codebazan

رمان صیغه استاد

رمان صیغه استاد پارت ۲۲

 

یه قدم عقب تر رفتم و با ترس گفتم من روی زمین افتاده بودم از کسی کمک نخواستم خودش کمکم کرد دیدی که بخدا راس میگم
فکم و توی دستش گرفت و گفت
_خودش کمکت کرد یعنی من نگاه شو که بهت دوخته بود ندیدم یعنی میخوای بگی من انقدر نفهمم ؟

راستشو بگو چیزی بینتونه؟

سراسیمه و ترسیده دستم روی دستش گذاشتم و گفتم به خدا هیچی بین ما نیست
من هیچی ازش نمیدونم

کنار صندلیش افتادم اونم کم کم کرد بلند بشم به خدا هیچی بین ما نیست.

عصبانی گفت

_ نمیتونه ان باشه نبایدم باشه مگه میشه بین زن منو همکلاسیش چیزی باشه ؟

سرم مو تند تند تکون دادم و گفتم نه نمی تونه نمی تونه چیزی باشه هیچی نمیتونه باشه ازم دور شد
به میزش تکیه کرد دست به سینه بهم نگاه کرد و گفت

_عصبانیم نکن ساغر من عصبی بشم نمیفهمم چی کار می کنم حواست به کارات باشه نمیخوام اذیتت کنم پس کاری نکن که مجبور به این کار بشم.

من خطای نکرده بودم هیچ کاری نکرده بودم اون دختر اون دخترعوضی منو روی زمین انداخته بود و با کمک یکی از همکلاسی یا بلند شده بودم همین و بس

دلم به حال خودم میسوخت کی گریه ام گرفته بود نمی دونم اما وقتی استاد و درست رو به روم دیدم که داره اشک صورتم پاک میکنه

شوکه شده آب دهنمو پایین فرستادم تا خواستم ازش دور بشم دستاش دور تنم حلقه شد منو به سمت خودش کشید سرم را روی سینه اش گذاشت و گفت

_لازم نیست که گریه کنی من فقط نمیخوام دست کسی به زن من بخوره نمیخوام کسی نزدیکه زن من باشه

نمی خوام کسی حتی کمکت کنه!

با همون گریه که صدامو لرزون و بغض دار کرده بود گفتم
یادتون رفت بگین زن صیغه ای دستاشو روی شونه هام گذاشت و کمی از خودش فاصله داد به صورتم نگاه کرد و گفت

_چه صیغه باشی چه عقد زن منی تا زمانی که زن منی مال منی هیچ احدی حق نداره بهت نزدیک بشه….

دوباره سرم را روی سینه اش گذاشت و گفت
_سر کلاس بعدی از جات جم نمیخوری حرف نمیزنی به کسی نگاه نمیکنی فقط حرف استادت گوش میدی درستو یاد میگیری میای بیرون با هم برمیگردیم خونه …

چشم گفتم و تا خواستم ازش دور بشم لبای داغش روی پیشونی نشست احساس کردم اتیشم زدن
لباش خیلی داغ بود که تمام بدنم آتیش گرفت با لباش…

این آدم از کی تا حالا منو اینطور می‌بوسید و من اینطور دیوونه میشدم؟
فاصله گرفتم از اتاق بیرون اومدم دستمو روی قلبم گذاشتم و داشت از جا کنده می شد

من نباید عاشق این آدم می‌شدم اما انگار تقدیرم این بود که دردی که میکشم چندین برابر بشه عاشق این مرد شدن درد داشت خیلی درد داشت …

وقتی سر کلاس بعدی رسیدم حتی یک کلمه از حرف های استاد نفهمیدم هیچی نمی فهمیدم فکرم درگیره بوسه ای بود که استاد مهمونم کرده بود و عقل و هوش از سرم برده بود…

