رمان تدریس عاشقانه

رمان تدریس عاشقانه پارت ۳۹

مثل طلبکارا بالای سرم ایستاده بود و نگاهم میکرد ‌ حق به جانب گفتم _شعور نداری ؟ برو بیرون نمیبینی…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۳۸

  در اتاق و باز کرد و منتظر موند تا من اول وارد بشم. اتاق هم مثل بقیه ویلا عالی…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۳۷

  ای خدا منو مرگ بده از دست این دختر …تو می‌خوای منو بکشی ؟ یعنی چی که دارم از…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۳۶

باورم نمیشد.با حرص گفتم _یعنی چی؟ خدا لعنتت کنه سه سال پیش چرا ولم کردی؟به خاطر یه حماقتی که تو…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۳۵

  صبحونه شونو نخورده بلند شدن . لحظه ای که از کنارم می گذشتن معین نگاه تندی بهم انداخت که…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۳۴

  پیراهنم و که پایین کشید وحشتم هزار برابر شد ‌ به ملافه ی روی تخت چنگ انداختم و سعی…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۳۳

چرا نمیفهمید من همینجوریشم رو به جنونم و دارم از عشقش میمیرم ؟ فکر میکردم بعد این همه سال دیگه…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۳۲

آرمان نگاهی به من انداخت و گفت _من خیلی وقته ایرانم دایی جان! مات نگاه‌ش کردم که ادامه داد _امشب…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۳۱

همگی از جا بلند شدیم و مامان گفت _حالا نشسته بودین کجا به این زودی؟ معین با لبخند محوی متواضع…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۳۰

  _این نه اون نه… دختر کم کم داری بیست و شش سالت میشه. تا کی می‌خوای رو همه عیب…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۲۹

  سه سال بعد… جلوی آینه با لبخند پهنی ایستادم. سمیرا به پهلوم زد و گفت _خر کیفی حسابی! سر…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۲۸

  از اونجایی که ما بین حرفاشون مدام به من نگاه میکردن متوجه شدم مخاطب همشون منم… خسته از این…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۲۷

بی توجه به اینکه توی تاکسیم صدامو بردم بالا _مامان چی داری میگی؟ با اجازه ی کی گذاشتی بیان؟ _دختر…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۲۶

  دستم و زیر چونم زدم و بی حوصله روی کاغذ مشغول کشیدن خطوط فرضی شدم. امروز قرار بود به…

بیشتر بخوانید »

رمان تدریس عاشقانه پارت ۲۵

جوابم و نداد…از خودم متنفر بودم که باعث این حالش شدم اما گفتن حقیقت برام از مرگ هم سخت تر…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا
بستن