codebazan

رمان صیغه استاد

رمان صیغه استاد پارت ۲۰

 

نفس اسوده ای کشیدم دستمو روی دستش که دور تنم حلقه شده بود گذاشتم و گفتم
بخوابیم اما اون با سوالی که پرسید منو واقعا شوکه کرد

_ تو فکر می کنی دارم به گیتی خیانت می کنم ؟
سعی کردم حلقه دستاشو از دورم کمی باز کنم تا بتونم به سمتش بچرخم اما نمی شد و گفت
_ همین طوری بمون

شما بهش خیانت نمی کنی شما عاشق شی هردختری آرزوشه شنا عاشقش باشی
اما دوباره زمزمه می کرد

_ اما من دارم با یکی دیگه می خوابم دستش رو نوازش کردم و گفتم اگه گیتی خانومم همین قدر که شما عاشقشی عاشق تون باشه راضی نمیشه تمام عمرتون رو با سرکوب کردن نیازتون با تنهایی و حال بد بگذرونید حضور من اینجا هیچ تاثیری روی عشق و علاقه تون رو گیتی خانوم نداره من فقط مثل یه اسباب بازی که برای رفع نیاز تون اینجام

عشق و احساسی بین ما نیست درک میکنه خودشو بالا کشید و روی صورتم رو بوسید و گفت
_حق با توئه درک میکنه…..

استاد یا همون هامون خیلی زود به خواب رفت

و من با چشمای باز توی اون تاریکی به دیوار خیره شدم

با حلقه ی دستای مرد کناریم دور تنم و اون همه نزدیکیش و پخش شدن نفس های داغش روی گردنم باعث می‌شد خواب از سرم بپره

کدوم دختری می تونست جلوی همچین مردی طاقت بیاره کی میتونست عاشقش نشه کی میتونست افسار دلشو طوری بگیره که یه موقع پاره نشه؟

احساس میکردم من به حضور این مرد کنارم عادت کردم ساعت ها فکر کردم به خودم به این آدم به اینکه آیندمون چی میشه به اینکه تا کجا قراره ادامه بدیم اما به هیچ جایی نرسیدم….

 

با زمزمه کسی کنار گوشم سعی کردم بفهمم چی داره میگه

_از وقتی پا تویه این خونه گذاشتی احساس می کنم زنده ام دارم زندگی می کنم ممنون که اومدی ممنون که قبولم کردی…

تا بخوام حرفا رو آنالیز کنم و چشمام رو باز کنم در اتاق بسته شد باورش برام سخت بود یعنی این حرفارو استاد زده بود به من؟

با این حرفهایی که شنیده بودم با حال خوشی از خواب بیدار شدم روی تخت نشستم دستی به موهام کشیدم و مرتب شون کردم
از امروز میخواستم یه زندگی جدید شروع کنم درسته این زندگی که توش بودم این خونه به اجباز بوده اما قرار نیست که تا آخر عمرم به خاطر این اجبار خودم و عذاب بدم و خود خوری کنم منم باید زندگی کنم یا نه؟

جلوی آینه نشستم موهامو شونه کردم و دورم باز گذاشتم
لباسمو عوض کردم یه لباس مرتب تر که استاد دوست داشته باشه…

باید روی اینم تمرین می کردم که دیگه بهش استاد نگم
چون عصبانی میشد

دوست داشت که هامون صداش کنم ‌یه ابی به صورتم زدم دوباره پشت میز آرایش نشستم و کمی به خودم رسیدم به صورتم رنگ و رو دادم دیگه نمی خواستم مثل مرده ها توی خونه این ور اون ور بر

از پله‌ها پایین رفتم استاد توی آشپزخونه مشغول درست کردن صبحانه بود
وقتی که سلام دادم به سمتم چرخید و با دیدنم نگاهش به سر تا پام دوخت و با سرحالی گفت

_ این شد
اینطوری بهتره همیشه اینطوری به خودت برس وقتی که لباس خوب میپوشی موهاتو خوب درست می کنی به صورتت میرسی یعنی به خودت ارزش و بها میدی یعنی تنت یعنی خودت برات مهمه

همیشه اینطوری باش…

 