بعد از کلاس سریع جمع و جور کردم و به سمت بیرون رفتم نگاهم توی خیابون دنبال ماشین استاد میگشت
وقتی پیداش کردم به سمتش دویدم سوار که شدم بازم عصبی بود اشاره به بیرون کرد و گفت

_ تو حق نداری توی خیابون بدوی ممکنه زمین بخوری ممکنه حواست پرت بشه یا هر اتفاق دیگه ای میفهمی؟
با بند کیفم بازی کردم و گفتم

فقط میخواستم زودتر بیام سمت ماشین..
ماشین و روشن کرد و گفت

_باید همیشه آهسته راه بری شاید فقط یک دقیقه برای تو فرق کنه امابه سلامت میرسی
چشم گفتم و مثل همیشه از اینکه نگرانم بود دلم گرم می شد

راه افتادیم به خودم جرات دادم موزیک روشن کردم استاد ابروهاشو بالا داد و گفت
_کارهای جدید می کنی !

خواستم خاموشش کنم اما دستمو توی دستش گرفت و گفت
_لازم نیست بذار باشه…

دستم گر گرفت این آدم داشت بامن چیکار میکرد این حال و روزی که داشتم و درک نمی‌کردم
با اینکه میدونستم من کنار این آدم موندنی نیستم
و یه روزی باید بار و بندیلو ببندم و ازش دور بشم

باز اینطور داشتم دل بسته اش می شدم و این اصلا خوب نبود

تا وقتی به خونه برسیم دستمو رها نکرد چقدر دلم قنج رفت برای این کارش چقدر خوشحالم شدم برای اینکه این طور دستمو تو دستش نگه داشته بود این دلخوشی های کوچیک برای من خیلی با ارزش بودن

وقتی از ماشین پیاده شدیم رو بهش گفتم زودتر میرم سری به گیتی خانم بزنم چند ساعتیه که تنهاست

قبل از اون پله‌ها بالا رفتم و خودمو به اتاق گیتی خانوم رسوندم
وقتی اون خواب دیدم تا خواستم از اتاق برگردم چیزی متعجبم کرد
چند تا از کشوها باز بودن…

اما من وقتی می رفتم هیچ کدوم رو باز نکرده بودم همونجا خشکم زد نگاهی به اطرافم انداختم کسی اینجا نبود وقتی استاد وارد
اتاق شد نزدیک من ایستاد و پرسید _اتفاقی افتاده؟
به کشوها اشاره کردم و گفتم
وقتی من میرفتم این کشوها باز نبودن…

کمی دقیق تر به کشورها نگاه کرد ابروهاشو توی هم کشید و گفت
_ مطمئنی وقتی رفتیم اینا باط نبودن؟

سری تکون دادم و گفتم
آره مطمئنم اون با تعجب نگاهی به گیتی انداخت که خواب بود گفت

_ یعنی کی اومده تو خونه وقتی ما نبودیم
کی اینجا بوده؟
کی میتونه بیاد داخل!
اونم درست توی اتاق گیتی

سراسیمه گفتم نکنه جاهای دیگه ام رفتن !
گفتم نکنه اتاقای دیگه ام رفتن…

هر دو از اتاق خارج شدیم و به سمت اتاقا رفتیم
منسمت اتاق خودم اون سمت اتاق کارش اما هیچ چیزی تکون نخورده بود همه چیز سر جای خودش بود
وقتی دوباره به راهرو برگشتیم دستمون خالی بود

اگه دزد اومده چرا فقط یک راست رفته تو اتاق گیتی اونم تو روز روشن !
کی همچنین جرأتی میکنه توی این محله با این دوربین های مداربسته که دورتا در خونه بود اینجا بیاد
هامون به سمت اتاقی رفت ته راهرو رفت منم پشت سرش راه افتادم

وقتی درو باز کرد با دیدن اون چندتا تلویزیون و مانیتور فهمیدم دوربین های مداربسته خونه به اینجا وصله
شروع کرد به زیر و رو کردن فیلم ها اما هیچ کسی وارد عمارت خونه نشده بود و خیلی ترسناک به نظر می رسید شاید شاید من گیج شده بودم و کشوهارو من باز کرده بودم و یادم نبود!

