نگران سایتم نباش نهایتا خیلی خلوت شه خودمون با خودمون حرف میزنیم . چایی هم که گفتی واس قادر میبرم 😅
          راستی آیلین تلم دلیت میزنی؟

            1. وای راستیبییی تلگرامم قاتی کرده از دیشب کلا گوشی بهم ریخته 😐
              اونایی که تو تل دارنم شماره هاشون همه افتاده بچه ها یه چک کنید پلیز …نمیدونم چرا اینجوری شده تا میخوام پیام بدم میپره بیرون از برنامه به زور جواب نفس رو نوشتم . چش شده نمیدونم

        2. باعث افتخارمه کمکت کنم ایلینی

          من باز با لپ تاپ اومدم گوشیم سخت سایتو بالا میورد استیکر ندارم
          بوس
          قلب
          ماچ روی لپ های شبیه به هانده باربی خوشگل

    1. فداتتت من والا خوبم میام سایت پایاما رو میخونم افسرده میشم همه در حل خدافظی!😐😂
      اتوسا تو دیگه حرف نزن 😐
      هر کدوم یه میرم میرم افتاده دهنتون یعنی چی .

  7. خدیجه جانم سلااام
    چطوری؟؟؟
    ببخشید عزیز یادم رف…..چطور دادی کنکورتو؟؟؟؟
    بوشهر؟ً!؟ …
    چ بوشهریا زیاد شدن…واجب شد برم چندتا شیرازی و همشریامو بیارم!
    مرررسی عزیزم انشالله همچنین!

    1. سلام عزیزم خوبممم تو خوبی؟🥰
      کنکور خوب بود عمومیا ادبیاتش سخت بود اختصاصیا شیمی و فیزیک
      عزیزمم پرچم کل ایران بالاس😎

  8. خخخخ فااااطی
    نیما بیچاره روزی ۱۴ ۱۵ ساعت میخوند گفتم ی سراغی بگیرم ببینم زندس یا ن؟!؟!؟
    اهاااااااااای کوجااااااااایی نیماااااااااااااااااااا
    میگم فاطی چ کردی؟؟؟

    1. پ برونیما خاهرت شه
      نیماجونش بیااتوسافاطمه واسه چیشه نیما بدردش میخوره دلسوزی میکنه
      اقادکترش بیا
      ایییشششششش

      1. وااااای لعنتیا چرا نیما رو یادم انداحتین باز
        اخرش شما منو دق مرگ میکنین
        .
        آهاااایییی نیمااااااااا کجاااایی توووو
        تا دیروز میگفتم کنکور داره الانو چی بگم
        .
        .
        هعیییی روزگار ، دختر مردمو وابسته میکنن بعد میرن گم و گور میشن هعییییی

    1. خخخ اتوسا میخواد در هر حالتی شده ایلینو نگه داره !
      اتوسا بزار ببینیم فعلا رفته ببینه چه بدبختی قراره سرشون بیاد .

            1. منم باورم نمیشه ! بچه های سایت همین جوری منقرض شدن به اندازه کافی تو بری یاسی هم که فعلا هست پری رفت ازاده نیست بقیه….. چه کنیم .

    2. نه آتوسا جانم میخوام همه چی رو بزارم کنار کلا چک نمیکنم،
      عشقم شماره که شرمنده ولی گوشی گرفتی آیدیمو از بچه ها بگیر

  9. ریحاااااااااااااااااااااانه اگه بری دیگه ن من ن تو!!!!!!!!!
    توروخداااا نرو…
    چرا میخای بری؟؟؟تو ک دیگه فعلا درسی نداری؟!؟!؟
    نروووووو
    رفتن آیلین ب اندازه کافی ناراحت کننده اس تو دیگه بدترش نکن!!!
    اینبار میگم جون من نرو لنتی!
    حدااقل صب کن گوشی بگیرم ایدی ای شماره ای چیزی ازت داشته باشم !

  10. در زدی گفتم جانم کیستی؟استعاره ازسایه۱)
    …………………………………………………………………………
    گفت سایه ام /فاطمه تو عاشق من نیستی؟۲)
    …………………………………………………………………………..
    گفتمش نه، اما ببینم تا به کی٬پشت این در منتظر عشق اولت که من باشم می ایستی۳)
    …………………………………ادمین شعرمودرست تاییدکن توهم توهم نشه زیرهم همینجورمرتب ممنان…………………………………………
    پنج وارونه چه معنا دارد؟تلمیح به داستان سایه وخروسش
    آتی خواهر كوچكم از من پرسید……..بیت اول
    ………………………………………………………………………………………………………………………………………………..
    پنج وارونه چه معنا دارد؟
    من به او خندیدم…………………..بیت۲
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    كمی آزرده و حیرتزده گفت:
    روی دیوار و درختان دیدم
    باز هم خندیدم….بیت۳
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    گفت دیروز خودم دیدم
    ماهان پسر وکیله
    پنج وارونه به سایه می داد…..بیت۴
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    آن قدر خنده برم داشت كه طفلك ترسید
    بغلش كردم و بوسیدم و با خود گفتم:……………….بیت۵
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    بعدها وقتی بارش بی وقفه درد
    سقف كوتاه دلت را خم كرد…..بیت۶
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    بی گمان می فهمی
    پنج وارونه چه معنا دارد؟………………بیت۷
    ……………………………………………………………………………..
    ناموسااستعدادمو دریابین
    اینم ازشعرسایه خانم امردیگه
    بچه هاببخشیدقبلیه توهمه این بهتره فک کنم