سرمو تکون دادم و کنارش ایستادم شیشه مربا رو از دستش گرفتم و گفتم من آماده می کنم با یه لبخند لیوان چایی رو برداشت و پشت میز و منو به تماشا نشست

چون میدونستم داره نگاه میکنه مضطرب می شدم حال و هوام حال و روزم فرق کرده بود زیر نگاه این آدم انگار که ذوب می شدم استرس می گرفتم حتی قلبم به تپش می افتاد به هر سختی میز صبحانه را آماده کردم و درست روبروش نشستم

هنوز درگیر نگاه کردن به من بود اولین لقمه رو به سمتش گرفتم و گفتم بفرمایید وقتی از دستم گرفت و توی دهنش گذاشت سر به زیر شدم لیوان‌چایی خودمو روی میز کمی جابجا کردم رو بهم گفت

_امروز باهم کلاس داریم اما کلاس تو ساعت یازده و نیم من میرم درست سر موقع می گم یکی بیاد دنبالت بیارتت دانشگاه

فقط حواست به من باشه باور کن از اون کتاب و جزوه‌ای که دستته من‌تماشایی ترم
به فکر من نیستی به فکر گردن خودت باش انقدر که همش می کنی توی کتاب میترسم بشکنه یا اتفاقی براش بیوفته!

از این که اینطور شده بود نتونستم خندمو کنترل کنم آهسته خندیدم خندیدم اون ازجاش بلند شد و گفت

_من دیگه میرم به گیتی برس همه چیزش و اوکی کن یادت نره

چشم گفتم اون از خانه بیرون رفت بعد یه صبحانه حسابی سراغ گیتی خانم رفتم کنارش نشستم باهاش کلی حرف زدم و اون فقط نگاهم کرد

نمی دونستم که چطور این اتفاق براش افتاده اما هرچی که بود خیلی عذاب آور بود واقعا سخت بود من خودم نمیتونستم تحمل کنم این زن بیچاره چند سالی میشد که اینجا گوشه این تخت افتاده بود و فقط نگاه میکرد.

 

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫1,100 دیدگاه ها

        1. تیرداد یه انسانیه که به خواب نیاز نداره مارال
          مثل خودم که فردا ۸ صبح بیدارم اونم قشنگ پامیشه سه تیغ میکنه لاس میپوشه اودکلنشو میزنه سرحال میره سر کار 😂😂

              1. فعلا که با اون اعترافت من تا دو روز بیخظرم و فقط دلبریتو میکنم آقا
                بعد از دو روز ولی قولی نمیدم که همدستش نباشم و نریزم سرت😂

                    1. ای جووووونم جوااااب.. شایسته شمام همین جواب بود جناب شاعر
                      منم حال میکنم باش و تا ابد همینجور میمونم برات 😌

    1. فک کردم رفتی لعنتی قلبم داشت میومد تو دهنم که امشب اینکارو کردی 😂
      نه میپاکمش من رکورد پاکیدن ۵۰۰ تا کامنت توی یه شبو دارم همون شبی که سایه و یاسی میخواستن از زبونم اسم کیسمو بکشن بیرون ولی نتونستن 😂😂

        1. آهو بحث داره به جاهای حساس میرسه منم مجردم و دل دارم تصمیم گرفتم نیم ساعت زودتر برم حرم😂 کاری نداری؟ فعلا.داداش خدانگهدارت باشه.مارال خواهری یادم نمیره

  1. مخاطبم خیلی خوشحالم الان که این دوتا اومدنولی اگه قبل از نثر میومدن بد داشتم براشون😂 خوب وقتی اومدن درکشون بالاس 😁

      1. دلت خواست که بالاخره زبون باز کنی و بگی بهم.. وگرنه اگه خودت نمیخواستی من عمرا نمیتونستم از زبونت بکشم بیرون اعتراف به اون بزرگی و واضحی رو 😁

    1. خوبم تو خوبی؟ میخواستی داداش منو با کفگیر بزنی؟ این اسلحه من کجاست؟بعضیا انگار باید برن بازداشتگاه😂😎

        1. اگه به خاطر آهو میگی که امشب خیلی هم بهش خوش گذشته
          اگه خودتو میگی که الان هستیم دیگه صحبت کن
          بحث سر چیه؟
          بازداشتگاه؟😂😎
          راستی امروز رفتم حرم،اون چیزی ک گفتی رو گفتم