نمیخواستم استاد و نگران کنم پس رو بهش گفتم شاید من اشتباه کردم نمیدونم شاید حواسم جمع نبود که درکشوهارو باز گذاشتم

 

admin

چشمانی داشته باش که بهترین ها را می بیند، قلبی که بدترین ها را می بخشد، ذهنی که بدی ها را فراموش می کند و روحی که هرگز ایمانش را نمی بازد

‫579 دیدگاه ها

  1. عه رفتین ؟!!!
    .
    .
    عجببببب!!عجیبه!!!
    تا من رفتم کیک درست کردم اومدم شمام رفتین…تازه منونیخواستم کلی شعر بزارم…خووب تو همین لحظه میبینم همکار آقا مونم دارن تشریفشونوووو میبرنننن….
    منم دیگه کلا میرمممم
    شب همگی آااارووووم

  2. من پشت دردی که نخواهم گفت می میرم..
    به قول آن رفیقمان که میگفت:
    حرفهایی در دلم هست
    که فقط برای کسی حاضرم بگویمشان
    که فردا قرار است بمیرد..
    .
    مخاطب مام برنگشت
    شب همگی خوش

  3. آقا مهدی هیچوقت تو رودروایسی وتعارف با کسی قرار نگیرین.که اگه اینطوری باشه نصف روزگار اینشکلی میگذره…سعی کن از دلش دربیاری وبراش جبران کنی اونقدری که حس پشینونیتونو لمس کنه.اگه حدسم درست باشه و اونطرف محدثه گلی باشه …باید حساابی جبران کنی براش چون گفتین چند بار اتفاق افتاده.اولویت با اونه آقا مهدی

  4. نازی اون غذای خوشمزه رو با دوتا بوس بسته بندی کن بفرست برا مخاطب خاصت😂😂😂
    من خودم یه چیزی می خورم.

  5. تو را نگاه می کنم
    خورشید چند برابر می شود و روز را روشن می کند!
    بیدار شو
    با قلب و سر رنگین خود
    بد شگونی شب را بگیر
    تو را نگاه می کنم و همه چیز عریان می شود
    زورق ها در آب های کم عمقند…
    خلاصه کنم:دریا بی عشق سرد است!
    جهان این گونه آغاز می شود:
    موج ها گهواره ی آسمان را می جنبانند
    تو در میان ملافه ها جا به جا می شوی
    وخواب را فرا می خوانی
    بیدار شو تا از پی ات روان شوم
    تنم بی تاب تعقیب توست!
    می خواهم عمرم را با عشق تو سر کنم
    از دروازه ی سپیده تا دریچه ی شب
    می خواهم با بیداریِ تو رویا ببینم!

    ‌‌‌‌
    ‌‌‌‌‌‌‌ 𝒴ℴ𝓊 𝒜𝓇ℯ 𝒯𝒽ℯ

            1. نه بابا محمد
              ناراحت چیه
              .
              حستو درک میکنم
              .
              امیدوارم بتونی حلش کنی
              ادم تو اینجور شرایطی بد عذاب وجدان میگیره 🤦‍♀️

    1. سلام اقا محمد مهدی . حال شما و بانوی محترم چه طور است ؟؟
      به نظر من بابت دروغتان و بد قولیتان معذرت خواهی کنید ، دلیلش را توضیح دهید .