  11. در زدی گفتم جانم کیستی؟<<<<<<<<<<<>>>>>>>>>>>>تلمیح به داستان سایه وخروسش
    آتی خواهر كوچكم از من پرسید
    پنج وارونه چه معنا دارد؟
    من به او خندیدم
    كمی آزرده و حیرتزده گفت:
    روی دیوار و درختان دیدم
    باز هم خندیدم
    گفت دیروز خودم دیدم
    ماهان پسر وکیله
    پنج وارونه به سایه می داد.
    آن قدر خنده برم داشت كه طفلك ترسید
    بغلش كردم و بوسیدم و با خود گفتم:
    بعدها وقتی بارش بی وقفه درد
    سقف كوتاه دلت را خم كرد
    بی گمان می فهمی
    پنج وارونه چه معنا دارد؟
    ……………………………………………………………………………..
    ناموسااستعدادمو دریابین
    اینم ازشعرسایه خانم امردیگه

  12. خیلی وقته ور اومده سایه

    فاطمه این نره خر
    اسمش ماهان،وکیل،۲۵
    ی مشتیه که نگو
    حیف که گیر سایه افتاده

    الناز مثلث شهاب ازاری تشکیل دادی😐

    1. والا تصمیم داشتم تشکیل بدم ولی الان دلم گرفت ! دیگه اذیتت نمیکنم تو یادگار آیلینمی…
      .
      .
      زیادی احساسی شد نه؟!

    2. هههههههیییییی این سایه هم داره میره پیش خروسش
      بعدشم حتما ریحان میره خروس بازی
      بعدنسترن
      بعددلی
      بعد خدیج
      بعدپری
      بعداتی
      بعدهم بقیه
      هاناایلین وفاطمه ک خیلی وقته رفتن قاطی خروسااا
      ههههههییییییییییی
      افسوووووسسسس

      1. خودم پشت دومادمون وایمیسم
        چم و خم کار رو یادش میدم
        که چطوری با ی سایه نامی کنار بیاد
        چسب گرون شده

        1. اویییی شهاب بااخاهرم درست بحرف بعدشممم داماتونن ازکی عشق من شده خاهرت که اون نره خربشه دامادتووووووننننن هههههااااااااااااا
          شهاب جان داداش گللللممممممم یه خواسته ای ازت دارمممممم
          بگم انجوم میدی عزیزخواهرریحانه فدات شه؟؟؟؟؟؟؟

      1. اهههه ریحان تو حرف نزن خواهش میکنم😐😂
        آیلین فردا برو ببین چی میگن بعد اگه خواستی بری بیا کلی گریه زاری کنیم بعد برو 🤧🤧😂

  13. آیلین داری دور میشی از دستام👐🏻داری میری ازین سایته!!!یه کاری با دلم کردی…😂😂😂😢😢😢😂😢😂😢😂😢😂

        1. با عذر پوزش فراوان از دوستان سایت این ریحان یکم گوشمالی میخواد !
          ریحانه تو بیخود میکنی بری اگه جرئت دارز حرف از رفتن بزار آیلینم عذرش واجبه وگرنه دست خودش نمیتونست بره که بشین سر جات تامام!

  14. فاطمه بیااااا جون خودت بگو کی باید معدلو ویرایش کنیم؟؟!!زمان ویرایش کیه؟؟؟واااااای دهن ما سرویس شد جون کی بیا بگو😢😶😶😢😢😢

        1. اها زود شروع نشد ؟ مدرسه شما البته خاصه خدا لهت صبر بده
          فیزیک اومم باش اونم اضافه میکنم . در یک جمله ایلین درگیر هر چه درس سخت و طاقت فرسا قراره بشه که وقت سر خاروندن براش نمیزاره!
          چطور بود؟😅

  15. اتوسا ااگه نصف توجهی که متقبل نبودنیما شدی به نبودمن میشدی شکفته میشدم
    هی هم به رییشش نداشتشش دکترنبند

    1. خخخخ فاطی آتی رو ول کن بیا بغلم جیگیلی دلم واس غرغرهات تنگ شده بود ماشالا سریع هم شروع کردیش . (اتوسا هم از تو طرفداری کردم هم فاطمه 😅) دوتایی حمله نکنین بهم !

  16. عععههههههه ماشالله چقدادم شههههاااابببب خان بفرمامن عشق همههههههههه هسممممممم
    الی
    سایه
    ایلین
    ریحانه
    اتوسااا
    دیگه دلارامم که من عشقشم ازعشق زیادی که به من داره فرت فرت اهنگ تایپ میکننهههه
    دلللللتتت اببببب

    1. اره عزیزم تو عشق منی
      صاحاب که نه ولی یکی هست دو ساله باهمیم
      بخاطر ی سری از مشکلات فعلا در حد حرفه
      شهاب جان چسب دهنت ور اومده؟

  17. 👑جز تو کی میتونه عزیز من باشه👑
    👑کی میتونه تو قلب من جا شه👑
    👑مگه میشه مثل تو پیدا شه👑
    👑همه چیزم وای عزیزم جز من👑
    👑کی واسه دیدن تو حریصه👑
    👑اسم تو رو قلبش مینویسه👑
    👑گونه هاش از ندیدنت خیسه👑
    👑همه چیزم وای عزیزم👑
    👑تو نباشی بیقرارم👑
    👑بد میبینم بد میارم👑
    👑بی تو من حس ندارم👑
    👑سر به زیرم گوشه گیرم👑
    👑کاش بمیرم بی تو من👑
    👑همه چیزم آی عزیزم همه چیزم👑
    👑واسه ما دوتا کی بهتر از ما👑
    👑از همین امروز تا آخر دنیا👑
    👑واسه ما دوتا کی بهتر از ما👑
    👑از همین امروز تا آخر دنیا👑
    👑همه چیزم وای عزیزم همه چیزم👑
    👑آی عزیزم همه چیزم👑
    👑آی عزیزم همه چیزم آی عزیزم همه چیزم👑
    👑جز تو کی میتونه عزیز من باشه👑
    👑کی میتونه تو قلب من جاشه👑
    👑مگه میشه مثل تو پیدا شه👑
    👑همه چیزم وای عزیزم جز من👑
    👑کی واسه دیدن تو حریصه👑
    👑اسم تو رو قلبش مینویسه👑
    👑گونه هاش از ندیدنت خیسه👑
    👑همه چیزم وای عزیزم👑
    👑تو نباشی بیقرارم بد میبینم بد میارم👑
    👑بی تو من حس ندارم👑
    👑سر به زیرم گوشه گیرم👑
    👑کاش بمیرم بی تو من👑
    👑همه چیزم آی عزیزم همه چیزم👑

    1. آیلینی همش ده ماه دیگه مونده!
      انشاالله ب امید خدا میری میترکونی!
      میای همین جا خبر خانوم دکتر شدنت رو میدی!
      واسه شیرینی هم که همگی با هم میایم تبریز😍😍😍
      تا یک هفته بزن و بکوووب!

