codebazan

رمان زندگی شیرین و مبهم من

رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۲۰

الَذّی خَلَق سَبعَ سَمواتٍ طباقاً ما تری فی خَلقِ الرّحمن من تفاوُتٍ فارِجعِ البَصَرَ هَل تَری من فطورٍ * ثُمَّ…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۱۸

ثنا و حمد بی‌پایان خدا را که صنعش در وجود آورد ما را الها قادرا پروردگارا کریما منعما آمرزگارا چه…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۱۷

به نام خدا، هر چه داریم از او خداوند احمد خدای سبو خدای قلم های حیدر ستا خداوند سیف و…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۱۵

❤️به نام خداوندجان آفرین. حڪیم سخن درزبان آفرید.❤️ ۱۵.۱ همون موقع صدای از اون ور خط شنیدم. -اههـــــــــــــــــــــــــه !سپهرداد منم…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۸

♥️به نام خداوند جان وخرد♥️ ۸.۱ جلوی در کتونی های آل استارم را در آوردم وبه داخل رفتم . نگاهی…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۷

به نام خدا ♥️🔥❤️🔥 ۷.۱ آهانی گفت ومشغول صحبت شدیم . وارد تهران شدیم . «پایتخت » پایتخت ایران .…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت ۶

۶.۱ ♥️به نام خداا♥️ ❤️🔥♥️🔥 همون موقع آقا جونم همه مارو صدا زد . همه ی ما کنار پدر هامون…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من پارت۵

۵.۱ به نام خدا با این حرفش همه خندیدم وبه نشیمن رفتیم . اینبار منو سپهرداد وهیراد روی یک مبل…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

رمان زندگی شیرین ومبهم من۲

  منتظر بابا شدیم تا ماشینش رو پارک کنه. بابا ماشینش روکنار ماشین های عمو اینا پارک کرد و به…

بیشتر بخوانید »
رمان زندگی شیرین ومبهم

زندگی شیرین ومبهم‌من۱

  ♥به نام خداوندی که نزدیکتر از رگ گردن است♥ رمان :زندگی شیرین و مبهم من نویسنده :نسترن ژانر:مبهم .عاشقانه.طنز.اندکی…

بیشتر بخوانید »

کدبازان