  6. سلام بر غریبه ترین اشنای من ، خوبی خوشی سلامتی ؟؟
    سلا اقا مهراد ، خوب هستین ؟؟
    مارالی خواهر کجایی ، عمو های من چه نقشه ی شیطانییی دارن !!!😱😱😱😱😱

  7. درست خنگم به روم نیارین گناه دارم 😂
    مهری اسمم بیاد میفهمن ویییی مهری یه کرمیه فکر نکنم کسی مثل من باشه
    بابا گفتم چتارو نمیخونن نه اینکه کلا اسممو بگین

        1. قصد خاصی نداشتم گفتم خاطر خواه زیاد داری قر هم که می خوای بدی مهراد حواسش به سبک زندگیش باشه همین😂🙂

                    1. کوفت یه نوع غذاست از مجموعه کوفته سانان که به مارمولکا میدن 😂 برا ناهار فردات میفرستم نوش جان کنی 😂

                  1. درست خنگم به روم نیارین گناه دارم 😂
                    مهری اسمم بیاد میفهمن ویییی مهری یه کرمیه فکر نکنم کسی مثل من باشه
                    بابا گفتم چتارو نمیخونن نه اینکه کلا اسممو بگین

  8. مهرناز می تونی لینکشو بدی؟
    من مشتاقانه دوس دارم ببینم
    میدونم هست منتها شما لپ مطلبت با یکی بووود
    .
    خب دیگه دوستان من از حضورتون مرخص میشم
    دیگه سایت رسما داره رو اعصاب من راه میره
    اگه جواب ندادم دلخور نشید چون یا ندیدم یا نتونستم کامنت بزارم از این دو حالت خارج نمیشه
    شب خوبی داشته باشید خداحافظ

    1. nikartshadowing هست آیدی تلگرامش رادی
      من جوینم تو کانالش واقعا لذت میبرم از نقاشی هاش

      نه جداً تیکه نبود بخدا😂 برو بخواب شبت بخیر

                1. خخخخخ یاسی خودمم فکر کردم خودشه رفتم ببندمش به رگبار حرف توپ تانک اینا دیدم خودش نیش اول که دیدم نفس کشیدن یادم رف بعد دیدم خودش نیس خورد تو ذوقم

  9. مرسی نسترنم…هییییچوقت بودن و همراهی دیشب تو و یاسیو فراموش نمیکنم…همیشه منو دعام همراهتیم گلم…محمد گفت از قولش تشکر کنم.خواست امشب بیاد بگه .اما همکارش اومد دیگه معلوم نیست تا کی طول بکشه

    1. اعهههه ریحان این چه حرفیه مگه چیکار کردیم عزیزم …

      کاری نبود وظیفمون بود اگه منو یاسمن دراین شرایط پشت خواهرمون نباشیم پس کی باشیم ..

      دیگه نشنومممم اینجور بگیا …

      از طرف منم بگو که کاری نکردیم اقا محد انشالله شماهم زودتر خوب شین ..

        1. ریحان جونم
          خوشگله این چه حرفیه میزنی
          ما کاری نکردیم ، وظیفه بود تو استرس و نگرانی کنار خواهر خوشگلمون باشیم
          .
          سلام منو هم به آقاتون برسون و بگو ایشالا زودی خوب شی شوهر خواهری🥰

  10. ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

    ‌‌‌‌
    ‌‌‌‌‌‌‌ 𝒴ℴ𝓊 𝒜𝓇ℯ 𝒯𝒽ℯ 𝒮𝒽ℯℯ𝓇 𝒫ℯ𝒶𝒸ℯ
    𝒪𝒻 ℳ𝓎 𝒲ℴ𝓇𝓁𝒹..•🍓•
    “طُ” آرامِشِ مَحضِ
    دنیایِ منــی..••

    ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌
    ♡eshgh_beheshti ♡

  11. خوب اهالی مرسی از همه لطف دارین❤❤
    شب همه خوش و پر از ارامش
    خیلییی دوستتون دارم
    فعلا
    علیسااا داداشی بازم بیا که دلم برات تنگ میشههه