    2. آتی جون من هویجم ۱۹ساله از بوشهر اول از همه یه خسته نباشید میگم بت امیدوارم تمام اسلیپ های از دستت رفتتو جبران کنی😅😄نتیجه هم انشالله بهترین باشه برات🤗🙏🏻🥰

    3. خاکککککککک
      اتی اگه نصف توجهی که به نبودنیمامتقبل شدی درنبودشوبه من متقبل میشدی میشکفتم
      ههههههیییییییییی

  18. بچه ها یه سوال خوشحال میشم نظرتونو بگید:
    .
    .
    .
    .
    .
    به نظرتون اولین حسی که بچه از خودش نشون میده چیه؟؟!۱.ترحم ۲.خشم ۳.حسادت
    باتشکر جواب بدید…

          1. نوزاد که وقتی بدنیا میاد اولش میترسه بعد حس ترحم اولین حسه نوزاد بعدش طی موقعیتهایی اول حسادت بعدش بهم توجه نشد خشم رو شروع میکنه

      1. بچه به کی قسم بخورم ترس تو گزینه ها نیس!!!🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️توروخدا اینجوری نباشید ترس نیس اصن تو گزینه ها😂😂😂😂

          1. آیلین خدا لعنتت کنه!!من شوهرم کجا بود که بچهدداشته باشم هاا؟!😂😂😂😂سوال کنکور بود بیفانوس!😶😂

  19. اول ی تشکر بکنم از همه دوستانی ک برام دعا کردن…از همگیتون ممنونم!⁦❤️⁩
    .
    سایه جون اسمتو خیلی دوس دارم!😍
    .
    دلارااااااا کجاااااییی؟؟؟؟؟؟
    نگرانتم زیر بار فشار سوالات له شده باشی!
    بیا ی خبر از خودت بده!
    .
    ریحانه
    یاسی
    نیما
    ایدا
    ارام
    رزیتا
    فاطمه
    چ کردین شما؟؟؟

  20. سلاااااااامممم!
    من اومدممممممممم!
    میدونم
    میدونم
    خیلی دلتون برام تنگ شده بود … از دلتنگی سر ب کوهو بیابون گذاشتین دیگه بیشتر از این راضی ب اذیتتون نبودم اومدم😀😀
    خب خب
    چطورین؟؟؟؟
    خوبین؟؟
    خوشین؟؟؟
    احوالاتتون چطوره؟؟؟؟
    چ میکنید؟؟؟؟
    میبینم ک سه تا عضو جدید داریم!
    خوش آمدین دوستان!⁦❤️⁩

      1. عشق اول و اخر خودم!😉خوبی؟
        هههعععی آیلین!
        داغون شدم!
        همه بچه ها از حوزه ک میومدن بیرون میزدن زیر گریه من نیشم تا بنا گوش بااااااز و از ازادیم لذذذت میبردم😂
        خعلییی حس خوبیه! حس رهایی!
        من تلاشمو کردم نتیجه رو واگذار کردم ب خدا!بینم اون چی میخاد!
        ولی لامصبا ب شدت سخت داده بودن!
        سگگگگگ تو رووووحشووون!

      1. سلااام روز سلام کُنُم!😘
        مرسی عزیزم خوبممک از این بهتر نمیشم!
        تو چطوری؟؟؟
        خوب دادی؟؟؟
        به سختی!
        ینی نصف تایم ازمون داشتم خودمو قانع میکردم ک گذیه نکنم!
        تف تو ذات خراااب طراحا!
        اخه این چ سوالایی بود!
        قربون دس قلم چی!
        ادبیاتو دیدی ناکسا چطو داده بودن؟؟؟؟؟

        1. منم واقعا ازین بهتر نمیشم.به قول شاعر ازاد شدم خوشحالم ننه ایشالا آزادی قسمت همه😂😂😂منم خدا رو شکر خوب بود بچه های ما میزدن زیر گریه منم عین این چیا بگم نیشم باز!!!واااای هاااااا لامصب ادبیات خییییییلیییییی بد داده بود برا ما که تخصصیم بود عمومی سختر بود خیلی وحشیانه سوال داده بود عقده ای!😂😂😂😂😂🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️

    1. عزیزمی تو اره همه جا ناخالصی هست گوزل من😍یه پسره ترک هم توکلاسمون بود ازاین مثبتا بود من به خواهرم میگفتم دلین من فکرمیکردم معنی تو دلی من میشه بعد بهم گفت این کلمه رو به هرترکی بگی یکی ازش میخوری نگفت معنیش چیه گفت دلیهین مینویسن دلین میگن😕😯

  21. اقایعنی چی همه عخش دارن منوسایه روبه زوج های سایت بیافراییدددد
    سسسسسااااییییههههه عششششششششقققققممممممممم کککککوووووووجججججججاااااااایییییییییییییی؟؟؟؟؟
    بیامیخام واست ژله بستنی وکیم درست کنممممممم بیاعخششششششممممممممم

    1. عشقت هیجانیه دو روز میاد یه ماه میره
      کلا ادم پایبندی نیست
      بگرد دنبال ی سوژه دیگر،سایه صاحاب داره