          1. آهو امشب رکورد خوش گذشتن زده سرگرد 😁
            راستی مرسی که امروزم حواست بهم بود و جای خالیمو دیدی و برام کامنت گذاشتی😍 با مرام شدی شبیه باورام 😁

            1. خخ آره میدونم حالتو درک میکنم
              تشکر لازم نیس کاری نکردم که
              اوووو تهی دوست ندارم یه چی دیگه بخون😂😎

                1. این خوبه کیف کردم،اره اون تهی بود خودمم تعجب کردم
                  اه گوشیم بابامو دراورد
                  دیر عمل میکنه
                  اعصابمو خط خطی میکنه تا یه کامنت بنویسم
                  اه

                    1. اینم هس ولی واسه گوشیمم هس
                      یکی بم زنگ میزنه اول فقط صداش میاد بعدش تاازه صفحه اش میاد
                      وقتی هم که میاد نمیتونم جواب بدم بعدشم بیشعور میگه شما یک تماس از دست رفته داشتید،خب تو گذاشتی من بدستش بیااارم؟؟؟؟
                      اه

          2. وای سرگرد دمت گرم آخه دیگه داریم بهش نزدیک میشیم راستی سرگرد اگه بازم رفتی بگو فقط قبول شه آزادم باشه مهم نیس

        1. میدونم دوست داشتی امشب جمع بشیم و به خاطر حال خراب من نشد و به تیرداد فحش دادی
          ولی جبران میکنیم شبای بعد
          جای سرگردم خالیه

            1. وقتی دیدم سرگرد و تو برام کامنت گذاشتین دلم ضعف رفت برا معرفتتون از طرفیم نتونستم جواب بدم چون نمیخواستم بیام تو چت
              خلاصه جبران میکنم براتون عشقای منین دوتاتون 😍😍

      1. نخیرم من ۲۱ سالمه دیگه بزرگ شدم
        تیرداد اگه یه بار دیگه نیای میکشمت چون وقتی تو میری مهرنازم میره بعد من نصفه شب با عمم چت کنم

  2. خب خب دوستان عزیزم شب همگی به خیر تایم این چت به پایان میرسه برید بخوابید دیگه 😁😂
    یادش به خیر ۱۲ خاموشی می‌دادیم
    فردا از هشت صبح هستبم( حس مغازه دارا بهم دست داد😂😂)

                    1. نه دیشب مهم نی
                      مگه بچم؟
                      ولی حرفای امروز صبحمون مهم بود
                      حالا تو اینجا هم میخوای انکار کنی و بازی رو ادامه بدی بده
                      ولی میدونی چرا دیگه نمیام

                    2. دیروز شهاب یه کامنت برات گزاشت ندیدیش
                      گفت انقدر گفتی بماند و هنوز زوده خسته و گیجش کردی
                      حرف دل منو زد در واقع
                      خسته شدم از اینهمه زوده هنوز وقتش نی
                      میترسم تو منتظر باشی وقتش برسه و من اونموقع نباشم

                    3. اتفاقا برعکس گفتی
                      وقتی مخاطب میشی باید کمی واضح بودنو قبول کنی
                      مخاطبی که همه جواباش بماند و هنو زوده باشه دیگه مخاطب نمیشه

                    4. در ضمن تو اللن درگیری ذهنی منو بیشتر کردی با جوابت
                      یعنی چی اگه دلیلمو بگم میری؟
                      پس اصولا باید الان برم حتی اگه دلیلشو نگی
                      بحث دیشبم میگی جداس
                      بحث اون چی بود؟

                    5. متنفرم از وقتی که برا خودت دلیل رفتن نرفتن می چینی دیشب حالم خوب نبود اون اومدنم برا این اومدم که فکر نکنی یادم رفته تو رو

                    6. اگه میخوای نرم حداقل یه اشاره کن به اون دلیلی که اگه بگی میرم
                      خودم به حدسی زدم ولی نمیتوتم اینجا جلوی چشم همه که میدونم نخوابیدن و میبینن بگم
                      امیدوارم اون نباشه چون اونوقت واقعا میرم و حتی بقیه رمانمو هم بیخیال میشم و طوری محو میشم که گمم میکنی