  12. خخخخ
    فدای خواهررر
    نیکا تو کلا هرچی بکشی قشنگه بعدم قرار نیست که همیشه عالی و درجه یک بکشی بالاخره یکیش باشه خراب شه که بعدیا رو عالی بکشی
    نیکا این پروانه کارخودته؟
    من هیچی برای وصفش ندارم فقط یه کلمه می تونم بگم محشره
    .
    نچ نچ مهرناز داری به کی تیکه میندازی؟
    خخخخ
    .
    باشه عمو جون میزارم فقط مامان بزرگ احیانا کیه؟ 😕
    .
    سلاااام نسترن صورتی چطوری؟
    سلامتی خبر خاصی نیست

        1. داری بلاهای که سرت درمیوردیمو سر خودمون درمیاریا😂😂😂😂😂😂😂😂 ای بدجنس …

          اره اسمم قرمزه ملکه قرمز …کناز قرمزه یه ملکه هم بزار عالیه …نسی ملکه قرمز😍

  13. مشی عمو علیشا ، زود تند و سریع بزار ، چون اگه نزاری به مامی میگم که با عمو پوریا می خوای چی کار کنی 😠😠😠🤨🤨🤨🤨
    ( مامی : مادر بزرگ )

  14. سلام آسمان جان مورد یکو عمیقا بهش اعتقاد دارم.برا همینه که به بیخوابی مزمن گرفتارم…کجاااین بچه ها چی شدیییین؟؟؟؟؟

  15. عزیزمنی مارالی کاش کاری ازدستم بر میومد میتونستم غمو از دلای همتون پر بدم عزیزای دل من…فدای نیکای من مرسی

  16. حیف شد پوریا جان موهای من خدایی سفید بود نصفش تصف دیگه شم این بالا پایین سایت سفید کرده..به روی ماهت مهرنازم….مرسی آقا مهدی ممنون از محبتتون .. شما لطف داری بزرگوار خوبه خداروشکر خیلی بهتره فقط داروها بیشتر گیجش میکنن که فعلا لج کرده نخورده هنوز.چون خیییلی کار داره

  17. سلااااااام بر داداش هنرمند خوشگل گوگوللللیی خودم
    علیسااااااا
    چطوری؟؟؟؟؟
    نفرمایین اقاا کشک چیه شما بطن مایی چشم مایی عزیزدلییییی
    نه داداشم دیشب یکیشو ازم گرفتن نامردااا
    این یکیم میخواس بره طغیان کردم و الا که یه داداش علیسا که بیشتر ندارم

    1. من فقط تو کف گوگولیم 😂😂
      ای زبون بااز 😂
      چطوری ابجی هنرمند عزیز؟
      چرا دیگه کارهاتو نمیزاری؟ 😡😑
      .
      نیکا عمو جون همین جا یه چیزی بگم
      از تایپ منظورم تایپش تو سایت بود که جا افتاد کامنت گذاشتن سخته همین جا گفتم

      1. گوگولی منییی توو
        مخلص برادررررر
        علیسا داداش دیشب خیر سرم دست به قلم شدم ابرنگ بکشم یه فااااجعه ای شد البته بچه ها که گفتن خوبه ولی بد شده بود
        انگیزه ام رفته یه کم ولی یه اناناس دارم میکشم😂😂😂
        میزارم چشششم

  18. حال منو همسرم خوبه نیکا جان من تو اتاق کارشه با همکارش و خدا میدونه تاصب طول بکشه شاید …چرا مارالم .فدات شم چته همشهری فعلی من…بگو بیام در خونتون برات انرژی بیارمو برم

  19. آره خواهش میکنم بریم یه چت روم دیگه..یه امشبو به دل من باشینو روی منو زمین نندازین جان من مادر هر کی میتونه بکنه اینکارو خخخخخخخخ
    اما جدی