        1. اوس پسره بد…….نه من عشخموبه کسی نمودم
          ساااااااییییییهههههه اینننن چیییی میییییییگگگگهههه
          من اصلا بایدبیام توروبیارم پیش خودم
          والا

      1. اوس پسره بد…….نه من عشخموبه کسی نمودم
        ساااااااییییییهههههه اینننن چیییی میییییییگگگگهههه
        من اصلا بایدبیام توروبیارم پیش خودم
        والا

  22. ههههههههاااااااااانننننننننااااااااا
    مگه من شاعرنبودددددمممم خوبه خودت شاهدبودی چه شعری واسه علیساساختم کف کردبااینکه نویسندس
    کلننن من دارررررم حیف میشممممم بجون شهااااببب راست میگم مگه نه سایه؟؟؟؟؟؟
    سایه تواونموقع نبودی علیسابعدچن هفته اومدسایت البته قبلش بهم گفت که درموردش شعربسرایمم
    خلاصه بگم برات شعرقشنگ عشقت نفست (که بنده باشم)به شکل زیربود
    علیسای گمگشته بازایدبه سایت عم مخور ……………سایت داداش قادرشودروزی گلستان غم مخور
    تلمیح داره به سایت داداش قادرکه حضورداریم ونبودن علیسااااااا
    بخداااامن حیفمممم

    1. عه فاطمه حسود بازی در نیار دیگه حالا هانا یبار به من گف شاعر
      بعدشم در نبود تو، منم یبار واس عیلسا شعر گفتم به این صورت که:
      اگر دیدی علیسا بر درختی تکیه کرده
      بدان زرشک دیده و سکته کرده
      اگر دیدی ک چشمش را نبسته
      بدان کو خیالش آسوده گشته
      همین بود؟؟؟ یادم نی ولی یچیزی تو همین مایه ها بود

  23. ببخشیددیربهتوون جواب دادم سلام اجی هانا هیچ خووب بودممنون بخوبیت خوبم خودت خوبی شوی محترمت خوبه خاله نشدم ایاهنوز؟؟؟؟ سلام ریحانه خوب بودتوچه کردی؟؟؟؟؟ سلام الی جونم فداتممم خوب بودعین خل وضع هامیخندیدم وای الی رو۲سوال زیست موندم هرچی فک کردم یادم نیومدبجاش تادلت بخاداهنگ اومدتوذهنم سلام عشقتم خوفی ایلین اسون بودزیست وشیمی اب خوردن بودکلا سطحش خوب بود سلام داداش خلممممم چچچچچچطووووورررری شهاااببببب اره دادم رراحت شدم انگاریه بارازدوشم برداشتن سوالاش خنده داربوداصلا فدات فاطی جونمم هیچی خوب بوداگه خدابخاهدپیرادرمیامممم اونم پیشش برادرشهاب ایلینم میبرم ریحان من کسیوندالم بهم بگه عخشم عخشم گوناه دالم بذال عخش ایلین شم فدات دلی جون خوبم مرسی

    1. فاطی برا منم خوب بود اما سوالامون خیلی سخت بود!!!واااای منم همش تر تر میخندیدم اخه دوتا دوستای صمیمیم سمت چپ و راستم بودن وای آتیش سوزوندیم فقط😂😂😂😂😂😂

  24. الناز خانوم شما مسیر ذهنتو
    منحرف کن هرجایی که مقصدش ایلین نباشه.
    نه ریحانه مرجان خانوم ناراحت نمی شه

      1. من خر کیف من ذوق اسبی😍😍😂
        ریحان فاطمه قربونت بره عزیزم دیگه نری ها اگه بری اون یکی فاطمه دق میکنه 😜😂 حال کن چگونه از هر دو فاطمه استفاده کردم

          1. ریحانه تو هم فهمیدی 😂 چقدر تو باهوشی اخه . راستش فاطی جون تو زیاد حال نمیده به نظرم آیلین میتونه بیشتر باهاش خوش بگذره ولی میترسم از جونش استفاده کنم کلا از سایت محوم کنه🤣😂

            1. سه نقطههههههه
              نقطه چییییییین
              بوووووووووق
              جاخاااااالی
              اوکوز
              دونقوز
              بیزو
              عشک
              توسباغا
              آیلین خوش گلدی ینی چی؟ اگه فوش اینم حساب کنین

  25. سلام
    عزیزم خسته نباشی
    خسته نشدی ک؟
    هانا جبران میکنم
    تو هم خیلی خسته شدی
    .
    ایلین کباب با دوغ نوش جان کردی؟
    شهاب خوشمان امد
    بچه خوبی هستی
    هم تو سفر هم الان
    ولی بد کولی دادی
    نره غول چقد بد اخلاقی کردی
    ی کولی بود دیگه😂😂

  26. آیلین و فاطی نگران من نباشید من خوبم عشقهای من!!!😂😂😂😂😍😍😍😍به عبارت دیگه من زنده ام!!😂😂😂✋🏻✋🏻✋🏻

      1. اره میدونم تو اصصصصلاااا نگران من نیسی!!یه درصد اگه نگران من باشی من میدونم خیالت راحت😂😂😂😂

      1. ادمین!
        من می‌دانم!
        تو دیگر زنده از پشت لپتاب بلند نخواهی شد!
        تو دیگر هیچوقت آن ادمین سابق نخواهی شد!
        آیلین قادرو نخور لازمش داریم

  27. فَقُلتَ لَه که: پیشت و پیشت فَقالَی :میو میو…….اینم ادامه زیباش آیلینم دوس ندارم تو کف بمونی دوسدارم بری تو آب!!😂😂😂😂