                    7. بازی با کلماتو ول کن سفسطه گر
                      کم بپیچون
                      گفتم یه اشاره کوچولو بکن به دلیل اومدنت
                      تایید نمیکنم

                    8. دلیلتو خوندم ولی چیزی نبود که با دونستنش برم !
                      طوری گفتی میری که ترسیدم برای چی اومدی
                      یه لحظه احساس کردم فکر کردی من کمبود محبت دارم و از روی ترحم اومدی که میگی اگه بفهمی میری
                      ولی الان که دلیلتو گفتی تعجب کردم که چرا فکر کردی میرم
                      در هر صورت خوشحالم که اون چیزی که ترسیدم نبود ولیل اومدنت

                    9. خب…پیچیده تر از اونه ولی همونه
                      چرا فکر کردی برای همچین دلیلی اومدم؟ من کسی نیستم که برا بقیه دل بسوزونم

                    10. اشتباه نکن همیشه کسی که بازی رو شروع می کنه می بازه برای منم عواقبش
                      مهم نی تش باخته ولی مسیرش قشنگه

                    11. تهش باخت نیست، حداقل نه برای تو
                      من نمیزارم آخر این بازی تو ببازی اینو مطمئن باش و خواهی دید
                      مرام من خیلی بالاتر از ایناست که کسیو که بخاطر بودن با من اومده، اجازه بدم که ببازه و بد بشه

                    12. ضربه رو من می بینم در هر صورت ولی می دونی که بلدم چجوری بازی رو بچرخونم که خودمو خودت باشیم فقط

                    13. پس طوری بچرخون که فقط خودم و خودت باشیم و اگه ضربه ای هم بود با هم بخوریم.. اونطوری نوش جونمون میشه و درد نداره

                    14. اینهمه؟ کدوم همه؟ اونا که همش شعر و نظم بود😁
                      ولی جالبه اینم بگم که از چتامون یه فایل درست کردم تو گوشیم امروز که داغون بودم خوندم، دیدم لامصب رمانه، چه مشاعره های دو طرفه و چه نکته هایی واقعا ابراز علاقه خاص و تکیه

                    15. گفتم که بی دلیل شعر نمی گم برا کسی
                      من فکر می کردم از شعرا دلیل اومدنم رو فهمیده باشی 😅

                    16. فهمیده بودم ولی شک داشتم از بسکه اصرار میکردی به نثر نگی
                      میگفتم این آدم با شعراش پدر دل منو درمیاره آخرشم میگه منکه حسی به تو ندارم فقط شعر دوست دارم و باهات مشاعره میکردم 😂😂 خوشحالم که الان میگی شعرات حرف دلت بوده مخاطب

                    17. آره میدونستم یه بارم بهت گفتم و زود پاکیدم گفتی درسته همش چی بگم
                      ولی همیشه تو دلم شک بود امشب از بین رفت

                    18. به من باشه که میمونم میدونی
                      ولی همش یه ترسی تو دلمه که یهو ببینم نیستی و رفتی😁 از طرفیم نمیخوام خسته بشی

            1. اشکالی نداره منم اعتراف کردم برابریم الان😁 چطور شد کی شد این اتفاق نفهمیدیم 😁
              الان دقیقا اونجام که شاعر میگه
              ای بر پدرت دنیا.. آهسته چه ها کردی 😂😂

                    1. وااااااااااو خداااای من چیا میشنوم 🙊😂یعنی ممکنه بگی؟ اگه خوابه بیدارم نکن که دارم خلوتی خوش با خیالش 😂

                    2. گفتی درسته.. همه کامنتات به من توی گوشیمه، راستی امروز رفتم چت رومای قدیمی رو زیر و رو کردم روزی که اولین بار اومدیو پیدا کردم و نشستم خوندم

                    3. وقتی دردی دارم و دلمم تنگه پیگیر روزای قشنگ میشم تا مرهم بشه به زخمم.. خیلی چسبید وقتی خوندمشون چت روم ۳۱ اومدی تو ساعتها گشتم همه رو تا بپیداش کردم
                      عاشقیه دیگه، دیوونگیه خالص چه کنیم آقا