  20. #تئوری🦹🏻‍♂🖤🕸

    -تئوری های عجیب و غریب 😵🙈
    ♔︎𖦹♔︎𖦹♔︎𖦹♔︎𖦹♔︎𖦹♔︎𖦹♔︎𖦹♔︎𖦹♔︎𖦹♔︎𖦹♔︎𖦹♔︎𖦹♔︎𖦹♔︎

    ۱_اگر شما خوابتون نمیبره دلیلش اینه که در خواب کسی بیدار هستید!✨🌬

    ۲_آدمها وقتی خسته اند صادق ترند.☻︎🏂

    ۳_آخرین کسی که قبل از خواب بهش فکر می کنید یا دلیل ناراحتیتونه یا شادیتون (در کل شخص مهمی تو زندگیتونه)ʕ•ᴥ•ʔ🌊

    ۴_شاید ما همه شخصیت های یک کتاب هستیم و وقتی حرفی رو یادمون میره دلیلش اینه که نویسنده اون رو پاک کرده تا یک چیز دیگه جاش بنویسه!📝💕

    ۵_فقط کافیه بیمارستان یه اشتباه کرده باشه و تو الان تو خانواده اشتباهی باشی :)☕︎

    1. هعیی.
      خداراشکر کسی خواب منو نمیبینه.
      من قبل خواب به موتور تیون شده تو درگ فکر میکنم.
      وقتی خستم یا خوابم میاد خیلی صادقم.
      کلا نویسنده کاری با من نداره خیلی کم دیالوگامو پاک میکنه.
      نه بابا از روی هیکل و قیافه و اینا کپی خانواده مادریم.

            1. حرفایی می زنی مهرناز کی با خواهرش قهر می کنه که من بکنم مخصوصا اگه همزبونم باشه 😂
              رمانتو خوندم خوب بود فقط حوصله کامنت گذاشتن نداشتم ولی چون کم بود زیاد بهم نچسبید
              به نظرم سه روز طولانی بزار
              کامنت گذاشتن سخته
              وگرنه من همون رادی کار درسته ام 😂😂
              .
              نیکا عمو به این خوبی داریا قدرشم نمیدونی نچ نچ

              1. خوب خدا رو شکر 😂 آخه بعضی آدما خودبخود وحی نازل میشه بهشون با یکی سرد میشن یه روز گرم میشن ترسیدم توام از اونا باشی😂

  21. سلاااااااااااااااام…یه سلام پر انرژی به همه شما….امیدوارم حالتون خوووووب باااااشه…..خییییلی خوووووب

  22. پوریا توام قیدمو بزنی اونوقت من دیگه داداش ندارم کهه
    من میشم تهنای تهنااا
    اونوقت یه بی ادبیییییی میاد منو ازرده خاطر میکنههه

          1. اره هستم.
            حواست باشه به بچه ها سپرم فردا صبح میری مکانیکی عقب ماشین شوتی میکنی.
            میری سر مرز اذربایجان ۱۶-۱۷ تا خوشکل دختر بلند میکنی بر میداری میایی پیش من تا تقسیم میکنیم.

      1. خوش به حالش که میتونه زود بخوابه
        من زود زودش ساعت ۲ میخوابم
        صبح هم ساعت ۷ بیدار میشم
        ظهرا هم که نمیتونم بخوابم

      2. مهرناز من ساعت ۶ بیدارم.تا ۷ هزارتا طناب میزنم.
        درس و کارای خونه تا ظهر.
        یه استراحت کوچیک بدون خواب دوباره درس تا بعد از ظهر.
        ورزش تا ساعت ۷ و بعدش یه دوش.
        ادم خسته میشه دیگه.
        منم چونکه روی صندلی پشت میز میشینم برای کمرم زیاد خوب نیست.
        اکی.
        منم تا ۱۱ بیدارم.ولی بیشتر از این نمیتونم پشت لبتاب بشینم.
        به همین خاطره زود میرم.