        1. از دست تو😂
          من از دیروز انقدر زنگ زدن بهم از دوستای مامانم گرفته تا فامیلا یعنی من تا پامو گذاشتم تو ماشین گوشی مامانم زنگ خورد اول خان عموم بعد عمم بعد خاله بعد عمه بعد خاله رفتیم دنبال دخترعموهان زن عموم باهامون بودتا اونارو رسوندیمو برگشتیم من۱۰تا تلفن جواب دادم گفتم خوب بود تا اومدم یکم کامنت بخونم همش مهمون داشتیم اخه اومدیم خونه مادربزرگ مادری یه هفته ایی اینجاییم بعد میریم خونه خودمون من این یکسال حبس خونگی بودم از مامانمینا جدا زندگی میکردم تنهایی طبقه دوم خونه داییم بودم آخرین با۶ماه پیش با خانواده دیدار کرده بودم دیگه خیلی دورم شلوغه فعلا خواهرم که چسبیده بهم ولم نمیکنه حس خوبیه پیش خانواده بودن😍😍

            1. کجاشو دیدی عزیزمم روز کنکور از ساعت ۹تا۱۲ سفره انداخته بودن واسه ما مامانم واسه من یاسین و زیارت عاشورا ختم کرده به نیت چله خان عموم و زن عموهامم برای بچه هاشون دعا خوندن اخه من از اون ادمای فوول استرسیم و زود غش میکنم همه صدتا صدتا صلوات نذر کردن که من غش نکنم و استرس نگیرم ک خداروشکر همینم شد

  28. پس ۱۷ طبقه میاین بالا!….
    شهاب تو رو میلاد کول کنه پس آیلین چی؟؟
    تو آیلین کول کن با هم بیاین بالا…
    میلاد فک نکنم بیاد پایین…
    آخه هر چی فاطی صداش میزنه پای تلویزیون جم نمیخوره…
    از بس صداش زد تا فاطمه خودشم خسته شد رفت پیشش نشست!!! 😑😑
    حداقل تو دسرا کمکم بود که به لطف میلاد حنجرش پاره شد از بس صداش زد… میلاد گفت خانمم خودتو خسته نکن بیا بشین تا شهاب و آیلین بیان…
    خلاصه هر دو پای تلویزیونن منم دارم …
    کبابا رو میزنم به سیخ 😋😋

            1. خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خوشحالم که دوباره اومدی ریحان سایت بدون تو اصلا صفا نداره

              1. وای مرسی عزیزم!!!چقد درک میکنی تو دوری منو!!دوست دارم نویسنده با احساسم کیمیای خودمی!!😍😍😍😍😍

      1. نوش جونتون…
        دوغا هم گوارای وجودتون!…
        فاطی من که کاری نکردم!!…
        فقط..
        کمر درد گرفتم از بس بلند شدم نشستم…!
        ی ناخونم چاقو برید…!
        دو تا از ناخونامم شکست!
        پاهام درد گرفت!…
        خلاصه مث امشب تو عمرم بدنم کوفته نشده بود!!…
        شهاب خوبه سیر شدی…
        آیلینی که من میدیم دو لوپی میخورد فک میکردم حالا حالا سیر نمیشه…!
        وااای که این دختر چقدر دوغ میخوره..!!!

        1. هانا بیشتر انگار رفتی جنگ تا مهمونی!!😂😂😂😂چقد مجروح شدی به خاطر شکم لوسیِ اینا کارد بخوره به شکمشون که انقد اذیت شدی!!😂😂😂😂😍😍

  29. آیلین ببین ترکی یاد گرفتم الان میخوام یه چیزی بهت بگم:سِن سین مُحتَشَم!😌😌😌😌حالا نمیدونم درست دراومد یا نه!😂😂😂

        1. وووووویی…
          ذوق اسبی کردم من🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎🐎

          نکن با دل صاب مرده من این کارارو ری!!!

      1. ن شهااااب
        میلادم کمرش درد میگیره میگیره
        خدماتی اومدن آسانسور درست شد نترسین
        آیلین واسه خودتو شهاب بیشتر بکش عه چرا کم خوراک شدی
        میلادم دوغ بزار جلو شهاب

                    1. آیلین فیلم تایتانیک
                      شاعر میفرماید:
                      سس ماستو داداش زود برسان
                      چیپس خریدم با دلستر
                      فیلم گرفتم خیلی خفن
                      تا نگاش کنیم با هم امشب

        1. من که سیر شدم
          دست همه دستنکاران درد نکنه
          شما خانوما ظرفا رو جمع کنید
          ی چایی خوش رنگ و بو هم بریزید
          منو و میلاد حرفای مردون داریم
          شما هم بحث کنید کی طلاق گرفت کی ازدواج کرد

              1. اهایییی ریحان رو میگم واس اصل کاری دبگه زیر نظر دارم شهاب . بعدم تو اگه مثلا میخوای با این کارا من دبگه فکر نکنم رو آیلین سخت در اشتباهی😏😏

                    1. بیا بیا 🏃🏼‍♀️🏃🏼‍♀️🏃🏼‍♀️🏃🏼‍♀️🏃🏼‍♀️🏃🏼‍♀️🏃🏼‍♀️🤗🤗🤗🤗🤗🤗🤗🤗

          1. منم پیاز شدم
            خواهش میکنم نوش جونت گوشت بشه به تنت
            میلادم خودش میاد چایی میبره
            شهاااب این میوه هارم دستت درد نکنه تو ببر دیگه

        2. فداتشم که مهربونترین دخی ترک😘😍
          خوبی از خودته که تعریفاتم لایقته
          راستش من یه دخترترک تو تهران که کلاسای کنکور میرفتم پارسال دیدم بعد من عاشق ترکام ولی خیلییی دختره خودشو میگرفت گفتم میشه چنتا چیز ترکی یادم بدی گفت یه کانال دارم تو تل آموزش زبان میدم میتونی پول بدی بهره ببری😑😑ولییی تو خیلیییی خوبی من عاشقت شدم اصن😍

  30. آیلین معلومه که تو چااااااااااآاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااق نیسی!!!😊😌

      1. واااااااییییی خخخخخخخخخخخخ😂😂😂😂😂قلقلی پوتا خیلی خوب بود!آیلین ده بار گفتم داداشت حسودی میکنه به کمالات و جمالاتت•°○●😂😂😊🙃🙂

      2. ایلینی از حسادتشه چشم نداره توی مانکن هیکلو ببینه فک میکنه همه باس باربی باشن ولی سخت در اشتباهه که اصن بخواد توی شیرینه بسیار دوستداشتنی رو با باربی مقایسه کرد🤩اصن تو تکی قابل مقایسه با هیچ چیزی نیستی تو تکییی ایلینی🥰😍
        یونیک تامام
        دخی ترک دوستداشتنی🤗

        1. خجان!
          نمیگی عاشقت میشم؟!
          انقد تعریف یه جا الان سنگ کوب میکنم من!
          من اصلا باربی بودم بعد دستو پا دراوردم!
          ولی امیر نمیبینه!
          .
          .
          مررررررررررررسی عشقم!