                    4. غرق عشق تو شدم بلکه تو شاید روزی
                      دل به دریا بزنی عازم دریا بشوی
                      .
                      امشب دل به دریا زدی آرام جانم
                      منم یه شب دل به دریا میزنم و اون نثرو به تو میگم

      1. میرم و برمیگردم به کوری چشم حسودان.
        فدام بشی قربونم بری میدونم عاشقمی و برام رگ میزنی.(دیگه پپسی زیاد شد شب خوش)

        1. عشقی داداشییی
          کارمم یه راهنمایی میکنم ناموسا بگیر بخواب دیگه بعدش خیلی سرفه کردم توام از ش متنفری😁😂😂😂دعوامم حق نداری بکنی چون حالم اصلا خوب نبود کسیو نداشتم یه کم باهاش بحرفم دیگه اونجوری شد

  3. پری آیدی ات رو بزار یاسی هم هست میگم تایید نکنه بهم بدش
    یاسی جانم شرمنده اگه میتونی پری آیدی گذاشت برش دار بعدا تل میگیرم ازت
    البته پری فعلا هستم تا ۱۲ بزارش

  4. بچه ها.
    امشب از کلاس زبان برگشتم خسته و کوفته.(مامانم چاقو دستش رو بد بریده بود و عصبانی بود)
    با احساس رفتم مامانمو بوسیدم و خیلی با احساس گفتم مامانی عشقم شام چی دالیم؟؟
    برگشته میگه کوفت بخور زهر مار بخور درد بخور بووووووووووووق.
    منم همچنان تو شوکم.پشت لبتاب نشستم.
    میدونم اخرشب باید نون و پنیر سفید ایرانی بخورم.
    ظلم تا کجا؟؟

      1. غنیمت کجا بود من نون پنیر دوست ندارم.
        من همیشه به نشونه اعتراض نون پنیر میخورم.
        تف تف به این روزگار.
        تف به این زندگی.
        امشب شکم گشنه بخوابی فردا صبح ساعت ۸ قیافه نحس معلم عربیو تو ویدعو کال ببینی برای امتحان.

            1. خوب پاشو داداش پاشو تخم مرغ بزن رب و گوجه و قارچ سیب زمینی
              جوووون عجب چیزی این چیزا تخصص بابامه
              ینی فقطططط بندریا ی بابام باید بهش بگم

              1. جون منو هی فدای اینو اون میکنی🥺🥺گناه دارم فدای خودمون میکنی بکن به درک همه رو نگو دیگه جان مادرت😂😂 پرو میشن

        1. واااای عربی داری خدا بهت رحم کنه نگاه کن ازت پرسید دست بزار سر بلند گو گوشی برگه بزن😂😂 یا یه نگاه به جواب بنداز بعد صاف تو چشای معلم نگاه کن جواب بده

    1. اخخخ پوریا نمیرییی😂😂😂😘😂
      بمیرررم برات داداشی😂
      اشکال نداره ماهم عدای این مدلی خوردیم فدات شم
      واااای دم مامانت گرم خیلی بامزه بودد

                    1. بخدا انقدرر مظلومهه
                      اخ پوریاااااا
                      من امروز یه کار خیلی اشتباهی کردم عذاب وجدان گرفتم جراتم ندارم بت بگمم اصن

                    2. هعیی.
                      من پیشت نباشم کی تورو بگیره.
                      بمیرم واسه سینا.
                      داداش سینا از همینجا جیگرمو برات اتیش میزنم

    2. 😂😂😂 پوریا همینش هم نعمته متشکریم نکن
      منم امشب بهم گفت ده تا فلافل سرخ کن سه تاش سوخت پیشم مامانم میگه اصلا نباید به تو گفت چیزی درست کن نگاه سیب زمینی های خودش چه خوبه نگاه این سوخته ها 😂😂 از بس از غر زد گفتم مامان از این به بعد ظرفا رو نمیشورم غذا و بقیه چیزای خونه با خودت بدبخت کپ کرد

        1. پوریا من سیب زمینیا رو نخوردم به نشونه اعتراض اینکه فلافل هاشونو سوزوندم سیب زمینیامو خوردن پنیر و سبزی بهم دادن 😂

