رمان خان زاده جلد دوم Archives - رمان دونی

رمان خان زاده جلد دوم

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۱۲

  لبخندی بهش زدم و گفتم نگران نباشین مادر به زودی بچه دار میشم و به ارزوتون میرسین. سرشو بالا…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۱۱

  حرفی برای زدن نداشتم اهورا با کاری که کرده بود دیگه جایی برای حرف زدن نذاشته بود. دیشب منو…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۱۰

  از خوش خیالی شوهرم نفسم بند اومد به چی فکر میکرد من چه خبری رومی خواستم بهش بدم نمیتونستم…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۹

  برای اون زن شال و روسری و ساعت و لوازم ارایشی گرفتم. سایزلباساشو نمیدونستم برای همین برای اولین دیدار…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۸

  سرمو زیر گردنش پنهان کردم و گفتم می دونی اهورا منم دلگیر میشم منم دلم میگیره از اینکه نمیتونم…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۷

  بعد این همه وقتی که مشکلات داشتیم ناراحت بودیم امشب وخوش بگذرونیم. دخترمون حالش جا بیاد . منو به…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۶

  مونس و زمین گذاشت رو بهش گفت: _ برو بابایی برو بازی کن من با مامانت حرف بزنم. به…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۵

  برای ناهار که رفتیم لب به غذا نزدم سرمو با غذا دادن به مونس گرم کردم . توی سکوت…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۴

دخترکم روی تخت فلزی گوشه اتاق خوابیده بود و من نگاهم به گوشیم بود و منتظر تماس اهورا بودم می…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۳

  نفسم بند اومد! تموم وجودم از شدت عصبانیت می لرزید اما باید این زنیکه رو می شوندم سر جاش.…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۲

  مونس رو که خوابیده بود بوسیدم و از اتاق بیرون رفتم. مثل هر روز دویدم تو بغلش و شاهرگش…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت یک

  #خان_زاده  #پارت۱ #جلد_دوم فصــل دوم رمــــان جـــذاب خـــانزاده    مقدمه: تصور کن همه چیز خوب داره پیش میره! من…

بیشتر بخوانید »

codebazan