  31. خجان!
    یا ابولفضل!
    ۲۵ به ۱۳!
    مگه جنگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اون پسر خالت دقیقا عین منه!
    لامصب هر چقد میخورم سیر نمیشم،
    داداشم میگه خرج تو ور فقط بابا میتونه بده،
    به هر کی بدیمت پست میاره!
    .
    .
    البته داداشم از وجود شهاب بی خبره!
    بهش بگم خوشحال میشه!
    .
    .
    عباس به توان ده!
    خدیجه به توان صد!

    1. اره بخدا😂تازه اقاجونم که شهیدشد عمو کوچیکم دو سالش بوده وگرنه تا بیست بچه میرسوندن ۵تا عمه و۱۲تا عمو کلان ۱۷تا بچه دوتا زن داره خونه هامونم بهم نزدیکه تازه عموهای ناتنیم از تنیم بهترن🤣نگم برات ازپسرعموهام چنتاشون ازدواج کردن یه۱۰تا مجرد داریم ۵تاشون بچن هنوز کلن پسرای فامیل ما همه از۱۹۰به بالا قدشونه یه مشت دراز بی خاصیت که ماماناشون قربون قدوبالاشون میرن یکی از پسرعموهام۲مترو۵سانته پسرعموهای همسن و سال خودم از۱۹۳شروع میشه تا۱۹۸ما دخترا دربرابرشون خیلی کوتاهیم🙁😕

        1. بلندترین پسر فامیلمون ۲/۵متره هرشب پارتی هاش به راهه لکسوس داره ازاین کله خرابا هست که دوبار پیست ماشین چپ کرده ولی هنوزم آدم نشده دست فرمونش افتضاح ماشین زیرپاش پرواز میکنه و همچنین ازاوناییکه معتقده تا دوس دخترای رنگیش هستن ازدواج معنایی نداره یه خونه توشیراز داره پارتی میگیره ینی یه لایوهایی میزاره که من خجالت میکشم یه دوس دخترداره اسمش ایسانه از این دختر عشوه خرکیا 🤢تولایو میگفت ایسان جونی میخوام برم بازار چی بخرم برات خوشگلم دختره با عشوه گفت نیما جونم واسم نیم تنه اسپورت بگیر واست دلبری کنم 😐😶
          بعدم رو خواهرش وحشتناک غیرتیه ۳بارتاحالا گوشی خواهرشو زده تو دیوار تازه پررو میشینه به ما میگه حجاباتونو رعایت کنین شوهر خوب گیرتون بیاد😑گفتم والا شوهری که مثل تو باشه میخوام صدسال سیاه گیرم نیاد..

            1. عزیزم این نیماعه لجنه لیاقت ی تار موی گندیده تورو هم نداره بخدا آبرو واسه من نذاشته یکی از دوستام از بوشهراومده بود دختر خیلی خوشگلیه بامن قرار داشت بدازکافه گفت پیاده روی میخوام بکنم چیزایی که خوردم هضم شه تو راه پسرعموم مزاحمش شده بود اخه ازاین درازای سیکس پکی مثه غوله تو کوچه تاریک اونم کلییی ترسیده بود برگشته پررو یه کارت که شمارش چاپ زده روش دیگه تو خودت سه شو بگیر ببین من کلی خجالت کشیدم وقتی بهم گفت چنتا از دوستامم همینطور مزاحمشون شده بود ینی انقدر وقیحه که ۱۳بدر پارسال از شیراز رسید یه رکابی تنش بود که مثلن عجله هاشو نشون بده گردنشش کبووود بودا که ما دخترا خجالت میکشیدیم نگاش کنیم خواهرش گفت داداشی سگ وحشی کارت گرفته؟گفتش اره سگای خیلی هاتی بودن اصن من میخواستم آب شم ازاین پررویش😑😑🙈

                1. ببین ینی روزی نیست سوژه نداشته باشیم یه رمان تمام نشدنی هستن تازه زندگی هرکدومشون یه رمانه😂🤣
                  ببخشیدکه من انقدرزیاد تومارمینویسم 🙈😬من عادت به تومار نویسی دارم😁😅

    1. من اصالتا عربم ولی نه لهجه دارم نه بلدم حرف بزنم عموهای بابام اونجان پدربزرگ پدریم تو مکه شهیدشدوقتی بابام ۱۸سالش بوده من شنیدم قدیما جدبزرگمون که من فقط نقاشیشو دیدم میاد اینجا و کار تجارتو راه میندازن ب دلایلی توی توفان کشتیشون غرق میشه چند نفرشون نجات پیدا میکنن ولی جدبزرگمون مریض میشه و همینجا میمیره و بدین صورت نصفیمون اینجاییم بقیه اونور ولی ما نمیتونیم بریم اونا میتونن یکی از خاله های مامانم اونجاس و بقیه عموهای بابام هم اونورن خلاصه ما ازاون طایفه های خیلی بزرگیم به اندازه پولای ایلین😂
      این شجره نامه ادامه دارد..