            1. مو مشکلی ندارم گاهی اوقات مامانم اینا سوسیس و سیب‌زمینی سرخ کرده میخورن من خودم میام نون پنیر میخورم کلا من با این غذا ها بیشتر کنار میام تا غذای مفصل

  5. خدانکنه پورا
    من به هیچ چیزی دوست ندارم برسم
    .
    ‌.
    .
    نیکا دیگ‌ من و نمیشناسی☹کات فور اور
    پورااا دیدی☹
    .
    ‌.
    .
    هیج نسی خبر خاصی نی

    1. اگه میشه لینکشو بده اخه خیلی نازه خیلی خوشم از طراحی و نقاشی میاد نقاشی چیزای بچگونه بلدم فقط بکشم دوس دارم طراحی هم یاد بگیرم انشالله بعد از کرونا میرم کلاس طراحی

  6. نیکایی ابجی الان زوم که میکنم نوشته پروفایلتو نمیتونم بخونم بزار فرمتش رو تغیر بدم کیفیت رو ببرم بالا میام جواب میدم.

    1. داداشی نوشته ی توی نقاشی for special person ه که تو روگفتم😉♥️😂😂
      متن خودشم که اگه نتوستی بخونی بگو کپیش کنم برات بزارم

  7. مهریییی تو خوبیییییی
    خسته نباشی
    رمانت و زود به زود بزار تموم شه من برسم بخونم
    مرسی ازت

  8. سهلااااااامممممممم بر سلاطین.
    بیاین که کوچیکتون اناناس اومده.
    پری زود به زود بیا دلم تنگ میشه برات زلزله.

    1. سلاااام کینگ
      تو بزرگی که🤭
      سعی میکنم چشم.ولی پورا کم کم درس ۶ ساعت میخونم کم میارم بازم از کلاس عقبم🤦‍♀️چون باید خودم بخونم 🤦‍♀️
      .
      .
      .
      سلاااام نفسسسس نه و تو آیلین استثنا هستین🤭
      .
      .
      .
      سلام نیکایییی خوبم تو خوبییی
      .
      .
      .
      سلاممم نسی خوبم تو خوبی سلامتی تو چه خبر
      .
      .
      .
      الییییییی ۱ماهه ازت خبری نی دلم واست تنگولیدههه بیزو
      باشه اومدی بگو بدم

                    1. خب خدایی تو نمیدونی ریحان چندتا استیکر قلبه مال پری زلزله عشق همس.
                      نه نشدی تو که جنس نمیزنی من شک کردم دیدم شکر خوردم نباید شک میکردم.اکی دوشکا.

                    2. واااااااای پوریااا راس میگیاااا این پریهه🤦‍♀️خاکتوسرتتت نیکاااا
                      اوی اوی با داداش من درس صحبت کناا ینی چی شکر خوردم
                      چرا نباید شک میکردی؟؟😂😂

  9. الناز اصلا کف کردم با ابراز علاقه هاتون اون فوش میده بعد قربون صدقه میرین😂
    نه عزیزم معلم بودنمو رو نمیکنم فعلا اخه زیادی گناه دارین دلم براتون میسوزه گاهی اوقات شیطون که میشم مادربزرگم بهم میگه یه چیزی هستی فقط خودم میشناسمت اول خوب مظلومی می‌کنی اما همه خرابیا زیر سر خودته فکر نکنی نمیدونم پس بشین سر جات😂 بخاطر همین نمیخوام معلم بودنمو رو کنم فعلا عشقم

        1. باحالی از خودته😁
          آره واقعا من از همون روز اول معتاد شدم که اومدم تا چند هفته پیش که بیشتر واس این بود بچه نبودن🥺 ولی خب گفتم برگردم به قول ریحان ما ستون های سایتیم😂
          راستی درسا یه اصل بده جديدی فکر کنم چون یادم نمیاد 😅

                  1. از ایخی بی پی پیاده بیام ها ایترم بیام
                    بعدش الان کرونایه درسلمم هسه ار کسی عروسی گرو یا کسی فوت که از اقواملمون من نوراباد بعدش اییم

  10. الی فدات مائد جانممم💙
    مادرشوهرررر بیا عروس تکت از دست خواهری کیمی نجات بد
    خواهری باور کن کرم تقصیر وات وگرنه من که مظلوم

