codebazan

رمان خان زاده جلد دوم

رمان خان زاده جلد دوم پارت آخر

کنارش نشستم و گفتم باور کن خوبه حالش خوبه دکتر گفت خیلی زود به هوش میاد مونس رو توی بغلم…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۳۵

  دروغ گفته بود؟ چنگی به موهام کشیدم و تازه یادم اومد ایلین و اونجا تنها گذاشتم سراسیمه از شاهین…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۳۴

  دلم برای این خنده هاشم تنگ شده بود نبودهددهورا و حتی روی دخترکمون تاثیر گذاشته بود که کم می…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۳۳

دستم روی شکمم گذاشتم و آهسته سومین بچه مون رو نوازش کردم و گفتم دعا کن دعا کن برادرت سالم…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۳۲

_ باهام میای بریم ؟ بریم یه جای خلوت فقط من و تو باهم حرف میزنیم حل می‌کنیم هر چیزی…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۳۱

  اگر همین الان بهش می گفتم الان که منو بغل کردی فقط من نیستم و یه بچه دیگه توی…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۳۰

  حال دلم بد میشد چی میشد همون بچه توی شکم من بود و این همه اتفاق هیچ کدومشون نمی…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۲۹

  مونس که از حرفای ما سر در نیاورده بود روی پام نشست و گفت _مامان چی داری میگی من…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۲۸

شاهینی میگفت باید سرپا بشم و به زندگیم برسم می گفت اینطور خونه نشین شدن و دوری کردن از کار…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۲۷

شرکت و به حال خودش گذاشته بودم پامو اونجا نمیذاشتم وقتی مونس و آیلین نبود این شرکت و پول در…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۲۶

  حتی از من توضیح نمی خواست آخرای شب بود ساعت از نیمه شب گذشته بود و من با بی…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۲۵

  از وقتی که از شیراز راه افتاده بودیم من گوشیم خاموش کرده بودم نمیخواستم اهورا اگر زنگ بزنه جوابشو…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۲۴

  انتخاب باتوعه یا از زندگیش حذف شو و برو برای همیشه راستش و بخوای من و اهورا قبل این…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۲۳

  شاهین که ایستاده بود رو به من کرد و گفت _ پس با هم بریم مانتومو تن کردم و…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد دوم پارت ۲۲

  نیم ساعتی نگذشته بود که زنگ خونه به صدا دراومد و صدای کیمیا و شاهین توی حیاط پیچید. از…

بیشتر بخوانید »

کدبازان