        1. ببخشید هواسم نبودم پولای تو واحدشمارش نداره😂😂

          اره مامان بابام۱۰سال اختلاف سن دارن وقتی وقتی مامانم ۱۶سالش بوده بابام ۲۶سالش بوده تبریز مهندسی برق میخونده خلاصه عشقشو ابراز میکنه همه خانواده پدریم مخالف بودن اونم از تبریز برمیگرده چون باداییام صمیمی بودن همش خونه بی بی جونم پلاس بوده مامانم گفت با تلفن زنگ میزد پیس پیس میکردیم یبار خالم مچشوگرفته بود اخه نامه های فدایت شوم برای هم مینوشتن مامانم دست به قلمش عالیه تمام نامه هاشونو خوندم و از عشقشون هم خندیدم بعضی کاراشون هم اشک بعداز۴سال وقتی مامانم ۲۰ساله شد بابام گفت برای همیشه میره اونور همه دستپاچه شدن مامانمو دادن بهش ۱۳سال کنارهم عاشقونه زندگی کردن ببین یعنی تمام کارای خونه بابام به مامانمم کمکم می‌کرد گفت وقتی تو بدنیا اومدی شبا همش بابات ازت نگهداری کرد که من راحت بخوابم سردرد نگیرم ما قبلنا اصفهان زندگی میکردیم بعد بعنوان جاسوس خارجی اسممونو داده بودن داییم اصفهان پزشکی میخوند ۶ماه حبسش کردن که هیچکس خبرنداشت بابامم از ترس منو مامانم رفت تهران گویا تو‌شهرمون دنبالمون بودن خلاصه بعداز۶ماه سخت داییم اومد بیرون الکی یکی که با داییم مشکل داشت اینکارو کرده بود داییم بعدش اومدتهران درس خوندالان۲۱ساله پزشکه من تا۶سالگیم تهران بودم بعد برگشتیم شهرخودمون اونم به اصرار مادربزرگ پدریم گفته بود به بابام اگه نیای شیرم حرومت برگشت ما همانا وشروع بدبختی و مریضی خواهرم واکسن ۶ماهگیشو اشتباهی زدن و بعدش رفت توکما مدام تشنج میکرد روزی۵۷بار تشنج دستگاه اکسیژن مدام روش وصل بود بابام و مامانم منو ول کردن اینجا چون کلاس اول بودم رفتن هند خواهر کوچیکم هند بدنیا اومد کلی درگیری تا شناسنامه گرفتن بابام ویزا ده ساله گرفته بود که همونجا بمونیم واسه زندگی بازم مادربزرگم نزاشت خلاصه روزایی سختی گذروندیم عمه هام خیلی اذیتم میکردن میگفتن دیگه بابا مامانت برنمیگردن تورو ول کردن منم میزدم زیر گریه نگم برات از روزی که برگشتن انقدر خوشحال بودم که بابامم گریه کرد همیشه یادمه اون روز بعد که برگشنیم همه اومدن خونمون به عمم گفتم دیدی بابام اومد دیدی بابام چقدر دوستم داره نگم براتون که بابام وقتی فهمید چقدر دعوا کردالبته من پیش خاله هام بودن هرازگاهی عموهام میبردنم پیش خودشون اذیت روحی روانیم می‌کرد یه صندوق جوهرات آورد برام و یه. چمدون نیم تنه دامن هندی دامن ساری شلوارک مامانم گفت هرجا میرفتیم گفت اول خدیجه بعد بقیه

              1. ایلین زندگی ما اینقدر لحضات سخت داشته که مامانم میگه همیشه امتحان خداست مامانم فوق العاده صبوره بااینکه عمه هام کلی اذیتش میکردن با خنده میگذشت خلاصه داستانا زیادن خود من تا پای مرگ رفتم برگشتم روزهای سخت زیاد داشتیم ولی به همینم که هست شکرگذاریم🙏🏻😊
                داداش ادمین خسته نباشید خدمت شما عرض میکنم🌹

            1. غم ها پایدار نیستن همونطور که شادی همیشگی نیست زندگی با همین چیزا میچرخه آب دریا اگه ثابت بود گندیده می‌شد ولی جزرومد باعث ثباتش میشه که همون جریان غم و شادی ماست که زمان همرو میگذرونه وقتی بابام فوت شد فکرکردم زندگی منم تموم شده ولی زمان همه چیو حل کرد داییام خیلی کمکم کردن همچنین خاله هام من خودمو تو قبر انداختم گفتم منم خاک کنید داییم بغلم کرد بعداز هفته بابام که کلا زیر سرم بودم منو برد تهران دخترخاله مامانم از بحرین اومد تهران۴۰روز تهران بودم تحت درمان بودم بعدازاینکه برگشتم ابجیامو جمع کردم و در خونمونم بستیم رفتیم پیش مادربزرگ مادریم ۳سال گذشت تا تونستیم خوب بشیم هممون بخاطرابجیام کل دکوراسیون خونه رو عوض کردیم و مامانم رفت توکار شیرینی پزی و دکورکیک پیشرفته تهران میرفت کلاس چون ابجیم زیرنظر دکتر مغزواعصاب تهران دوماهی یبار میرفت تهران زن داییم گفت برو کلاس فوندانت اخه مامانم همیشه آشپزی و کیک پزی می‌کرد ولی ن حرفه اییه الان دیگه استادیه ماشالا مدرکای شیرینی پزی و نان گرفته یه کارگاه نقلی تو خونه خودمون داره هم کلاس میزاره هم سفارش میگیره منم طراحی و بوم کار میکردم خواهرم کوچیکمم فرستادیم موسیقی ابجی وسطیم که مریضه نمیتونه حرف بزنه و راه بره خاله هام مثه پروانه دورش میگردن همیشه شعرکودکانه گوش میگیره و کارتون میبینه و بازی فکری انجام میده با کمک من یا خاله هام

          1. اشکال نداره همش نشسی پشت لپتاب
            یکم فعالیت کن
            نمیبینی چقد منو میلادم رو فرمیم مال اینه
            😌😌
            آیلین نخور منو تو چاق نیسی فقط میگم فعالیت داشته باش همین