  11. ولله نسی دده واتم خراب شد منم لجه کردم پاکش کردم بعدم قهر کردم باهاش دانش نکردم این واتم همش میاد ناز من می‌کشه اما من محلش نمی‌دم 😂

    😳😳😳😳😳
    کیمیاااااااااااااا
    خواهرییییی
    من عاشق این محبتتم به جان الناز یعنی دلم تنگ شد بوداااا

      1. آه زشت خجالت چرا جون من 😂
        خودش می‌دونه چقدر دوسش دارم که جونشو قسم میخورم 😂😂
        نسی عزیزم بخاطر تو کمتر جونشو قسم میخورم 🌈💚⁦♥️⁩

  12. واییی بچه هااااا
    یه لباس پاییزی دیدم عاشقش شدم ۴۸۰ تومن! پولم نرسید بخرم هنوز تو کفشم!😕😕😅

  13. آهنگ بلد نیستم بگم مغزم کف کرد
    الناز هم فوشاتو میخوره هم قربون صدقه هات
    رفتم اب بخورم رفت تو گلوم سرفم گرفت بابام گفت بلد نیستی مثل ادمیزاد اب بخوری تو بچه

        1. ااا
          اخه من خودمم ادم نیستم که 😂
          چجوری به تو یاد بدم ؟؟
          .
          .
          .
          ما یه فرشته ایم الناز فدامون شه فرررشته 🥰
          فرشته رو چه به ادم بودن😂😂😂

          1. اخ یاد دختر عمم افتادم می‌گفت تو که شیطون رو درس میدید چه به فرشته بودن 😂😂یاسی من که شیطونم درس میدم با کارام تو چی تو کی رو درس میدید ؟🤣

              1. برو عزیزم منم برم شام درست کنم خوش بگذره با دکتر جون
                شیطون بودنتو چرا زودتر رو نکردی خوشبختم من معلم جدیدت هستم🤣😂

          2. دوباره گفت الناز😂😐
            اولا عقل کل مقام آدم از فرسته بیشتره به خاطر اینکه فرشته به انسان سجده کرد پس بسوز😂

  14. ساقیا آمدن عید مبارک بادت. وان مواعید که کردی مرود از یادت
    ببخشید یاسی نام ضعیفه نمیدونم شاید سایت مشکل داشته باشه

  15. اعععع هرکس پرید وسط شعرم میزنمش
    اشکال ندارم یاسی جونم
    اتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش. این چراغی است کزین خانه به آن خانه برند

    1. در تاریک ترین ساعت
      خنده تو
      من را روشن می کند
      و اگر ناگهان دیدی خون من
      سنگ فرش های خیابان را خونین کرده
      بخند چون
      خنده تو
      برای دستان من همچون
      شمشیر نو است

          1. هر دو لطف تو به من است
            دوستم داشته باشی یا از من متنفر باشی
            زیرا …
            اگر دوستم داشته باشی
            همیشه در قلبت خواهم بود
            و اگر از من متنفر باشی
            همیشه در ذهنت خواهم بود
            .
            .
            د بگو

                    1. نیستی کم! نه از آینه نه حتی از ماه
                      که ز دیدار تو دیوانه ترم تا از ماه
                      من محال است به دیدار تو قانع باشم
                      کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه

                    2. دنیا دو روز بیش نبود و عجب گذشت!
                      روزی به امر کردن و روزی به التماس
                      مگذار ما هم ای دل بی زار و بی قرار
                      چون خلق بی ملاحظه باشیم و بی حواس

        1. من شعر و شاعری بلد نیستم 😅
          سعی میکنم به چیز مسخره ای سر هم میکنم
          دل تنگم خموشی می‌کند در فکر تو محرمی کو تا بگویم کمی راز دل
          فائقه نداست میدونم فوب کن همینو، 😅

  16. سلاااام زندگیتون اومددددد
    الییی کوجاستتتتت؟؟؟؟
    پورا تو چت جواب تو دادم
    یاسسسسسسیییی کروناااا گرفتی چرااا نمردیییییییی؟؟؟؟؟من حلواااا میخوام

    1. سلام پری خله چطوری😘😂
      گاو بیشعور مگه هرکی کرونا بگیره باید بمیره😂
      اینطوری من و آیلین هم باید میمردیم😶