          1. مرد تنها چرا سرگرد جونم؟؟؟
            پس من چیکاره م اینجا؟؟؟
            بیا پیشم بشین نمیتونم بگم بیا بغلم داداشت غیرتی میشه😂
            هر چند بغل خواهر برادریه برا ما 😍

    1. اااااا چه بزارن و چه نزارن بابد خوب باشی 😠😠
      در باره ی لقب هم خواهش می کنم .🌹🌹
      دستاتو باز کن که امدم🏃🏻‍♀️🏃🏻‍♀️🏃🏻‍♀️🏃🏻‍♀️🏃🏻‍♀️🏃🏻‍♀️

    1. هستم پسرم.
      اصلا مگه میشه من نباشم.
      زلیخا پیدا کردی یا نه؟؟
      گندم های توی سیلو ها رو هم بدزد بیار کنعان برای خودمون.
      مفت بیار کیلو ۳۰۰۰ تومن میفروشیم پولدار میشیم.

                1. آها افرین.از ارومیه برو سر مرز داف اذربایجانی بلند بکن.
                  ۱۶-۱۷ تا بزن بار ماشین بردار بیا پیش خودم تا تقسیمشون کنیم.

            1. نه عمو.
              خب عزیزم سنت کمه یدونه لواشک پاستیل برات میگیرن دار و ندار عمورو بر باد میدی.
              بزار از سودش بهت میدم بری واسه خودت لباشک و پاستیل و الوچه و اینچیزا بخری کیف کنی.

    2. سلام دادا رادی خوبی
      .
      .
      .
      بچه ها سایت برا من خیییییلیییییی
      کنده بالا نمیا اگه دیدین من جوابی ندادم
      به بزرگی خودتون منو ببخشین

  23. دیروز یه غلطی کردم به مامانم گفتم قلبم درد میکنه
    از دیروز تاحالا بابام که خونه هست گل گاو زبون دم میکنه میگه بیا بخور…

  24. سلام دوستان منم اضافه شدم
    به شما خوبین
    .
    .
    .
    ماعده اگه دیدی چیزی نمیخونه یا مسخره بازی میکنه
    یه پس گردنی بزن حله اجی
    😀😀😂😂😂

  25. من نممیدونم این چه فازیه هر دفعه من بالام این مخابرات بیشور منو روهوا میزنه
    خوووب
    پوریا داداش اسمشو ول کن نمیخوام بمونی تودوراهی😉
    مارااالی یادم رفت دانشگاهت چیشد؟؟؟

              1. بی اشک
                هیچی اونم بچم شکست عشقی خورده
                اره پوریا خیلی اون شب بش خندیدم ولی خب انقدر بغلش کردم و حرف زدم باش سکوت اختیار کرد
                ولی خیلی باحال گریه میکنههه

  26. یادی کنیم از بچه های که کم میان یا دیگه نمیان …

    ایلینم …

    عسلی …

    میلاد ..
    فاطی ..

    اتوس ..

    مینا …

    الی ..

    ستی …

    سایان …

    دیگه یادم نمیاد …

    1. الناز که صبح بوده.
      فاطی رو هم که تو اینستا هست.
      اتوس رو هم هست.
      مینا رو هم هست.
      عسلم و ایلین هم به امید خدا زود میاد.
      ستی و سایان کیا هستن؟؟

      1. ستی ستایشه ….. وسایانم سایانه دیگه ..

        با فاطی مینا اتوس وانا تو وات در ارتباطم ولی خو هیچ جاه سایت نمیشه ….

        انشالله زودتر بیان ..

        اعهه الی اومد من نبودم کدوم چت روم بود؟!

      1. دهنم و سرویس کرده بخدا😑
        ۴ ساعت بهش جدول تناسب و یاد میدادم به جا گوش بده با مولایت من ور میره باز موقع امتحان آورده یکی یکی مگه این و حل کن امتحانه ابروم میره😑😑😂

      1. نه دیشب یه بی ادبی حالموخراب کرد بعددیگه فقط رفتممممم
        تا ظهر الان درس خودنم اومدم رو کار
        تا یک هفته شارژممممم
        خوب من اومدم دپ نباشین