              1. ۱۷طبقه است خواهر من
                پله داره
                اگه مثل کوه شیب دار بود ی کاریش می کردم
                اما پله است پدر صاب بچه در میاد

                1. خو بهترین گزینه اینه اصن نیاین …
                  وقتی سخته ۱۷ طبقه نمیاین بالا…
                  حالا همش ی شبااا…!
                  این همه خودمو فاطی غذا درست کردیم…
                  میلاد دوغم گرفته…!
                  خودمو فاطی میخواستیم کبابم کنیم برا آیلینی…
                  اینجور معلومه ۱۷طبقه نمیاین بالا!…

          2. وای😅
            ایلینی من یه پسرخاله دارم وقتی از سفره پامیشه چاردوستوپا از سفره فاصله میگیره میگه میره تو اتاقش میگه اگه پاشم باز گشنم میشه😅😂😁
            اسم‌هایی که آخرشون ه داره هم مخفف میکنه بمن میگه خجی البته کمترکسی اسممو کامل میگه توخونه خدوج صدام میزنن
            یکی دیگه از پسرخاله هام بم میگه خجان مخفف خدیجه جانه😁پسرعموهامم بم میگن خدیجه۳اخه تو فامیل سه تا خدیجه داریم ۴تا عباس موندم فازشون چی بوده تازه مادره مادربزرگم اسمش خدیجه بوده بعد اسم دخترخودش که مادربزرگ من میشه رو گذاشته خدیجه بعد عمو بزرگم اسم دخترش خدیجس دختردایی مامانم خدیجه راستی دوتا مادربزرگام باهم خواهرن یعنی اکثرا همه ازدواج فامیلی ۲۵تا پسرعمو دارم ۱۳تا دخترعمو😬😂

          1. میلادم کمرش درد میگیره
            خدماتی اومدن آسانسور درست شد نترسین
            آیلین واسه خودتو شهاب بیشتر بکش عه چرا کم خوراک شدی
            میلادم دوغ بزار جلد شهاب

  32. 😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝

      1. بیخیالش شین…
        شهاب گفته بودی الناز همه این اتیشا از گور تو بلند میشه منظورم این بود که اتیشی که میگی زیاد عمقی نداشت ولی ببین در عرض چند دقیقه با یه مسئله چیکار کردم ! گفتم حواست باشه دخی کرد برخورد کردی سر به سرش نزاری .
        .
        .
        حالا این بحثا رو تامام دبگه حالش رو ندارم هی پیر شدم…

    1. الییی دیگه نشنومااا😂برو یکی دیگه رو پیدا کن
      زندگی دختر منو بهم نزن😂آییی مردممم به دادم برسین🤣🤣🤣🤣

  33. راسییییی خدیجه تو چیکار کردی کنکور تو
    میگم مگه تو دیر تو سوپر مارکت از این چیزا میفروشن؟؟؟؟ چرا من ندیدم؟؟؟؟ 😐😐😐📿📿📿📿

    1. کنکور خوب بود شیمی و فیزیکش سخت بوددرکل امیدوارم هرچی خیره پیش بیاد😊😌
      اره فاطی تو مطاف طبقه پایینش که سوپریه البته این جریان واسه دوسال پیشه الان سوپریشو موقتاً بستن بخاطر کرونا

    1. شام رو گه میایم مگه میشه روی میلاد رو زمین انداخت
      ایلین خودت بشین پشت رل. با هر کدوم خواستی میریم

      الناز همه این اتیشا از تو بلند میشه

      1. شهاب خدایی برو یکم راجب کردا تحقیق کن دختراشون وقتی چیزی رو میخوان به دست میازن و امان از اون روزی که بخوان شر یا اتیش درست کنن یعنی امکان نداره نتونن نگاه الان سایت😂😍

      2. شهاب مگه جرئت سرته که نیاین
        من با این وضعیت ی عالمه غدا و دسر و سالاد و پیش غذا و پس غذا درست کردم
        ولی شهاب مدیونی فک کنی که روی میلاد رو زمین بندازی ناراحت میشم اصن

      1. نه نفس جان!
        من ذاتن پولدارم!
        کلا پولدارم!
        بعدم من بخاطر پول با شهابم ازدواج نکردم، که بخاطر پولش نرم با مجید!
        بعدم مگه پراید چشه؟ البته من نیسان ابی رو ترجیح میدم!
        بعدم من شهابمو خیلی دوست دارم
        شهابم لارجه
        شهابم مشکلی با مجید نداره چون به من اعتماد داره!
        مجیدم خیلی پسر خوبیه!
        منتها من شهابمو دارم!
        الی شرمنده!
        .
        .
        .
        چقد گفتم بعدم!

        1. باش باش تو خیلیییی پولداری فهمیدی یا باز بگم😂
          اه باز گفت لارج😂
          آفرین نمیخوای الیییی تمومش کن دختره شوهرشو دوس داره زندگیشو خراب نکن😐😂😂😂😂😂😂

      2. نفس بیرو پراید کجا بود😐😂 پژو سفید داره تازه میخواد عوضش کنه . خونه هم که داره خوشتیپ و خوسگلم هست قربونش برم من
        آیلنی حرف بیخود نزن مگه دست خودته غیرت کردا رو نشنیدییی سر غیرت ما باما سوخی نکنین. جدی میگم ها میریزن سرت میکشنت

  34. خانم خواهر زن
    ما امشب دعوتیم
    کرمانشاه هم نداریم
    اگه خان دایی نیستن خودم آیلین رو میارم میزارم
    برگشتنی هم خودم میام اگه که دایی جونتون هستن اصلا و ابدا هیچ رقمه راه نداره

    1. آفرین شهاب همینجوری ادامه بده😂
      الناز رو هم بزن داره زنت رو به راه کج هدایت میکنه😐😂